اسکیس
اسکیس چیست؟
اسکیس یا طراحی سریع با دست ، اجمالی از یک منظر یا ساختار یک حجم معماری است ، که با نقاشی تفاوت دارد
اسکیس یا طراحی سریع با دست ، اجمالی از یک منظر یا ساختار یک حجم است ، که در عین موجز بودن شامل تمام زوایا ، پستی بلند ی ها و سایه روشن های آن نیز می باشد و به دست نمی آید مگر با نگاهی دقیق نافذ موشکاف برای طی طریق رسیدن به قله های مورد نظر در اسکیس به طور اعم و در این برای موفقیت در آزمون اسکیس کارشناسی ارشد به طور اخص ، گام هایی را باید پیمود، و نکاتی را باید دانست و رعایت کرد که در عین سادگی و سهولت شان بسیار مهم ، حدس و دقیق می باشند .سوای استعداد و توانایی ذهنی که امری حیاتی برای قدم نهادن به این راه و موفق شدن در آن مباشد . عامل اصلی و مهمتر از آن ، داشتن اعتماد به نفس بالا به خود و توانایی های خود و بعد در راستای آن ، تمرین و ممارست بسیار و خستگی ناپذیر است زیرا عدم و اتکا به نفس ، مانع اقدام و شروع به طراحی میشود و راه شروع نشده کور و در نطفه خفه میگردد و نداشتن تمرین مدام نیز ادامه مسیر را مشکل و امکان پیشرفت را محدود و کم می کند.
در طراحی ، 3 نکته سادگی حجم ، همسیویی فرم با عملکرد و بیان مفهوم نهایی ، اهمیتی حیاتی دارند .
سادگی حجم : هر بیننده ای با هر قوه ادراکی باید بتواند در کمترین زمان ممکن ، تصویری از کلیات در زهنش باز آوری کند و بدین ترتیب خاطره دیدارش را از بنا زنده سازد .
همسویی فرم با عملکرد : یا به عبارتی ایجاد نوعی هماهنگی بین عمل سنگین در حال انجام و پیام حجم که سبب غنای طرح و ماندگاری آن در ذهن بیننده می گردد .
بیان مفهوم نهایی : باعث می شود غیر از ظواهر سرح که برای هر کس به فراخور حال آن شخص، مفاهیمی عرضه شدنی دارد ، طرح بنا نیز از نوعی فلسفه نهایی و مفهوم غایی برای بعضی مخاطبان خاص خود ،سود جوید .
باید به شناختی از روحیات آنان دست یافت و در واقع مخاطبان را شناخت . این مخاطبان در 3 گروه زیر دسته بندی می شوند :
گروه اول : طیف وسیعی از عامه مردم هستنند که شاید قدرت تخصصی لازم را برای درک اثر هنری نداشته ولی به اندازه مشاعرشان از دیدن اثر خوب لذت مر بدند و به ظواهر زیبای آن بسنده می کنند .
گروه دوم : همان متخصصان یا علاقمندان آثار هنری هستند که نه تنها درک گروه اول را دارند، بلکه در سطح بالاتری با اثر برخورد می کنند و به دنبال علت های منطقی شکل گیری اثر هستند و آن را با منطق و علم خود تطبیق می دهند و به همان اندازه که به درکی علمی و یا منطقی برسند ، کار را واجد ارزش – یا فاقد آن – تشخیص می دهند .
گروه سوم : که اصطلاحاً دلشدگان نامیده می شوند ، هر چند می توانند اما به درک ظاهری مسلط نیستند. این گروه از مخاطبان که از سطحی فرارت از گروه های دیگر به اثر نگاه می کنند ، در آن به دنبال گمشده و ضمیر تصویر خویش میگردند . اینان هستند که در طول زمان سبب ماندگاری و جاویدان شدن هر بنایی می شوند. زیرا آن اثر غنی در طول تاریخ حیات خود ، پیام هایی را به زبان های مختلف برای این گروه شیفته دارد .
طریقه گرفتن مداد
شیوه های بسیاری برای گرفتن مداد هست اما نکته کلیدی این است که وقتی اسکیس می زنید مداد را طوری بگیرید که راحت یاشید.مداد را مثل وقتی که می خواهید چیزی بنویسید،نگیرید زیرا در این حالت ،مداد را سفت و محکم می گیریم در حالی که هنگام اسکیس زدن،دست باید نسبتاً آزاد و راحت باشد .حدود دو تا سه سانتی متر بالاتر از سر مداد را بگیرید.در این حالت با انگشت شست و دو انگشت اولی مداد را می گیریم .بدین ترتیب مداد،به راحتی روی انگشت سوم قرار می گیرد. انگشت دوم و شست برای ثابت نگه داشتن مداد و جلو گیری از سر خوردن آن است.
معمولاً ارتباط بین انگشت اشاره و شست،نوع خطوط و سبک اسکیس را مشخص می کند.سر این دو اگشت حکم تکیه گاه مداد را دارند.وقتی نسبتاً به هم نزدیک باشند،انگشت ها به سمت داخل خم می شود بنا براین حرکت (جابه جایی)مداد محدود به اندازه ای است که انگشتان می توانند باز شوند.این حالت کاملاً شبیه به حالت نوشتن است.برای کشیدن خط پرداز و جزییات اسکیس این حالت کاربرد دارد و باعث می شود هنرمند کنترل بیشتری روی مداد داشته باشد تا اشتباهات به حداقل برسند.
حالت نوشتن:
محکم گرفته می شود.
انعطاف پذیر نیست.
انگشتان به سر مداد خیلی نزدیک است.
حالت اسکیس زدن:
دست آزاد گرفته می شود.
انعطاف پذیر است.
انگشتان از سر مداد فاصله دارند.
حالت دوم زمانی است که سر انگشت دوم و شست دور از هم باشند و معمولاً به جای آنکه به سمت داخل خمیده باشند، راست هستند.به این ترتیب حرکت مداد بیشتر می شود.با باز کردن انگشت دوم و سوم و حرکت آنها به سمت بالا و پایین خطوطی به بلندی شش ،هفت سانتی متر می توان کشید.همچنین دراین حالت هنرمند می تواند مداد را از پهلو بگیرد و از تمام سر مداد حداکثر استفاده را ببرد.یکی از نتایج این طرز گرفتن مداد ،کشیدن خطوط پهن است .چرا که به راحتی می توان تمام انگشتان را باز کرد ،در نتیجه مداد،نرم و آرام روی کاغذ حرکت می کند.زاویه و درجه انعطاف پذیری مداد باید با دست هنرمند تنظیم شود،شخص می تواند بدون درنگ یا وقفه از حالت اول به حالت دوم تغییر حرکت دهد.
در حالت سوم گرفتن مداد درست مثل گرفتن کاردک بتونه کاری یا ازار دیگری شبیه آن است.مداد بین انگشت شست و انگشت دوم گرفته می شود.در این حالت هرگونه حرکت انگشت یا دست حذف می شود،بنا بر این بیشتر برای کشیدن خطوط بلند و پهن مناسب است.کل ساعد نیز به کار گرفته می شود تا حداکثر امکان را برای هنرمند فراهم کند.با توجه به اندازه کاغذ مورد استفاده و وسعت حرکت بازوی هنرمند،خطوط کشیده شده با این روش،به بیش از یک متر نیز می تواند برسد همچنین در این حالت می توان خطوط اسکنه ای ایجاد کرد .کافی است مداد را در دست بگیرید و با ضربات کوتاه و ناگهانی به سمت بالا و پایین،این خطوط را ایجاد کنید.
فشار دست
میزان فشار بر مداد همان چیزی است که به خط روح و ظرافت می بخشد.ضربات و خطوط بدون فشار ،ساده و یکنواخت می شود.خط ساده ای که با قلم و مرکب کشیده می شود می تواند بسیار زیبا باشد بویژه زمانی که خطوط یکنواخت و یکدست هستند.این نوع یکنواختی در خط سبب وضوح و صراحت اسکیس می شود.مداد شبیه قلم نیست و خطی که با آن کشیده می شود مثل خط قلم،یکنواخت نیست.مداد با مغزی سخت در مقایسه با مغزی نرم می تواند خطی نسبتاً یکنواخت ایجاد کند.اما زیبایی اسکیس مدادی به خاطر توانمندی هنرمند در اعمال فشار بر مداد به منظور تغییر در کیفیت خطوط است.حرکات خط پردازی )ضربه ای) ،کشیدن به سمت بالا ،چرخشی،همچنین حرکت ناگهانی مچ و آرنج و تغییرات ناگهانی زاویه سر مداد، در ایجاد تنوع و منحصر به فرد بودن اسکیس های مدادی نقش دارند.
