مائده آيه 1
يَأيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُم بَهِيمَةُ الْأَنْعَمِ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّى الصَّيْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ
| پيام ها |
|
|
|
1- مسلمانان باید به همهى پیمانها، (با هر كس و هر گروه،) پایبند باشند، چه قراردادهاى لفظى، چه كتبى و چه عملى ؛ پیمانهاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى ویا خانوادگى ؛ با قوى یا ضیعف، با دوست یا دشمن، با خدا (مثل نذر و عهد) یا مردم، با فرد یا جامعه، با كوچك یا بزرگ، با كشورهاى منطقه یا قراردادهاى بین المللى. كلمهى «العقود» داراى الف و لام است كه شامل همهى قراردادها مىشود. «أوفوا بالعقود» 2- ایمان، ضامن وفا به عهد و پیمانهاست. «یا ایّها الّذین آمنوا اوفوا بالعقود» 3- آن گونه كه پیمانشكنى و ظلم، رمز محرومیّت از نعمتها و الطاف الهى است، [9] پایبندى به عهد و پیمان، عامل بهرهگیرى از آنهاست. «أوفوا بالعقود احلّت لكم» (آرى، خوش قولى، رمز خوش روزى بودن است. در مَثَل است: آدم خوش حساب، شریك مال مردم است.) 4- حال كه خداوند انواع نعمتها را در اختیار ما گذاشته است، پس به پیمانهاى او وفادار باشیم. «أوفوا بالعقود احلّت لكم» 5 - یكى از پیمانهاى الهى، توجّه به احكام حلال وحرام در خوردنىهاست. «اوفوا بالعقود اُحلّت لكم» 6- اسلام، هم به مسائل اجتماعى و هم به مسائل اقتصادى توجّه دارد. (وفاى به عهد، مسئلهى اجتماعى وبهرهگیرى از حیوانات، از مسائل اقتصادى است.) «أوفوا بالعقود اُحِلّت لكم بهیمة الانعام» 7- مصرف گوشت گاو، شتر و گوسفندى كه مرده یا خفّه و... شده باشند، حرام است. «الاّ ما یتلى علیكم» 8 - همهى چهارپایان حلال نیستند. «الاّ ما یُتلى علیكم» (بنابر اینكه جمله، مربوط به انواع چهارپایان باشد.) 9- براى حفظ حرمت احرام باید كمى هم محرومیّت چشید و از شكار، چشم پوشید. «غیر مُحلّى الصید و انتم حُرُم» 10- عمل به محرّمات احرام، از جمله موارد وفاى به عهد و پیمان با خداست. «أوفوا بالعقود... غیر مُحلّى الصید و انتم حُرُم» 11- احرام، عهد و پیمان با خداوند است. «أوفوا بالعقود... و انتم حُرُم» 12- احرام، حالتى خاص و ویژه و داراى احترام است. «و انتم حُرُم» 9) اشاره به آیات 160 نساء و 146 انعام. |
| شماره صفحه : 106 | حزب : 22 | جزء : ششم |
سوره : مائدة |
سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم این جملهٴ اوّل﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ﴾ اگر مستقلاً نازل شده باشد لازم نیست بحث بشود که تناسب جملهٴ اوّل با جملهٴ دوّم چیست؟ جمله دوّم این است که﴿أُحِلَّتْ لَکُمْ بَهِیمَةُ الْأَنْعَامِ﴾ آن گاه سؤال میشود که چه تناسبی بین حلّیت بهیمه انعام و وجوب وفای به عهد است؟ اگر جمله اوّل جدا و مستقل نازل شده باشد گرچه در هنگام تبیین با جمله دوم در یک آیه قرار گرفت ولی لازم نیست بحث بشود که این دو جمله چه تناسلی با هم دارند مثل آیه سوم همین سورهٴ مبارکهٴ «مائده»، در آیهٴ سوّم ذیل آیه با صدر آیه هیچ تناسبی ندارد برای اینکه ذیل آیه مستقلاً و جدا نازل شده است، صدر آیهٴ سوم این است که﴿حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَ مَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّهِ﴾ تا میرسد به ﴿أَنتَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاَمِ ذلِکُمْ فِسْقٌ﴾ این تمام شد.
