معماران معروف
دانیل برنهم متولد ۱۸۴۶ ایالت نیویورک، معمار قرن نوزدهم آمریکا است.
او از بنیانگذاران شیوه معماری شیکاگو است. او در ۱۹۱۲ فوت کرد.
ویلیام لوبارون جنی
ویلیام لوبارون جنی متولد در ماساچوست، معمار آمریکایی قرن نوزدهم بود.
او در پاریس تحصیل کرد و در شیکاگو مشغول به کار شد.
او بود که نخستین بار از تیرچههای فولادی در ساختمان سازی مرتفع استفاده کرد.
او یکی از معماران شیوه معماری شیکاگو بود. از شاگردان او میتوان لوئیس سولیوان، ویلیام هولابرد، مارتین روشه و دانیل برنهم را نام برد.
جان راسکین
(زاده ۱۸۱۹ - درگذشت ۱۹۰۰) شاعر، فیلسوف، منتقد هنری و نویسنده انگلیسی بود.
برداشت او از هنر و معماری بسیار تاثیر پذیرفته از زیباییشناسی ویکتوریایی و زیباییشناسی ادواردی است.
وی که در خانوادهای ثروتمند زاده شده بود، پس از مرگ پدرش تمام ثروت او را وقف فعالیتهای خیریه، موزه و فعالیتهای فرهنگی کرد و خود به نویسندگی اشتغال یافت. تمام آثار وی دارای رنگ و لعاب اخلاقیاند.
معروفترین اثر راسکین کتاب هفت مشعل معماری است که در سال ۱۸۴۸ انتشار یافت. وی در این کتاب سخن از معماری میگوید و معتقد است معماری دارای هفت مشعل به قرار زیر است: حقیقت، ایثار، قدرت، زیبایی، زندگی، خاطره و اطاعت.
او در سن ۸۰ سالگی در حالی درگذشت که آثار وی بر نویسندگان انگلیس غیر قابل کتمان است.
(زاده ۱۸۱۸ - درگذشته ۱۸۷۹) معمار شهیر فرانسوی است.
او در مرمت آثار باستانی به ابعاد اقتصادی و بهداشتی (نور، هوا، ....) توجه داشت. به عقیده وی آثار باستانی باید با تخریب بناهای اطراف بیش از پیش در معرض دید قرار گیرد.
او دو نظریه مهم را مطرح ساختهاست :
- نظریه پویایی ماده در ساختمان : ماده بی جان برای برخورداری از روح و روان باید به صورتی به کار گرفته شود که معمار در نظر دارد .
- : او سبک را مجموعهای از قوانین و مقرراتی میداند که با توجه به تکنولوژی زمان و در زمان تعریف میشود .
(۲۵ فوریهٔ ۱۸۶۱ - ۳۰ مارس ۱۹۳۵) فیلسوف، ادیب، پرورشکار، هنرمند، نمایشنامهنویس، اندیشمند اجتماعی و نهانشناس اتریشی بود.
معماری طبیعی، گونهای معماری آمیخته با رنگ است که در آغاز سدهٔ بیستم به ظهور رسید. رودولف اشتاینر با الهام از طبیعت شیوهای از این معماری را بنیان گذاشت. همچنین معمارانی چون فرانک لوید رایت وآنتونی گادی نیز از پیشگامان معماری طبیعی بودند. این شیوه معماری به معنای تقلید صرف از طبیعت نیست بلکه در آن خواستههای بشر بعنوان موجودی خلاق و زنده در نظر گرفته میشود، به انسان فردیت می بخشد و به سازگاری انسان با طبیعت پیرامون و مشخصههای فرهنگی وی کمک میکند. معماری طبیعی از توجه صرف به ابعاد فرهنگی و اجتماعی پا را فراتر گذاشته و جنبههای فیزیکی، روحی و روانی بشر و ارتباط وی با دنیای پیرامون را مد نظر قرار میدهد و در زمانی که معماری روز شدیداًْ وابسته به اقتصاد، تکنیک و مقررات است معماری طبیعی این موارد را با ابعاد زیستی، فرهنگی و روحی بشر گره میزند.