با مداد باید مانند ابزار توانمندسازی حرکات دست،بازو و انگشتان رفتار کرد.گذشته از همه اینها،تنها از طریق این برخورد های حسی است که اسکیس به وجود می آید.روش اسکیس زدن فقط شامل حرکت دستی که مداد را گرفته،نمی شود بلکه ارتباط حسی سراسری از چشم به مغز و دست برقرار می شود .باتدا با چشم [شی ء مورد نظر را]مشاهده و باز بینی می کنیم سپس با کمک مغز و چشم آن را ساده می کنیم،دست هم آنچه را که مغز با دلیل ،ذخیره کرده،[روی کاغذ] ثبت می کند.مجدداًچشم ها آنچه را دیده ،ارزیابی می کند تا تصویر ذهنیمان از هر جهت شبیه همان چیزی باشد که در ابتدا دیده ایم.تغییرات لازم صورت می گیرد و دوباره همه چیز ارزیابی می شود.در یک کلمه:این [مراحل]،فرآیند اسکیس زدن است بی تردید اسکیس زدن فرآیندی ذهنی و کاملاً شخصی و خصوصی استًفشار آوردن بر مداد نیز اینگونه است یعنی استاندارد علمی ای وجود ندارد تا فرد میزان فشار را با توجه به نوع سر مداد تنظیم کند و اساس آن متکی بر آزمون و خطاست چرا که از اشتباهات و موفقیت هاست که درس می گیریم .برای دست یابی به الگویی منسجم و تلاش برای حفظ آن باید پیوسته این کار (آزمون و خطا) را انجام داد.
میزان فشار بر مداد و صحیح انجام دادن آن رویای هنرآموزان مبتدی است.پی بردن به این موضوع به زمان و دل بستن به کار نیاز دارد،راه میان بری برای آن وجود ندارد جز آنکه باید تجربه کرد و آموخت.
در واقع شگردهای زیادی وجود ندارد تا فردی بتواند میزان فشار و نیروی [وارد بر مداد] را بیاموزد.نکته کلیدی نحوه گرفتن مداد است.از آنجا که سر انگشتان به مداد فشار وارد می کنند بنا بر این طرز گرفتن مداد و تماس انگشتان با مداد بسیار مهم است. میزان فشار وارد بر مداد ارزش سایه روشن را مشخص می کند.برای ارزش رنگی تیره تر مقاومت کمتری لازم است و بر عکس.تغییر و تنوع در سایه های مدادی به طور کامل به توانایی هنرمند در کم و زیاد کردن فشار در لحظه مناسب بستگی دارد.این موضوع مانند چگونگی نگه داشتن مداد نیست که شخص بتواند سریع بیاموزد،بلکه باید آن را با تجربه به دست بیاورد.
مداد راحت ترین وسیله برای تمرین و آموختن اسکیس است.با وجود این،برای کسب مهارت،تمرین با مداد خیلی سخت است چرا که مداد ویژگی های خاصی دارد.در عین حال ،این مساله نباید شما را از آموختن اسکیس با مداد دور کند،بر عکس امیدوارم ویژگی های مداد شما را جذب این ابزار کند.
خط و خط پرداز(استروک)
خط عبارت است از رشته ی بلند و پیوسته باپهنایی یکسان،درحالی که خط پرداز(استروک ها)نسبتاَکوتاه است و ازخط های شکسته با پهناهای متفاوت تشکیل شده است.خط ،نتیجه ی حرکت مداد و باقی ماندن اثر آن روی کاغذ است و درحقیقت خط ظریف و یکنواخت است .در حالی که خط پردازها با حرکت ضربه ای مداد ایجاد میشود و اغلب پر رنگ و حساب شده اند.
در اسکیس از خط برای مشخص کردن لبه های مکانی و توصیف شی مورد نظر استفاده میشود .پهنای متفاوت خط با تنظیم زاویه ی سر مداد به راحتی به دست می آید. به لحاظ نظری نوک مداد سخت خط باریک و کمرنگ و نوک مداد نرم خط تیره و ضخیم ایجاد میکند.البته با استفاده از مداد نرم درجه یک می توان خطوط متفاوتی کشید بنابر این داشتن مجموعه ای از مدادها با سرهای متفاوت ضروری به نظر نمی رسد و یکی یا دو مداد ساده برای ایجاد چنین شگردهایی (انواع خطوط)کافی است.
در اسکیس،همیشه شیوه های مناسبی برای ایجاد تنوع در پهنای خطوط و اجتناب از یکنواختی وجود دارد.برای مثال،خطوط نیمرخ (خطوط ضخیم تر)از نظر بصری باعث می شود تا شیئ از پس زمینه جدا شود ،همچنین به دید سه بعدی شیئ نیز کمک می کند.خطوط با پهنای متفاوت حس عمق و فضا را بهتر منتقل می کند،این امر،بخصوص در اسکیس هایی که از مناظر زده می شود،آشکار است.
اسکیس زدن
هدف نهایی اسکیس،برداشت گرافیکی درست از تصویر [مورد نظر]است.گرچه،شیوه تفسیر و ارائه ،موضوعی جداگانه است و هر هنرمند برای بیان آن روش های خود را به کار می گیرد. اما نتیجه نهایی اسکیس ،اغلب تحت تاثیر برخی استانداردهای مورد قبول قرار می گیرد.اسکیس باید تا حدی واقعی به نظر بیاید و موضوع کشیده شده تا اندازه ای باید قابل تشخیص باشد.برای مثال،در سطحی ساده تر ،اسکیس درخت قاعدتاً شبیه درخت باشد نه یک شخص .و در سطوح پیشرفته ،درختی کهنسال نباید شبیه به نهال باشد .تنه و شاخ و برگ آن باید به نحوی ،مشخص کننده سن درخت باشد.خانه ای با نمای سنگی باید به گونه ای طراحی شود که قسمت های باریک بین سنگ ها و سیمان مشخص و واضح باشد.
مشاهده و ثبت
به منظور برداشت صحیح از تصویری که می خواهیم اسکیس بزنیم،باید زمانی را صرف کنیم و آن را به دقت مشاهده کنیم.اولین گام پراهمیت در زدن اسکیس مناسب،مشاهده دقیق تصویر مورد نظر است.این عمل باید دقیق و سریع اتفاق بیفتد.مشاهده مکرر و ثبت[تصویر مورد نظر]نیا زبه درک صحیح موضوع دارد.گاهی برای اطمینان از برقراری رابطه ای مناسب،برای آنکه موضوع مورد نظر به درستی به تصویر کشیده شود نیاز به اندازه گیری داریم.اسکیس از مناظر(به ویژه درختان) بهترین روش برای نشان دادن اهمیت مشاهده و ثبت است.این دو مزیتی باور نکردنی برای طراحان دارد چرا که تصویر با تناسب های دقیق در حکم بانک اطلاعات بصری است و برای کارهای بعدی می تواند منبع الهام و ایده به شمار آید.
اسکیس از مناظر
اسکیس از منظره ای ساده،اغلب شامل این اجزا است:درخت،بوته،زمین،تپه،آب و برخی اجزای ساخته دست بشر ،مثل خانه.اسکیس از منظره ای زیبا،ترکیبی دقیق از همه یا برخی اجزای بالاست .اسکیس از تنه درخت ،یک تپه یا فقط بستری از رود،بدون در نظر گرفتن اطراف آن به ندرت پیش می آید.تصور تپه ای بدون درخت به جز در محیط بیابانی مشکل است.بنابراین باید چشمانمان را عادت دهیم تا این اجزای تشکیل دهنده مناظر را به صورت تصویری از یک ترکیب مناسب ببینند.به این معنا که ابتدا زاویه دید مناسب را انتخاب کنیم،اگر منظره ترکیب مطلوبی نداشت،با جابه جا کردن اجزا آن،ترکیب جذاب را به دست آوریم.
درختان
درختان همانطور که می توانند از مهم ترین عناصر چشم انداز تلقی شوند اسکیس از
آنها نیز مشکل می نماید.زیرا درختان زنده اند ،رشد می کنند و در طی گذشت زمان دست خوش تغییر می شوند.برگ برخی درختان در زمستان می ریزد و برخی دیگر در بهار به گل می نشینند .بنابراین تغییرات فصلی می تواند در شکل ظاهری آنها تغییر ایجاد کند .مثل باد،برف و یخ.گونه هایی از درختان ،ساختار شاخه ای دارند بنابراین شکل ظاهری آنها می تواند با برگ یا بدون برگ باشد .رشد درختان تکی با توجه به فضای کافی در اطرافشان،با رشد درختان به صورت توده ای متفاوت است.تنه ی درختان مسن تر،پوسته ای شکسته دارد یا شاخه ها در پایه ی چتر درخت،خمیده شده و اغلب بخشی از ریشه ها در پایه تنه،از خاک بیرون زده و مشخص اند.این مشخصه ها نتیجه مشاهده،مراقبه و ثبت دقیق است.هر هنرمندی برای مشاهده و جستجوی جزئیات و نشانه های ویژه باید روشی مخصوص به خود داشته باشد.همچنین باید شیوه ای شخصی برای ثبت این نتایج در پیش گیرد چرا که اسکیس زدن یعنی ثبت همین نتایج.