ذیل آیه این است که﴿الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن دِینِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلاَمَ دِیناً﴾ این ذیل با آن صدر هماهنگ نیست برای اینکه این در یک جریان دیگر نازل شد و آن صدر قبلاً نازل شد، آن مربوط به چند مسئلهٴ فقهی است این ذیل مربوط به مهم ترین مسئله ولایت و کلامی است، آن جدا نازل شد لذا با صدر هیچ تناسبی ندارد، حرمت میته و خون و گوشت خوک قبلاً هم نازل شده بود این چنین نیست که با نازل شدن این آیه دین کامل شده باشد. پس گاهی ممکن است یک آیه صدرش در یک وقت و ذیلش در وقت دیگر نازل شده باشد بنابراین نباید تناسب صدر و ذیل را مورد بحث قرار داد چون تناسبی ندارند، در دو واقعه نازل شدهاند.
نورالانوار = مخلص «ای مؤمنان» نقل است که شخصی نزد عبدالله بنمسعودt آمد و به او گفت: به من اندرزی ده! ابنمسعودt فرمود: «چون شنیدی که خداوند متعال میفرماید: (یا ایهاالذین آمنوا: ای مؤمنان!) پس خوب گوش فراده زیرا یا خیری است که حق تعالی به آن امر میکند، یا شری است که از آن نهی مینماید». آری! ای مؤمنان! «به عقود وفا کنید» مراد از عقود: عهدها و پیمانهایی است کهخداوندY در مورد اجرای احکام و قوانین خویش از بندگانش گرفته و آن پیمانها را بر ذمهشان لازم گردانیده و ایشان نیز آنها را به گردن گرفتهاند و با اینسخن خود: (سمعنا واطعنا: شنیدیم و اطاعت کردیم)، یا مانند آن از تعبیرات، بهآن متعهد شدهاند چنانکه این عقدها شامل پیمانها و معاهداتی که مؤمنان در میان همدیگر استوار میکنند نیز میشود، از جمله، قراردادها، معاهدات و معاملاتیکه از دوران جاهلیت در میان مردم باقی مانده بود. پس معنای اجمالی آیه کریمهاین است: به عهدها و قراردادهایی که با خدا و خلقش بستهاید وفا کنید. درحدیث شریف آمدهاست: «هر حلف و پیمانی که در جاهلیت بود، اسلام جز محکمی بیشتر چیز دیگری بر آن نیفزود اما در اسلام حلفی نیست». گفتنی استکه وفاکردن به پیمانهای بجا مانده از دوران جاهلیت، به آن معاهدات و پیمانهاییمحدود میشود که در حوزه تعاون و همیاری بر امور خیر قرارداشته باشد، نه پیمانها و قراردادهای مبتنی بر گناه و تجاوز.
«بر شما چارپایان از قسم انعام حلال گردیده» انعام: اسمی است که بر شتر و گاو و گوسفند اطلاق میشود «جز آنچه حکمش بر شما خوانده خواهد شد» و آنعبارت از محرماتی است که خدای سبحان در آیه (3) از همین سوره بیان کردهاست «در حالی که نباید شکار را در حال احرام، حلال بشمارید» این جمله استثنا از (بهیمه الانعام) است، یعنی: برشما چارپایان مذکور حلال گردیده، جز حیوانی که در حال احرام شکار میکنید زیرا شکار خشکی و خوردن از گوشت آن برای شخص محرم (در حال احرام) حرام است، همچنین شکار حرم مکه بر محرم وغیرآن حرام میباشد. مراد از (حرم): کسی است که به حج، یا عمره، یا به هر دو احرام بسته باشد. «خداوند هر حکمی که بخواهد مقرر میدارد» از احکامی که مخالف با عادات و رسوم اعراب است زیرا فقط اوست که حق حلال ساختن وحرام ساختن و قانونگذاری را دارد، چراکه او پروردگار شماست بنابراین، به مصالح بندگان خویش داناتر است.
