ﻣﯽﺧﻮاﯼ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ؟!
ﻫﺮ چه ﺍﺯﺵ ﻣﯽﭘﺮﺳﯿﺪﯼ ﺩﺭ ﺟﻮاﺑﺖ ﻣﯽﮔﻔﺖ: ﺁﺭﻩ
ﻣﺜﻼً ﻣﯽﮔﻔﺘﯽ: من را میشناسی؟
- ﺁﺭﻩ
ﻣﯽﮔﻔﺘﯽ: اینجا ﺧﻮﺑﻪ ﺑﺮاﺕ، ﺭاﺣﺘﯽ؟
- ﺁﺭﻩ
ﻣﯽﮔﻔﺘﯽ: ﺧﻮﺷحاﻟﯽ ﮐﻪ اینجایی؟
- ﺁﺭﻩ
ﻣﯽﮔﻔﺘﯽ: ﻣﯽﺧﻮاﯼ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ یه ﺩﻭﺭﯼ ﺑﺰﻧﯿﻢ، ﺩﻟﺖ ﻭاﺷﻪ؟ !
آن وقت است که آنقدر ﺟﯿﻎ میکشد، داد و فریاد میکند ﮐﻪ؛ ﻧﻪ! ﻧﻪ! ﻧﻪ!
ﺑﻌﺪﺍً ﺩﻟﯿﻠﺶ ﺭا پرستار آسایشگاه بهت میگوید:
آخر با همین بهانه آوردنش سرای سالمندان؛ ﺍﯾﻦ ﺳﻮال را نباید ﻣﯽﭘﺮﺳﯿﺪﯼ...
رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا
حق پدر و مادر بر گردن انسان بسیار سنگینه
آدم اگه یکم فکر میکرد که وقتی بچه بوده چه زحمتهایی برای آدم کشیدن تا ما حالا بزرگ شده هیچوقت اینکار را نمی کرد.
اینهمه در اسلام به خدمت کردن به پدر و مادر سفارش شده ولی جای تأسف داره که خیلی ها پدر و مادرشون رو سربار خودشون می دونن و میذارن خانه سالمندان
ممنون