☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻
یه روز یه دیوونه داشته با خودش می خندیده بهش میگن چرا داری می خندی میگه یه جک به خودم گفتم خیلی باحال بود تا حالا نشنیده بودم
من موندم مرغ که در ردیف پرندگانه چرا پرواز نمیکنه ولی سوسک پرواز میکنه ؟
من همینجا میمونم تا شما بررسی کنین : )))oooooo
تو اتوبوس گوشیمو در آوردم فیس بوکمو چک کنم...........داشتم پستهارو می خوندم یهو یکی از پشت به شونم زده میگه: داداش پست قبلیه رو لایک کن خیلی با حال بود.!!!
دیدم خواهر زادم داره کش و قوس میاد (۵ ساله ه)
میگم دایی جیش داری؟
میگه اولا ندالم
دوما مای بی بی دالم
سوما به تو چه دالم یا ندالم
يه شگردي كه ميشه دعواي خانم هارو تموم كرد چيه ؟ بگم ..... ببنيد
سه تا زن دعواشون میشه میرن پاسگاه ، اونجا همهمه میکنن که سرهنگه عصبانی میشه و میگه ساکت ، اون که سنش بیشتره حرف بزنه ،
برای همیشه سکوت ایجاد میشه !
روزی مردی رو به حکیمی کرد وگفت:
ای حکیم ، چرا همسرم یک گل رز را که یک روز زنده است و روز دیگر می میرد اینقدر دوست دارد ،
ولی من که هر روز برایش می میرم و زنده می شوم دوست ندارد؟
حکیم لبخندی زد و گفت: خیلی قشنگ بود با واتساپ برام بفرستش
:)
مکالمه دخترا با مامانشون:
الو سلام مامان ..... باشه ..باااشه .باااااشه ........ باااااااااشششششه .باااااشه دیگه ........وای باشه خداحافظ :/
لذتی که در خوابیدن سرِ کلاسِ درسِ سه واحدیِ سختِ استادِ سیریش هست
تو خوابیدن لای پر قو در کنار سواحل آنتالیا نیست
حالا لذت قبولی با تقلب توی همون درس بماند
اصلا کلمات در توصیفش عاجزند !!!
روزی شخصی نزد بزرگی رفت
و گفت سوالی دارم که نمیتوانم جلوی جمع بگویم
بزرگ حاضران را بیرون کرد و شخص سوالش را پرسید
ولی چون همه رفته بودند بیرون
کسی نمیدونه چه سوالی کرد و چه جوابی شنید !
شرمندتون شدم ببخشید
فرهنگ لغت مامانم :
این آشغالا که میزاری تو گوشت = هدست .
این آشغاله که شب و روز دستته = موبایلم .
این آشغالا که همش سرت توشه = لپ تاپم .
این آشغالا که میخوری = قره قروت .
این آشغال دونی = اتاقم !!!
این آشغال = خودم
زن به شوهر: اگه من ازت جدا شم چی می شه؟
مرد: دیوونه می شم.
زن: نمی ری دوباره زن بگیری؟
مرد: والا… به دیوونه اعتباری نیست!
ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﺩﻭ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻧﯽ:
.۱ ﻣﻨﻔﺠﺮﺗﯿﻢ …
.۲ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ ، ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺳﺖ
ﯾﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺏ ﺟﺎﺭﻭ ﺑﺮﻗﯽ ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﺯﺩ؛
ﺗﺎ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﺑﺸﻪ…
ﭘﺮﯾﺪ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻭ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﮐﻮﺩ ﮔﺎﻭﯼ ﺭﻭ ﺭﻭﯼ ﻓﺮشامون ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩ!
بعد برگشت ﮔﻔﺖ: ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻇﺮﻑ ﻣﺪﺕ ۳ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺭﻭﺑﺮﻗﯽ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﻧﺒﺎﺷﻢ؛ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﻭ ﺑﺨﻮﺭﻡ!
ﮔﻔﺘﻢ : ﺳــﺲ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﯾﺎ ﻗﺮﻣﺰ؟؟
ﮔﻔﺖ : ﭼــــﺮﺍ؟
ﮔﻔﺘﻢ :قبض برقموو ندادیم یک ساله ، صبح اومدن برقمونو قطع کردن
پــیرزنـه مـیره دکتــر ، دکـتـر بهـش مـیگه : نـنـه هـم قــند داری هـم چربـی ،
پـیرزنه مـیگه بـه عــروسام نـگی ، یـه گـونـی بـرنـج هـم دارم !!! ^_^
یارو اومد از هواپیما پیاده بشه شلوارش از پاش افتاد دادزد :کو اون خانمه که گفت کمر بند ها رو باز کنید همینو میخواستی!