تفسیر نور
کلمهى «بهیمة» در اینجا به معناى چهارپا و اعم از «اَنعام» است، «اَنعام» را به گاو و شتر و گوسفند مىگویند و «بهیمة الانعام» که سه بار در قرآن آمده به معناى حلال بودن گوشت این چهارپایان است. <1> امام صادقعلیه السلام فرمودند: مراد از «بهیمة الانعام»، جنین حیوان ذبح شده است که تزکیهى مادرش، تزکیهى او نیز به شمار مىرود. <2> مرحوم فیض در تفسیر صافى مىفرماید: ممکن است این روایت بیان مصداق پنهان آن باشد و یا اینکه از شکم مادر به آنها «بهیمة» گفته مىشود، بنابراین منافاتى با تعمیم ندارد. <3> پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود: «لادین لمَن لاعهد له» <4> ، کسى که وفا ندارد، دین ندارد. آرى، اگر به پیمانها عمل نشود، اساس جامعه واعتماد عمومى بهم مىریزد وهرج ومرج پیش مىآید. قرآن، وفاى به پیمان حتّى با مشرکان را لازم مىداند، «فأتمّوا الیهم عهدهم الى مدّتهم» <5> و طبق حدیثى از امام صادقعلیه السلام وفا به پیمان فاجران هم لازم است. <6> بر اساس روایتى دیگر، اگر یک مسلمان حتّى با اشاره، به دشمن کافر امان داد، بر دیگر مسلمانان رعایت این پیمان اشارهاى، الزامى است. <7> کتب آسمانى، عهد خداوند هستند و باید به آنها وفادار بود، عهد قدیم (تورات)، عهد جدید (انجیل) و عهد اخیر (قرآن). در حدیث مىخوانیم: «القرآن عهداللّه» <8> 1- مسلمانان باید به همهى پیمانها، (با هر کس و هر گروه،) پایبند باشند، چه قراردادهاى لفظى، چه کتبى و چه عملى ؛ پیمانهاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى ویا خانوادگى ؛ با قوى یا ضیعف، با دوست یا دشمن، با خدا (مثل نذر و عهد) یا مردم، با فرد یا جامعه، با کوچک یا بزرگ، با کشورهاى منطقه یا قراردادهاى بین المللى. کلمهى «العقود» داراى الف و لام است که شامل همهى قراردادها مىشود. «أوفوا بالعقود» 2- ایمان، ضامن وفا به عهد و پیمانهاست. «یا ایّها الّذین آمنوا اوفوا بالعقود» 3- آن گونه که پیمانشکنى و ظلم، رمز محرومیّت از نعمتها و الطاف الهى است، <9> پایبندى به عهد و پیمان، عامل بهرهگیرى از آنهاست. «أوفوا بالعقود احلّت لکم» (آرى، خوش قولى، رمز خوش روزى بودن است. در مَثَل است: آدم خوش حساب، شریک مال مردم است.) 4- حال که خداوند انواع نعمتها را در اختیار ما گذاشته است، پس به پیمانهاى او وفادار باشیم. «أوفوا بالعقود احلّت لکم» 5 - یکى از پیمانهاى الهى، توجّه به احکام حلال وحرام در خوردنىهاست. «اوفوا بالعقود اُحلّت لکم» 6- اسلام، هم به مسائل اجتماعى و هم به مسائل اقتصادى توجّه دارد. (وفاى به عهد، مسئلهى اجتماعى وبهرهگیرى از حیوانات، از مسائل اقتصادى است.) «أوفوا بالعقود اُحِلّت لکم بهیمة الانعام» 7- مصرف گوشت گاو، شتر و گوسفندى که مرده یا خفّه و... شده باشند، حرام است. «الاّ ما یتلى علیکم» 8 - همهى چهارپایان حلال نیستند. «الاّ ما یُتلى علیکم» (بنابر اینکه جمله، مربوط به انواع چهارپایان باشد.) 9- براى حفظ حرمت احرام باید کمى هم محرومیّت چشید و از شکار، چشم پوشید. «غیر مُحلّى الصید و انتم حُرُم» 10- عمل به محرّمات احرام، از جمله موارد وفاى به عهد و پیمان با خداست. «أوفوا بالعقود... غیر مُحلّى الصید و انتم حُرُم» 11- احرام، عهد و پیمان با خداوند است. «أوفوا بالعقود... و انتم حُرُم» 12- احرام، حالتى خاص و ویژه و داراى احترام است. «و انتم حُرُم»