☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻
پسری که تا به حال جنگل ندیده بود، با دوستش به جنگل رفت
دوستش به او گفت : اینجا جنگل است
پسر جنگل ندیده گفت : این درخت ها نمی گذارند جنگل را ببینم
یک نفر سوار آسانسور می شود، می بیند نوشته اند: ظرفیت :12 نفر
با خودش می گوید :عجب! حالا 11 نفر دیگر را از کجا بیاورم؟
یک لامپ برق سوخت
صاحبش به آن پماد سوختگی مالید
سعید به دوستش محسن: برادرت که به خارج رفته ، از چه راهی امرار معاش می کند؟محسن : از راه نویسندگی.
سعید : چه می نویسد؟
محسن : هر ماه به پدرم نامه می نویسد تا برایش پول بفرستد.
معلم : امیر جان ، با حمید یک جمله بساز.
امیر : شما چقدر شبیه همید!
حسن پس از شرکت در امتحانات پایان سال ، به همکلاسی اش گفت : ما می خواهیم به مسافرت برویم.
لطفا نمره های مرا بپرس و اگر تجدید شده بودم ، به صورت رمزی به من خبر بده.
اگر از یک درس تجدید شده بودم ، بگو : سلیم به تو سلام می رساند.
اگر هم از دو درس تجدید شدم بگو : سلیم و برادرش سلام می رسانند.
حسن بعد از مدتی نامه ای از همکلاسی اش دریافت کرد که در آن نوشته بود: خانواده سلیم همگی سلام می رسانند!!
پزشک : خوب پسرم! حالا باید دندانهایت را امتحان کنم.
پسر بچه : آقای دکتر! امتحان کتبی یا شفاهی؟؟؟
اولی : پدر من با یک حرکت دست می تواند یک کامیون را نگه دارد!
دومی : مگه پدرت چه کاره است؟
اولی : پلیس!!
♥♥♥،،،،،،،،،،،♥♥♥
از عابر بانک موجودی حساب گرفتم نوشته 23 ریال
بعد میپرسه درخواست دیگری دارید!
.
.
.
گفتم:
آره قربونت فقط قسم بخور بین خودمون باشه
♥♥♥،،،،،،،،،،،♥♥♥
یه سلامی هم کنیم به نیمه گمشده ی من
😲
😲
😲
🙋♂️
سلام گیج، من اینحام
یه مقاله خوندم توش نوشته بود:
بعد از هر ۲۰ دقیقه کار با کامپیوتر،۲۰ ثانیه به یه جای دور نگاه کن!
از همینجا خدمت صاب مقاله سلام عرض میکنمو میگم:
آخه عزیز من !
من اگه میدونستم ۲۰ دقیقه دیگه کِی میشه،
که ۴ بار چاییم سرد نمیشد!!
تیم ملى سه حالت داره :
برد مقتدرانه
مساوى ارزشمند
باختِ چیزى از ارزشها کم نکن
قطارا از همه بیشتر الزایمر دارن
خودشون میگن هو هو
بعدش میپرسن چی چی ؟
یه ﺑﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﺩﻭستم ﺍﺯ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﺩﯾﻢ
ﮐﻪ . . .
.
.
.
.
ﯾﻬﻮ ﻧﺎﻡ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﻠﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭﺧﺸﯿﺪ !!
واکنش کودکان ب کتک در ایران و خارج
خارج:جیغ...داد...گریه...افسردگ ی...روانپزشک
ایران:مادره تا سر حد مرگ بچه رو کتک میزنه
اونوقت اون بچه برمیگرده میگه:هه هوهوهو اصلنم درد نداشت