سبک کارهایش نیز اکسپریونیسم است
ارو سارینن
در سال ۱۹۱۰ در فنلاند متولد شد و در سال ۱۹۲۳ زمانی که ۱۳ سال داشت به همراه خانواده به ایالات متحده مهاجرت کرد ارو حرفه خود را با استعدادهای قابل ملاحظه ای شروع کرد . پدرش الیل سارینن (۱۹۵۰-۱۸۷۳) معمار معروف و بزرگی و شناخته شده بود واولین رئیس آکادمی هنر میشیگان جایی که در اونجا تدریس هم می کرد بود و ارو نیز تحت نظارت پدرش درس می خواند و از نمونه کارهایش ایستگاه قطار هلسینکی و بسیاری دیگر از ساختمانهای برجسته فنلاند بود و یادبود توسعه ملی جفرسون از آثار اوست.
مادرش لوئیس (۱۹۶۸-۱۸۷۹) طراح پارچه و لباس و مجسمه ساز بود و همچنین خواهرش لیزا (۱۹۷۹-۱۹۰۵) طراح داخلی بود . نمونه کار پدر ارو طراحی پردیس Cranbrook در حومه دیترویت معیار مهمی در حرفه ارو بود او اعنقاد راسخ به اینکه معماری باید کل محیط زیست را در بربگیرد داشت و درکنار کارهایش از منظره و اشیای تزئینی به عنوان مدل کمک می گرفت و درآکادمی پاریس (۱۹۳۰-۱۹۲۰) به تحصیل مجسمه سازی می پرداخت وتحصیلات معماری خود را در دانشگاه ییل (۱۹۳۱ - ۱۹۳۴) گذراند و در سال ۱۹۳۴ &۱۹۳۵ به اروپا بورسیه شد.
مسیر اصلی حرفهٔ ایرو مدرن سازی بود و در طول سالهای (۱۹۳۰-۱۹۴۰) به تمرین طراحی ساختمانهایی به همراه پدرش Eliel، او و همکارانش پرداخت .همکاری بین پدر و پسر در آیندهٔ ارو اثرات بسیار پرباری درکشف ایدههای خود و کسب شهرت به عنوان یک معمار مدرن داشت . برجستهترین موفقیت پدرش و وی در سال ۱۹۳۹ برای طراحی گالری هنر اسمیتسونین بر روی بازار واشنگتن بود .و در زمان جنگ با همکاری پدرش پروژههای مسکونی را اجرا کرد.
با مرگ الایل سارینن Eliel Saarinen در سال ۱۹۵۰ ، Eero رسماً کار خود را به عنوان معمار مستقل آغاز کردند و با طراحی مبلمان شروع کرد و کارهاشون رو در نمایشگاهی در سال ۱۹۴۰ با نام طراحی ارگانیک در مبلمان خانگی در موزههای مدرن در نیویورک به نمایش گذاشتند. و برندهٔ ایجاد طرحهای مدرن مبلمان شد.
ایرو در حرفهاش روشهای جدید و متنوع ابداع می کرد هرجند در زمان زندگی اش از سوی معماران هم دوره خود نادیده گرفته شد و گاه مورد تمسخر قرار می گرفت امروزه به عنوان یکی از استادان معماری آمریکایی سده بیستم به شمار می آید. او همه را تحت تاثیر و مجذوب طرحهای قدرتمندش می کرد و روز به روز مشهرتر می شد .
جدای طراحیها معماری فرودگاه و موزههای بزرگ و مبلمان ارو به عنوان مجسمه ساز معروفیت زیادی داشت. بعضی از کارهاش مثل ترکیب استیل و شیشه در مرکز جنرال موتورز نمونه هایی از سبک بینالملل هستند. همچنین کار معروف پایانه TWA در فرودگاه کندی جالبه.ارو گاهی به عنوان پدر نئو اکسپرسیونیم هم شناخته می شود.
ایرو سارنین فعالیتهای بسیاری در زمینه معماری مجسمه سازی و طراحی مبلمان انجام داد و جوایز زیاذی دریافت کرد و در سال ۱۹۶۱ در اثر تومور مغزی در گذشت و بعد از مرگ وی مدال طلای موسسهٔ معماران آمریکا به وی تعلق گرفت .
یرو سارینن در سال ۱۹۱۰ در فنلاند متولد شد و در سال ۱۹۲۳ زمانی که ۱۳ سال داشت به همراه خانواده به ایالات متحده مهاجرت کرد ارو حرفه خود را با استعدادهای قابل ملاحظه ای شروع کرد . پدرش الیل سارینن (۱۹۵۰-۱۸۷۳) معمار معروف و بزرگی و شناخته شده بود واولین رئیس آکادمی هنر میشیگان جایی که در اونجا تدریس هم می کرد بود و ارو نیز تحت نظارت پدرش درس می خواند و از نمونه کارهایش ایستگاه قطار هلسینکی و بسیاری دیگر از ساختمانهای برجسته فنلاند بود و یادبود توسعه ملی جفرسون از آثار اوست.
