ازدواج، حرفش را نزن!

پرنده‌ها وقتی پرواز کردن را یاد می‌گیرند، جفتی برای خود پیدا می‌کنند و از لانه پرمی‌کشند برای زندگی. آن‌ها با هم بودن را مانع پرواز نمی‌دانند اما ما انسان‌ها این روزها چون راه و رسم با هم بودن را نمی‌دانیم، گاهی فکر می‌کنیم تنهایی به قیمت حفظ آزادی می‌ارزد.
بی‌بی تعریف می‌کرد وقتی قد کشید و به اصطلاح خانمی شد‌، مادرش غذا پختن و خانه‌داری را یادش داد و همه منتظر بودند تا یک خواستگار خوب در خانه را بزند. آقا‌جان می‌گفت‌ وقتی پشت لبش سبز شد و کار و باری برای خودش جور کرد، مادر و خواهرهاش هر روز دنبال یک دختر خوب و خانواده‌دار می‌گشتند تا زودتر سر و سامانش بدهند. نه بی‌بی و نه آقاجان هیچ‌کدام فکر نمی‌کردند باید بگویند الان قصد ازدواج نداریم، با ازدواج محدود می‌شویم، آزادی‌مان را از دست می‌دهیم و هزاران بهانه‌ی دیگری که این روزها نوه‌های‌شان می‌آورند. آن‌ها وقتی به هم رسیدند، با قناعت و عشق با هم زندگی کردند و حالا تمام افتخارشان 50 سال زندگی مشترک‌شان است. بی‌بی وقتی به نوه‌هایش می‌گوید: مادر تا کی می‌خوای درس بخونی؟ بالاخره باید یه روز بچه‌دار بشی. دیر می‌شه آخه. نوه‌اش جواب می‌دهد: بی‌بی‌، کی وقته بچه داره؟ من حوصله‌ی باباشم ندارم. می‌خوام آزاد باشم‌. درس بخونم‌، کار کنم، با دوستام بگردم‌. من رو گرفتار نکن.
این روزها خیلی از جوان‌ها مثل نوه‌ی بی‌بی فکر می‌کنند. حاضر نیستند با دنیای مجردی خداحافظی کنند. اما چرا بعضی از شما که فعلن مجرد هستید‌، می‌خواهید حالا‌حالا‌ها مجرد بمانید؟
بگذارید با هم برخی از جواب‌های شما را مرور کنیم:
-می‌توانم با خیال راحت درس بخوانم و پیشرفت کنم.
-می‌توانم هر قدر که دلم می‌خواهد کار کنم و پس‌انداز داشته باشم.
-در قبال کسی مسئولیت ندارم.
-نباید به کسی جواب پس بدهم.
-برای انتخاب دوست و نوع تفریح و لباس و هزاران چیز دیگر‌، نیازی به تایید فرد دیگری نیست.
-دنیای مجردی‌، دنیای آزادی‌ست. دلیلی برای تن دادن به اسارت ازدواج نمی‌بینم.
-آن‌ها که ازدواج کردند، چه گلی به سر یکدیگر زدند‌، نصف‌شان راهی دادگاه هستند. آرزوی زندگی من را می‌خورند که نه زن دارم نه بچه‌، نه غم دارم نه غصه.
این جواب‌ها می‌تواند قانع کننده باشد به شرطی که زندگی را همین چند روز دنیا و آن هم همین چند دقیقه‌ی جوانی بدانیم. اما وقتی عمر انسان بی‌نهایت نیست و زمانی که جوانی خیلی زود می‌گذرد و انسان وارد دوران بزرگسالی و میانسالی و سالمندی می‌شود نیاز خواهید داشت با آینده‌نگری و برنامه‌ریزی کلان به زندگی نگاه کنید.
انسان عاقل وقتی تصمیمی می‌گیرد، فقط به جلوی پایش نگاه نمی‌کند. دمی را خوش بودن‌، به حراج گذاشتن زندگی است البته شاید بالا بودن آمار اختلافات زناشویی و دیدن زندگی‌های ناموفق کمی ترس در دل شما انداخته باشد اما انتخاب غلط و سبک زندگی نامناسب باعث این مشکلات است نه ازدواج کردن.

فواید تاهل؛
در این شکی نیست که تاهل با خود قانونمندی می‌آورد‌، برخی آزادی‌ها و بی‌برنامگی‌ها‌ی دوران مجردی باید کنار گذاشته شود اما همیشه در زندگی هر چیزی که می‌خواهید به دست بیاورید از خود بپرسید: «به چه قیمتی؟»
-با دوستان بیش‌تر وقت گذراندن، به چه قیمتی؟ به قیمت نداشتن یک شریک همراه برای تمام لحظات؟
_بدون دغدغه درس خواندن و کار کردن، به چه قیمتی؟ به قیمت از دست دادن لذت زیبای مادر و پدر بودن؟
_نداشتن مسئولیت و مشکلات زندگی به چه قیمتی؟ به قیمت نداشتن یک خانواده و سقف مشترک که اگر درست بنا شود می‌تواند زیبا‌ترین لحظات و دلبستگی‌ها را ایجاد کند؟
-اگر می‌خواهید قیمت آزادی در دوران مجردی را بپردازید که همچنان مجرد باقی بمانید. وگرنه آستین‌ها را بالا بزنید که هر چه زودتر گرفتار بند اسارت یک همراه همدل‌، صبور و مهربان شوید.
ازدواج یک شراکت دائم بر پایه‌ی درک متقابل و گذشتن‌ها و صبوری‌هایی است که اگر درست انجام شود‌، نه بند اسارت به پای شما خواهد زد و نه مقابل رشد و پیشرفت‌تان خواهد ایستاد. با ازدواج‌، خود را زندانی نمی‌کنید بلکه یک همراه خواهید داشت برای آسان‌تر عبور کردن از جاده‌های سخت زندگی.


ندا داودی-کارشناس روانشناسی