دیالوگ های ماندگار
((دیالوگ ماندگار سریال امام علی))
عمروعاص :ابا یزید ! در این جنگ نه روی توان قشونت حساب کن نه روی خدعه های من فقط دعا کن دعا کن که در سپاه علی مردمان جاهل فراوان باشند.. .:)))
فامیل دور:راه رفتنی رو باید رفت,در بستنی رو هم باید بست
پسرعمه زا:دربستنی رو باید لیسید!!!!!×÷××
دیالوگ ماندگار سریال بیگناهان:
بلندی جهان به کوتاهی قبر ماست
دیالوگ ماندگار رضا"شهاب حسینی" درفیلم "حوض نقاشی"
ببخشید که بابات شدم ....
پسرم گریه نکنی ها....
ولی نه گریه کن...
اصلا گریه مال مرده...
اما سرشو باید بالا بگیره و گریه کنه....!!
سلامتی شهاب حسینی ک همه نقش ها بهش میاد "افریقا-پرسه درمه-سوپراستار-حوض نقاشی-مدارصفردرجه-تب سرد و...که همش فرق میکنند شخصیت هاش"بکوب لایک رو...
آقای مجری در حال پاره کردن دفتر مشق کلاه قرمزی چون خودش ننوشته بود . . .
آقای مجری: الان این رو پاره میکنم تا خودت مشقاتو بنویسی.
فامیل دور: نه، عجب گیری افتادیما، 3 ساعت به این گاو فهموندیم که نباید پاره کنه و بخوره، حالا باید به شما بفهمونیم . . .
دیالوگ ماندگار:
جان وین :پول خوشبختی نمیاره،
ولی گریه کردن توی یه مرسدس بنز، آسونتر از گریه کردن روی یه دوچرخه س ...!
من دختر میرزا رو بدون این اب و خاک نمیخوام
دیالوگ ماندگار و به یادماندنی مجید سوزوکی تو اخراجی ها
به قول فامیل دورتوی کلاه قرمزی که میگفت هیچوقت بایه خر دردودل نکنید :))
اون عروسک میفهمید بعضی ازما آدما اینونمیفهمیم هعیییی:(
دختره(فامیل دور) بهم ساعت یک شب پیام داده میگه
اسم ام اس داری بهم بدی قضیه رو کم کنیه
منم بهش اس دادم که خیلی دوست داشتم خودم روتو کم کنم
ولی حالا یکی دیگه داره وظیفه منو انجام میده خوشحالم
بعدش یه چند تا فوشم خوردم (^_^)
فامیل دور می فرماید:
هندوره جونم هندوره ...........دردت به جونم هندوره
من که ازین همه منطق مجاب شدم
فامیل دور :من درختم این برگ هم بچه منه
آقای مجری :بقیه بچه هات کجان؟
فامیل دور :بقیه بچه هامو به سلامتی به باد دادم!
آقای مجری: این سشوار من کجاست!؟
بچه ها: سشوار!؟
آقای مجری: بابا سشوار...مگه نمیدونید سشوار چیه!؟ اون چیزی که باهاش سرمونو خشک میکنیم
کلاه قرمزی: حوله...
آقای مجری: حوله نه, اونی که باد میزنه...
پسرعمه: پنکه...
آقای مجری: پنکه نه, باد شدید میزنه
ببعی: کولر
آقای مجری: ای بابا! باد میزنه, داغه
کلاه قرمزی: اطو اطو
فامیل دور: اجاق اجاق...
آقای مجری: بابا سشوار نشنیدید تا حالا!؟
فامیل دور: یه راهنمایی میشه بکنید آقای مجری؟ تو جیب جا میشه!؟
آقای مجری: ببینید سشوار...اینیکه تو حموم بود من میزدم به سرم
بچه ها: شامپو شامپو
آقای مجری: شامپو نه
فامیل دور: شما ریف میزنید به سرتون!؟
آقای مجری: من اون سشوار و میخوام...اون سشوار کجاست!؟
فامیل دور: سشوار بعید میدونم تو خونه داشته باشیم, فوقش یه شوار که اونم اینجا نداریم.ما تو دور یه نفر و داشتیم که یه شوار داشت بعد اون شوارش فوت کرد یه شوار دیگه گرفت شد 2شوار...سشوار دیگه نشنیده بودیم
آقای مجری: چرا خودتونو میزنید به اون راه!؟سشوار همونی که میگیریم سرمونو باهاش خشک میکنیم
فامیل دور: بیگودی
*** دیالوگ ماندگار انیمیشن رئیس مزرعه ( گاو پوش) ***
^_~ صدا : همون حاجی عبدالّهی ~_^
ادوارد چـمـن کَــن : بـه سـفـارش روانـشنـاسـم مـن هـرگـز نـبـایـد بـخـنـدم چـون روده درد میـگیـرم ، ولی از صـبح دارم بـه روانـشـنـاسـم میـخنـدم D:
اگه دوباره میتونستم بر گردم به دوران بچگی.
حتما ی روبات میساختم تا با شمشیر و خنجر بیفته دنبال اونایی که دمپایی دستشوئی رو خیس میکن.......
تکه کلام فامیل دور: من دیگه صحبتی ندارم....
پسرعمه زا : این بیتو پسر نمیشود یعنی چی؟
مجری : میگه بی تو به سر نمیشود، یعنی بدون تو نمیتونم زندگی کنم.
فامیل دور: وای آقای مجری منو میگی؟ من از بچی آرزوم بود شما بگی بی تو نمیتونم زندگی کنم...