درختان در پیش زمینه
درختان پیش زمینه عمدتاً برای قاب کردن عناصر در ترکیب بندی به کار گرفته می شوند.آنها تصاویر را قاب می کنند و چشمان بیننده را به سمت مرکز صفحه-جایی که اغلب نضمون [اصلی] اسکیس قرار دارد- سوق می دهند.عناصر موجود در پیش زمینه باید با جزئیاتشان طراحی شوند چرا که به ناظر نزدیک ترند.این جزئیات مانند بافت پوسته درخت ،شاخه های کوچک،برگ ها و غیره ،به نحوی باید طراحی شوند که کانون توجه را از مرکز کار ،منحرف نکنند.به کارگیری کنتراست در جزئیات به مانند کنتراست در سایه روشن جهت تباین عرصه های بصری زمین است.
درختان در یس زمینه
درختان در پس زمینه اغلب به صورت انبوه دیده می شوند،به همین دلیل بسیار متراکم به نظر می رسد و جزئیات از دست می رود.با وجود این،فرم و شکل درختان نباید فراموش شود حتی وقتی که در پس زمینه هستند.در این حالت باید از خطوط ساده با پهنای مناسب برای نشان دادن انبوه درختان استفاده کرد. از سایه زدن برای ساده کردن لایه های شاخ و برگ استفاده کنید و با ایجاد سایه های تیره و قسمت های روشن ،به موضوعی که در پس زمینه قرار دارد،حالت سه بعدی بدهید.
زمین ریخت
فرم(ریخت) زمین،تپه ،درخت،قسمت های هموار و گاهی هم صخره را شامل می شود .در بیشتر مناظر ،این عناصر به صورت جدا دیده نمی شوند،مثلاً تپه و دره غالباً به صورت عناصری متضاد و مکمل یکدیگر دیده می شوند.افق منظره ای هموار اغلب در پس زمینه با فرم هایی از صخره یا کوه قطع می شود.این ترکیب ها،تصویر را در نگاه دل انگیز تر می کند و موضوع بهتری برای اسکیس زدن می باشند،همچنین لایه های بیشتری را [برای اسکیس]فراهم کرده تا به ایجاد ترکیب جالب تر کمک کند.
هنرمند هنگام اسکیس زدن از زمین،ابتدا باید به دقت این عناصر را مشاهده،سپس اقدام به طراحی کند.ساده کردن این لایه های چند بعدی زمین به خطوطی ساده،رمز تمام اسکیس های مدادی جذاب است.شگرد کار در این است که از اسکیس زدن و ثبت جزئیات ،اجتناب کنید .به دنبال کشیدن ساختار زمین و مشخص کردن موج اصلی تپه و دره باشید .شکستگی های اصلی در صخره ی کوه را مشخص کنید و با استفاده از مدادی ساده ،برش طولی آن را به صورت طرح اولیه و سردستی بکشید.جهت تابش خورشید و چگونگی تغییرات (سایه روشن ها)رشته کوه و دره ها را مشاهده کنید.امتحان کنید و ببینید که چگونه پیچ و خم خطوط مداد به طور همزمان سه بعدی بودن زمین را می تواند نشان دهد.از سایه های موازی برای نشان دادن شیب ها و ناهمواری ها استفاده کنید.
مداد بهترین وسیله برای راندوی زمین است زیرا نوک نرمی دارد و فشار را به راحتی تحمل می کند و با اعمال فشار نوک نرم آن پهن و به حالت اسکنه ای تبدیل می شود.با هر چرخش مداد ،پهنای خطوط را می توان تغییر داد و تصویری ساده از برش طولی منظره ی [مورد نظر] کشید.هیچ وسیله ی دیگری مانند مداد نمی تواند این جلوه ی متنوع را ایجاد کند.
سلام دوست عزیز راسخونی
متشکرم موفق باشید
مداد ابزاری مناسب و چند کاربردی برای طراحی است. هیچ ابزار دیگری جز مداد امکان ایفای این نقش ها و وظایف متعدد و متنوع را ندارد زیرا مداد را نه فقط برای کشیدن خطوط با پهنای متفاوت ،بلکه می توان برای سایه زدن ،ایجاد بافت و رنگسایه های گوناگون نیز به کار گرفت.
در نگاه برخی افراد تفاوتی میان مداد و خودکار یا هر وسیله علامت گذار دیگری وجود ندارد و می توان از همه آنها برای اسکیس زدن استفاده کرد.در این دیدگاه حقیقتی نادیده پنداشته شده و ان منحصر به فرد بودن طراحی با مداد و ویژگی عدم قابلیت کپی گرفتن از آن است.
گرایش به طراحی در دهه های اخیر ،نگرانی هایی در مورد رنگ،سبک،بیان و سرعت به همراه داشته است این مشخصه ها همچنین پاسخ هایی به فن آوری جدید و شیوه زندگی ما به سبک امروزی است.از نقطه نظر آموزشی نیز تاکنون کمتر به طراحی توجه شده ،در حالی که می دانیم اسکیس زیر بنای برنامه آموزشی پرمایه و دوره پیش نیاز برای همه دانشجویان طراحی است.هنگام اسکیس زدن به هماهنگی چشم و دست نیاز دست .ابتدا (موضوع مورد نظر را )می بینیم سپس بررسی می کنیم و بعد به روی کاغذ می اوریم .انچه در ذهنمان است به کمک مداد،به روی کاغذ منتقل و ثبت می شود.مداد رابطه ای فیزیکی بین چشم ،ذهن و دست برقرار می کند و ابزار مناسبی برای اسکیس زدن است چرا که در دست گرفتن آن راحت است و قیمت زیادی ندارد .نرمی و روان بودن مداد از مشخصه های منحصر به فردی است که آن را برای مبتدیان مطلوب کرده است.دانش و مهارت هایی که از اسکیس های مدادی کسب می شود به راحتی انتقال پذیر به سایر موضوعات طراحی است و مزایای آن بی شمار و دائمی است.
انواع بسیار زیادی مداد هست که کم و بیش کارهای مشابه انجام می دهند .نکته کلیدی این است:مدادی را انتخاب کنید که با آن راحت تر بتوانید کار کنید.مدادهای معمولی درجه هایی مختلف از b و h دارند. مدادهای سخت را با علامت h و مدادهای نرم را با b نشان می دهند.از مدادهای سخت برای ترسیم فنی استفاده می شود زیرا خطوطی بسیار باریک ،ظریف و با ثبات به جا می گذارد.و تا قبل از عصر کامپیوتر استفاده از آن فقط بین معماران رایج بود ،چرا که خطوط ظریف و منظم ایجاد شده با آن،جوابگوی دقت بالای معماران در طراحی بوده است.مدادهای نرم نیز مطلوبند زیرا درجه تیره تری از رنگ به وجود می آورد و راحت تر روی کاغذ حرکت می کند اما از آنجا که نوک این مدادها (بر اثر تماس روی سطوح اثر پذیر )سریع سائیده می شود ناگزیر خطوطی پهن و کم ثبات ایجاد می کند.
مداد زغالی،آرایشی ،آبنوسی ،مداد تخت اسکیسی،مداد طرح اولیه و ... انواع دیگر مدادهاست.مداد زغالی،مغزی زغالی دارد و کار با آن درست مانند زغال طراحی است با این تفاوت که نوک آن را مثل مداد نمی توان تیز کرد. ازآنجا که مغزی این نوع مداد به چوب پوشیده شده نتیجه کار با آن بسیار تمیز تر خواهد بود.