مادرش لوئیس (۱۹۶۸-۱۸۷۹) طراح پارچه و لباس و مجسمه ساز بود و همچنین خواهرش لیزا (۱۹۷۹-۱۹۰۵) طراح داخلی بود . نمونه کار پدر ارو طراحی پردیس Cranbrook در حومه دیترویت معیار مهمی در حرفه ارو بود او اعنقاد راسخ به اینکه معماری باید کل محیط زیست را در بربگیرد داشت و درکنار کارهایش از منظره و اشیای تزئینی به عنوان مدل کمک می گرفت و درآکادمی پاریس (۱۹۳۰-۱۹۲۰) به تحصیل مجسمه سازی می پرداخت وتحصیلات معماری خود را در دانشگاه ییل (۱۹۳۱ - ۱۹۳۴) گذراند و در سال ۱۹۳۴ &۱۹۳۵ به اروپا بورسیه شد.
مسیر اصلی حرفهٔ ایرو مدرن سازی بود و در طول سالهای (۱۹۳۰-۱۹۴۰) به تمرین طراحی ساختمانهایی به همراه پدرش Eliel، او و همکارانش پرداخت .همکاری بین پدر و پسر در آیندهٔ ارو اثرات بسیار پرباری درکشف ایدههای خود و کسب شهرت به عنوان یک معمار مدرن داشت . برجستهترین موفقیت پدرش و وی در سال ۱۹۳۹ برای طراحی گالری هنر اسمیتسونین بر روی بازار واشنگتن بود .و در زمان جنگ با همکاری پدرش پروژههای مسکونی را اجرا کرد.
با مرگ الایل سارینن Eliel Saarinen در سال ۱۹۵۰ ، Eero رسماً کار خود را به عنوان معمار مستقل آغاز کردند و با طراحی مبلمان شروع کرد و کارهاشون رو در نمایشگاهی در سال ۱۹۴۰ با نام طراحی ارگانیک در مبلمان خانگی در موزههای مدرن در نیویورک به نمایش گذاشتند. و برندهٔ ایجاد طرحهای مدرن مبلمان شد.
ایرو در حرفهاش روشهای جدید و متنوع ابداع می کرد هرجند در زمان زندگی اش از سوی معماران هم دوره خود نادیده گرفته شد و گاه مورد تمسخر قرار می گرفت امروزه به عنوان یکی از استادان معماری آمریکایی سده بیستم به شمار می آید. او همه را تحت تاثیر و مجذوب طرحهای قدرتمندش می کرد و روز به روز مشهرتر می شد .
جدای طراحیها معماری فرودگاه و موزههای بزرگ و مبلمان ارو به عنوان مجسمه ساز معروفیت زیادی داشت. بعضی از کارهاش مثل ترکیب استیل و شیشه در مرکز جنرال موتورز نمونه هایی از سبک بینالملل هستند. همچنین کار معروف پایانه TWA در فرودگاه کندی جالبه.ارو گاهی به عنوان پدر نئو اکسپرسیونیم هم شناخته می شود.
ایرو سارنین فعالیتهای بسیاری در زمینه معماری مجسمه سازی و طراحی مبلمان انجام داد و جوایز زیاذی دریافت کرد و در سال ۱۹۶۱ در اثر تومور مغزی در گذشت و بعد از مرگ وی مدال طلای موسسهٔ معماران آمریکا به وی تعلق گرفت .
یورن اوتزن
(۹ آوریل ۱۹۱۸ - ۲۹ نوامبر ۲۰۰۸) معمار دانمارکی یود. مشهورترین کار وی ساختمان اپرای بزرگ شهر سیدنی است.
فرزند معمار شناخته شده ٔ کشتی در آلبورگ دانمارک ( Aalborg) از ۱۸ سالگی در طراحی کشتی با پدرش همکاری میکرد. در آکادمی هنرهای زیبای کپنهاگدر رشته معماری تحصیل کرد.
