راسخون

بعد از شهادت

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 


راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
گروهان مادر عقبه خط در انتظار جابجايي و تحويل گرفتن خط بود ، در اين هنگام ، پيك گردان رسيد و خبر دردآور شهادت فرمانده گردان « مهدي ناصري » به من داد ... ديگر رمقي در زانوانم نمانده بود ، نمي دانستم چگونه اين خبر را به نيروها بدهم.
نيروها را به خط كردم و آماده صحبت شدم ، اما در ابتداي صحبت ، بغض ، امانم را بريد و گريه ، سراپاي ديدگانم را گرفت ... نيروها با گريه من به اشك و زاري افتادند و به هر صورت ممكن از اين جريان مطلع شدند. بعضي از نيروها مي گفتند كه « اي كاش « ناصري » نمي رفت و گردان را تنها نمي گذاشت ، ما يتيم شديم و ... »من چنين آه و ناله اي و چنين سوگواري را قبلاً ، فقط در عزاداري سالار شهيدان امام حسين (ع) ديده بودم.
(كمال نوري زادگان ، شهيد مهدي ناصري )

aftabm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25070
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

خدایا ما به کجا می رویم 

با تشکر

ahmad0 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 739
|
تاریخ عضویت : آذر 1392 

به کجا چنین شتابان ....

yasbagheri کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6297
|
تاریخ عضویت : آذر 1390 

واقعا مطلب خوبی بود

خیلی دوست داشتم یه وبلاگ درست میکردم در مورد شهدا باشه

ولی حیف که بلد نیستم چطور وبلاگ بسازم

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 


واقعا مطلب خوبی بود

خیلی دوست داشتم یه وبلاگ درست میکردم در مورد شهدا باشه

ولی حیف که بلد نیستم چطور وبلاگ بسازم

اجی شما اراده کن اینجا انقدر اجی و داداش مجازی داریم که شما یه اشاره کنی وبلاگ را کامل با قالبش بهت تحویل میدن نگران چی هستی؟