با استفاده از مداد مخصوص اسکیس می توان روی هر سطح (اثر پذیری) ،از دستمال سفره گرفته تا مقواهای گران قیمت فانتزی اسکیس زد. استفاده از ارزان ترین کاغذ سفید،مهم ترین نکته ای است که مبتدیان باید پیوسته به خاطر داشته باشند.من همیشه پیشنهاد می کنم از برگه های ساده و سفید a4 استفاده کنید .مزیت آن فقط قیمتش نیست بلکه می توانید هر بار روی یک ورق جداگانه کار کنید. اگر زمینه قبلی نداشته باشید آموختن اسکیس روی تخته اسکیس یا دقترچه اسکیس خیلی سخت است.لبه ها و ضخامت تخته مزاحم حرکت دست می شود و در این حالت بی تردید نمی توانید مدادتان را کنترل کنید. برگه ای ساده،این امکان را برای هنر آموز فراهم می کند تا کف دستش به راحتی روی سطح اثر پذیر قرار بگیرد.میز هم - برای قرار گرفتن برگه روی آن - نقش تکیه گاه را دارد و باعث تعادل بیشتر دست می شود همچنین از لرزش ان جلوگیری می کند.اگر یک طرف برگه را پر کردید،می توانید در طرف دیگر آن هم اسکیس بزنید(البته سعی کنید این کار را روی تخته اسکیس ضخیم انجام دهید .اسکیس زدن پشت برگه به اندازه اسکیس زدن روی آن مشکل است).از همین برگه های ارزان قیمت برای تمرین سایه روشن یا آزاد گذاشتن عضلات دست استفاده کنید.وقتی اعتماد کافی به دست آوردید و به دستتان مسلط شدید می توانیداز برگه های گران و فانتزی استفاده کنید.
کاغذهای مناسب برای اسکیس،با وزن و بافت های مختلف (در بازار) موجود است.منظور از وزن،سنگینی(ضخامت) کاغذ است.مثلاً کاغذ 110 پوندی ضخیم تر از 40 پوندی است.کاغذ معمولی طراحی بین 50 تا 110 پوند می باشد.بافت هم به درجه زبری سطح کاغذ می گویند اما متأسفانه ،استاندارد عددی برای آن وجود ندارد.نام کاغذ،بافت آن را مشخص می کند.کاغذ مخصوص آبرنگ زبر و دانه دانه است اما کاغذ بریستول نرم و براق است. تولیکنندگان کاغذ نام های تجاری زیادی دارند بنابر این شما با توجه به نوع اسکیس و بضاعت مالی شخصی باید ان را تهیه کنید.
به خاطر داشته باشید که تفاوت ته مایه رنگ خمیر کاغذ یا نام های تجاری مختلف کاغذ های بازیافتی،در بازده اسکیس شما تأثیر زیادی نخواهد داشت.
کاغذ مناسب برای اسکیس ،کاغذی است که بافت آن در حد متوسطی باشد.سطح کاغذ باید کمی (دانه دانه) یا (دندانه دندانه) باشد تا برای نگهداشتن سر مداد اصطکاک لازم را داشته باشد [و مداد به راحتی سر نخورد].سطح خیلی نرم کاغذ های تصویر سازی برای اسکیس های کلی توصیه نمی شود.این صفحات خیلی لیز هستند بنابراین طراحی کردن روی انها مشکل است. اما تصور من بر این است که [استفاده آن] برای مبتدیان مطلوب نیست.
از طرف دیگر،کاغذ پرس سرد مخصوص آبرنگ ،سطحی بسیار زبر دارد و نوک مداد به راحتی روی آن سائیده می شود.این نوع کاغذ آنقدر زبر است که مداد به سختی روی آن حرکت می کند و هنرآموزان مبتدی برای کنترل خطوطی که روی آن می کشند و در نهایت،ابعاد مناسب اسکیس دچار مشکل می شوند.خطوط خیلی صاف،روی [این کاغذ]به صورت شکسته به نظر می رسند و قسمت های سایه زده شده مانند نواری از نقاط روشن دیده می شود.بنابر این کاغذهای زبر برای اهداف آموزشی مناسب نیست و فقط به هنرمندان در سطوح پیشرفته که اهداف خاصی را دنبال می کنند پیشنهاد می شود.
کاغذ مورد علاقه من ،کاغذ ساده مخصوص طراحی با وزن متوسط است(حدود 80 پوند)و اغلب در چند اندازه،از بسته های کوچک تا اندازه های بزرگ ،متناسب با سه پایه نقاشی در دسترس می باشد. من اغلب دفترچه اسکیس کوچکی (حدود a4) همراه خودم دارم تا هنگام قدم زدن بتوانم سریع از موضوعاتی که در اطرافم می بینم اسکیس بزنم.این عادت از همان روزهای اول دانشکده در من رشد کرد و برای کسانی که به هنر طراحی عشق می ورزند تجربه مفیدی است.
اگر مدا تراش برقی در اختیار ندارید می تونید برای تراشیدن مدادتان از چاقوی کوچک جیبی (قلم تراش)استفاده کنید،البته من اولی را ترجیح می دهم چون سر مداد را بلند تر می تراشد و کار کردن با آن راحت تر است.سر بلند مداد باعث استفاده طولانی تر آن می شود و فواصل تراشیدن آن را به حداکثر می رساند.تخته ساب،سنگ ساب،و کاغذ سنباده نیز کم ک می کنند تا نوک مداد تیز تر شود.هر کدام را که ترجیح می دهید استفاده کنید.اگر به هیچ یک از وسایل بالا دسترسی نداشتید نوک مدادتان را روی سنگ یا سنگفرشی بکشید و بدین ترتیب آن را تیز کنید.
به شخصه طرفدار استفاده از پاک کن نیستم چون فکر می کنم نوعی وابستگی ایجاد می کند و مانع پیشرفت کار می شود .بنابر این ترجیح می دهم روی همان اشتباهات اسکیس بزنم یا برای خلق طرحی جدید و پویا،آنها را مبنای کار قرار دهم.در موارد بخصوص ،از پاک کن بتونه ای یا از پاک کن پلاستیکی نرم و سفید می توانید استفاده کنید .پاک کن بتونه ای به راحتی آثار به جا مانده از مداد را بدون آنکه خرده پاک کن به جا بگذارد پاک می کند.پاک کن پلاستیکی سفید نیز،اثر به جا مانده از مداد را خیلی خوب می تواند پاک کند اما فتیله هایی باقی می گذارد که باید آنها را با جاروی مخصوص از روی کاغذ زدود. هیچ نوع پاک کنی کاملا تمیز پاک نمی کند،هر کدام به نوعی به سطح کار آسیب می رساند و بافت آن را تغییر می دهد.پاک کردن آثار مداد روی کاغذ نرم بسیار مشکل خواهد بود.
شیوه های بسیاری برای گرفتن مداد هست اما نکته کلیدی این است که وقتی اسکیس می زنید مداد را طوری بگیرید که راحت یاشید.مداد را مثل وقتی که می خواهید چیزی بنویسید،نگیرید زیرا در این حالت ،مداد را سفت و محکم می گیریم در حالی که هنگام اسکیس زدن،دست باید نسبتاً آزاد و راحت باشد .حدود دو تا سه سانتی متر بالاتر از سر مداد را بگیرید.در این حالت با انگشت شست و دو انگشت اولی مداد را می گیریم .بدین ترتیب مداد،به راحتی روی انگشت سوم قرار می گیرد. انگشت دوم و شست برای ثابت نگه داشتن مداد و جلو گیری از سر خوردن آن است.
معمولاً ارتباط بین انگشت اشاره و شست،نوع خطوط و سبک اسکیس را مشخص می کند.سر این دو اگشت حکم تکیه گاه مداد را دارند.وقتی نسبتاً به هم نزدیک باشند،انگشت ها به سمت داخل خم می شود بنا براین حرکت (جابه جایی)مداد محدود به اندازه ای است که انگشتان می توانند باز شوند.این حالت کاملاً شبیه به حالت نوشتن است.برای کشیدن خط پرداز و جزییات اسکیس این حالت کاربرد دارد و باعث می شود هنرمند کنترل بیشتری روی مداد داشته باشد تا اشتباهات به حداقل برسند.
_محکم گرفته می شود.
_انعطاف پذیر نیست.
_انگشتان به سر مداد خیلی نزدیک است.
_دست آزاد گرفته می شود.
_انعطاف پذیر است.
_انگشتان از سر مداد فاصله دارند.
حالت دوم زمانی است که سر انگشت دوم و شست دور از هم باشند و معمولاً به جای آنکه به سمت داخل خمیده باشند، راست هستند.به این ترتیب حرکت مداد بیشتر می شود.با باز کردن انگشت دوم و سوم و حرکت آنها به سمت بالا و پایین خطوطی به بلندی شش ،هفت سانتی متر می توان کشید.همچنین دراین حالت هنرمند می تواند مداد را از پهلو بگیرد و از تمام سر مداد حداکثر استفاده را ببرد.یکی از نتایج این طرز گرفتن مداد ،کشیدن خطوط پهن است .چرا که به راحتی می توان تمام انگشتان را باز کرد ،در نتیجه مداد،نرم و آرام روی کاغذ حرکت می کند.زاویه و درجه انعطاف پذیری مداد باید با دست هنرمند تنظیم شود،شخص می تواند بدون درنگ یا وقفه از حالت اول به حالت دوم تغییر حرکت دهد.
