☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻
مورد داشتیم طرف تو دانشگاه اجازه گرفته بره مدادشو بتراشه
رفتنم نان بگیرم نانوا بهم میگه نان میخوای
.پَ نَ اومدم اورانیوم غنی شده بگیرم واسه راکتور بابام
به دوستم میگم من از لبنیات بدم میاد میگه یعنی ماستم نمی خوری؟
پَـ نه پَـ از اونجایی که ماست جزو سبزیجاته می خورم
رفتم عطاری یارو میپرسه دارو گیاهی میخواستید؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ اومدم جراحی باز قلب انجام بدم
ماشینو بردم کارواش
یارو اومده میگه بشورم؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ ماشینم شنا بلد نیست اوردم از دور ببینه ترسش بریزه
جلو عابر بانک صف وایسادیم یارو اومده میپرسه صفه؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ ما نخودیم اینجا کاشتنمون تا سبز بشیم
به رفیقم میگم شارژر سوزنی داری؟
میگه می خوای موبایلتو شارژ کنی؟
پـَـ نـَـ پـَـ می خوام دگمه لباسمو باش بدوزم
میگم به جای سمنو حنا خوردم
میگه حالت بده؟
پـَـ نـَـ پـَـ تو روده ام حنا بندونه تو معده ام بله برون
استادم بهم میگه چشمات ضعیفه كه عینك زدی؟
میگم: پـَـــ نــه پـَـــ گذاشتمشون پشت ویترین تا یكی بیاد بخردشون
میبینه رفتم هندونه خریدما میگه هندونه ست؟
پـَـ نـَـ پـَـ طالبیه زیادی گذاشتن بزرگ شه
میگم عکسها رو از فلش ریختی تو هارد کامپیوتر ؟
گفت : پـَـ نـَـ پـَـ ریختم تو سطل آشغال
دیروز داشتم آب می خوردم که یهو پرید تو گلوم بابام اومده می گه بزنم پشتت؟
حرف که نمیتونستم بزنم ولی تو دلم
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ جارو برقی بیار بکن تو حلقم شاید اومد بیرون
د خو لامصب من عاشقت شدم بفهم انقد عذابم نده
.
.
.
جمله بالا رو حفظ کن فردا اومدم بهم با اشک و اه بگو
ﻫﯿﺸﮑﯽ ﻫﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﺎ ﻧﻤﯿﺸﻪ
.
.
.
ﺣﺎﻻ ﺧﻮدم ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻤﻮﻧﻢ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺘﺎ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﮐﻤﺎﻻﺗﻢ ﮐﻪ دارﻩ ﻫﺪر ﻣﯿﺮﻩ
از تمام بقالی های شهر ، بی زارم
.
.
.
چون به تک تکشون بدهکارم
اسمتو با ناخن روی سنگ حک میکنم
.
.
.
بعد اون سنگو میکوبم تو سرت تا بفهمی عشق چه دردی داره