راسخون

تصاویری دیدنی از تاریخ ایران

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

  نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري   

ابراهيم حديدي

زماني كه ائتلافي از نيروهاي گوناگون و حتي متضاد براي عزل نجفقلي خان صمصام‌السلطنه بختياري و صدارت حسن وثوق‌الدوله همصدا شده بودند شايد خيلي‌ها نمي‌دانستند كه در دولت وثوق « ماليه و قشون ايران زيرنظر معلمان و فرماندهان انگليسي قرار خواهد گرفت». آرميتاژ اسميت و ژنرال ديكسن، براي ماليه و اداره قشون حاضر به يراق بودند.


بحرانهاي بسياري سبب رويگرداني از صمصام‌السلطنه بود. خشكسالي و قحطي بيداد مي‌كرد. خاكساري از اين بالاتر نبود كه سفارت امريكا در محله‌هاي فقيرنشين دم پختك بار مي‌گذاشت. « سال دمپختكي» احمدشاه خود گندم دولتي را در انبارها احتكار مي‌كرد و به نرخ گران مي‌فروخت، و بدان سبب به « احمد علاف» اشتهار يافت.


شاه امر به استعفا كرده بود : « شما ديگر وزير نيستيد و استقامت شما در برابر شاه عواقب وخيم دارد». صمصام نمي‌توانست چشم از قدرت بدوزد پيشتر دندان آجيل خوريش را كشيده بود. آن‌قدر تمول داشت كه وسوسه پَرِ جبرئيل نشود. آنچه پيرمرد را دله مي‌كرد « سوداي قدرت» بود : « ما استعفا نمي‌دهيم، شما ما را معزول كنيد». وي حتي تا مدتها پس از تشكيل دولت وثوق بر سر حرف خود مانده بود : « من از مقام خود استعفا نداده‌ام. اين مرد، قاچاقي آمده است. گرداننده اين بازي معناً شاهزاده فيروز ميرزاي نصرت‌الدوله بود». نجفقلي خان با همه سادگي اين مطلب آخري را چه خوب فهميده بود. بدون وجود نصرت‌الدوله قرارداد 1919 و مثلثِ « وثوق‌الدوله، نصرت‌الدوله و صارم‌الدوله» كامل نبود.


آشي كه در سفارت انگليس براي ايران پخته بودند آن قدر شور بود كه وثوق‌الدوله نيز به فغان درآمده بود :


اي كاش كه ما نيز بمانيم و ببينيم

تا عاقبت كار از اين فتنه چه زايد


كاري كه اين مرد مبادي آداب و خوش قريحه كرده بود از آن لٌرِ عامي كه قدري هم لكنت داشت برنمي‌آمد. و مگر نه اينكه يكي از اتهامات صمصام‌السلطنه براي بركناري، بيسوادي او بود : « رئيس‌الوزراي امروزه مملكت ما شايسته نيست كه زبان فارسي را هم نتواند حرف بزند و با خودي و بيگانه فقط و فقط لري حرف بزند».


آخرين نقش صمصام‌السلطنه، كدخدامنشي در ماجراي قوام و كلنل محمدتقي خان پسيان بود. صمصام‌السلطنه حكومت خراسان را پذيرفت و كلنل حضور صمصام را مغتنم مي‌شمرد ولي به « ملاحظات زياد» از رفتن طفره رفت. قتلِ كلنل به شمشير صمصام ميسر نبود و اين آخرين نقشي بود كه از وي بر جاي ماند.



125-2ع
سران و خوانين ايل بختياري و فرزندان ايشان در اواسط قاجاريه 1. محمدحسين بختياري (سپهدار) 2. اسفنديار بختياري (سردار اسعد اول) 3. امامقلي خان ايلخاني 4. نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري 5. اميرقلي بختياري 6. خسرو ايلخان ظفر 7. نصير بختياري (سردار جنگ) 8. جعفرقلي سردار اسعد 9. يوسف اميرمجاهد بختياري

5501-1ع
چند تن از سران و خوانين ايل بختياري در اواخر دوره ناصري از راست : محمدحسين سپهدار، اسفنديار بختياري، نجفقلي صمصام‌السلطنه، جعفرقلي سردار اسعد

4636-1ع
نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري با لباس رزم در دوره مشروطيت


4909-1ع
نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري با لباس رزم در دوره مشروطيت

3974 –7
نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري

1319-124ط
نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري نخست‌وزير دوران مشروطيت


3351-1ع
عزيمت ابوالقاسم ناصرالملك به مجلس شوراي ملي براي قبول نيابت سلطنت احمدشاه قاجار با حضور محمدولي خان خلعتبري (نخست‌وزير) و جمعي از سران و خوانين بختياري. 1. نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري 2. صادق صادق (مستشارالدوله) 3. ابوالقاسم ناصرالملك 4. محمدولي خلعتبري 5. حسن اسفندياري (محتشم‌السلطنه) 6. نصرت‌الله اميراعظم 7. عليقلي سردار اسعد 8. يوسف اميرمجاهد بختياري 9. نصير بختياري (سردار جنگ)

907-1ع
نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري

55-2ع
احمد قوام، حسن وثوق و عده‌اي از سران و خوانين بختياري در دوران مشروطيت. 1. غلامحسين بختياري (سردار محتشم) 2. نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري 3. احمد قوام 4. حسن وثوق 5. يوسف اميرمجاهد بختياري.

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

  نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري   

ابراهيم حديدي

زماني كه ائتلافي از نيروهاي گوناگون و حتي متضاد براي عزل نجفقلي خان صمصام‌السلطنه بختياري و صدارت حسن وثوق‌الدوله همصدا شده بودند شايد خيلي‌ها نمي‌دانستند كه در دولت وثوق « ماليه و قشون ايران زيرنظر معلمان و فرماندهان انگليسي قرار خواهد گرفت». آرميتاژ اسميت و ژنرال ديكسن، براي ماليه و اداره قشون حاضر به يراق بودند.


بحرانهاي بسياري سبب رويگرداني از صمصام‌السلطنه بود. خشكسالي و قحطي بيداد مي‌كرد. خاكساري از اين بالاتر نبود كه سفارت امريكا در محله‌هاي فقيرنشين دم پختك بار مي‌گذاشت. « سال دمپختكي» احمدشاه خود گندم دولتي را در انبارها احتكار مي‌كرد و به نرخ گران مي‌فروخت، و بدان سبب به « احمد علاف» اشتهار يافت.


شاه امر به استعفا كرده بود : « شما ديگر وزير نيستيد و استقامت شما در برابر شاه عواقب وخيم دارد». صمصام نمي‌توانست چشم از قدرت بدوزد پيشتر دندان آجيل خوريش را كشيده بود. آن‌قدر تمول داشت كه وسوسه پَرِ جبرئيل نشود. آنچه پيرمرد را دله مي‌كرد « سوداي قدرت» بود : « ما استعفا نمي‌دهيم، شما ما را معزول كنيد». وي حتي تا مدتها پس از تشكيل دولت وثوق بر سر حرف خود مانده بود : « من از مقام خود استعفا نداده‌ام. اين مرد، قاچاقي آمده است. گرداننده اين بازي معناً شاهزاده فيروز ميرزاي نصرت‌الدوله بود». نجفقلي خان با همه سادگي اين مطلب آخري را چه خوب فهميده بود. بدون وجود نصرت‌الدوله قرارداد 1919 و مثلثِ « وثوق‌الدوله، نصرت‌الدوله و صارم‌الدوله» كامل نبود.


آشي كه در سفارت انگليس براي ايران پخته بودند آن قدر شور بود كه وثوق‌الدوله نيز به فغان درآمده بود :


اي كاش كه ما نيز بمانيم و ببينيم

تا عاقبت كار از اين فتنه چه زايد


كاري كه اين مرد مبادي آداب و خوش قريحه كرده بود از آن لٌرِ عامي كه قدري هم لكنت داشت برنمي‌آمد. و مگر نه اينكه يكي از اتهامات صمصام‌السلطنه براي بركناري، بيسوادي او بود : « رئيس‌الوزراي امروزه مملكت ما شايسته نيست كه زبان فارسي را هم نتواند حرف بزند و با خودي و بيگانه فقط و فقط لري حرف بزند».