در حالت سوم گرفتن مداد درست مثل گرفتن کاردک بتونه کاری یا ازار دیگری شبیه آن است.مداد بین انگشت شست و انگشت دوم گرفته می شود.در این حالت هرگونه حرکت انگشت یا دست حذف می شود،بنا بر این بیشتر برای کشیدن خطوط بلند و پهن مناسب است.کل ساعد نیز به کار گرفته می شود تا حداکثر امکان را برای هنرمند فراهم کند.با توجه به اندازه کاغذ مورد استفاده و وسعت حرکت بازوی هنرمند،خطوط کشیده شده با این روش،به بیش از یک متر نیز می تواند برسد همچنین در این حالت می توان خطوط اسکنه ای ایجاد کرد .کافی است مداد را در دست بگیرید و با ضربات کوتاه و ناگهانی به سمت بالا و پایین،این خطوط را ایجاد کنید.
میزان فشار بر مداد همان چیزی است که به خط روح و ظرافت می بخشد.ضربات و خطوط بدون فشار ،ساده و یکنواخت می شود.خط ساده ای که با قلم و مرکب کشیده می شود می تواند بسیار زیبا باشد بویژه زمانی که خطوط یکنواخت و یکدست هستند.این نوع یکنواختی در خط سبب وضوح و صراحت اسکیس می شود.مداد شبیه قلم نیست و خطی که با آن کشیده می شود مثل خط قلم،یکنواخت نیست.مداد با مغزی سخت در مقایسه با مغزی نرم می تواند خطی نسبتاً یکنواخت ایجاد کند.اما زیبایی اسکیس مدادی به خاطر توانمندی هنرمند در اعمال فشار بر مداد به منظور تغییر در کیفیت خطوط است.حرکات خط پردازی )ضربه ای) ،کشیدن به سمت بالا ،چرخشی،همچنین حرکت ناگهانی مچ و آرنج و تغییرات ناگهانی زاویه سر مداد، در ایجاد تنوع و منحصر به فرد بودن اسکیس های مدادی نقش دارند.
با مداد باید مانند ابزار توانمندسازی حرکات دست،بازو و انگشتان رفتار کرد.گذشته از همه اینها،تنها از طریق این برخورد های حسی است که اسکیس به وجود می آید.روش اسکیس زدن فقط شامل حرکت دستی که مداد را گرفته،نمی شود بلکه ارتباط حسی سراسری از چشم به مغز و دست برقرار می شود .باتدا با چشم [شی ء مورد نظر را]مشاهده و باز بینی می کنیم سپس با کمک مغز و چشم آن را ساده می کنیم،دست هم آنچه را که مغز با دلیل ،ذخیره کرده،[روی کاغذ] ثبت می کند.مجدداًچشم ها آنچه را دیده ،ارزیابی می کند تا تصویر ذهنیمان از هر جهت شبیه همان چیزی باشد که در ابتدا دیده ایم.تغییرات لازم صورت می گیرد و دوباره همه چیز ارزیابی می شود.در یک کلمه:این [مراحل]،فرآیند اسکیس زدن است بی تردید اسکیس زدن فرآیندی ذهنی و کاملاً شخصی و خصوصی استًفشار آوردن بر مداد نیز اینگونه است یعنی استاندارد علمی ای وجود ندارد تا فرد میزان فشار را با توجه به نوع سر مداد تنظیم کند و اساس آن متکی بر آزمون و خطاست چرا که از اشتباهات و موفقیت هاست که درس می گیریم .برای دست یابی به الگویی منسجم و تلاش برای حفظ آن باید پیوسته این کار (آزمون و خطا) را انجام داد.
در واقع شگردهای زیادی وجود ندارد تا فردی بتواند میزان فشار و نیروی [وارد بر مداد] را بیاموزد.نکته کلیدی نحوه گرفتن مداد است.از آنجا که سر انگشتان به مداد فشار وارد می کنند بنا بر این طرز گرفتن مداد و تماس انگشتان با مداد بسیار مهم است. میزان فشار وارد بر مداد ارزش سایه روشن را مشخص می کند.برای ارزش رنگی تیره تر مقاومت کمتری لازم است و بر عکس.تغییر و تنوع در سایه های مدادی به طور کامل به توانایی هنرمند در کم و زیاد کردن فشار در لحظه مناسب بستگی دارد.این موضوع مانند چگونگی نگه داشتن مداد نیست که شخص بتواند سریع بیاموزد،بلکه باید آن را با تجربه به دست بیاورد.
مداد راحت ترین وسیله برای تمرین و آموختن اسکیس است.با وجود این،برای کسب مهارت،تمرین با مداد خیلی سخت است چرا که مداد ویژگی های خاصی دارد.در عین حال ،این مساله نباید شما را از آموختن اسکیس با مداد دور کند،بر عکس امیدوارم ویژگی های مداد شما را جذب این ابزار کند.
خط عبارت است از رشته ی بلند و پیوسته باپهنایی یکسان،درحالی که خط پرداز(استروک ها)نسبتاَکوتاه است و ازخط های شکسته با پهناهای متفاوت تشکیل شده است.خط ،نتیجه ی حرکت مداد و باقی ماندن اثر آن روی کاغذ است و درحقیقت خط ظریف و یکنواخت است .در حالی که خط پردازها با حرکت ضربه ای مداد ایجاد میشود و اغلب پر رنگ و حساب شده اند.
در اسکیس از خط برای مشخص کردن لبه های مکانی و توصیف شی مورد نظر استفاده میشود .پهنای متفاوت خط با تنظیم زاویه ی سر مداد به راحتی به دست می آید. به لحاظ نظری نوک مداد سخت خط باریک و کمرنگ و نوک مداد نرم خط تیره و ضخیم ایجاد میکند.البته با استفاده از مداد نرم درجه یک می توان خطوط متفاوتی کشید بنابر این داشتن مجموعه ای از مدادها با سرهای متفاوت ضروری به نظر نمی رسد و یکی یا دو مداد ساده برای ایجاد چنین شگردهایی (انواع خطوط)کافی است.
در اسکیس،همیشه شیوه های مناسبی برای ایجاد تنوع در پهنای خطوط و اجتناب از یکنواختی وجود دارد.برای مثال،خطوط نیمرخ (خطوط ضخیم تر)از نظر بصری باعث می شود تا شیئ از پس زمینه جدا شود ،همچنین به دید سه بعدی شیئ نیز کمک می کند.خطوط با پهنای متفاوت حس عمق و فضا را بهتر منتقل می کند،این امر،بخصوص در اسکیس هایی که از مناظر زده می شود،آشکار است.
هدف نهایی اسکیس،برداشت گرافیکی درست از تصویر [مورد نظر]است.گرچه،شیوه تفسیر و ارائه ،موضوعی جداگانه است و هر هنرمند برای بیان آن روش های خود را به کار می گیرد. اما نتیجه نهایی اسکیس ،اغلب تحت تاثیر برخی استانداردهای مورد قبول قرار می گیرد.اسکیس باید تا حدی واقعی به نظر بیاید و موضوع کشیده شده تا اندازه ای باید قابل تشخیص باشد.برای مثال،در سطحی ساده تر ،اسکیس درخت قاعدتاً شبیه درخت باشد نه یک شخص .و در سطوح پیشرفته ،درختی کهنسال نباید شبیه به نهال باشد .تنه و شاخ و برگ آن باید به نحوی ،مشخص کننده سن درخت باشد.خانه ای با نمای سنگی باید به گونه ای طراحی شود که قسمت های باریک بین سنگ ها و سیمان مشخص و واضح باشد.
به منظور برداشت صحیح از تصویری که می خواهیم اسکیس بزنیم،باید زمانی را صرف کنیم و آن را به دقت مشاهده کنیم.اولین گام پراهمیت در زدن اسکیس مناسب،مشاهده دقیق تصویر مورد نظر است.این عمل باید دقیق و سریع اتفاق بیفتد.مشاهده مکرر و ثبت[تصویر مورد نظر]نیا زبه درک صحیح موضوع دارد.گاهی برای اطمینان از برقراری رابطه ای مناسب،برای آنکه موضوع مورد نظر به درستی به تصویر کشیده شود نیاز به اندازه گیری داریم.اسکیس از مناظر(به ویژه درختان) بهترین روش برای نشان دادن اهمیت مشاهده و ثبت است.این دو مزیتی باور نکردنی برای طراحان دارد چرا که تصویر با تناسب های دقیق در حکم بانک اطلاعات بصری است و برای کارهای بعدی می تواند منبع الهام و ایده به شمار آید.
