اطاعت خدا
مقدمه
بسم الله الرحمن الرحيم
خطوط برجسته و طلايى تاريخ ملتها متعلق به كسانى است كه با حريت و آزادى زندگى گرده و عزت و شرافت خو را بر هر مال و منالى ترجيح داده اند، كسانى كه از جان و مال و مقام و خاندان گذشته اند اما تن به ذلت نداده اند، افتخار هر ملتى نيز به وجود چنين آزاد مردان است .
اديان الهى كه انسان را خليفه خدا و در روى زمين مى دانند ارزش والايى براى مقام را انسان قائل هستند بخصوص دين مقدس اسلام كه بالاترين ارج را براى مقام انسان واقعى منظور داشته است .
و لقد كرمنا بنى ادم و حملناهم فى البر و البحر (1)
و ما فرزندان آدم را بسيار گرامى داشتيم و آنها را به مركب بر و بحر سوار كرديم ....
يعنى اين كرامت و شرافت و بزرگوارى را در سرشت و آفرينش او قرار داديم . كرامت و عزت و بزرگوارى جزئى از سرشت انسان است . اين است كه اگر انسان خود را آنچنان كه هست بيابد كرامت و عزت را مى يابد. (2)
اسلام انسان مومن را عزيزتر از هر موجودى به شمار آورده .
امام كاظم عليه السلام فرمود:
... المومن اغز من الكبريت الاحمر ... (3)
... مومن گرامى تر از ياقوت سرخ است ...
امام صادق عليه السلام فرمود:
المومن اعظم حرمه من الكعبه (4)
احترام مومن از كعبه بيشتر است .
و به هيچ وجه به مومن اجازه نمى دهد كه خود را پست و با ذلت جلوه دهد و شرافت انسانى خود را پايمال كند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
ان الله فوض الى المومن كل شى ء الا اذلاله نفسه (5)
همانا خداوند هر امرى را به مومن تفويض كرده اما ذليل كردن نفس خود را به او اجازه نداده است .
امام على عليه السلام فرمود:
اكرم نفسك كل دنيه ... (6)
نفس خويش را از هر كار پستى برتر و بالاتر بدار...
امام صادق عليه السلام فرمود:
... و لا تكن واهنا يحقرك من عرفك ... (7)
... و شل و سست مباش كه هر كه تو را ببيند تحقير كند...
و از طرف ديگر توصيه و سفارش اكيد به حفظ عزت و كرامت .
امام كاظم عليه السلام فرمود:
ان اعظم الناس قدرا من لايرى الدنيا لنفسه خطرا (8)
از همه مردم بلند مرتبه تر و عظيم القدرتر آن كسى است كه اگر تمام دنيا را يك طرف بگذارند او خودش و عزت و نفسش را بر تمام دنيا مقدم مى دارد.
يعنى حاضر نيست شرافت و كرامت خود را در مقابل اين كه تمام نعمتهاى دنيا را به او بدهند لكه دار كند. در اين زمينه روايات فراوان است كه در بخشهاى بعد به برخى از آنها اشاره خواهد شد.
حفظ شرافت و عزت نفس براى همه لازم است ، اما براى برخى از اصناف مردم لازمتر است كه در راس آنها نظاميان و حافظان مرز و بوم و آيين قرار دارند، چرا كه عزت آنان ، عزت ملت و شرف و مجد آنان ، مجد و عظمت دين و آيين است .
فالجنود باذن الله حصون الرعيه و زين الولاه و عز الدين ... (9)
علل و عوامل عزت
در سخنان پيشوايان عزت ، مطالبى بسيار درباره علل و عوامل عزت وارد شده است ، (10) عواملى كه در سايه آنها مى توان فرد را در چارچوب سيره نبوى تربيت كرد، عواملى كه با تدارك آنها فرد عزيز و در نتيجه نفوذناپذير، محكم ، راسخ و شكست ناپذير مى شود. اكنون به مهمترين اين علل اشاره مى شود.
اطاعت خدا
هيچ چيز چون بندگى و اطاعت از خدا آدمى را عزت نمى بخشد از پيام آور عزت روايت شده است كه فرمود:
ان ربكم يقول كل يوم : انا العزيز فمن اراد عز الدارين فليطع العزيز (11)
خداوند هر روز ندا مى دهد كه من پروردگار عزيز شمايم ، و هر كه خواهان عزت دو جهان است ، خداى عزيز را اطاعت كند.