آخرين نقش صمصام‌السلطنه، كدخدامنشي در ماجراي قوام و كلنل محمدتقي خان پسيان بود. صمصام‌السلطنه حكومت خراسان را پذيرفت و كلنل حضور صمصام را مغتنم مي‌شمرد ولي به « ملاحظات زياد» از رفتن طفره رفت. قتلِ كلنل به شمشير صمصام ميسر نبود و اين آخرين نقشي بود كه از وي بر جاي ماند.



125-2ع
سران و خوانين ايل بختياري و فرزندان ايشان در اواسط قاجاريه 1. محمدحسين بختياري (سپهدار) 2. اسفنديار بختياري (سردار اسعد اول) 3. امامقلي خان ايلخاني 4. نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري 5. اميرقلي بختياري 6. خسرو ايلخان ظفر 7. نصير بختياري (سردار جنگ) 8. جعفرقلي سردار اسعد 9. يوسف اميرمجاهد بختياري

5501-1ع
چند تن از سران و خوانين ايل بختياري در اواخر دوره ناصري از راست : محمدحسين سپهدار، اسفنديار بختياري، نجفقلي صمصام‌السلطنه، جعفرقلي سردار اسعد

4636-1ع
نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري با لباس رزم در دوره مشروطيت


4909-1ع
نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري با لباس رزم در دوره مشروطيت

3974 –7
نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري

1319-124ط
نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري نخست‌وزير دوران مشروطيت


3351-1ع
عزيمت ابوالقاسم ناصرالملك به مجلس شوراي ملي براي قبول نيابت سلطنت احمدشاه قاجار با حضور محمدولي خان خلعتبري (نخست‌وزير) و جمعي از سران و خوانين بختياري. 1. نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري 2. صادق صادق (مستشارالدوله) 3. ابوالقاسم ناصرالملك 4. محمدولي خلعتبري 5. حسن اسفندياري (محتشم‌السلطنه) 6. نصرت‌الله اميراعظم 7. عليقلي سردار اسعد 8. يوسف اميرمجاهد بختياري 9. نصير بختياري (سردار جنگ)

907-1ع
نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري

55-2ع
احمد قوام، حسن وثوق و عده‌اي از سران و خوانين بختياري در دوران مشروطيت. 1. غلامحسين بختياري (سردار محتشم) 2. نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري 3. احمد قوام 4. حسن وثوق 5. يوسف اميرمجاهد بختياري.

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

  مجلس سنا   

رزيتا ميري

به موجب قانون اساسي مورخ 1324هـ . ق حكومت ايران علاوه بر مجلس شوراي ملي بايد داري مجلس ديگري به نام ” مجلس سنا“ باشد ولي به علت بعضي از مخالفتها تا پايان سلطنت رضاشاه پهلوي درباره اين شاخه قوه مقننه تصميمي اتخاذ نگرديد. پس از شهريور 1320 با اشغال ايران توسط متفقين و تبعيد رضاشاه و سست شدن پايه‌هاي سلطت پهلوي، مقالاتي در مطبوعات نوشته مي‌شد و از دولتهاي وقت تقاضاي تشكيل اين مجلس مي‌شد و محمدرضا پهلوي نيز نسبت به تأسيس آن علاقه‌مند بود، تا اينكه در روز 19 ارديبهشت 1327ش دولت حكيمي لايحه تشكيل مجلس سنا را تقديم داشت كه با اعتراضات زيادي از سوي برخي از نمايندگان مجلس شورا روبه‌رو شد ولي بالاخره با تلاش عده‌اي از دولتمردان اساسنامه آن تدوين و به تصويب مجلس شورا و صحه شاه رسيد. تشكيل مجلس و اختيارات آن طبق اصول 43، 44، 45 و 46 متمم قانون اساسي پيش‌بيني شده بود كه شرح آن در اين مجمل نمي‌گنجد و تنها به برخي از آنان اشاره خواهد شد. به موجب اصل 43 قانون اساسي تعداد نمايندگان مجلس سنا شصت نفر بوده كه سي نفر از طرف مردم (پانزده نفر از تهران و پانزده نفر از شهرستان) و نيمي ديگر از سوي شاه (پانزده نفر از تهران و پانزده نفر از شهرستان) انتخاب مي‌شدند كه گروه اول سناتورهاي انتخابي و دسته دوم به سناتورهاي انتصابي معروف بودند. انتخابات مجلس سنا در هر دوره تقنينيه همزمان با انتخابات مجلس شوراي ملي شروع و اخذ رأي در يك روز انجام مي‌شد. سناتورها بايد شرايط خاصي را براي عضويت در مجلس سنا داشته باشند كه به صورت اختصار بيان مي‌شود: اين اشخاص از بين نخست‌وزيران، وزرا، معاونين، استانداران، امراي بازنشسته ارتش، استادان دانشگاه و قضات با داشتن 15 تا 20 سال سابقه و اشخاصي كه حداقل 3 دوره نمايندگي مجلس شورا را داشتند انتخاب مي‌شدند.


در حقيقت مجلس سنا به ”مجلس شيوخ“ معروف بود زيرا هر فردي كه واجد شرايط مذكور نبود نمي‌توانست به مجلس سنا راه يابد و گفته مي‌شود گه گاهي هم براي اينكه اشخاص موردنظر واجد شرايط سناتوري شوند به طور موقت احكامي صادر مي‌شد.


مجلس سنا كلاً هفت دوره تقنينيه داشته است. اولين دوره مجلس سنا همزمان با شانزدهمين دوره مجلس شوراي ملي در 20 بهمن 1328 در تالار مجلس شورا گشايش يافت اما در سال 1331ش هنگام مبارزات ملي شدن صنعت نفت و قطع روابط سياسي با انگليس و همچنين مخالفت مجلس سنا نسبت به انتخاب مجدد مصدق به نخست‌وزيري و سياست وي در زمينه نفت، دكتر محمد مصدق درصدد انحلال مجلس سنا برآمد و از ورود سناتورها به عمارت مجلس شوراي ملي در بهارستان جلوگيري شد به طوري كه سناتورها جلسه خود را در منزل نظام‌السلطنه مافي تشكيل دادند. بدين ترتيب مجلس سنا تعطيل و پس از كودتاي 28 مرداد 1332 دوباره تشكيل شد.


دوره دوم سنا در 27 اسفند 1332 آغاز و در 25 اسفند 1338 خاتمه يافت.


دوره سوم سنا : 3/1/1339 گشايش و 19/2/1340 به فرمان شاه منحل شد. دوره چهارم مجلس سنا پس از دو سال و اندي تعطيلي در 14/7/1342 آغاز شد و در 14/7/1346 خاتمه يافت (تا سال 1342ش نمايندگان مجلس را كلاً مردان تشكيل مي‌دادند ولي از اين سال به بعد بانوان به مجلس سنا راه يافتند و در همين زمان نيز عده‌اي از بانوان به نمايندگي مجلس شورا انتخاب شدند)


دوره پنجم سنا : 14/7/1346 گشايش و در 9/6/1350 خاتمه يافت.


دوره ششم : 9/6/1350 افتتاح و 16/6/1354 خاتمه يافت.


دوره هفتم : 17/6/1354 افتتاح شد و با پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357 مجلس سنا منحل شد.

رؤساي مجلس سنا از بدو تشكيل تا خاتمه پنج تن بودند: ابراهيم حكيمي، حسن تقي‌زاده، محس صدر، جعفر شريف امامي، محمد سجادي كه سه تن از آنان قبلاً نخست‌وزير بوده‌اند (حكيمي، صدر، شريف امامي) و دو تن ديگر از رجال (تقي‌زاده، سجادي) و طولاني‌ترين دوره رياست مجلس سنا با شريف امامي بوده است.


لازم به ذكر است به دليل اينكه قبلاً محلي براي تشكيل جلسات مجلس سنا در نظر گرفته نشده بود در سالهاي نخستين جلسات سنا در عمارت مجلس شوراي ملي تشكيل مي‌شد ولي پس از انحلال مجلس در سال 1331 و گشايش دوباره‌اش در 1332 سناتورها به اين فكر افتادند كه هرچه زودتر محل اختصاصي جهت مجلس سنا درنظر گرفته شود. بدين منظور برخي از سناتورها با تلاش بسيار و با موافقت محمدرضا پهلوي كاخ عليرضا پهلوي را خريداري كردند و به مجلس سنا اختصاص دادند، و در اسفند 1333 به بعد جلسات سنا در آنجا تشكيل شد ولي چون در كاخ جديد نيز محل مناسبي براي ادارات، كتابخانه و ساير تشريفات مربوطه وجود نداشت تصميم گرفته شد ساختمان جديدي در كنار كاخ عليرضا احداث شود و تا سال 1357 اين ساختمان جهت جلسات مجلس سنا استفاده مي‌شد.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع و مأخذ :


1. قاسم قاسم‌زاده، حقوق اساسي؛ كليات حقوق اساسي، تهران، دانشگاه تهران، 1326.