یورن اوتزن در سال ۱۹۱۸ در کپنهاگ به دنیا آمد. پدر او مدیر کارگاه کشتیسازی در شهر Alborg دانمارک و مهندس برجسته وسایل نقلیه دریایی بود. چند تن از خویشاوندان او قایقرانانی ماهر بودند و خود اوتزن نیز در جوانی به ملوان زبدهای تبدیل شد. شغل مورد نظر او تا سن حدود ۱۸ سالگی، افسری در نیروی دریایی بود. مقارن با همین زمان، در حالی که او هنوز در دبیرستان تحصیل میکرد، کمک به پدرش را در کارگاه کشتیسازی او، با بررسی طرحهای جدید، ترسیم نقشهها و ساختن ماکتها آغاز کرد. این فعالیت امکان دیگری برای کارآموزی او فراهم کرد تا مانند پدرش، مهندس وسایل نقلیه دریایی شود. اما تجربیات جدید او در طول تعطیلات تابستان، نزد پدربزرگ و مادربزرگش، تأثیرات دیگری بر سرنوشت او گذاشت. اوتزن در آنجا دو هنرمند، یعنی Paul Schrøder و Carl Kyberg را ملاقات کرد که او را با هنر آشنا کردند. همچنین Einar Utzon-Frank، یکی از خویشاوندان پدری او که یک مجسمهساز و همچنین استاد آکادمی سلطنتی هنرهای زیبا بود، بر او تأثیر گذاشت و باعث شد او به مجسمهسازی علاقمند شود. زمانی کلیه شواهد حاکی از آن بود که اوتزن میخواهد هنرمند شود، اما دست آخر، او متقاعد شد که رفتن به مدرسه معماری میتواند بهترین مسیر حرفهای برای او باشد. اگرچه نمرههای نهایی او در دبیرستان، به ویژه در ریاضیات، ضعیف بودند، اما استعداد عالی او در طراحی دست آزاد به اندازه کافی قوی بود که او بتواند در امتحان ورودی آکادمی سلطنتی هنرهای زیبا در کپنهاگ پذیرفته شود.
زمانی که اوتزن در سال ۱۹۴۲ از آکادمی هنرهای زیبا فارغالتحصیل شد، مانند بسیاری از معماران آن زمان، به دلیل جنگ جهانی دوم، به کشور بیطرف سوئد گریخت که در آنجا او به خاطر طولانیشدن جنگ، در دفتر استکهلم Hakon Ahlberg مشغول کار شد. به دنبال آن، او به فنلاند رفت تا با آلوار آلتو کار کند. اوتزن همواره از آلوار آلتو، گونار آسپلوند و فرانک لوید رایت، به عنوان مهمترین اشخاص تأثیرگذار بر کار شخصی خود یاد میکرد. او در طول دهه بعد سفرهای بسیاری انجام داد و از مراکش، مکزیک، ایالات متحده، چین، ژاپن، هند و استرالیا دیدن کرد و چنین مقدر بود که مقصد آخری، به عامل مهمی در زندگی وی تبدیل شود.
بیشتر پروژههای اوتزن در زادگاهش دانمارک اجرا شدهاند، اما شهرت او بیشتر به خاطر طرح ساختمان آیکونیک اپرای سیدنی، است. ماجرای این پروژه در واقع از سال ۱۹۵۷ آغاز میشود، زمانی که یورن اوتزن ۳۸ ساله، هنوز معمار نسبتاً ناشناختهای بود و در مسابقه طراحی ساختمان اپرای سیدنی شرکت کرد. در این مسابقه که حدود ۲۳۰ شرکتکننده از بیش از سی کشور جهان در آن شرکت کرده بودند، کانسپت او انتخاب شد که در آن زمان از سوی رسانههای همگانی به عنوان «سه تاق بتنی صدفمانند که با تایلهای سفید پوشیده شده» توصیف شد. ساخت طرح پیشنهادی او در سال ۱۹۵۹ شروع شد و اجرای آن به دلیل بروز مشکلات مختلف، از جمله ترک پروژه توسط اوتزن در سال ۱۹۶۶، پس از مشاجرات تلخ و ناگوار با مقامات استرالیا درباره هزینه و مسائل مربوط به زمانبندی، نهایتاً در سال ۱۹۷۳ پایان یافت. اپرای سیدنی، از زمان افتتاح، به پرفعالیتترین مرکز هنرهای نمایشی در جهان تبدیل شده است، بطوری که در سال رویهمرفته ۳۰۰۰ رویداد در آن برگزار میشود و حدود دو میلیون تماشاگر دارد. یورن اوتزان در سن ۹۰ سالگی بر اثر حمله قلبی در خواب درگذشت.
سانتیاگو کالاتراوا
معمار برجسته، مهندس سازه و مجسمه ساز اسپانیایی است. او به عنوان یک طراح نخبه در جهان شهرت کسب کرده است. دفاتر کاری او در زوریخ، پاریس، نیویورک و شهرهای دیگر جهان گسترده است. شهرت وی در معماری نوین زبانزد خاص و عام شده است.