اسکیس از منظره ای ساده،اغلب شامل این اجزا است:درخت،بوته،زمین،تپه،آب و برخی اجزای ساخته دست بشر ،مثل خانه.اسکیس از منظره ای زیبا،ترکیبی دقیق از همه یا برخی اجزای بالاست .اسکیس از تنه درخت ،یک تپه یا فقط بستری از رود،بدون در نظر گرفتن اطراف آن به ندرت پیش می آید.تصور تپه ای بدون درخت به جز در محیط بیابانی مشکل است.بنابراین باید چشمانمان را عادت دهیم تا این اجزای تشکیل دهنده مناظر را به صورت تصویری از یک ترکیب مناسب ببینند.به این معنا که ابتدا زاویه دید مناسب را انتخاب کنیم،اگر منظره ترکیب مطلوبی نداشت،با جابه جا کردن اجزا آن،ترکیب جذاب را به دست آوریم.
درختان
درختان همانطور که می توانند از مهم ترین عناصر چشم انداز تلقی شوند اسکیس از آنها نیز مشکل می نماید.زیرا درختان زنده اند ،رشد می کنند و در طی گذشت زمان دست خوش تغییر می شوند.برگ برخی درختان در زمستان می ریزد و برخی دیگر در بهار به گل می نشینند .بنابراین تغییرات فصلی می تواند در شکل ظاهری آنها تغییر ایجاد کند .مثل باد،برف و یخ.گونه هایی از درختان ،ساختار شاخه ای دارند بنابراین شکل ظاهری آنها می تواند با برگ یا بدون برگ باشد .رشد درختان تکی با توجه به فضای کافی در اطرافشان،با رشد درختان به صورت توده ای متفاوت است.تنه ی درختان مسن تر،پوسته ای شکسته دارد یا شاخه ها در پایه ی چتر درخت،خمیده شده و اغلب بخشی از ریشه ها در پایه تنه،از خاک بیرون زده و مشخص اند.این مشخصه ها نتیجه مشاهده،مراقبه و ثبت دقیق است.هر هنرمندی برای مشاهده و جستجوی جزئیات و نشانه های ویژه باید روشی مخصوص به خود داشته باشد.همچنین باید شیوه ای شخصی برای ثبت این نتایج در پیش گیرد چرا که اسکیس زدن یعنی ثبت همین نتایج.
درختان پیش زمینه عمدتاً برای قاب کردن عناصر در ترکیب بندی به کار گرفته می شوند.آنها تصاویر را قاب می کنند و چشمان بیننده را به سمت مرکز صفحه-جایی که اغلب نضمون [اصلی] اسکیس قرار دارد- سوق می دهند.عناصر موجود در پیش زمینه باید با جزئیاتشان طراحی شوند چرا که به ناظر نزدیک ترند.این جزئیات مانند بافت پوسته درخت ،شاخه های کوچک،برگ ها و غیره ،به نحوی باید طراحی شوند که کانون توجه را از مرکز کار ،منحرف نکنند.به کارگیری کنتراست در جزئیات به مانند کنتراست در سایه روشن جهت تباین عرصه های بصری زمین است.
درختان در پس زمینه اغلب به صورت انبوه دیده می شوند،به همین دلیل بسیار متراکم به نظر می رسد و جزئیات از دست می رود.با وجود این،فرم و شکل درختان نباید فراموش شود حتی وقتی که در پس زمینه هستند.در این حالت باید از خطوط ساده با پهنای مناسب برای نشان دادن انبوه درختان استفاده کرد. از سایه زدن برای ساده کردن لایه های شاخ و برگ استفاده کنید و با ایجاد سایه های تیره و قسمت های روشن ،به موضوعی که در پس زمینه قرار دارد،حالت سه بعدی بدهید.
فرم(ریخت) زمین،تپه ،درخت،قسمت های هموار و گاهی هم صخره را شامل می شود .در بیشتر مناظر ،این عناصر به صورت جدا دیده نمی شوند،مثلاً تپه و دره غالباً به صورت عناصری متضاد و مکمل یکدیگر دیده می شوند.افق منظره ای هموار اغلب در پس زمینه با فرم هایی از صخره یا کوه قطع می شود.این ترکیب ها،تصویر را در نگاه دل انگیز تر می کند و موضوع بهتری برای اسکیس زدن می باشند،همچنین لایه های بیشتری را [برای اسکیس]فراهم کرده تا به ایجاد ترکیب جالب تر کمک کند.
هنرمند هنگام اسکیس زدن از زمین،ابتدا باید به دقت این عناصر را مشاهده،سپس اقدام به طراحی کند.ساده کردن این لایه های چند بعدی زمین به خطوطی ساده،رمز تمام اسکیس های مدادی جذاب است.شگرد کار در این است که از اسکیس زدن و ثبت جزئیات ،اجتناب کنید .به دنبال کشیدن ساختار زمین و مشخص کردن موج اصلی تپه و دره باشید .شکستگی های اصلی در صخره ی کوه را مشخص کنید و با استفاده از مدادی ساده ،برش طولی آن را به صورت طرح اولیه و سردستی بکشید.جهت تابش خورشید و چگونگی تغییرات (سایه روشن ها)رشته کوه و دره ها را مشاهده کنید.امتحان کنید و ببینید که چگونه پیچ و خم خطوط مداد به طور همزمان سه بعدی بودن زمین را می تواند نشان دهد.از سایه های موازی برای نشان دادن شیب ها و ناهمواری ها استفاده کنید.
مداد بهترین وسیله برای راندوی زمین است زیرا نوک نرمی دارد و فشار را به راحتی تحمل می کند و با اعمال فشار نوک نرم آن پهن و به حالت اسکنه ای تبدیل می شود.با هر چرخش مداد ،پهنای خطوط را می توان تغییر داد و تصویری ساده از برش طولی منظره ی [مورد نظر] کشید.هیچ وسیله ی دیگری مانند مداد نمی تواند این جلوه ی متنوع را ایجاد کند.
همانگونه كه جهت ارايه يك متن ادبي از قلم و سخن استفاده مي كنيم و ارايه خوب آن بر حسب اينكه چگونه از كلمات بهره بگيريم و فكر را در قالب آن جايي دهيم مشخص خواهد شد . در معماري نيز وسيله ارايه ترسيم وطراحي مي باشد كه بر حسب مهارتمان در نوع ترسيم مي توانيم محتوي و مفاهيم فكري معمارانه را در قالب يك طرح معماري به بيننده منتقل كنيم . مسلم است كه هر چه نحوه ارايه بهتر و قويتر باشد يعني مفهوم و خواسته مان را بهتر معرفي و ارايه نماييم بيننده و سفارش دهنده راغب تر خواهد شد و اگر موضوعي به صورت مسابقه در بين عدخايي از معماران برگزار شود و ضوابط درست در انتخواب آن به كار رود معمولا هييت قضاوت كننده به آن توجه بيشتري خواهند كرد كه كار را با ارايه معمارانه و كيفيتي بهتر و جذابيت خاص آن عرضه كرده باشد .
فلسفه اسكيس در معماري و برگزاري برنامه آموزشي براي آن بر اساس همين نگرش مي باشد . چون اگر يك معمار خوب و درست فكر كند و قادر نباشد افكارش را به نحو شايسته و صحيح منتقل نمايد در اجتماع حرفه ايي موفق نخواهد بود .
اصول اوليه اسكيس در دروس پايه ايي معماري گنجانده شده است . طراحي دست آزاد و هندسه و پرسپكتيو عوامل اوليه جهت تمرين و بدست آوردن مهارت اوليه مي باشد .
حال ببينيم اسكيس چيست و چگونه مي توان به مهارت هاي قابل قبول در آن دست يافت .
اريه فكر اوليه ايي كه بتواند مفاهيم اصلي كار را نما يش دهد را اسكيس مي گويند بنابراين نه تنها در معماري بلكه در تمامي رشته هاي هنرهاي تجسمي نيز اريه اسكيس از اهميت خاصي برخوردار مي باشد ولي بهتر است هر رشته از وسايل تخصصي خود در اريه آن بهره ببرند .
يك نقاش مي تواند انواع رنگها قلم موها و وسايل ترسيم را در اسكيس خود به كار ببرد در صورتي كه يك معمار لزوما نيازي به آن سبكها و وسايل آن نقاش نخواهد داشت ولي آنچه بديهي است اينكه مدت زمان طراحي و ارايه يك اسكيس بر حسب ابزار بكار رفته مي تواند متفاوت باشد . در هر صورت يك معمار موظف خواهد بود كه در مدت زمان ارايه اسكيس را تقليل دهد و مهارت خود را به يك حداقل قابل قبول زماني و كيفي برساند .
