جملک های خنده دار زیبا...
حتی اگر بهترین شناگر باشی
گاهی درخیال کسی غرق می شوے
قانون ایرانی جماعت اینه که
هر چی از پول خوشش میاد
از پولدار خوشش نمیاد
.
از تو برکندن دل ممکن اگر بود مرا
به تمنای تو کی این همه جان میکندم؟
- امان از دسته اين مانکناي جلوي مغازه ها
امروز دماغ يکيشونو گرفتم بهم گفت مرض داري ؟
نگو صاحب مغازه بود!!
خدا رو شکر کار دیگه ای نکردم!! :|
زندگي گاه به نان است و كفايت بكند؛
زندگي گاه به جان است و جفايت بكند؛
زندگي گاه به آن است و رهايت بكند؛
چه به نان
و چه به جان
و چه به آن...
زندگي صحنه بي تابي ماست...زندگي ميگذرد...
"روزی مرد فقیری از بودا سوال کرد "چرا من اینقدر فقیر هستم؟
بودا پاسخ داد: چونکه تو یادنگرفته ای که بخشش کنی
مرد پاسخ داد : من چیزی ندارم که بتوانم از آن بخشش کنم
بودا پاسخ داد: چرا! محدود چیزهایی داری
یک صورت که میتوانی لبخند بر آن داشته باشی
ميروم،اما نميپرسم زخويش ره كجا؟ منزل كجا؟ مقصود چيست؟ بوسه ميبخشم،ولي خودغافلم كاين دل ديوانه،را معبود كيست؟ آه،آري،اين منم،اماچه سود " او" كه در من بود،ديگر نيست، نيست ميخروشم زير لب ، ديوانه وار "او" كه در من بود ، آخر كيست؟ كيست؟
چه سخاوتمندند آنان که این همه « پند » می دهند ، اما حاضر نیستند درقبالش یک « اندرز » بگیرند .
کودکی از خدا پرسید تو چه میخوری؟؟؟؟ چه میپوشی ؟؟؟؟در کجا ساکنی؟؟؟؟ خدا ارام بر دل کودک زمزمه کرد.!!!!!!!! غصه ی بندگانم را میخورم!!!!!عیب بندگانم را میپوشانم!!!!! ودر قلب شکسته ی آنان ساکنم......
وقتی خوشبخت هستی که وجودت
آرامش بخش دیگران باشد
یادمون بمونه...!
"زیـــبا ترین و کم خرج ترین هدیـــه لبخـــنده"
کودکی از خدا پرسید تو چه میخوری؟؟؟؟ چه میپوشی ؟؟؟؟در کجا ساکنی؟؟؟؟ خدا ارام بر دل کودک زمزمه کرد.!!!!!!!! غصه ی بندگانم را میخورم!!!!!عیب بندگانم را میپوشانم!!!!! ودر قلب شکسته ی آنان ساکنم......
دوست عزیزممنون ازحضورتون دراین تالارجملاتتون زیباست اماخنده دارنیست لطفاازجملات زیبای خنده داراستفاده نمایید،منتظرسایرآثارشمادراین زمینه هستم.
من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام
تو تصوّر می کنی چوب خدا را خورده ام
نه! خیال بد نکن ، چوب خدا اینگونه نیست
من هرآنچه خورده ام از دست دنیا خورده ام
ساده از من رد نشو ای سنگدل ، قدری بایست
من همان " فرش گران سنگم " ، فقط پا خورده ام
اندیشه هایت را به تکرار عادت نده...تغییر شایسته ی اندیشه ی بزرگان است...
فردی چند گردو به بهلول داد وگفت:
«بشکن و بخور و برای من دعا کن»
بهلول گردوها را شکست ولی دعا نکرد
آن مرد گفت:
گردوها را می خوری نوش جان
ولی من صدای دعای تو را نشنیدم!
بهلول گفت:
مطمئن باش اگر در راه#خدا داده ای
خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است