2. عطاءالله فرهنگ قهرماني، اسامي نمايندگان مجلس شورا و سنا، تهران، [بي نا، بي تا].

3. مصطفي الموتي، ايران در عصر پهلوي؛ بازيگران سياسي از بدو مشروطيت تا سال 1357، لندن، [بي نا]، 1368، ج 4.

4. خواندنيها، سال 18، ش 78، ص 8-9.

5. قانون اساسي، خونبهاي مجاهدين صدر مشروطيت ايران. [بي جا]، ابوالحسن سپاه منصور، 1328.  

 



2702-4
كاخ عليرضا پهلوي محل ساختمان مجلس سنا

3886-121پ
ساختمان جديد مجلس سنا

3887-121پ
ساختمان جديد مجلس سنا


3708-4ع
يكي از جلسات رسمي كميسيون مجلس سنا در دوره اول 1. ابراهيم خواجه‌نوري 2. حسن تقي‌زاده 3. ابوالقاسم نجم 4. حسنعلي كمال هدايت 5. سعيد مالك 6. مهدي فرخ 7. علي مؤيد ثابتي 8. محمدحسن فروزانفر

3079-1ع
حسن تقي‌زاده و چند تن از سناتورهاي دوره اول مجلس سنا در محوطه كاخ مرمر از راست: محمدمهدي نمازي، ابوالقاسم نجم، حسن تقي‌زاده و عبدالحسين نيك‌پور

1457-1ع
حسن تقي‌زاده رئيس مجلس سنا در ميان چند تن از سناتورها، وكلاي مجلس شورا و مدير جريده امروز و فردا از راست: باقر نيك‌انجام، ابوالفضل لساني، حسين دادگر، حسن تقي‌زاده، عبدالله والا، علي دشتي، بهرام شاهرخ و سليمان انوشيرواني


3274-11ع
كابينه فضل‌الله زاهدي در يكي از اجلاسيه‌هاي مجلسين شورا و سنا در محل مجلس شوراي ملي 1. عبدالله هدايت 2. فخرالدين شادمان 3. احمدحسين عدل 4. عباس مسعودي 5. امان‌الله جهانباني 6. ابراهيم نبيل سميعي 7. سعيد مالك 8. فضل‌الله زاهدي 9. رضا حكمت 10. ابراهيم حكيمي 11. مهدي ملك‌زاده

1944-1ع
ابراهيم حكيمي (حكيم‌الملك) رئيس مجلس سنا

694-11ع
محمدرضا پهلوي در مراسم افتتاح يكي از اجلاسيه‌هاي مجلس سنا نادر باتمانقليچ 2. محمدعلي وارسته 3. ايرج مطبوعي 4. محسن صدر رئيس مجلس سنا 5. محمدرضا پهلوي 6. احمدرضا پهلوي 7. غلامرضا پهلوي 8. اردشير زاهدي 9. محمدعلي علوي مقدم 10. نعمت‌الله نصيري 11. ابوالفتح آتاباي 12. محمود مهران 13. خانبابا بياني


4208-4ع
سعيد مالك رئيس سني مجلس سنا

920-124ط
محمدرضا پهلوي هنگام سخنراني در مجلس سنا به مناسبت برگزاري بيستمين اجلاسيه اكافه، با حضور اوتانت دبيركل سازمان ملل متحد در تهران 1. حسينعلي لقمان ادهم 2. محمدرضا پهلوي 3. حسنعلي منصور 4. عباس آرام 5. اوتانت 6. اسدالله علم 7. علينقي عاليخاني

2930-11ع
جمعي از سناتورهاي دوره پنجم مجلس سنا هنگام شركت در مراسم سلام رسمي عيد نوروز در كاخ گلستان در سال 1347 از راست : اسدالله علم، محمدرضا پهلوي، جعفر شريف‌امامي، محمود جم، محمد ساعد مراغه‌اي، سعيد مالك، امان‌الله جهانباني، عيسي صديق، رضازاده شفق و محمد حجازي.


3892-11ع
جعفر شريف امامي رئيس مجلس سنا و چند تن از مقامات ايراني و ژاپني از راست : 2. محسن خواجه‌نوري 3. ابراهيم پارسا 5. جعفر شريف‌امامي 6. عبدالحسين حمزاوي (سفير ايران در ژاپن) 7. حسن زاهدي 8. ايرج مطبوعي

1815-11ع
جعفر شريف‌امامي رئيس مجلس سنا

717-11ع
محمدرضا پهلوي و فرح پهلوي در مراسم افتتاح يكي از اجلاسيه‌هاي ادوار هفتم مجلس سنا و بيست و سوم مجلس شورا در مقابل مجلس سنا از راست: محسن هاشمي‌ نژاد، اميرعباس هويدا، جعفر شريف‌امامي، عبدالله رياضي (پشت سر فرح پهلوي)، فرح پهلوي، مصطفي امجدي، محمدرضا پهلوي و چنگيز وشمگير


3487-11ع
اعضاي هيئت رئيسه مجلسين شورا و سنا در كاخ سعدآباد از راست: 1. لطف‌الله رئيسي 2. رضا جعفري 3. ايرج مطبوعي 4. ويدا داودي 5. عبدالله رياضي (رئيس مجلس شوراي ملي) 6. جعفر شريف‌امامي (رئيس مجلس سنا) 7. محمد سجادي (نايب رئيس سنا) 8. پري اباصلتي 9. عزت‌الله يزدان پناه 10. حسين خطيبي 11. داريوش شيرواني 12. مهين دخت صنيع 13. طاهر ضيايي 14. جواد سعيد 15. محمود جليلي 16. پرويز يارافشار 17. محمدعلي مسعودي 18. جمال گنجي 19. جعفر منصوريان 20. خليل الداغي 21. جلال‌الدين شادمان 22. حسن صائبي

3049-4ع دكتر محمد سجادي آخرين رئيس مجلس سنا

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

  اشغال ايران   

مهدي جنگروي

در سحرگاه روز بيست و دوم ژوئن سال 1941 (يكم تيرماه 1320) نيروي زميني ارتش آلمان آتش سهمگين خود را در طول جبهه‌اي كه از درياي بالتيك تا درياي سياه وسعت داشت، بر روي دشتهاي روسيه باز كرد. حمله آلمان به شوروي، ايران را به صورت حلقه ارتباطي بين انگلستان و روسيه درآورد. دولت ايران كه در موقعيت حساسي قرار گرفته بود، سعي كرد تا سياست بيطرفي را كه همزمان با آغاز جنگ دوم جهاني اتخاذ كرده بود، همچنان حفظ كند.


يادداشت مشترك انگلستان و شوروي به ايران در خصوص اخراج اتباع آلمان از كشور كه حالت اولتيماتوم نيمه رسمي داشت، با اين هدف به دولت ايران تسليم شده بود كه با رد آن و يا عدم ارسال جواب از سوي ايران و بالنتيجه اخراج آلماني‌ها از كشور، عذر موجهي براي متفقين فراهم آورد تا بتوانند ايران را اشغال نموده و طرحهاي خود را به مرحله اجرا درآورند.


سرانجام در سپيده دم روز سوم شهريور 1320 نمايندگان سياسي دولتهاي شوروي و انگلستان در تهران، به منزل علي منصور نخست‌وزير وقت ايران رفته هر يك يادداشتي تسليم وي نمودند و توسل دول متبوع خود را به نيروي نظامي بر عليه ايران اعلام كردند. در همان لحظاتي كه نمايندگان سياسي كشورهاي مزبور در منزل نخست‌وزير مشغول مذاكره بودند، تجاوز خود را به مرزهاي ايران شروع كردند. نيروي هوايي شوروي در آذربايجان به بمباران شهرهاي بي دفاع پرداخته و نيروي زميني و موتوريزه آن كشور از طريق جلفا به سمت تبريز سرازير شده بود. در خوزستان قواي انگليس به بنادر شاهپور و خرمشهر حلمه بردند و كشتي‌هاي جنگي ايران را غافلگير نمودند. نيروي هوايي انگليس، اهواز را بمباران كرده ستون ديگري از نيروهاي انگليسي از قصر شيرين به سوي كرمانشاه به حركت درآمدند.