به همين منظور است كه در دانشكده معماري اسكيس را به صورت مسابقه با يك مدت زمان محدود برگزار مي كنند .
مهمترين عامل در دستيابي به مهارتهاي لازم و ارايه اسكيس موفق علاقه توام با كوشش و تمرين مداوم است .
اين دو عامل كمبود استعداد فرد را جبران مي كند . اگر چه استعداد عامل مهمي است كه پيشرفت انسان در هر زمينه ايي كه از آن برخوردار باشد در زمان كوتاهتر از حد طبيعي تضمين مي كندولي كمبود آن با دو عامل ذكر شده فوق جبران پذير است . تمرين در طراحي به خصوص طراحي دست آزاد قاعدتا بايد قبل از شروع تحصيل در معماري آغاز كرد و اگر كسي پس از قبولي در رشته معماري تمرين در اين زمينه را آغاز كند و آنرا جدي بگيرد به سرعت از مواهب آن بهره مي گيرد .
عامل ديگري كه در مراحل اوليه ياري دهنده دانشجو در يادگيري اسكيس مي باشد مطالعه و مشاهده كارهاي خوب و تقليد از تكنيك و روشهاي بكار گرفته شده آنهاست .
مسلما در مراحل پيشرفته اين روش كاربرد خوبي نخوهد داشت چون يك معمار پس از طي تجربه هاي گوناگون بايد خود به روش خاصي با كيفيت مطلوب دست يابد و به اصطلاح صاحب سبك شود . بنابر اين نحوه ارايه كارهايش نيز بايد شناسنامه داشته باشد.
به عنوان روشی برای آموزش و یادگیری هدف از اسکیس زدن توسعه همه توانایی های یک دانشجو است.
این روش ممکن است به موارد زیر کمک کند:
_ توسعه آگاهی
_دیدن و انتخاب « جوهر »
_ارتباط برقرار کردن با خود و ایده های خود
_ توسعه، پرورش و درک ایده ها
_مراوده مفاهیم با مردم طی فرایندی درست
_ مورد توجه قرار دادن و خوشایند کردن طراحی
استفاده از کامپیوتر در فرایند طراحی به سرعت در حال توسعه است. کامپیوتر سریعتر و دقیقتر از انسان است و اطلاعات متنوع و متمایز را آنگونه که مطلوب است با هم ترکیب می کند. کامپیوتر به عنوان ابزاری برای اسکیس زدن، توسعه یافته است، اما ماشین، سخت افزار و ماشین های ساخته شده توسط انسان موانعی در فرایند خلاق طراحی در مقایسه با اسکیس زدن روی کاغذ هستند. تفاوت بین اسکیس زدن و دیدن ایده ها در کامپیوتر، در درگیر شدن مستقیم با موضوع است، ذهن ناخودآگاه اطلاعات ضمنی را در اثنای روند اسکیس زدن تولید می کند و آن ها را دور می ریزد. دلیل اصلی برای اسکیس زدن با دست، اهمیت یادگیری و دانستن چگونگی « دریافت، حفظ، و خلق » تاثیرات محیطی به طور مستقیم، به موقع و در لحظه و مکان خاص خود است.
بیست تمرین برای تقویت دست در طراحی
1- تمام تمرینات در کاغذ آ3 سفید انجام می شه
2- برای خط کشیدن از روان نویس استفاده کنید مارک unipine با نوک 5/0 توصیه می کنم .
3- از مداد در تمرینات استفاده نکنید .
4- تمام تمرینات به صورت کامل و در صفحه به صورتی انجام میشه که 3 میلیمتر فضای خالی بین دو خط وجود نداشته باشه
5- در هر صفحه تا 3 خطا ایرادی نداره اگه بیشتر شد کاغذتون رو از وسط پاره کنید .
6- تعداد هر تمرین مشخص گفته می شه . اگر بیشتر کار کنید ایرادی نداره ولی کمتر از اون بی فایده است
7-برای هر تمرین خطا هایی گفته می شه . چون کسی نیست که کارتون رو کرکسیون کنه خودتون به اینکار متعهد باشید
9- برای بعضی از حرکتها برای ترسیم جز انجام حرکت و فیلم برداری از اون راه دیگه ای به نظرم نمی رسه سعی کنید اصول کاررو دقیق یاد بگیرید
10 - هر قلمی که برداشتید سرش رو در قسمت انتهاش قرار بدید تا طول قلم بیشتر بشه و برای ترسیم مسلط تر باشید
توصیه های شخصی :
1- زمان مشخصی رو در روز برای تمرین اسکیس در نظر بگیرین و برای کارتون اهمیت قائل بشین حتی خط کشیدن ساده .
2- هر حرکت شما یک حرف داره . که این حرف تعیین کننده است . اگه تعدد کار دارید ، از کنارش به سادگی نگذرید و نسبت بهش بی اهمیت نباشید
3- زمانهایی که بی حوصله، نا امید و خسته هستید از رفتن سراغ تمرینات اسکیس خودداری کنین .
4- لازمه برای آرامش خاطر فضای مناسبی رو برای تمرین و انجام کروکی و اسکیس داشته باشین تا در طول تمرینات مجبور به تغییر حالت زیاد نشید .
5- تا زمانیکه تمرینات مقدماتی رو انجام ندادین به فکر اجرای یک اسکیس یا بستن شیت نباشید .
6- دیدن کارهای دیگران تنها نکته مثبتش ، ایده گرفتن و خلاقیته .
7- برای تمرینات معنایی اسکیس و یادگیری معماری همزمان با اسکیس سعی کنید کارهای معمارای بزرگ رو دسن کنید و همزمان راجع به فضاهایی که خلق کردن فکر کنید .
8 - برای تسلط روی مبحث کروکی وارد فضا بشید . در هر گوشه از کشور ما هزاران نقطه دیدنی برای کروکی زدن هست. از روی عکس کروکی نزنید چون دید شما رو خواهد بست و حس خلاقیت شما رو کور خواهد کرد. چون یک عکس ، تصویری ازیک بنا نیست ، خلاقیت عکاس و یا طراح اون بناست .
9- برای رسیدن به یک اسکیس منطقی برای خودتون 6 ما تمرین مداوم رو در نظر بگیرید و قبل از اون فقط به یک تمرین درست و واقعی فکر کنید . به اینکه بعد از این مدت مشخص می تونید اسکیس زدن رو شروع کنید .
10- اگر چه اسکیس یه مبحث هنری حساب میشه ولی ارزش علمی هم داره، ضمن کار روی تمرینات اسکیس ، به لحاظ علمی هم اطلاعات خودتون رو بالا ببرین .
توصیه شخص خاص هیچ لزومی نداره چون فقط به زحمتی که میکشیدو مرارت و استمراری که در کارتون دارید بستگی داره . استاد معجزه نمی کنه فقط مسیر رو نشون می ده. پس در کارتون مصمم باشید و از وسواس بیش از حد در مورد استاد خاص بپرهیزید .
کتابهایی که توصیه می کنم حداقل یکیشو بگیرین اینها هستند :
کتاب آموزش کروکی : دکتر مرتضی صدیق -- کتاب آموزش اسکیس : آرتور امید آذری ، آموزش اسکیس - جان همیلتون - یا کتابهای جدید آموزش اسکیس آقای امید آذری ...
سلام
آموزش اول -
مقدماتی ترین آموزش اسکیس که از نظر من مهمترین اونهم هست تمرین خط کشیدنه . کشیدن خط به شکل اصولی ، یعنی آماده شدن برای خلق آثار بسیار بزرگ . پس لطفا از این تمرینات خصوصاتمرین خط کشیدن راحت نگذرید .
قبل از شروع هر تمرینی :
*درب روان رو روی انتهاش بگذارید تا طول روان نویستون بیشتر بشه و مسلط تر قلم رو تو دستتون بگیرین
* یادتون باشه زیاد به قلم فشار نیارین چون هر فشاری رو شما به قلمتون بیارین ، قلمتون به دست شما میاره .
*همونطور که اول شرط کردم کاغذ تمرین آ3 باشه
* از مداد برای تمرینات استفاده نکنید .
*حالت نشستن و محلی که برای انجام تمریناتتون در نظر میگیرید ، طوری باشه که نیاز به جابجایی زیاد نداشته باشید و این موضوع باعث افت کیفیت کارتون نشه
* زمانی که خسته هستید و یا طبق نمودار بایوریتم به لحاظ روحی در وضعیت پایینی هستید از انجام تمرینات خودداری کنید .
* اعتماد به نفس رو در انجام تمرینات شرط اول کارتون قرار بدید . لطفا به مقطع تحصیلی و نوع دانشگاهتون توجهی نکنید . شما می تونید بهترین اسکیس رو بزنید اگر و فقط اگر خودتون بخواین .
