همسایههای گروه سوم
از قدیم یادم هست که تو یک شعر میخواندیم که دوستان ما آدمها سه نوع هستند:
۱) زبانی
۲) مالی
۳) جانی.
دوستان زبانی، آنهایی هستند که فقط با استخدام زبانشان حامی ما هستند که ماشاءالله تعدادشان کم هم نیست. راست یا دروغبودن اظهاراتشان هم بهراحتی قابل تشخیص نیست. دوستان مالی، کسانی هستند که با مالشان به ما کمک میکنند. معلوم نیست شاید همین گروه حمایت زبانی هم از ما بکنند. دوستان جانی، کسانی هستند که برای حمایت از ما از جانشان مایه میگذارند که برخلاف گروه اول تعدادشان اندک است. به نظر من اگر همسایههای ما نزدیکترین دوستان ما باشند و اگر بعضی وقتها دوستان نزدیک مثل فامیل و بهتر از فامیل باشند، نتیجه میگیریم که همسایههای ما یکی از این سه گروه اند.
همسایههایی هستند که تو هیچ صحنهای از حرفزدن کم نمیآورند، راست یا دروغش را نمیدانم ولی بالاخره تو شادی و عزا هر طوری شده یک سخنی به ما تقدیم میکنند. اینها همسایههای زبانیاند. همسایههای مالی آنهایی هستند که اگر کمکی از دستشان بیاید دریغ نمیکنند البته شاید یا حتماً انتظار دارند که تو اولین فرصت جبران کنیم.
همسایههای گروه سوم (همسایههای جانی) که برخلاف اسمشان خیلی مهربان و دوستداشتنی هستند نمیدونم تو کدام محله شهرمون زندگی میکنند یا بیشتر کجاها هستند. ولی هنوز هم هستند همسایگانی که واقعاً از جانشان برای مال و آبرو و جان همسایه مایه میگذارند. راستش را بخواهیم حق همسایه فقط این نیست که نگذاریم کسی پشت سرش حرفی بزند یا اجازه ندهیم کسی چپ به اموالش نگاه کند و یا خودمان هم هیچ مزاحمتی برایش ایجاد نکنیم، اگر یکروز جان همسایهمان به خطر افتاد موقعیت خوبی است که میزان همسایهداری خودمان را تست کنیم.
سخن آخر اینکه: «مردی برای نجات بچهی همسایه در شعلههای آتش سوخت.» (بریده مطبوعات)