وی هم اکنون در حال ساخت سه پل در شهر دالاس، و در حال تکمیل یک برج ۱۵۰ طبقهای در شهر شیکاگو به نام «منار شیکاگو» است.
سانتیاگو کالاتراوا در ۲۸ ژوئیه ۱۹۵۱ میلادی در حومهٔ شهر والنسیا در اسپانیا به دنیا آمد. در همان شهر تحصیلات خود را در مدرسهٔ هنر و معماری به پایان رساند. پس از پایان تحصیلات معماری در ۱۹۷۵ برای تحصیل در رشته سازه وارد موسسه فنی فدرال سوییس در زوریخ شد. در ۱۹۸۱ پس از اتمام تز دکترای رشته مهندسی سازه تحت عنوان «چین خوردگی قابهای سه بعدی» فعالیتهای معماری و مهندسی خود را آغاز کرد.
فعالیتهای آغازین کالاتراوا بیشتر بر روی پلها و ایستگاههای قطار متمرکز بود. طراحیهای او جایگاه پروژههای عمرانی را به ترازی بالاتر ارتقا داد. برج مخابراتی زیبا و متهورانهٔ «مونتویی» در شهر بارسلون دراسپانیا (۱۹۹۱) در مقر برگزاری بازیهای المپیک ۱۹۹۲ باعث جلب توجهی جهانی به این مهندس عمران و آرشیتکت اسپانیایی گردید. از آن پس پیشنهادهای بسیاری از سراسر جهان به او داده شد. پاویون کوادراچی (۲۰۰۱) در موزه هنر میلواکی اولین پروژهٔ او در ایالات متحده بود. طراحی برج پیچنده ۵۴ طبقه در شهر مالمو در سوئد او را به یک طراح تراز اول جهانی تبدیل کرد. در حال حاضر کالاتراوا مشغول طراحی یک ایستگاه قطار در محل برجهای دوقلوی نیویورک است.
سبک پیشروی کالاتراوا برای ادغام مهندسی سازه و معماری در پل سازی شهرتی جهانی یافته است. در حقیقت او را میتوان دنباله رو مهندسان اسپانیایی مدرنیستی مانند فلیکس کاندلا و آنتونیو گائودیدانست. با وجود این، سبک او بسیار شخصی است و از مطالعات فراوان او پیرامون ساختار فیزیولوژیک بدن انسان و جهان طبیعت منتج میشود.
الاتراوا عناوین و جوایز بسیاری را کسب کرده است. از این جمله میتوان به مدال نقره پژوهش و فناوری از پاریس (در سال ۱۹۹۰)، و جایزه معتبر مدال طلایی را از انجمن مهندسان سازه (۱۹۹۲) نام برد.
در سال ۱۹۹۳ موزه هنرهای زیبای نیویورک نمایشگاه بزرگی از آثار او را تحت عنوان «سازه و زیبایی» برپا کرد. در سال ۱۹۹۸ وی به عضویت انجمن هنر و فرهنگ پاریس انتخاب شد.
در سال ۲۰۰۴، مدال طلای موسسه معماران آمریکا (AIA) به او اهدا شد. وی در سال ۲۰۰۵، جایزه یوجین مکدرموت از انجمن هنرهای انستیتوی تکنولوژی ماساچوست به وی تعلق گرفت. این جایزه یکی از معتبرترین جوایز هنری در آمریکا است.
در۱۹۱۶ به پلی تکنیک هلسینکی رفت و در ۱۹۲۱ فارغ التحصیل شد.از شاگردان آرماس لینگرن و لارس سونک بود.
مدت چند سال در سراسر اسکاندیناوی، اروپای مرکزی وایتالیا سفر کرد و مدت کوتاهی در دفتر برنامه ریزی نمایشگاه گوتنبرگ فعالیت داشت.اولین دوره معماری حرفه ای او با شرکت در نمایشگاه صنعتی سال ۱۹۲۲ آغاز شد، هر چند کارهای مختلف دیگری نیز مرتبط به دوره دانشجویی وی شناخته شده است که از اهمیت خاصی برخوردار هستند.
آلتو در سال ۱۹۲۲ در ژی وی اس کیلا اولین دفتر کارش را دایر کرد و در سال ۱۹۲۵ با آینو مارسیو ازدواج کرد.آینو مارسیو تا پایان عمر خود (۱۹۴۰)مهم ترین همکار او بود، خصوصاً در کار اداره و مدیریت کارخانه ی مبلمان چوبی که به سال ۱۹۲۸ در ارتباط با ساختمان آسایشگاه پایمیو تاسیس شده بود، نقش مؤثری داشت.
