☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻
غضنفر میره دکتر به دکتر میگه :
اقای دکتر از وقتی رفتم دستشوئی دیگه کمرم صاف نشد .
دکتر بهش میگه : عزیزم شما دکمه شلوارو به یقه بلوزت بستی !
اختراع جدید غضنفر: تلفن بی سیمی با قابلیت ۲سیم کارت در۳گوشی همزمان!
مناجات غضنفر: پروردگارا مرا آن ده که خودم بیشتر حال می کنم ..! عواقبش با خودم.
اگر دین ندارید… نه،نه، این تکراری شده ، اینو ولش کن… آهان اگر سیبیل نمیگذارید حداقل ابرو بر ندارید!
شونه آدم که هیچ!!
یه شونه تخم مرغم پیدا نمیشه سرمونو بذاریم روش گریه کنیم…!
پیرزنه تو اوتوبوس هی می گفته نی نای نا نای نی نای نای، همه هم دست میزدن براش. بعد یهو دست می کنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار!
غضنفر و حیف نون لب رودخونه کله پاچه میشستن.
آب کله رو میبره.غضنفر برای کله علف تکون میده!
حیف نون بهش میگه ولش کن نمیتونه فرار کنه پاهاش دست منه!
یه ضرب المثل که میگه:
ز گهواره تا گور حسش نبود !!!
حیف نون برف پاکن ماشین میزنه هیپنوتیزم میشه.
غضنفر با خدا قهر می کنه می خواد نامه بنویسه اول نامش می نویسه به نام بعضیا!
به مناسبت روز معلم از غضنفر می پرسن شما چرا معلم شدی؟ می گه من به سه دلیل این شغل رو انتخاب کردم: تیر مرداد شهریور!
غضنفر تصادف می کنه ماشینش کج و کوله می شه! میبره صاف کاری. طرف می خواسته سر کارش بذاره می گه اگه توی اگزوز فوت کنی ماشینت درست می شه و تو رفتگی هاش دوباره میاد بیرون. غضنفر می ره خونه داشته فوت می کرده ولی هر چی فوت می کرده ماشین درست نمی شده. دوستش میاد می بینه می گه احمق! اول شیشه هی ماشینو بده بالا. اینجوری که همه بادش در می ره!
پلیس جلوی حیف نون رو می گیره میگه کارت ماشین، گواهی نامه، بیمه. حیف نون می گه چه کار کنم؟ جمله بسازم؟!
یه روز غضنفر و یه ژاپنیه و یه آمریکاییه میرن پیش خدا تا خواسته هاشونو بگن. (تشخیص ملیت غضنفر به عهده ی شما!)
ژاپنیه می گه خدایا کی می شه همه ی تکنولوژی تو کشور ما باشه؟ خدا می گه ۱۰۰ سال دیگه. ژاپنیه می زنه زیر گریه خدا می پرسه چرا گریه می کنی؟ می گه آخه به عمر من قد نمی ده.
آمریکاییه می پرسه کی می شه همه ی قدرت در دست ما باشه؟ خدا می گه ۲۰۰ سال دیگه آمریکاییه می زنه زیر گریه. خدا می پرسه چرا گریه می کنی؟ می گه: آخه به عمر من قد نمی ده.
غضنفر می پرسه خدایا کی می شه ما آدم بشیم؟ خدا می زنه زیر گریه!!!
یه روز قوچعلی و حسن آقا و غضنفر با هم مسابقه چوب برى با اره برقی میذارند.
حسن آقا ????? تا درخت میبره,غضنفر ????? تا درخت میبره
قوچعلی ?????? تا درخت میبره! همه تعجب میکنند و کلی دست میزنند
و گزارشگر میارند تا باهاش مصاحبه کنه. گزارشگره ازش میپرسه:
آقا شما موقعیکه اره رو روشن کردی چه احساسى داشتی؟
قوچعلی میگه: مگه روشن هم میشه؟
شخصی که می خواست بهلول را مسخره کند به او گفت:
دیروز از دور تو را دیدم که نشسته ا ی، فکر کردم الاغی است که در کوچه نشسته!
بهلول فوراً جواب داد: منهم که از دور تو را دیدم فکر کردم آدمی به طرف من می آید.