با تجاوز قواي انگليس و روس از جنوب و شمال به كشور، رضاشاه ارتش را به مقابله فراخواند، ولي به جز مقاومت پراكنده چند روزه، ارتشي كه هزينه سنگين آن را مردم متحمل شده بودند، طي سه روز درهم شكست و كشور به اشغال ارتش شوروي و انگليس درآمد و امراي ارشد آن با همان چادرهايي كه ممنوع شده بود، گريختند و پس از سه روز دولت ايران تصميم خود مبني بر ترك مقاومت را به اطلاع سفراي كشورهاي اشغالگر رساند و در مقابل از آنها خواست تا عمليات جنگي را متروك و پيشروي خود را متوقف سازند.


روز هشتم شهريور سال 1320 دولت فروغي در تهران حكومت نظامي اعلام كرد و سپهبد اميراحمدي به فرمانداري نظامي تهران منصوب گرديد و در روز 25 شهريور وقتي قواي روس و انگليس وارد پايتخت شدند و تهران را اشغال كردند رضاشاه بي درنگ استعفا داد و عازم بندرعباس گرديد.



[2206-4 ع]
حسن اسفندياري (محتشم‌السلطنه) رئيس مجلس شوراي ملي در ملاقات با آدولف هيتلر صدراعظم آلمان (1319-1320) از چپ: موسي نوري اسفندياري (سفير ايران در آلمان)، حسن اسفندياري و آدولف هيتلر

[1072- 8ع]
آندرويچ اسميرنوف، سفير شوروي در ايران به اتفاق همراهان خود در محوطه كاخ سعدآباد 1. آندرويچ اسميرنوف

[3131- 4ع]
محمدعلي فروغي نخست‌وزير و علي سهيلي وزير امور خارجه در روز برگزاري مراسم تحليف شاه جديد در مجلس شوراي ملي


[2775-1ع]
محمدرضا پهلوي در روز اداي سوگند پادشاهي در مجلس شوراي ملي، به اتفاق محمدعلي ذكاءالملك فروغي نخست‌وزير (۱۳۲۰/۶/۲۶)

[681-112ق]
محمدرضا پهلوي در حال اداي سوگند شاهي در مجلس شوراي ملي. در عكس محمدعلي فرزين (كلوپ) نيز ديده ميشود (26/6/1320)

[816-11ع]
محمدرضا پهلوي و همسر وي فوزيه به همراه جمعي از مقامات كشور در بازديد از مقر نيروهاي نظامي انگليس در تهران 1. غلامرضا نورزاد 2. عيسي صديق 3. حسين علاء 4. مرتضي يزدان‌پناه 5. محمدرضا پهلوي 6. فوزيه 7. علي سهيلي (نخست‌وزير) 8. حاجيعلي رزم‌آرا 9. ابوالحسن اردلان (عزالممالك) 10. علي‌اصغر مؤدب نفيسي 11. قاسم غني 12. حميد سياح 13. مصطفي عدل (منصورالسلطنه) 14. محمد ساعد مراغه‌اي 15. عبدالحسين هژير 16. محسن قراگزلو 17. يوسف شكرايي


548-1ع]
امراي ارتش ايران در حال مذاكره با ريدر ويليام بولارد وزيرمختار انگلستان و چند تن از فرماندهان قشون متفقين در ايران

976-11ع]
ريدر ويليام بولارد وزيرمختار انگليس در ايران، محمدرضا پهلوي و ژنرال ويول فرمانده انگليسي قشون متفقين

(1319-1320)
رجبعلي منصور


[2718-124ط، 4478-4ع و 2434-4ع]
محمدعلي فروغي (1320)

(1320-1321 و 1321-1323)
علي سهيلي

[3-127ر]
سران كشورهاي متفق در حاشيه برگزاري ”كنفرانس تهران“، در محل سفارت شوروي (6/9/1322) 1. ژوزف استالين (نخست‌وزير شوروي) 2. وياچسلاو ميخائيلويچ مولوتف (وزير امور خارجه شوروي) 3. اورل هريمن (سفير آمريكا در مسكو) 4. فرانكلين روزولت (رئيس‌جمهور آمريكا) 5. آنتوني ايدن (وزير امور خارجه آمريكا) 6. وينستون چرچيل (نخست‌وزير انگلستان)


[927-121پ]
ملاقات محمدرضا پهلوي با وينستون چرچيل نخست‌وزير انگلستان، در محل سفارت اين كشور در تهران (8/9/1322) از راست: وينستون چرچيل، اسماعيل شفائي، محمدرضا پهلوي، حسين علاء ، محمد ساعد مراغه‌اي (وزير امور خارجه) و علي سهيلي (نخست‌وزير)

[880-121پ]
ژوزف استالين نخست‌وزير شوروي در حاشيه برگزاري كنفرانس سران كشورهاي متفق در تهران، هنگام ملاقات با محمدرضا پهلوي (9/9/1322) از راست: ماكسيموف (سفير شوروي در ايران)، وياچسلاو ميخائيلويچ مولوتف (وزير امور خارجه شوروي)، محمدرضا پهلوي، ژوزف استالين و محمد ساعد مراغه‌اي (وزير امور خارجه ايران)

[2912-11ع]
محمد ساعد مراغه‌اي نخست‌وزير ايران در سال 1323


[3262-1ع]
رضاشاه در اواخر عمر در ژوهانسبورگ (1323)

محسن صدر (صدرالاشراف) (1324)

[2914-4ع، 1543-4ع و 1829-4ع]
ابراهيم حكيمي (حكيم‌الملك) (1324)


(1323-1324)
مرتضي قلي بيات (سهام‌السلطان)

[1358-1ع]
احمد قوام (قوام‌السلطنه) از نخست‌وزيران ايران در دوران اشغال كشور توسط متفقين (1321 و 1324-1326)

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

  فتح تهران   

رزيتا ميري

در سال 1324ق در پي اعتراضات مردمي و رهبري و حمايت روحانيون برجسته تهران، عتبات مقدسه و ديگر شهرهاي ايران مانند اصفهان و تبريز؛ مظفرالدين شاه قاجار به صدور فرمان مشروطيت گردن نهاد و در آن فرمان، نقش ملت در اداره امور كشور و پايان استبداد سلطنتي و تأسيس مجلس شوراي ملي و عدالتخانه تصريح كرد. مشروطه‌خواهان پس از پيروزي خود و گرفتن فرمان مشروطيت به دليل تندرويهايي از طريق انجمن‌هاي محلي به خصوص انجمن ايالتي تبريز و اشخاصي چون سيدحسن تقي‌زاده كه به نحوي منجر به تحصن مشروطه‌خواهان در سفارت انگليس شد، هيئت حاكمه را در برابر خود قرار دادند، در اثر تندرويهاي بسياري از مشروطه‌طلبان كه به جاي تحقق عدالت در پي ارتقاي منزلت اجتماعي خود بودند، ميان رهبران روحاني مشروطيت اختلاف پديدار گشت.


به تدريج با تشديد اين اختلافات و انحراف مشروطه‌طلبان از مسير اصلي خود حوادث ناگواري به وجود آمد كه مانع از تحقق مشروطيت در كشور گرديد، در پي اين مخالفتها گروهي از نيروهاي نظامي و مسلح بختياري، گيلاني و آذربايجاني به سركردگي عليقلي سرداراسعد بختياري، محمدولي خان تنكابني (سپهدار اعظم)، ستارخان و باقرخان پس از نبرد با نيروهاي محمدعلي شاه، آنان را شكست داده پس از تصرف قزوين و قم جهت فتح تهران عازم شدند. هنگامي كه محمدعلي شاه متوجه شد تهران به دست مشروطه‌خواهان و ملّيون افتاده است به اتفاق خانواده‌اش به سفارت روس پناهنده شد و در تاريخ 26 جمادي‌الثاني 1327 در بهارستان رؤساي ملّيون جمع شدند تا در مسائل فوري كشور تصميم بگيرند و مجلسي را به نام ” مجلس فوق‌العاده عالي“ تشكيل دادند كه در اين مجلس به اتفاق آراء محمدعلي شاه از سلطنت خلع و سلطنت به پسرش احمدميرزا قاجار واگذار گرديد و چون احمدميرزا بيش از دوازده سال نداشت عليرضا خان ايلخاني قاجار ملقب به عضدالملك به سمت نيابت سلطنت تعيين گشت و همچنين از سوي ملّيون عليقلي سردار اسعد بختياري به سمت وزير داخله و سپهدار تنكابني به سمت وزارت جنگ تعيين شدند.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع و مآخذ:


1. آرتور هاردينگ، خاطرات سياسي سر آرتور هاردينگ وزيرمختار بريتانيا در دربار ايران در عهد سلطنت مظفرالدين شاه قاجار، تهران، ستاد انقلاب فرهنگي، مركز نشر دانشگاهي، 1363.