آلتو در سال ۱۹۲۷، ژی واس کیلا را ترک گفت، شهری که در آن ساختمانهای مهمی همچون ساختمان کلوپ کارگران و ساختمان انجمن میهن پرستان را به اجرا در آورده بود.کارهای او در این دوره به طور کلی به دوره ی چند عملکردی و نئوکلاسیک مربوط میشود.او مدت کوتاهی در تورکو به سر برد که در آن زمان مهمترین شهر پذیرای هنرمندان در فنلاند بود.این سالها سالهای کلیدی در تکامل معماری او محسوب میشوند، دوره ای که نشان میداد، کارهای او به طور کلی از نظر محتوایی با پیشرفته ترین کارهای معاصر آن عصر در اروپای مرکزی در سطح و معیار برابری قرار دارد.ساختمان های چند طبقه استاندارد شده در تورکو با اجزای پیش ساخته ی بتنی که می توان آنها را با تجربیات معاصر معماران بزرگی چون میس واندر روهه و گریپوس برابر دانست. در سال ۱۹۲۹ بر اثر ستایشهای زیگفرید گیدیون در گردهم آیی سیام شرکت کردو کلاً به معماری مدرن جهانی روی آورد و این گردهمایی زمینه آشنایی او را با بسیاری از بزرگان معماری آن دوره فراهم آورد.
در سال ۱۹۳۱ آلتو به هلسینکی بازگشت که نشانه وابستگی کامل او به زندگی فرهنگی فنلاند بود. آنچه در این سالها بر آلتو در تورکو گذشت زمیبه ساز تحول او از معماری سنتی فنلاند به مدرنیسم بود، کارهایی که او در این چند سال انجام داد در پیشبرد و توسعه شیوه معماری او نقش بسزایی داشت و موجب گسترش سبک معماری او گردید.
اگر چه جایگاه ارزشی معماری او در این دوره خارج از شناسه ی معماری او قرار میگیرد، اما ظرفیت آثار او از یک سو ضرورتاً به زمان و از سوی دیگر به بی زمانی مرتبط میشود.به عنوان نمونه:ساختمان کتابخانه وی پور، ساخمان آسایشگاه جنوب غربی فنلاند در پایمیو و ساختمان اداره مرکزی روزنامه تورن سانومات در تورکو. کارهای دیگر او مربوط به این دوره در زمره آثار مدرن کلاسیک به شمار می روند، به عنوان مثال:خانه شخصی او در هلسینکی، غرفه فنلاند در نمایشگاه جهانی نیویورک و مجموعه مسکونی کارخانه تولید سلولز در سونیلا.
سالهای جنگ، زمانی که آلتو در خط اول جبهه خدمت میکرد، و همچنین بلا فاصله بعداز جنگ به شدت دست اندر کار بازسازی فنلاند بود(ار جمله طرح توسعه پایتخت ویران شده لپلاند فنلاند،۵-۱۹۴۴).مدتی ار کار معماری دست کشید؛ هر چند که از اوایل سال ۱۹۵۰ ذهن او به سمت مجموعه مسایل پیچیده ای جهت گیری کرد، وبه طور همزمان فیزیک پایه ای، روان شناسی و نیازهای فرهنگی و اجتماعی عصر خود را مورد توجه قرار داد.کارهای مربوط به این دوره از جمله خوابگاه دانشجویان ارشد بیکر هاوس در مجموعه انستیتو تکنولوژی ماساچوست در کمبریج ماساچوست(۲-۱۹۵۰و۱۹۴۹)، که شاهکار بی نظیری از مهرورزی به ماده و نوعی احساس رمانتیک از فضا به منظور دست یابی به ارزش های اجتماعی و سیاسی جامعه بود.طرح اجرا نشده گورستان کلیسای مالم در شمال هلسینکی(۱۹۵۰)بازتاب حساسیت روان شناختی وی به شکنندگی انسان در برابر تجربه ی رنج و رودرروی تصور دیگری از ماهیت واقعی حضور مرگ است؛ در اینجا آلتو به نوعی ژرف اندیشی و احساس والای شاعرانه دست یافت که در معماری این عصر همتراز و برابر با آن را نمی توان یافت، به همین نحو نیز پروژه غیر اجرایی قبرستان کونگز لینگبی نزدیک کپنهاگ(۱۹۵۱)، در جمع بندی فرایند خلاقیت او در شرح وابستگی او به طبیعت به مثابه شریک عقلانی از کارهای دیگر او موفقتر است.
