راسخون

خدا می داند ...

DRAGON333 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 8083
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391 

برای دلجويی و کمی شادی شايد
که سهم از دست رفته مان بود
جلوتر رفتم
.
.
پرده ای که باد برد
دری که بهم خورد
آسمانی که غريد
واتاقی که برای لحظه ای روشن شد
دلم می خواست بخوابم
بی اعتنا باشم
ملافه ها مرا فرو دهند
.
.
خدا می داند آن شب
آسمان چقدر باريد....
...

DRAGON333 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 8083
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391 

شوق ديدار خداراست،بگذار بيست شويم،
فصل باران دل آراست ،بگذار خيس شويم.

زين همه رحمت وباران همه ي دشت مصفّا،
جشن گلهاي شكوفاست،بگذارخيس شويم.

اگر هم آتش لطفش،بوسه زد سينه ي ما را،
آه تبدار گواراست،بگذار خيس شويم.

اگر هم از عطش يار،سينه ها سوخت به مجمر،
فصل باران گل آراست ، بگذار خيس شويم.

گونه گر سرخ شد از بوسه ي تبدار گلِ ناز،
شوق باران بهاراست،بگذار خيس شويم.