2. عبدالحسين نوائي، فتح تهران؛ گوشه‌هايي از تاريخ مشروطيت، تهران، انتشارات بابك، 1356.



2837-4ع
حسين پاشا اميربهادر جنگ

287-4ع
عليقلي سردار اسعد بختياري

3744-1ع
محمدولي خان تنكابني (سپهدار اعظم)


2287-1ع
محمدولي تنكابني والي آذربايجان و چند تن از كارگزاران حكومتي 1. احمدعلي بني آدم 2. ابراهيم معتمدالسلطنه 3. محمدولي خان تنكابني 4. علي موثق‌الملك

2938- 4ع
عليقلي سردار اسعد بختياري و محمدولي خان تنكابني (سپهدار اعظم) به همراه جمعي از مشروطه‌خواهان

336-8ع
جعفرقلي سردار بهادر (سرداراسعد بختياري) به همراه تفنگچيان بختياري


469-4ع
جعفرقلي سردار اسعد بختياري و محمدميرزا شمس‌الملك

140-4ع
عبدالحسين معزالسلطان (سردارمحيي) فرمانده مجاهدين گيلان

6786-1ع
علي ارشدالدوله، فرمانده قواي محمدعلي شاه در جنگ با مشروطه‌خواهان لحظاتي قبل از تيرباران


974-1ع
محمدولي خان تنكابني (سپهدار اعظم) در ميهماني سفارت روس در تهران

421-1ع
محمدولي خان سپهدار اعظم رئيس‌الوزرا در ميهماني سفارت انگليس 1. علي يمين‌الملك (حسابي) 2. محمود ديبا 3. جمشيد سرداركبير 4. اكبرميرزا مسعود

630-8ع
جمعي از مجاهدين و سران و رجال مشروطيت پس از فتح تهران


214-4ع
عليرضاخان عضدالملك نايب‌السلطنه به اتفاق جمعي از رجال و مقامات دولتي از راست: محمدولي سپهدار اعظم، عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله، عليرضا عضدالملك، عبدالحسين ميرزا فرمانفرما، حسن مستوفي‌الممالك و عليقلي سرداراسعد بختياري

2761-4ع
عليقلي سردار اسعد بختياري

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

   ارتشبد محمد خاتمي   

ابراهيم حديدي

ارتشبد محمد خاتمي فرمانده نيروي هوايي ايران (1354-1337) فرزند محمود خاتمي و خواهرزاده سيدحسن امامي (امام جمعه تهران) در سال 1297ش در شهر رشت به دنيا آمد. پس از تحصيلات ابتدائي، دوره متوسطه را در كالج آمريكايي (دبيرستان البرز) گذراند. در سال 1318 وارد اولين دوره رسته هوايي در دانشكده افسري شد و با درجه ستوان دومِ هوايي فارغ‌التحصيل گرديد. سپس در سال 1323 براي تكميل فن خلباني به كشور انگليس رفت. پس از بازگشت به ايران در سال 1325 خلبان مخصوص محمدرضا پهلوي و بعد به آجوداني وي منصوب گرديد.


خاتمي در سال 1324 با پرويندخت خديوي ازدواج كرد از وي يك دختر به نام صبريه داشت كه از موارد مهم اختلاف خانوادگي او و فاطمه پهلوي همسر دوم خود بود.


ارتشبد محمد خاتمي دوره تكميلي خلباني با جت را در انگليس و آلمان غربي و دوره ستاد هوايي را در سال 1330 در آمريكا با موفقيت به پايان رساند و به عنوان اولين خلبان جت و يكي از اعضاي مؤسس تيم آكروجت نيروي هوايي ايران شناخته شد. او خلباني هواپيماي محمدرضا پهلوي را در روز 25 مرداد سال 1332 (كه بر اثر مخالفت مردم با وي از ايران گريخت و ابتدا به عراق و سپس به ايتاليا رفت) برعهده داشت. با بازگشت محمدرضا پهلوي به ايران، كار خاتمي رونق گرفت به درجه سرهنگي ارتقا يافت و فرمانده تيپ شكاري نيروي هوايي شد. خاتمي در بدو ورود به نيروي هوايي مشاغل ” هنر آموزگاري، سرهنر آموزگاري“ خلباني و فرمانده يگانهاي شكاري را برعهده داشت و از فرماندهان مورد اعتماد شاه بود. او در سال 1336 در يك سانحه هوايي همسر اول خود را از دست داد و از اين موقعيت استفاده نمود و به فاطمه پهلوي خواهر صلبي محمدرضا پهلوي پيشنهاد ازدواج داد كه مورد موافقت شاه قرار گرفت، اين وصلت در روز سي‌ام مرداد 1338 به وقوع پيوست، وي يكي از اعضاي مؤثر خاندان پهلوي گرديد و به سرعت مدارج ترقي نظامي را طي نمود و ارتشبد شد.


محمدرضا پهلوي در سال 1337 دست به تصفيه بزرگي در نيروي هوايي زد و كليه امرا را بازنشسته و يا به واحد ديگر ارتش انتقال داد، تنها سرتيپي كه باقي ماند خاتمي بود. او را فرمانده نيروي هوايي كرد اختيارات زيادي به وي تفويض نمود. او درجات نظامي را سريعاً طي نمود به افسران خارج از آيين‌نامه و مقررات درجه مي‌داد و اكثر افسران و امرا از سرسپردگان وي بودند. همچنين اعتبارات سنگيني براي خريد هواپيما و تأسيس پايگاههاي هوايي در اختيار گرفت و نيروي هوايي قدرتمندي تشكيل داد.


خاتمي مورد توجه فوق‌العاده مستشاران نظامي آمريكا بود به طوري كه امريكاييها در يك طرح اضطراري او را كانديداي جانشيني محمدرضا پهلوي كرده بودند، اين طرح محرمانه به اطلاع شاه رسيد و موجبات سوء ظن شاه نسبت به خاتمي را بيشتر ساخت.


از بررسي و مطالعه اوراق و اسناد شخصي خاتمي به مواردي از قبيل اختلافات خانوادگي وي با فاطمه پهلوي، دفترچه خاطرات دوره فرماندهي نيروي هوايي و ذكر مشكلات اين نيرو، بي توجهي شاه به وي، كارشكني‌هاي عبدالكريم ايادي و همچنين ناخشنودي محمدرضا پهلوي از خودسريهاي وي و … مي‌توان نام برد.


ارتشبد خاتمي علاوه بر فعاليت نظامي در بخشهاي اقتصادي، تجاري و كشاورزي نيز فعال بود. و از سهامداران عمده شركتهاي بورت، سيمان شمال، سيمان فارس، بانك اعتبارات، بانك عمران و كارخانه قند كرج به شمار مي‌رفت.


محمد خاتمي در 21 شهريور سال 1354 ضمن يك پرواز تفريحي با كايت (بال پرنده) در سد دز سقوط كرد و جان سپرد، در همان ايام گفته مي‌شد سقوط او از كايت خواسته شاه بوده و به طور آشكار و پنهان در اذهان عمومي ارتشيان مخصوصاً پرسنل نيروي هوايي زبانزد بود و همه شاه را قاتل مي‌دانستند، همچنين بعدها با انتشار كتاب يادداشتهاي اسدالله علم (وزير دربار) معلوم مي‌شود كه شاه نسبت به مرگ محمد خاتمي خود را چندان متأثر نشان نمي‌دهد و علم نيز خوشحالي خود را از اينكه اين واقعه باعث شكستگي شاه نشده است، ابراز مي‌دارد.


خاتمي از همسر خود فاطمه پهلوي داراي دو پسر به نامهاي كامبيز متولد 1341 و رامين متولد 1346 مي‌باشد.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع و مآخذ:


1. مرتضي طلوعي، تاريخ نيروي هوايي شاهنشاهي، تهران، 1355. ص 311.

2. پرونده محمد خاتمي در مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران.