سرانجام، پروژه وُگل واید پلاتس در ودن(۱۹۵۳)نشانه تناوبی دیگر در بازگشت به زمینه های پیچیده در کارهای اوست -بازتاب خاصی که هر جزء را به کلان فضا مرتبط می ساخت.
آلتو در این مقطع به کنترل مطلق کاربرد تکنیک و فضا پرداخت، که بر مبنای سی سال در گیری مدام مشغله ی ذهنی او با انسان و نیازهای روان شناختی بارور شده بود.همچنین در این دوره با مسائل برنامه ریزی مواجه بود و نقطه ی اوج این درگیری ها برنامه ریزی های مختلفی بود که در مرکز پایتخت فنلاند به انجام رساند(۷۳-۱۹۵۹).مهمترین ساختمانهای او در هلسینکی بدین قرارند:ساختمان دفتر رائو تاتالو(۶-۱۹۵۲و۱۹۴۸)، ساختمان مرکز فرهنگی(۸-۱۹۵۵)، ساختمان مرکز کنفرانس فنلاند و تالار کنسرت (۱۹۷۰-۵-۱۹۷۳)و...
الیسا ما کی نی می که در رشته معماری تحصیل کرده بود در ۱۹۵۲ با آلتو ازدواج کرد ودر کارهای آینده همواره با وی همکاری داشت، به ویژه در طرح توسعه ساختمان پلی تکنیک اوتانی می و ساختمان مرکز فرهنگی لاپیا در رووانیمی؛ ساختمانی که بعدها در فاصله ۱۹۷۰تا ۱۹۷۵به منظور توسعه ی ساختمان اداری و مرکز فرهنگی به اجرا در آمد؛ پروژه ی اصلی آن در سال ۱۹۶۳ طراحی شده بود. الیسا آلتو تا ۱۹۷۶ کارهای دفتر آلتو را که در هنگام مرگ او ناتمام رها شده بود یا هنوز در مرحله طراحی طبقات بود ادامه داد؛ از جمله ساختمان اپرای ِاسن(خاتمه در ۱۹۵۹)ساختمان مرکز شهری در ژای واس کیلا (اتمام در ۱۹۶۴)و کلیسای لاهتی(پروژه مسابقه ای سال ۱۹۵۰ که در ۱۹۷۰ به اتمام رسید.)
متولد 30 آوریل 1880، ،معمار در جنگ جهانی اول غز ل خداحافظی خوند. از وی تنها اسکيس ها و کروکی هايی باقی مانده است که از روی آنها ذهن خلاقانه و متفاوتش مشهود است
در اسکیسهای چیز که مشهود است سرعت
تاتلین (۲۸ دسامبر۱۸۸۵- ۳۱ می۱۹۵۳) نقاشی و معمار به همراه کازیمیر مالوویچ یکی از دو شخصیت مهم در جنبش پیشگام هنری در سال ۱۹۲۰ در روسیه(شوروی) بود
ولادیمیر تاتلین، بنیانگذار سبک کنستراکتیویسم در شهر «خارکف» متولد شد او از نژاد اوکراینی بود
اثار
بنای یادمان بین الملل سوم پروژه
جایگاه سخنرانی لنین مسکو
متولد سال ۱۳۱۷ تهران
فارغ التحصیل رشته معماری و شهرسازی دانشگاه هوارد شهر واشنگتن دی سی (۱۹۶۳)
شرکت در نمایشگاه نقاشی بی ینال ونیز ۱۹۶۱
شرکت درنمایشگاه نقاشی بی ینال پاریس ۱۹۶۳
برپایی نمایشگاه نقاشی در گالری رئالیته آمریکا ۱۹۶۲
شرکت در دومین کنگره معماری ایران ۱۳۵۱
بنیانگذار دفتر مهندسین مشاور داض (قبل ازانقلاب)
شرکت درمسابقه معماری بنیاد آقاخان و دریافت جایزه به خاطر معماری شهرک شوشتر
طراحی و اجرای آثاری چون موزه هنرهای معاصر تهران، پارک و فرهنگسرای شفق، دفتر مخصوص ملکه ایران، پارک وفرهنگسرای نیاوران، منزل مسکونی (موزه) پرویز تناولی، نمازخانه جنب موزه فرش، مسجد جندی شاپور، شهرک شوشتر، ویلای «پیرونه» (اسپانیا)، ویلای «اسپارتینا» (اسپانیا) و چندین اثر دیگر در ایران و اروپا و آمریکا ۱۳۸۳- ۱۳۴۵
اقامت دائمی در اسپانیا در سالهای پس از انقلاب
(متولد ۱۲۷۹ خورشیدی، در استانبول، وفات ۱۳۴۹ خورشیدی در فرانسه) از پایه گذاران معماری نوین در ایران، وی دانشآموختهٔ دانشگاه معماری و هنرهای کاربردی وین بود.
