بچه كه بوديم ...
شاید ما به سرعت از بچگیمون دور شدیم
کوچیک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم؛
حالا که بزرگیم با چه دلهای کوچیکی
کاش دلامون به بزرگی بچگی بود
بچه بودیم بارون همیشه از آسمون می اومد؛
حالا بارون از چشمامون میاد!
بچه بودیم همه چشم های خیسمون رو می دیدند؛
بزرگ شدیم هیچ کس نمی بینه
بچه بودیم توی جمع گریه می کردیم؛
بزرگ شدیم توی خلوت
بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست؛
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
بچه بودیم آرزومون بزرگ شدن بود؛
بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم
بچه بودیم همه رو به اندازه 10 تا دوست داشتیم؛
بزرگ که شدیم بعضی ها رو اصلا دوست نداریم، بعضی ها رو کم و بعضی ها رو بی نهایت.
بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم، همه یکسان بودند؛
بزرگ که شدیم قضاوت های درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه.
کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی 10 تا دوست داشتیم.
بچه که بودیم اگه با کسی دعوا می کردیم یک ساعت بعد یادمون می رفت؛
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سال ها یادمون میمونه و آشتی نمی کنیم
بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم؛
بزرگ که شدیم حتی 100 تا کلاف نخ هم سرگرممون نمی کنه
بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن یک چیز کوچیک بود؛
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزهاست
بچه بودیم درد دلها رو به ناله ای می گفتیم همه می فهمیدند؛
بزرگ شدیم درد دل رو به صد زبان می گیم... هیچ کس نمی فهمه
بچه که بودیم تو بازی هامون همه اش ادای بزرگترها رو در می آوردیم؛
بزرگ که شدیم همه اش تو خیالمون بر می گردیم به بچگی
بچه که بودیم بچه بودیم؛
بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ، دیگه همون بچهه هم نیستیم !
ای کاش بزرگیمون هم با همون صفت های خوب و پاک بچگی ادامه می یافت ...
دمت گرم...حال کردیم
بچه که بودیم صداقت بود و شهامت و رفاقت و محبت اما حالا....
بسیار جالب و پر محتوا است.
ممنونم عالیییییییییییییی بودش
بچه که بودم....
هیچ وقت دوست نداشتم بزرگ بشم.
یاعلی
کوچیک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم.
حالا که بزرگیم چه دلتنگیم.
کاش دلامون به بزرگی بچگی بود.
کاش همون کودکی بودیم که حرفاش رو از نگاش می شد خوند.
کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم.
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود.
کاش قلبها در چهره بود.
اما حالا اگه فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمه و دل خوش کردیم که سکوت
کردیم.سکوت پر بهتره از فریاد تو خالیست.
سکوتی رو که یه نفر بفهمه بهتر از هزارتا فریادیه که هیچ کس نفهمه.
سکوتی که سرشار از ناگفته هاست.
ناگفته هایی که گفتنش یه درد و نگفتنش هزاران درد داره.
دنیا رو ببین ...
بچه که بودیم از آسمون بارون می اومد؛
بزرگ شدیم از چشمامون بارون میاد.
بچه که بودیم همه چشمهای خیسمون رو می دیدن.
بزرگ شدیم هیچ کس نمی بینه.
بچه بودیم توی جمع گریه می کردیم؛
بزرگ شدیم توی خلوت.
بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست .
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه.
بچه که بودیم همه رو 10 تا دوست داشتیم.
بزرگ شدیم بعضی ها رو هیچی ، بعضی ها رو کم و بعضی ها
رو بی نهایت دوست داریم.
بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودیم.
بزرگ که شدیم قضاوت های درست و غلط باعث شد که اندازه
دوست داشتنمون تغییر کنه.
کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی 10 تا دوست داشتیم.
بچه که بودیم اگه با کسی دعوا می کردیم یک ساعت بعد از
یادمون می رفت. بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو
یادمون مونده و آشتی نمی کنیم.
بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچیکترین چیز بود.
بزرگ که شدیم کوچیکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه.
بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود.
بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم.
بچه که بودیم درد و دلامون رو به ناله ای می گفتیم و همه می فهمیدن.
بزرگ که شدیم درد و دلمون رو به صد زبون می گیم ... هیچ کس نمی فهمه.
بچه که بودیم بچه بودیم،
بزرگ که شدیم، بزرگ که نشدیم هیچ، دیگه همون بچه هم نیستیم.
ای کاش با همون صفتهای خوب و پاک بزرگ می شدیم.
بچه که بودیم دلا مون نمی گرفت وغمگین نمی شدیم ... کاش بچه بودیم
بچه که بودیم یه بیسکوییت می خریدیم ده تومن!
پچه که بودیم چه قدر برف می امد
نمیدونم یادتون میاد یا نه ولی وقتی من بچه بودم میگفتن بزرگ که بشی همه چی آسونتر میشه! اما الان بزرگ شدم ولی آسونتر نشدن ، رحتر تر فراموش نمیشن ، هر کسی که میاد تو زندگیم قسمتی از قلب منو با خودش میبره!