3. باقر عاقلي، شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران، تهران، نشر گفتار با همكاري نشر علم. ج 1. 1380. ص 597.

4. يادداشتهاي علم. ويرايش و مقدمه از علي‌نقي ايلخاني. تهران، كتابسرا، ج 5. 1382. ص 267.



1371-8625 پ
محمد خاتمي (سمت چپ) به هنگام آموزش خلباني در آمريكا

1271-8625 پ
مراسم ازدواج محمد خاتمي و فاطمه پهلوي (1338)

549-124 پ
جشن ازدواج محمد خاتمي و فاطمه پهلوي 1. فاطمه پهلوي 2. شهناز پهلوي 3. محمد خاتمي 4. شمس پهلوي


687-11ع
بازديد محمدرضا پهلوي از پايگاه نيروي هوايي در دهه 1330 1. غلامرضا پهلوي 2. امان‌الله جهانباني 3. محمدرضا پهلوي 4. محمد خاتمي

1266-8625 پ
سپهبد محمد خاتمي به همراه سفير و چند تن از مقامات بلندپايه ارتش آمريكا در يك ميهماني 1. محمد خاتمي 2. جوليوس هولمز (سفير امريكا در ايران)

4234- 4ع
ژنرال جرج براون (فرمانده نيروي هوايي امريكا) و ارتشبد محمد خاتمي در ايران


3790-11ع
اهداي لوح يادبود به ارتشبد محمد خاتمي در يك ميهماني عصرانه در امريكا

40-133ش
محمدرضا پهلوي و فرماندهان سه گانه ارتش و شهرباني از چپ: محمدرضا پهلوي، بهرام آريانا، عزت‌الله ضرغامي، محمد خاتمي، فرج‌الله رسايي، محسن مبصر و جعفرقلي مستوفي صدري

4235-4ع
ضيافت محمد خاتمي و همسرش فاطمه پهلوي به مناسبت سفر ايندرا گاندي به ايران از راست: عباسعلي خلعتبري، اسدالله علم، فاطمه پهلوي، ايندرا گاندي و محمد خاتمي


3097-11ع
از راست : علي‌محمد خادمي، ايرن پاپاس، ارسطو اوناسيس، ژاكلين (همسر اوناسيس) و محمد خاتمي (تهران، فروردين 1351)

1600-11ع
ارتشبد محمد خاتمي و سرتيپ غلامرضا پهلوي

731-8625 پ
فاطمه پهلوي


1191-8625 پ
همسر و دو تن از فرزندان محمد خاتمي از راست: كامبيز خاتمي، فاطمه پهلوي و رامتين خاتمي

1605-11 ع
ارتشبد محمد خاتمي

1078-8625 پ
كايت (بال پرنده) محمد خاتمي پس از سقوط

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

  رضاخان و كودتاي 1299   

رزيتا ميري

كودتاي سوم اسفند 1299 را مي‌توان نقطه عطفي در روابط سياسي ايران و انگليس دانست چرا كه با انقلاب اكتبر 1917، سلسله قاجار از حمايت روسيه محروم شد و هنگام آن رسيده بود كه رقيب ديرينه او، انگليس بدون نياز به تقسيم منابع با رقيب به تدريج حضور گسترده خود را در ايران بيش از پيش تثبيت نمايد. هدف از كودتاي 1299 برندازي احمدشاه نبود بلكه كودتا به مثابه اولين كيش براي مات كردن آخرين شاه قاجار به شمار مي‌رفت. ژنرال آيرونسايد به رضاخان تأكيد مي‌كند كه : « اقدام قهرآميزي براي سرنگون كردن شاه خودكامه صورت ندهد و به ديگران هم اجازه و امكان چنان اقدامي را ندهد ... [رضاخان] به من قول داد كه به خواسته‌هاي من عمل كند.»


عمده‌ترين هدف كودتا عاري كردن احمدشاه از قدرت نظامي قزاق بود. براي عملي شدن اين مقصود ضروري بود كه ابتدا كلنل استاروسلسكي فرمانده نيروهاي قزاق خلع يد شود. ژنرال آيرونسايد ماجراي به دام انداختن كلنل استاروسلسكي را چنين شرح مي‌دهد :


... او [كلنل استاروسلسكي] به محض اينكه ديد افرادش از دومين تنگه به سلامت عبور كرده‌اند براي عزيمت به قزوين و تهران با اتومبيل خود به راه افتاد. در اداره پست قزوين توقف كرد و طي تلگرافي به شاه اطلاع داد كه با اتومبيل به زودي به تهران خواهد آمد. بعد در تلگرام مفصل ديگري به افرادش دستور داد در شمال قزوين اردو بزنند. مأموران شنود ما تلگراف او به شاه را مخابره نكردند و در تلگراف دوم هم دست بردند و مقصد افراد قزاق را آق بابا ذكر نمودند... استاروسلسكي در اين ضمن به تهران وارد شد، به حضور شاه رسيد. در آنجا به او گفته شد كه از پست خود بركنار شده و تمامي افسران و نفرات بايد از بريگاد قزاق جدا شده عازم بغداد گردند. او بعد از شنيدن اخراجش به فوريت خود را به نزديكترين شعبه تلگراف رسانيده و طي تلگرافي از قزاقان مي‌خواهد در آنجا جمع شوند. اين دهكده در نيمه راه قزوين به تهران و در شمال جاده اصلي واقع است. بنا بود در آنجا با فوج قزاق ديدار كند و دستورات بعدي را ابلاغ نمايد. مأموران شنود، طبق معمول در اين تلگراف هم دست بردند و در تلگراف ساختگي به افسران روسي و افسران جزء دستور داده شد در ساختمان حكومتي قزوين به ديدار استاروسلسكي بروند و افراد قزاق در اردوگاه آق بابا بمانند. در نتيجه وقتي استاروسلسكي به آنجا رسيد يك خودرو زره‌ پوش ما، در انتظار او بود تا او را سوار كند و نزد ساير افسران روسي كه در بازداشت ما به سر مي‌بردند ببرد. 


پس از بركناري كلنل استاروسلسكي امور بريگاد قزاق به سرهنگ اسمايس واگذار شد. او يكي از افسران ارشد انگليسي بود كه براي آموزش ارتش جديد ايران ــ كه در قرارداد سر پرسي كاكس پيش‌بيني شده بود ــ به تهران آمده بود.


در اين گيرودار مجلس شوراي ملي يكي از اعضاي خانواده سلطنتي به نام سردار همايون را به فرماندهي بريگاد قزاق منصوب كرد. سردار همايون در ملاقاتي كه با ژنرال آيرونسايد داشته است صراحتاً مي‌گويد كه سرباز نيست و علت انتخاب او براي فرماندهي قزاقها « تضمين وفاداري آنان نسبت به شاه بوده است.»  اما پيش از اين ژنرال آيرونسايد و سرهنگ اسمايس به منظورعملي كردن كودتا رضاخان را شناسايي كرده بودند. هنوز مدت زمان زيادي از انتصاب سردار همايون نگذشته بود كه سرهنگ اسمايس به توصيه ژنرال آيرونسايد وي را به مرخصي روانه مي‌دارد تا در غياب او رضاخان به تحكيم موقعيت خود بپردازد و فرماندهي نيروي قزاق را برعهده بگيرد.


با رضاخان گفت وگويي داشتم ــ 12 فوريه 1921 ــ و او را به فرماندهي مطلق قزاقهاي ايراني گماردم. او قويترين فردي است كه تاكنون ديده‌ام. به او گفتم كه به تدريج از تحت كنتزل من خارج شود و بايد همراه سرهنگ اسمايس مقدمات رويارويي با شورشيان رشت را پس از خروج ستون از منجيل فراهم كند. در حضور اسمايس گفت و شنودي طولاني با رضا داشتم.