اطاعت خدا ذره ناچيز و حقير را به بى نهايت عزيز و قوى مرتبط مى كند و از او موجودى سرافراز مى سازد.
از امير مومنان عليه السلام وارد شده است :
اذا طلبت العز فاطلبه بالطاعه (12)
هرگاه خواهان عزت شدى ، آن را در اطاعت و فرمانبردارى خداى بجوى .
انسان خواهان عزت ، بايد آن را از خدا و به سبب اطاعت او بخواهد كه پيام آور عزت صلى الله عليه و آله به ابو امامه فرمود:
يا ابا امامه ! اعز امر الله ، يعزك الله (13)
اى ابوامامه ، امر خدا را عزيز بدار تا خداوند تو را عزت بخشد.
عزيز داشتن امر خدا در اطاعت و فرمانبردارى اوست كه كليد عزت يابى است و هيچ چيز چون آن راهگشا به اين كمال نيست .
از اميرمومنان عليه السلام وارد شده است :
لا عز الا بالطاعه (14)
هيچ عزتى نيست مگر به سبب اطاعت و فرمانبردارى (خداى ).
مادام كه اين رابطه ميان مخلوق و خالق هستى وجود دارد، و انسان در مدار اطاعت حق است ، عزت نيز هست و چون از اين عهد الهى خارج شود، جز ذلتى خفت بار بهره اى نخواهد داشت .
تقواى الهى
تقواى الهى پوششى است كه آدمى را مصون و محكم و استوار مى سازد و او را از آسيب و سستى و ناراستى حفظ مى كند.
راغب اصفهانى مى نويسد: تقوا از وقايه است و وقايه به معناى حفظ و نگهدارى چيزى است از هر چه كه به (محافظ) قرار دادن از آنچه بيم مى رود (بدان آسيب و زيان رساند).(15)
پيامبر عزت فرموده است :
من اراد ان يكون ان اعز الناس فليتق الله (16)
هر كه مى خواهد كه با عزت ترين مردمان باشد، پس تقواى الهى پيشه كند.
تقواى الهى در ارجمندى آدمى چنان نقش آفرين است كه از امير مومنان عليه السلام وارد شده است كه فرمود:
لا عز اعز من التقوى (17)
هيچ عزتى عزت بخش تر از تقوا نيست .
تقوا سرافرازى مى آورد و پرده درى سرافكندگى ، تقوا راه مى نمايد و خودخواهى به گمراهى مى كشاند تقوا ارجمند مى كند و گناه خوار مى سازد، تقوا آزاد مى كند و نافرمانى به اسارت در مى آورد، تقوا استوار مى سازد و نفسانيت فرو مى پاشد، و چه نيكو فرموده است امير بيان على عليه السلام :
التقوى تعز، الفجور تذل (18)
تقوا عزت مى بخشد و تبهكارى ذليل مى سازد.
بنابراين نسبتى مستقيم و رابطه اى تنگاتنگ ميان تقوا و عزت وجود دارد و هر چه بر آن افزوده شود، اين فزونى مى يابد. تقواى الهى از چنان جايگاهى در عزت بخشى برخوردار است كه پيشواى پرهيزگاران ، على عليه السلام درباره اش فرمود:
لاكرم اعز من التقوى (19)
هيچ كرامتى چون تقوا، انسان را عزيزترين نمى سازد.
1- اسراء، آيه 70.
2- تعليم و تربيت در اسلام ، شهيد مطهرى ، ص 147.
3- ميزان الحكمه ، محمدى رى شهرى ، ج 1، ص 339.
4- الحكم الزهراه ، على رضا صابرى يزدى ص 233.
5- ميزان الحكمه ، ج 3، ص 441.
6- همان .
7- تعليم و تربيت در اسلام ، ص 126.
8- همان ، ص 125
9- نهج البلاغه ، ترجمه شهيدى ، نامه 53، ص 329.
10- ميزان الحكمه ، ج 6، ص 290-294.
11- تفسير مجمع البيان ، ج 4، ص 402.
12- غررالحكم ، ج 1، ص 279.
13- كنز العمال ، ج 15، ص 785.
14- شرح غرر الحكم ، ج 6، ص 393.
15- المفردات ، ص 530.
16- بحارالانوار، ج 70، ص 285.
17- نهج البلاغه ، حكمت 371.
18- شرح غرر الحكم ، ج 1، ص 39.
19- تحف العقول ، ص 59.
نام كتاب :عوامل عزت و ذلت از ديدگاه قرآن كريم
(احاديث و روايات)