راسخون

☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

nori200 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1294
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

حیف نون می ره ثبت احوال می گه یه شناسنامه واسه بچه ام می خوام. می گن اسمش چیه؟ می گه “شورلت”. می گن این که اسم ماشینه! یه اسمی بذار که به نام پدر و مادر بیاد. می گه خوب به اسم ما میاد دیگه… من “بیوک” آقا هستم، همسرم هم “خاور” خانم!

nori200 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1294
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

غضنفر چند هفته بوده هر روز پشت سر هم می‌رفته از داروخونه قرص سوسک کش می‌خریده.یه روز دکتره ازش می پرسه تو چرا اینقدر قرص سوسک کش می‌خری؟

میگه: آخه من هرچی اینا رو پرت می‌کنم نمیخوره به سوسکها!

nori200 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1294
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

به غضنفر میگن به زنبورایی که از کندو محافظت می کنن چی میگن؟
میگه: میگن خسته نباشید!

nori200 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1294
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

طرف عروسی میكنه، هفته بعد دست خانوم رو میگیره میبره دكتر ، میگه: اقای دكتر ما بچه دار نمیشیم!! دكتره میپرسه: چند وقته ازدواج كردین؟ طرف میگه: یك هفته است!! دكتره شاكی میشه، میگه: داداش من، این زنه ، مایكرووِیو كه نیست

nori200 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1294
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

غضنفر میره رستوران، گارسون میخواد بزارتش سر كار میگه: غذای امروز «كوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با «لیمو» است! غضنفر میگه : «كوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با چی

nori200 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1294
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

به دختره می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی كار می كنی می گه من فعلا می خوام درسمو ادامه بدم

nori200 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1294
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

یه دفعه یه پسره داشته راه میرفته میخوره زمین هواااااااااا میره نمیدونی تا کجاااااااا میره

nori200 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1294
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

یارو  زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین

nori200 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1294
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

!!!! یه دفعه پلیس  (غضنفر)  را میگیره بهش میگه کارت ماشین ، گواهینامه ، بیمه ….. غضنفر میگه باید با اینها جمله بسازم

nori200 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1294
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

مادر : پسرم ، من دارم می رم خرید یه وقت به كبریت دست نزنی ها

پسر : نه مامان جون  من خودم فندك دارم

nori200 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1294
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

ک روز غضنفر خواب میبینه بزرگترین نون بربری دنیا را خورده صبح که بلند میشه میبینه لاحافش نیست

nori200 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1294
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

یه  مشنگی یهو  بی هـوا  میاد تو اتاق ، خفه میشه!   

nori200 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1294
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

دو نفر رفته بودن شكار، اولی از دور یك شیر میبینه، نشونه میگیره میزنه… تیرش خطا میره و میخوره به دم شیره. شیره هم شاكی میشه، میدوه طرفشون كه سرویسش كنه. اولی جنگی میره بالای درخت، میبینه رفیقش همینجور اون پایین واستاده، بهش میگه: بابا بیا بالا، الان میاد دهنتو سرویس میكنه. یارو یك نگاهی بهش میكنه، میگه: برو گمشو ! مگه من زدم؟!

 

nori200 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1294
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

دکتر نظام وظیفه پسر لاغری را معاینه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دلیل ضعف جسمانی

پسره با خوشحالی گفت : آخ جون  فوری میرم زن میگیرم

دکتره نوشت : و همچنین ضعف عقلانی

nori200 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1294
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

به آسمون نگاه میکنم تو رو میبینم … به دریا نگاه میکنم تو رو میبینم  … به دشت های سبز نگاه میکنم تو رو میبینم و حتی وقتی به قلبم نگاه میکنم تو رو میبینم … بابا بیا برو اونطرف بگذار یه چیز بهتر ببینیم