پس از شروع به قتلعام سال ۱۸۹۴ ارامنه توسط دولت ترکیه، خانواده گورکیان تصمیم به مهاجرت به غرب گرفت. گابریل در یک توقف کوتاه در استانبول به دنیا آمد (۲۱ نوامبر ۱۹۰۰م).
خانواده گورکیان راهی تهران شد. پدر گابریل بلافاصله به عنوان جواهر شناس در دربار مظفرالدین شاه استخدام شد. گابریل که اصلیت ارمنی داشت و در ترکیه متولد شده بود به همراه دو خواهر و برادر خود ملیت ایرانی انتخاب کرد.
گورکیان بعد از اخذ دیپلم در ۱۹۲۱ میلادی و پس از سفری به قصد مطالعه کارهای معماری به چند کشور اروپایی، پاریس را جهت اقامت و فعالیت اختیار کرد. او در این دوره با هانری سواژ که از معماران پیشروفرانسه بود آشنا شد و در دفتر وی به کار پرداخت. همان دفتری که وارطان هوانسیان نیز با آن همکاری داشت.
گورکیان به خاطر بیماری همسرش در سال ۱۳۱۶خورشیدی تهران را ترک کرد و به انگلستان رفت و از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۰ میلادی در انگلستان اقامت کرد. وی در سال ۱۹۴۰ به فرانسه بازگشت و به علت اشغال کشور در جنوب فرانسه اقامت گزید. در سال ۱۹۴۴ پس از آزادی فرانسه به پاریس رفت و در فعالیتهای بازسازی پس از جنگ شرکت کرد.
از سال ۱۹۴۸ گورکیان عازم آمریکا شد و تا سال ۱۹۶۹ در آنجا اقامت داشت و در دانشکده فنی آلاباماو سپس دانشکده معماری ایلینوی به تدریس پرداخت. در سال ۱۹۶۹ به علت بیماری همسرش به جنوب فرانسه که دارای آب و هوای مناسب تری بود، بازگشت. همسر گابریل پس از مدت کوتاهی در جنوب فرانسه درگذشت و خود او نیز در سال ۱۹۷۰ فوت کرد.
میس در مغازهٔ حکاکی بر روی سنگ و چندین شرکت محلی طراحی داخلی کار میکرد و سپس به برلین رفت و به دفتر طراح داخلی برونو پاول پیوست. او حرفه معماری خود را به عنوان یک کار آموز در کارگاه پیتر بهرنس بین سالهای ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۲ میلادی شروع کرد، جایی که او در معرض نظریههای رایج معماری و فرهنگ مترقی آلمان قرار گرفت او همچنین در کنار والتر گروپیوس و لو کوربوزیه کار میکرد. او همچنین به عنوان مدیر پروژههای ساختمانی سفارت امپراطوری آلمان درسن پترزبورگ تحت نظر پیتر بهرنس کار میکرد. استعداد او به سرعت شناخته شد و او با توجه به عدم تحصیلات رسمی دانشگاهی شروع به قرارداد بستن به صورت مستقل کرد. او کم گو، مشاوره گر و ار لحاظ جسمانی با ابهت بود. لودویش میس به عنوان قسمتی از یک تبدیل سریع از پسر یک کاسب به یک معمار که با فرهنگ ممتاز برلین کار میکند، نام خانوادگی خود را تغییر داد و نام خانوادگی مادر خود (ون در روهه) را که تاثیرگذار تر بود برگزید. او کار مستقل و حرفهای خود را با طراحی ساختمانهای طبقات مرفه جامعه با سبک سنتی محلی آلمانی شروع کرد. او پهنِ متناسب را، نظم عناصر موزون را و توجه به رابطه سازههای ساخته شده توسط انسان با طبیعت را و ترکیبهای سادهٔ حجمهای مکعبی کارل فریدریش شینکل متعلق به سبک معماری نئو کلاسیک پروسی(Prussian Neo-Classical) در اوایل قرن ۱۹ را، در صورتی که در آن قرن درنظر نگرفتن گلچین بودن و درهم ریختگی سبک معماری کلاسیک به دلیل این که با عصر مدرن نامربوط است رایج بود، را میپسندید.