اصول کشیدن انواع خط :
ا- خطوط رو بدون انقطاع و با یکبار گذاشتن قلم روی کاغذ بکشید .
2- از کشیدن خط روی خط کشیده شده یا برییده بریده کشیدن خط پرهیز کنید
3- هر خطی اصول خودش رو برای ترسیم داره دقت کنید ما 4 نوع خط می تونیم داشته باشیم که توسط حرکت قسمتهای مختلف دست ترسیم می شن ، موضوعی که خیلی ها بهش توجه نمی کنن :
الف - خط عمودی کوتاه : این خط حدودا 2تا 5 سانتیمتر طول داره و تنها با حرکت انگشتها از بالا به پایین ترسیم میشه . نوع تمرین این خط به این شکله که : دو خط موازی با خط کش به عرض 5 سانتیمتر روی کاغذ آ3 به شکل افقی رسم کنید و از ابتدای صفحه تا انتها این خطوط رو کامل بدون بیرون زدگی ، بدون کج شدن و بدون منحنی شدن ترسیم کنید . از این خطوط افقی 5 سری کامل تمرین کنید .
ب- خطوط عمودی بلند : با حرکت دست از آرنج ترسیم مییشه بدون حرکت انگشتها و کتف به صورت آزاد .تمرین کنید به اندازه یک صفحه آ3 کامل
ج: خطوط افقی کوتاه : با حرکت مچ ترسیم میشن . مثل تمرین شماره 1 خطوط افق ترسیم کنیدبع عرض 5 و این تمرین رو در 5 ردیف انجام بدید .
د: خطوط افقی بلند : تلفیق حرکت کامل آرنج و کتف آزاد . یک صفحه آ3 کامل تمرین کنید :
نحوه تست اینکه تمریناتتون رو درست انجام دادید یا نه اینطوری که برگه ای که کامل روش تمرین کردید رو جلوی چشم نگه دارید و به صورت موازی خطها نگاه کنید اونوقت متوجه خطوط منحنی ای که کشیدیدن میشین !!!!!!
خطوط رو میتونید در هم بر هم هم بکشید با همون قانون 3 میلیمتر جلو برید و به تمرینتون اهمیت بدید .
امیدوارم تمرین اول رو کامل ، بی نقص و با اهتمام کامل انجام بدید .
یک نکته که خیلی دوستانی که تازه شروع می کنن دوست دارن بدونن اینه که کی می تونن یک اسکیس خوب بزنن . جواب رو اینطوری بگم بهتره که هر چقدر بیشتر زحمت بکشید سریعتر جلو خواهید رفت برای یک اسکیس مناسب حداقل 5تا 6 ما زمان کاملا مناسبه که با روزی حدود 2 ساعت تمرین بتونید یک کاری در حد خیلی از کارهای توی باشگاه انجام بدید .
برای کشیدن خطوط کوتاه عمودی باید از حرکت انگشتها استفاده کنید و خطوط کوتاه افقی حرکت مچ . یک مورد دیگه هم اینه که نوع حرکت و صاف بودن ، موازی بودن ، حرکت یکنواخت مد نظره این تمرینه و تسلط کامل روی نحوه خط کشیدن و گر نه 5 سانت اهمیت خاصی نداره که 5/5 بشه یا 5/4 . مهم اینه که یتونید دست رو برای انجام این تمرین تربیت کتید .
چندتا سوال ؟
1- برای کشیدن خطوط کوتاه عمودی دست منم از مچ حرکت میکنه و نمی تونم از انگشتام استفاده کنم. چاره کار ؟
2- زاویه روان با کاغذ چقدر باشه ؟
3-سرعت کشیدن خطوط هم مهمه یا روی دقت کشیدن بیشتر تمرکز کنیم؟ج1 - اگه دستت از مچ حرکت کنه خطهات معمولا باید منحنی بشه درسته ؟ بری تمرین این قسمت باید باید دستت رو روی میز ثابت کنی و فقط سعی کنی که انگشتات حرکت کنن . اینطوری نتیجه میگیری .
ج2- حدود 35 تا 45 . سعی کنید حالت راحتی دست رو از بین نبرید . دست خسته کارایی نخواد داشت. موقعیت کاغذ و دست شما مدام در حال تغییره . ضمن اینکه با تربیت دست در شرایط صحیح تمرینی خودتون بهترین زاویه رو کشف خواهید کرد.
یه نکته دیگه ، اگرچه خطوط یک اصول رو دنبال میکنن ولی خط هر معمار میتونه حکم امضاش رو داشته باشه .
ج4- در هیچ هنری ، قدرت در سرعت نیست ، بلکه در نوع ارائه نهاییه . وقتی پیانو تمرین می کنی ، مهم نیست که چقدر تند یا کند میزنی مهم اینه که در موقعیتهای مختلف بتونی نتها رو طوری بنوازی که آهنگی که به گوش شنونده میرسه ، لذت بخش باشه . پس تمرکز ، سرعت و دقت همه لازمه . ولی برای شروع کار تمرکز از سرعت بیشتر اهمیت داره .
من میتونم با حرکت انگشتام بکشم و مچم تکون نخوره ولی هنوز نفهمیدم فاصله ی بین خط ها چقدر باشه و در نهایت تو یه A3 چندتا خط باید کشید ولی اینطور که از اون 3 میلیمتری که گفتی فهمیدم که خط هارو باید چسبیده به هم و بدون فاصله بکشم و بعد از انجام یه تمرین یه صفحه سفید به یه صفحه ی کاملا" سیاه تبدیل میشه!
قبل از هر چیز نحوه به دست گرفتن قلم .
1- همونطور که قبلا هم گفتم ، باید قلم رو طوری تودست بگیرید که بتونید کاملا بهش مسلط باشید . نه فشار بیارید بهش و نه سست نگهش دارید . سعی کنید متعادل و منطقی قلم رو به دست بگیرید
2- درب قلم رو بگذارید انتهاش تا طول قلم برای کنترل اون بیشتر بشه .
3- زاویه کار شما در هنگام کار اسکیس متفاوت و بسته به نوع خط کشیدن متفاوت و بین صفر تا 30 تا تا 45 یا حتی 90 در جه هم خواهد شد .
به نحوه به دست گرفتن قلم توجه کنید :
امیدوارم تا پایان این آموزشها دیگه نیارزی نباشه راجع به منابع توضیح بدم . تمرینات یا تمرینات شخصی خودم هستند ، یا از کتابهای آموزش کروکی دکتر صدیق ، یا آموزش اسکیس مهندس آذری و یا نمونه هایخارجی هستند. چنانچه منابع دیگه یا آموزش اساتید دیگه رو هم به دست آوردم حتما به عنوان منبع ذکرخواهم کرد .
آموزش ترسیم خط - اشکالات - خطاهای قابل قبول و نحوه تمرین
1- برای ترسیم یک خط کوتاه حتما اول دو نقطه در ابتدا و انتهای فرضی مشخص کنید و سعی کنید این دو خط رو به هم برسونید . اگر احتمالا کمی خطا داشتید ایرادی نداره
خطای 1- سعی کنید خط رو با حواس جمع و مسلط به تمام نقاط صفحه ترسیم کنید . تربیت ذهن همراه با حرک
خطای 2- انحنا بیشتر از 2 میلیمتر در وسط خط ممنوعه . این خط ارزشی نداره . نمونه شماره 2 ات دست و تنظیم اونها حرف اول اسکیسه . مطمئنا به خاطر ترسیم یک خط اشتباه تنبیه نخواهید شد !!!!
2- خط لرزون . یک نمونه از خطهایی که برای کروکی استفاده میشه و باید با تسلط ترسیم بشه
خطای 3 - خط بریده و منقطع ممنوع
خطای 4- خط بی حوصلگی و نیمه رها شده ممنوع . خط رو با قدرت و کامل ترسیم کنید به طوریکه فشاری که اول برای ترسیم کردن خط روی کاغذ میارید با زمانیکه قلم رو از روی کاغذ بر میدارید برابر باشه . اونوقت خط زیبا تر میشه و به اصطلاح حرفه ایی تر به نظر میرسه و ارزش معماری پیدا میکنه . ( خط رو رها نکنید - خط معماری کنترل شده و هدفمند ترسیم میشه ، معماری گرافیک نیست !!!!!)
3- اگر برای اصلاح یک خط کج یکبار دیگه روش کشیدید ایرادی نداره ، اما فقط یکبار -
4- خط زیبا و با اصول شما بعد از 5 صفحه A3 تمرین به دست خواهد آمد .
عکسهای مربوط پرسکتیو