جک
یک روز دوتا چینی میخورن به هم میشکنن
يك روز يه فردی داشته خرما مي داده يك نفر يك مشت خرما بر ميداره لر ميگه اقا يك نفر مرده يك اتوبوس كه وارونه نشده.
يک روز یک بچه خيلي شلوغ از مادرش اجازه می گیرد تا برود خانه دوستش و با بچه ها بازي کند. پس از چند ساعت برميگردد. مامانش مي پرسد: بچه آرامي بودي؟ پسرک مي گوید: بله مامان. حتي مامان دوستم از رفتن من خيلي خوشحال شد . مامان پسرک مي پرسد: از کجا فهميدي؟ پسرک مي گوید: آخر وقتي زنگ در خانه شان را زدم، مامان دوستم گفت : به به فقط جنابعالي را کم داشتيم.
<p>يک روز یک بچه خيلي شلوغ از مادرش اجازه می گیرد تا برود خانه دوستش و با بچه ها بازي کند. پس از چند ساعت برميگردد. مامانش مي پرسد: بچه آرامي بودي؟ پسرک مي گوید: بله مامان. حتي مامان دوستم از رفتن من خيلي خوشحال شد . مامان پسرک مي پرسد: از کجا فهميدي؟ پسرک مي گوید: آخر وقتي زنگ در خانه شان را زدم، مامان دوستم گفت : به به فقط جنابعالي را کم داشتيم.</p>
ازپزشک جراحی که ماسک به چهره داشت پرسیدند:چراموقع عمل صورت خودرامی پوشانید؟
جراح:برای اینکه اگر بیمار درحین عمل مرد،آن دنیا نتواند مرا شناسایی کند!
قاضی:چراپول این آقا رانمی دهی؟
متهم:آقای قاضی باورکنید یک سال است به اوالتماس میکنم یک هفته به من فرصت دهدولی قبول نمی کند!
یارو تو اتوبوس کبریت میخواسته به بغلی میگه
اسمت چیه ؟
-یوسف. به به،
شغلت چیه؟ -زنبوردار به به،
کجا میری؟ -اهواز عجب جایی،
کبریت داری؟ -نه…..
نه و نکمه، با اون اسمت، پدرسگ پشه باز، تو این گرما سگ میره اهواز که تو میرى
یکی رو به زور وادار به نماز خوندن میکنن، بعد میبینن نشسته داره همینجوری دعا میکنه، میرن گوش میدن میبینن میگه: خدایا! اینا منو به زور وادار کردن به نماز خوندن، تو خودت قبول نکن
اولی :توبابرادرت چندسال اختلاف سن داری؟
دومی:راستش پارسال مادرم میگفت که من یک سال از اوکوچک ترم.بااین حساب امسال دیگرباید هم سن اوشده باشم!
مرغی عکس یک تخم مرغ را قاب کرده بودوبه دیوار اتاقش زده بود.اردکی که به خانه اش آمده بود،ازاوپرسید:«این عکس دیگرچیست؟»
مرغ گفت:«یادش بخیر !عکس زمان بچگی ام است!»
از یک آدم تنبل می پرسند:«آخرین بار جورابت راکی شستی؟»
تنبل:«قرارنشدسوال تاریخی بکنی ها!»
معلم:«گرم ترین جای دنیا کجاست؟»
دانش آموز:«تنور نانوایی!»