راسخون

دل نوشته های راسخونی ...

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

در جلسه امتحانِ عشق 
من مانده‌ام و یک برگۀ سفید! 
یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی.. 
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی‌شود! 
در این سکوت بغض آلود 
قطره کوچکی هوس سرسره بازی می‌کند! 
و برگۀ سفیدم عاشقانه قطره را در آغوش می‌کشد! 
عشق تو نوشتنی نیست.. 
در برگه‌ام، کنار آن قطره، یک قلب می‌کشم! 
وقت تمام است. 
برگه‌ها بالا... 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

ان که برگشت 
و 
جفا کرد 
و 
به هیچم 
بفروخت... 
به همه عالمش از من 
نتوانند خرید!...

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

چه تلخ محاکمه می شود

زمستان ...

که برای جان دادن به درخت ،

جان می دهد ! 

و چه ناعادلانه کمی آنطرف تر

همه چیز به اسم بهار تمام می شود 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
زیبایی عشق به
سکوت
است نه
فریاد
،
پس با تمام
سکوتم
دوستت دارم

دوست دارم راسخون

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
دنبال بهانه نباش عزیزم
چشم که گذاشتم
برو و هر وقت خواستی برگرد
من تا بی نهایت شمردن می دانم !

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
انصاف نیست دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم های تکراری را

روزی هزار بار ببینی و آنقدر بزرگ باشد

که نتوانی آن کس را که دلت میخواهد حتی یک بار ببینی . . .

 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

گاهی فرار می کنم

از فکر کردن به تو ..

مثل رد کردن آهنگی که

خیلی دوستش دارم .

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

چه مسخره بود سوالهای امتحانی که :

لطفاجای خالی راپرکنید...

من اگرمیتوانستم جای خالی توراپرمی کردم..

 

 

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

خدايا چه بيحساب بر ما ميبخشي و ما چه حسابگرانه تسبيحت ميگوييم کاش از شمارش دانه هاي تسبيح دست برداريم و فقط يکبار بيحساب تو را بخوانيم!

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

خواهم زخدا که بی وفایم نکند/\غرق گناهم ولی رهایم نکند/\یک خواسته دارم زخدای متعال/\در هر دو جهان از خودش جدایم نکند....!

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

عمریست که از حضور او جاماندیم. در غربت سرد خویش تنها ماندیم. اومنتظر است تا که ما برگردیم. ماییم که در غربت کبری ماندیم.

takround کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5906
|
تاریخ عضویت : آذر 1392 

آدمی در آغوش خدا غمی نداشت،پیش خدا حسرت هیچ بیش و کمی نداشت،دل از خدا برید و در زمین نشست،صد بار عاشق شد و دلش شکست،به هر طرف نگاه کرد راهش بسته بود،یادش آمد دل خدا را شکسته بود.

takround کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5906
|
تاریخ عضویت : آذر 1392 

باز آي كه جانم به جمالت نگران است~باز آي كه دل در غم هجران به فغان است~باز آي كه بي روح تو اي نور دو ديده~سيلاب به چشم من سرگشته روان است اللهم عجل لوليك الفرج 

takround کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5906
|
تاریخ عضویت : آذر 1392 

شادی راهدیه کن به کسانی که آن راازتوگرفتندعشق بورزبه آنهاکه دلت راشکستنددعاکن برای آنهاکه نفرینت کردندبهارشووبخندکه خداهنوزآن بالاباماست

takround کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5906
|
تاریخ عضویت : آذر 1392 

یوسف میدانست تمام درها بسته هستند اما بخاطر خدا و به اميد او به سوی درهای بسته دويد و تمام درهای بسته برایش باز شد، اگر تمام درهای دنیا هم برویت بسته شدند دنبال درهای بسته بدو خدای تو و یوسف یكیست...