☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻
حیف نان تاکسی سمند می خره سه تا مسافر سوار می کنه. اولی به مقصد می رسه می گه نگه دار حیف نان می پرسه سمند داری؟ می گه نه می گه پس بشین. دومی به مقصد می رسه می گه نگه دار می پرسه سمند داری؟ می گه نه. می گه پس بشین. سومی می گه من سمند دارم، نگه دار. حیف نان می گه پس بگو ترمزش کدومه؟
حیف نان می خواسته بمیره وصیت می کنه من که مردم یه میلیون خرجم کنین، وقتی میمیره پسرش یه میلیون خر جمع میکنه
به حیف نان می گن چرا سی دیت اینهمه خش داره می گه زیر نکات مهمشو خط کشیدم.
حیف نان میمیره و میره اون دنیا، بهش میگن: ببینم، عزرائیل چیزی بهت نگفت؟ حیف نان میگه: نه! دوباره ازش میپرسن: جبرئیل چی؟ حیف نان میگه: نه! بهش میگن: میدونی واسه چی اومدی اینجا؟ حیف نان میگه: نه! بهش میگن: تو در مورد Network Marketing چیزی میدونی؟!
یادم باشه که یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که یادم بیاری که همیشه به یادتم. یادت هیچ وقت از یادم نمی ره. اینو یادت باشه.
کلاغه سر درخت نشسته بود چیزبرگر میزد، روباه میاد پای درخت میگه: چطوری جایگر، چه سری چه دمبی، چه تیپی ایول بابا، نیست بالاتر از تریپ مشکی رنگ یه حالی بده ، یه دهن برامون آواز بخون کلاغه هم پنیر رو می زنه زیر بالش میگه: انرژی هسته ای، حق مسلم ماست.
با همه عشق و جوونی، با یه دنیا مهربونی، با زبون بی زبونی، می خوام اینو خوب بدونی. انرژی هسته ای حق مسلم ماست!
حیف نان میره توی مانور شرکت می کنه. از هواپیما می پره پایین ولی چترش باز نمی شه. می گه خدا رحم کرد مانوره!
یکی از اهالی جهنم می ره دم در بهشت به یکی از بهشتی ها می گه یه لیوان آب خنک به من بده. بهشتیه می گه نمی دم. جهنمیه می گه باشه…. فردا تو هم میای دم در جهنم آب جوش بگیری…
خسیسه داشته می مرده. بچه هاشو صدا می کنه. اول می گه محمد کجایی؟ محمد می گه همین جام پدر، بعد می گه حمید کجایی؟ حمید می گه اینجا بالای سرتونم بابا، می گه فاطی تو کجایی؟ فاطی می گه همینجا کنارت هستم بابا. باباهه می گه: همه که اینجان! پس چرا چراغای اون طرف روشنه؟
یه مرده تو رستوران غذاشو میذاره رو میز و میره دستشویی برای اینکه کسی به غذاش دست نزنه یه یادداشت میذاره کنارش که کسی به غذای من دست نزنه زیرش هم امضا می کنه قهرمان بوکس… بعد میاد میبینه غذاش نیست و جاش یه یادداشت که نوشته من غذات و بردم… قهرمان دو !!!
حیف نان با احساساتش بازی میکنه دو هیچ میبازه.
من هر چی ملکه ذهنم میشه
پادشاه ذهنم میاد مخشو میزنه! :|
دلیل عدم موفقیتم تو زندگیم همینه! ^_^
به حیف نان میگن برای خمیر دندون پونه آگهی بساز میگه خمیر دندون پونه چشمها رو نمی سوزونه.
حیف نان و دوستش میرن اکس پارتی حیف نان هلکوپتری می ره، دوستش با آرپی جی۷ می زنتش !!!
خسیسیه موز میخوره پوستشو میزاره لای دفتر خاطراتش.