☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻
طرف پورشه خريده ...!
رفته يه گوسفند خريده قربونى كنه،
بعد گوسفند رو گذاشته پشت فرمون، كمربندم بسته براش كه فرار نكنه ...!!😐
تا رفته با قصاب هماهنگ كنه و برگرده .....!
ديده هفصدتا دختر به گوسفنده شماره دادن..!!!!😑
پورشه اس دیگه..
میفهمی..
پوووورشه😅
حالا اينا هيچى ...
گوسفنده قفل درو زده، هر كاريش ميكنن وا نميكنه،
ميگه قرار دارم 😂😂✋️
خانمه به شوهرش پیامک میده: سلام عزیزم، اگه موافقی بریم خونه مامانم عدد ۱ 😍😍
و اگه میخوای بریم خونه مامانت سینوس ۲۳ به توان ۷ تقسیم بر ۲/۷۶۳ ضربدر ۶۵۷ رادیکال ۵ به توان ۲ تانژانت ۷۸۶ مبنای ۲۱ رو پیامک کن😳😳
جواب شوهر!
۰/۰۵۷۳۸۷۷۷۳۲۵ 😜😂
آقاهه به زنش پیام میزنه «گل سرخم سفره رو آماده کن یه ربع دیگه میرسم خونه»
وقتی میاد خونه میبینه زنش غذاها و مخلّفات و .... رو میز چیده و قشنگترین لباسشو پوشیده و مدام بهش لبخند میزنه !😇
شوهره با تعجب میپرسه: چیه؟ خبری شده؟😳
زنه میگه: عزیزم امروز برای اولین بار من رو گلِ سرخ خطاب کردی 😍☺️
شوهره میگه: منظورم فلکهٔ گلسرخ بود 😐😂
خانوما هرچى .....
با "وای فای"
با "وای بر"
با "وای مکس"
و با "واتس آپ"
كار كردين بسه ديگه.....
کم کم وقتشه
با وايتكس
كار كنيين 😂😂
آخه عيد نزديكه😄😂😂😂😂
رستوران بودیم میز کناری گفت سرکه بالزامیکو میدی ؟
من نمیدونستم کدومه ، میزمونو چسبوندم به میزشون گفتم خودت بردار داداش😐😂
چل بار بگو (چل تا چلو چل بار چلو میدم) و برای چل تا چل بفرست تا شب چله یه خبر چل کننده چلت کنه !😊
“پیشاپیش شب چله ی قشنگتون مبارک”
تو گوگل سرچ کردم :
زندگینامه شیخ بهایی..
گوگل گفت:
باز بابات کنارت نشسته!!..😂😂😂
ابر و باد و مه خورشید فلک در کارند ،
غصهی درسو نخور ، مهندساش بیکارند
[ سعدی خطاب به شاگرداش ]
😂
توجه! توجه!
سازمان حمایت از مردان در اعتراض به نامگذاری اولین شب زمستان به نام یلدا
.
.
.
تصمیم گرفت اولین روز تابستان را که بلندترین روز سال است به نام
""یداله "" نامگذاری نماید!😳😂😂😂
دیشب شوهر خالم برا وامش انقد با حافظ استخاره کرد که دیگه خود حافظ از تو کتاب اومد بیرون گفت:
من از شرایط وامهای بانک کشاورزی اطلاعی ندارم انقد منو باز و بسته نکن😂😂
مرد به زنش گفت: تو چقدر زیبایی😍
زن گفت: مرسی عزیزم، کاش تو هم زیبا بودی تا من هم این را به تو میگفتم😇
مرد گفت: اشکالی نداره، خُب تو هم مثل من دروغ بگو😀😂
طرف میگفت یه بار زنگ زدم سیرک تلفنو برداشت گفت شما حیوونی؟ گفتم من که هنوز چیزی نگفتم، گفت لازم نیست چیزی بگی همین که ساعت ۴ صبح زنگ زدی کفایت میکنه
بچه بودم بابام عموم رو فرستاد دنبالم که دیگه نرم اتاری بازی کنم،فرداش بابام منو فرستاد عموم رو برگردونم
صد دانه مسئول، دسته به دسته
بی نظم و ترتیب، هرجا نشسته!
هر مسئولی هست، خوشحال و خندان
جیبِ گشادی، در جامه ی آن!
مسئول ها را پیچیده با هم
در لایه ی "رانْت"، این روزگارم
هم با نفوذ و هم مایه دارند
با گونیِ پول، فکرِ فرارند!
میترسم همینروزا بگیرنم و به عنوان سلطان بیپولی اعدامم کنن