راسخون

☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

nargesi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3783
|
تاریخ عضویت : شهریور 1392 

پسره پست گذاشته بود که بین آیفون ۶ و نوت ۴ کدوم رو بگیرم ؟
دختره کامنت گذاشته بود ، هیچکدوم خوب نیستن ، به دردت نمیخورن .
بیا من رو بگییییر ، آشپزی هم بلدم ، نون هم میگیرم
آشغالا رو هم دم در میزارم ، کنترل تلوزیون هم دست خودت باشه
دیگه چی میخوای ؟
:)))

nargesi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3783
|
تاریخ عضویت : شهریور 1392 

آیا میدانستید بااینکه گیلاس و آلبالو در میوه ها از یک خانواده هستند...ولی چرا آلبالو ترش است؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بحله
چون آلبالو ازدواج نکرده ترشیده
تا اکتشافات بعدی خدا یار و نگهدارتون.

nargesi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3783
|
تاریخ عضویت : شهریور 1392 

نیرو انتظامی ریخت تو خونه شیرازیه،
گفت: بی حرکت.
شیرازیه گفت: کاکو حالو کو حرکت

nargesi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3783
|
تاریخ عضویت : شهریور 1392 

دیشب اینترنتم قطع شد تا رفتم تو حال بابام با چوب افتاد به جونمو هی داد میزد دزد دزد.

یهو مادرم داد زد نزن نزن پسرمونه

بابام تو چشاش اشک جمع شد گفت تویی پسرم؟ چقد بزرگ شدی! :))

nargesi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3783
|
تاریخ عضویت : شهریور 1392 

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشي روبرداشت.

گفتم:سلام ،بگومامانت صحبت کنه.

گفت:نميشه،داله گليه مي تونه :|

گفتم:بابات کجاست؟
گفت:دم دله،داله با آقا پليسه صحبت مي تونه.

گفتم:داداش علي کو؟گفت:اونم لفته بيمالستانالو بگلده.

.درحالي که داشتم ازشدت نگراني سکته مي کردم،
بلندگفتم:مگه چي شده؟
گفت:من گم شدم.
گفتم:مگه الان کجايي؟
گفت:زيل تخت.... :| :|

:))))))

nargesi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3783
|
تاریخ عضویت : شهریور 1392 

ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﭘﯿﺮ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻮﯼ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﻫﺎ ﻣﯿﻮﻣﺪﻥ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﺗﻮ ﭘﻬﻠﻮﻡ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﻌﺪﯼ ﺗﻮﯾﯽ، ﺑﻌﺪﯼ ﺗﻮﯾﯽ …

ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭﻭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻦ …
ﭼﻮﻥ ﺗﻮﯼ ﻣﺠﻠﺴﻬﺎﯼ ﺧﺘﻢ، ﻣﻨﻢ ﺑﺎﻫﺎﺷﻮﻥ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﮐﺮﺩﻡ!!

nargesi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3783
|
تاریخ عضویت : شهریور 1392 

یارومیره بانک دزدی؛
کارش که تموم میشه رومیکنه به یکی از مشتریا میگه:تو دیدی من دزدی کردم؟
طرفم میگه آره!
دزدم با اسلحه میکشتش!
بعد دزده رو میکنه به یه زن و شوهر میگه: شما دیدین من دزدی میکردم؟
مرده میگه: نه آقا من ندیدم ولی زنم دید !!! :D

nargesi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3783
|
تاریخ عضویت : شهریور 1392 

کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود،مرد مغروری به او رسید و با تکبر گفت :بکار ؛ بکار که هر چه بکاری ما میخوریم!

کشاورز نگاهی به او انداخت و گفت :دارم یونجه میکارم!

nargesi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3783
|
تاریخ عضویت : شهریور 1392 

هیچ وقت تو زندگی نا امید نشو...
کپک هیچ وقت فکر نمیکرد یه روزی پنی سیلین بشه!
:)

amirali123 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 15244
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

واسه تولد دوستم شارژ فرستادم میگم تولدت مبارک اینم هدیه تولدت

میگه تولد من؟؟؟؟؟؟؟

گفتم پ ن پ تولد بابامه گفته واست شیرینی بفرستم

amirali123 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 15244
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

صف شب مامانم حالش خراب شده زنگ زدم اژانس میگه ماشین میخواین؟ پـَـ نـَـ پـَـ امشب شب مهتــابه حبیبم رو میخوام

amirali123 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 15244
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

میدونی چینی ها اسم بچشون رو چجوری انتخاب میکنن؟
از بلندی یه ظرف میندازن پایین صدای همونو میذارن اسم بچشون! مثل: دنگ دینگ دونگ یا دونگ دینگ دانگ

amirali123 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 15244
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

کلاس اول دبستان بودم. با خوشحالی دست تو نمره ام بردم و 9 رو کردم 19. بردمش پیش بابام، گفتم 19 شدم! جایزه می خوام. اون هم گوشم رو گرفت و گفت: حالا برای 91 ی که گرفتی چی می خوای؟!

amirali123 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 15244
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

عاغا قبول دارین یه پسر حاضره به قتل زنجیره اعتراف کنه ولی
وقتی میره بدنسازی کراتین میخوره هرچی بهش بگی زیر بارش نمیره

amirali123 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 15244
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

امروز حس کردم خیلی آدم مهمی هستم چون رفتم آرایشگاه آبشون قطع بود

سرم رو با آب معدنی شستن