با قرار گرفتن رضاخان در رأس نيروي نظامي، اهرم اجرايي كودتا شكل مي‌گيرد. اما اين جريان بدون حمايت عناصر داخلي و نيروهاي سياسي ميسر نمي‌شد. سيد ضياءالدين طباطبايي يكي از قسم‌خوردگان كودتا و تنها غيرنظامي اين جمع است كه در تحقق يافتن كودتا نقش شايان توجهي دارد:

 
مي‌گويند پنج نفر براي انجام كودتا با يكديگر متحد شده و همقسم شده پشت قرآن را هم مهر كرده‌اند... اين پنج نفر عبارت بودند از : سيدضياءالدين، رضاخان ميرپنجه، ماژور مسعودخان، سرهنگ احمد آقاخان ــ اميراحمدي ــ و كلنل كاظم خان ــ‌سياح ــ سيد ضياءالدين هم هنگام طرح اعتبارنامه‌اش در مجلس دوره چهاردهم چنين بيان كرده است : دو روز پيش از كودتا من رفتم به شاه‌آباد. جلسه‌اي تشكيل شد در شاه‌آباد از بنده و آقاي رضاخان ميرپنج و از آقاي احمد آقاخان كه آن وقت سرهنگ بود و از آقاي ماژور مسعودخان و از آقاي كاظم خان. من آنها را ديدم؛ چه ديدم و چه صحبت كرديم و چه تصميم گرفتيم، از اسرار ماست؛ ولي يك خبري را به شما مي‌گويم و آن اين است كه ما پنج نفر قسم خورديم كه به ايران خدمت كنيم ...


يحيي دولت‌آبادي، سيدضياءالدين مدير روزنامه رعد و رفقاي كميته‌اي او ــ كميته آهن و فولاد يا كميته زرگنده ــ را قوه ايراني سياسي براي اجراي كودتاي سيد ضياءالدين ــ رضاخان مي‌داند  و محمودخان مديرالملك، مسعودخان سرهنگ، منوچهرخان طبيب و ميرزا كريم خان گيلاني را از اعضاي آن معرفي مي‌كند و معتقد است : « ... كميته زرگنده مركز سياست انگليس است در تهران در قسمتي كه بايد به دست ايرانيان انجام بگيرد.»


شبكه اردشيرجي از سال 1913 به وسيله ميرزا كريم خان رشتي با رضاخان مرتبط شده بود و به نوعي تعليمات سياسي وي را برعهده داشت.  اردشير جي درباره نقش سيد ضياءالدين طباطبايي مي‌نويسد : « فقط مي‌گويم كه آنچه را هم كه سيد ضياءالدين طباطبايي به عهده داشت به خوبي انجام داد و محرك او هم خدمت به ايران بود ولي شايد بيش از آنچه لازم و يا مطلوب بود تظاهر به همگامي با سياست انگليس مي‌كرد.»


برخلاف عقيده اردشير جي سيد ضياءالدين با پنهانكاري و مخفي داشتن اسرار كودتا نه تنها تظاهر به همگامي با سياستهاي بريتانيا نداشت بلكه به عنوان يك عنصر داخلي سياسي بزرگترين خدمت را در جهت اهداف استعمار انجام داد و اين رضاخان بود كه در حضور حاج ميرزا يحيي دولت‌آبادي و دكتر مصدق و ديگران به صراحت از حمايت بي دريغ بريتانيا براي عملي ساختن كودتا سخن گفته بود.


سيد ضياءالدين در دفاع از خود و كودتا بارها گفته است كه وقايع از اسرار است و مجبور نيستم درباره آن مطلبي بگويم و بدين طريق مطلبي از اسرار را افشا نكرده است. غافل از اينكه تلگرافات متبادله بين وزير مختار انگليس و وزير خارجه انگليس و نگاهي به يادداشتهاي روزانه آيرونسايد ديگر جاي هيچ گونه شبهه و ابهامي باقي نمي‌گذارد كه كودتا، مارك لندن را داشته است و به طوري كه حاج ميرزا يحيي دولت‌آبادي در حيات يحيي صريحاً از قول سردار سپه چنين نوشته است كه سردار سپه در حضور مستوفي‌الممالك، ميرزاحسن مشيرالدوله، دكتر مصدق، تقي‌زاده،‌ علاء، و دو تن از وزراي دولت يعني مخبرالسلطنه و فروغي اظهار داشته : مثلاً خود مرا انگليسيها روي كار آوردند؛ ولي وقتي روي كار آمدم به وطنم خدمت كردم. همين مطلب را هم دكتر مصدق با كمي اختلاف بدين عبارت گفته است : ... به خاطر دارم كه سردار سپه نخست‌وزير، در منزل من با حضور مرحومان مشيرالدوله و مستوفي‌الممالك و حاج ميرزا يحيي دولت‌آبادي و آقايان مخبرالسلطنه و تقي‌زاده و علاء اظهار كرد مرا انگليسيها آوردند ولي ندانستند با چه كسي سروكار دارند.


اگرچه ژنرال آيرونسايد خود را معمار كودتاي 1299 مي‌شناسد  اما بديهي است كودتا بدون مساعدت و حمايت نيروهاي داخلي و خاصه كميته زرگنده و اعضاي آن كه همواره با سفارت انگليس مرتبط بودند محقق نمي‌شد. ميرزا كريم خان رشتي كه يكي از مرموزترين اعضاي كميته زرگنده است، صريحاً به نقش واسطه‌گري خود ميان سفارت انگليس و رضاخان اشاره كرده است.


علاوه بر نقش ژنرال آيرونسايد تأثير اردشير جي بر رضاخان در به ثمر رسيدن كودتا موضوعي است قابل توجه و شايان تأمل. لرد آيرونسايد ــ فرزند ژنرال آيرونسايد ــ در نامه‌اي به اميراسدالله علم مي‌نويسد :

اميدوارم كه شما و سر شاپور [ريپورتر] چكيده‌هاي مناسبي از مكاتبات پدرم و پدر سر شاپور را ... جمع‌آوري كنيد ... حقيقتي كه در اينجا رخ مي‌نمايد، اين است كه يك بار ديگر در تاريخ كهن ايران زمين يك فرد ايراني ميهن‌پرست قيام كرده است تا ميهن خود را از خطرات حفظ كند. رضاشاه كبير، چنين مردي بود و من به خاطر همكاري پدرم با چنين چهره برجسته‌اي افتخار مي‌كنم.



در وراي اين جملات آراسته و عبارت‌پردازيهاي ميهن‌پرستانه، لرد آيرونسايد به طور ضمني اهميت نقش و دخالت دولت انگليس را در جريانهاي سياسي ايران يادآور مي‌شود اما، چنانكه پيش از اين اشاره شد، دخالت استعمار و حضور تجاوزگرانه خارجي بدون دخالت عناصر داخلي و همراهي و همگامي آنها هرگز ميسر نمي‌شد.


كودتا كه با هدف « استقرار ديكتاتوري نظامي» شكل گرفته بود در يكي دو روز همه سرجنبانان را دستگير كرد و به فعاليت همه جرايد، بدون استثنا خاتمه داد :


قرار بود مؤسس كودتا همه جرايد را ببندد و تنها روزنامه ايران را كه مديرش من بودم، باقي بگذارد و ماهي هزار تومان به روزنامه كمك كند... نكته‌اي قلبي و احساسي روحي كه شرحش دشوار است مرا از پذيرفتن پيشنهاد دوستانه ايشان [رضاخان] منصرف داشت و بعد از دو سه روز، من هم در شمار اسراي كودتا قرار گرفتم.


بدين ترتيب براي صاحب منصبان انگليسي تقاضاي ده قطعه نشان شيروخورشيد و براي ژنرال آيرونسايد نيز نشان درجه اول شير وخورشيد با حمايل سبز تقاضا مي‌شود كه دولت به پاس عملي شدن كودتا به آنها اعطا نمايد. 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع و مأخذ:


1. خاطرات سري آيرونسايد: به انضمام ترجمه متن كامل شاهراه فرماندهي. تهران، مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگي و مؤسسه خدمات فرهنگي رسا، 1373، ص 219.

2. همان، صص 200-201.

3. همان، ص 202.

4. همان، ص 203.

5. همان، ص 359.

6. همان، ص 365.

7. حسين مكي، تاريخ بيست ساله ايران، تهران، نشر ناشر، 1363. ج 1، صص 214-215.

8. يحيي دولت‌آبادي، حيات يحيي، تهران، انتشارات عطار و فردوسي، 1362. ج 4، ص 227.

9. همان، ص 151.

10. ظهور و سقوط سلطنت پهلوي: جستارهايي از تاريخ معاصر ايران. تهران، انتشارات اطلاعات، 1370. ج 2، ص 148.

11. همان، ص 149.

12. حسين مكي، جلد اول، ص 157.

13. خاطرات سري آيرونسايد، همان، ص 167.

14. حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، تهران، انتشارات اطلاعات، 1370. ج 1، ص 83. 15. سند شماره 7، از مجموعه اسناد پهلويها ج 1.

16. خاطرات سري آيرونسايد، همان، ص 360.

17. محمدتقي بهار، تاريخ مختصر احزاب سياسي ايران، تهران، انتشارات اميركبير، 1363. ج 2، صص 19-20.

18. سند شماره 4، از مجموعه اسناد پهلويها ج 1.



1956-1ع
رضاخان پهلوي نگهبان سفارت هلند در ايران در كنار وزيرمختار هلند

1792-1ع
رضاخان هنگام آموزش تيراندازي با مسلسل شصت تير

1793-1ع
رضا خان ميرپنج فرمانده تيپ مختلط همدان در ميان افراد تيپ 1- مرتضي يزدان پناه 2- ايرج مطبوعي 3- رضا خان پهلوي


713-1ع
رضا خان مير پنج و كاپيتان ماركوف در بين افسران ايراني و روسي قزاقخانه 1- كاپيتان ماركوف 2- رضا خان ميرپنج 3- مرتضي يزدان پناه 4- ايرج مطبوعي

654-1ع
جمعي از فرماندهان ايراني و روسي قزاقخانه

1941-1ع
عكس هوايي از پادگان و فرودگاه نيروهاي انگليسي در قزوين


1942-1ع
ژنرال آيرونسايد و ژنرال هالدين بر روي رودخانه دجله، پس از كودتاي 1299

4786-1ع
سفارت انگلستان در تهران

1943-1ع
جمعي از مقامهاي سياسي و نظامي انگليسي در قاهره پس از كودتاي 1299 نشسته از چپ: مالكم استونس- والتر كنگر- هربرت ساموئل – وينستون چرچيل – سر پرسي كاكس – آيلمر هالدين – ژنرال آيرونسايد – پرسي رادكليف


1547-1ع
سيد ضياءالدين طباطبايي و معين التجار بوشهري

389-1ع
اردشير جي ، از عوامل اصلي انگلستان در كودتاي سوم اسفند 1299

53-8ع
سيد ضياءالدين طباطبايي رئيس الوزراي ايران ، پس از كودتاي 1299


1784-1ع
سيد ضياءالدين طباطبايي نخست وزير و وزير داخله به اتفاق رضاخان وزير جنگ و عده اي از مقامات از چپ: 1- رضا خان پهلوي 2- مسعود كيهان 3- گلروپ (رئيس سوئدي ژاندارمري) 4- سيد ضياءالدين طباطبايي 5- حسين دادگر 6- حسن مشار 7- علي رياضي 8- كاظم سياح 9- زمان بهنام

4898-1ع
احمد شاه قاجار به اتفاق رضا خان ميرپنج و جان محمد خان اميرعلايي

6990-1ع
كابينه سيد ضياءالدين طباطبايي در مراسم سلام نوروزي سال 1300 ش در كاخ گلستان 1- سيد ضياءالدين طباطبايي 2- محمود جم 3- عيسي فيض 4- موقرالدوله 5- رضاقلي نيرالملك


439-4ع
اعضاي كابينه سيد ضياء (كابينه سياه) در حضور احمد شاه : 1- حسينقلي نصرت السلطنه 2- محمود جم 3- مسعود كيهان 4- احمد شاه قاجار 5- مصطفي عدل 6- سيد ضياءالدين طباطبايي 7- علي اصغر مودب الدوله نفيسي 8- كاظم سياح 9- اسدالله ميرزا شهاب الدوله

1827-1ع
رضا خان سردار سپه در ميان عده اي از نظاميان از راست : 1- جان محمد اميرعلايي2 – محمدصادق كوپال 3 – رضا خان سردار سپه 4– علي رياضي 5 – علي نقدي 6– قاسم خان والي 7 – عباسقلي جلاير 8 – جعفرقلي بيگلرپور 9 – مرتضي يزدان پناه 10– نصرت الله خان آيرم 11 – محمد شيخ لينسكي

3574-1ع
مراسم جشن سالگرد كودتاي سوم اسفند 1299 با حضور جمعي از رجال، معتمدين و مقامات دولتي در تبريز در سال 1303


6016-3ع
رضاخان پهلوي

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

  قيام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲   

از واپسين سالهاي دهه 1330ش که رژيم پهلوي آشکارا دچار بحرانهاي عديده سياسي، اقتصادي و اجتماعي شد به ويژه حاميان آمريکايي آن درصدد برآمدند با انجام برخي اقدامات به اصطلاح اصلاحي مشکلات سياسي ـ اقتصادي و اجتماعي پيش روي رژيم را از ميان بردارند و عمر رژيم را در برابر خطرات بالقوه و بالفعلي که آن را تهديد مي‌کرد طولاني‌تر سازند. با اين احوال و به رغم انجام برخي اقدامات اوليه و مقدماتي عمدتاً به خاطر مخالفتهاي حضرت آيت‌الله العظمي بروجردي مرجع علي‌الاطلاق شيعيان پيشبرد اين طرحها تا هنگام درگذشت ايشان در آغاز دهه 1340ش به تعويق افتاد. با فقدان ايشان رژيم پهلوي و حاميان آمريکايي آن احساس کردند شرايط لازم براي پياده کردن طرحهاي اصلاحي موردنظر (که به زودي به انقلاب سفيد موسوم گرديد) به وجود آمده است. با آغاز نخست‌وزيري علي اميني در ارديبهشت 1340 اولين گامها براي پياده کردن طرحهاي اصلاحي مذکور برداشته شد اما به دلايل عديده فقط پس از پايان دوران نخست‌وزيري اميني و آغاز زمامداري اسدالله علم در تير ماه 1341 بود که رژيم پهلوي درصدد برآمد طرحهاي اصلاحي ديکته شده آمريکاييها را تحت عنوان «انقلاب سفيد» يا «انقلاب شاه و ملت» در کشور پياده کند. در واقع شاه و حاميان خارجي او بر اين تصور بودند که در آن برهه، شرايط داخلي کشور براي اين اقدامات به اصطلاح اصلاحي آماده است. اما اين تصور سخت غلط مي‌نمود و اقشار گسترده‌اي از مردم کشور که از سوي علما و روحانيون رهبري و هدايت مي‌شدند، به زودي در برابر طرحهاي اصلاحي حکومت ايستادگي کردند. در اين ميان به ويژه حضرت آيت‌الله امام خميني در صدر مخالفان طرحهاي در دست اقدام شاه، آمريکا و اسدالله علم نخست‌وزير وقت قرار گرفت. بدين ترتيب حداقل از مهر ماه 1341 روندي شکل گرفت که نهايتاً در جريان قيام 15 خرداد 1342 به اوج خود رسيد و به نقطه عطفي عظيم در مبارزات ملت ايران در برابر رژيم پهلوي و حاميان خارجي آن تبديل شد.



تظاهرات مردم تهران

تظاهرات مردم در مقابل بازار تهران در حمايت از اعلاميه امام خميني

تظاهرات مردم تهران در حمايت از اعلاميه امام خميني در خصوص تحریم رفراندم


تعطيلي بازار تهران در حمايت از اعلاميه امام خميني مبني بر تحريم رفراندم اصول ششگانه شاه در بهمن ماه سال 1341

امام در حال رفتن به مدرسه فیضیه برای ایراد سخنرانی(13خرداد 1342)

امام هنگام ايراد نطق آتشين در مدرسه فيضيه در عصر عاشوراي 1382 (13 خرداد 1342)


تعطيلي بازار تهران در ايام مبارزات مردم به رهبري امام خميني با رژيم پهلوي

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

   انقلاب اسلامي ايران   

ابراهيم حديدي
 
عكسهاي آن روزها را كه نگاه مي‌كني گاهي از « مثنويهفتاد من كاغذ» هم گوياتر است، چرا كه لحظه‌هايي را باز مي‌نماياند كه با لحظه‌هايديگر فرق دارد. عكس، شكار لحظه‌هاست. صياد گاهي فارغ‌البال و بي هيچ اضطرابي در پيصيد مي‌رود و يا در كمين آن مي‌نشيند. لحظه‌هايي هم هست كه صياد، خود، صيدِ شكارمي‌شود. اين بستگي به لحظه‌اي دارد كه قرار است ثبت شود، لحظه‌اي متراكم كه به سببارزشمندي، آن را مي‌توان قطعه‌اي از تاريخ دانست.

«فن» عكاسي « هنر» است وعكاس از چنين پنجره‌اي به جهان مي‌نگرد. وقتي موضوعِ  « هنر»، « مردم» باشد، مرزهايفاصله فرو مي‌ريزد. در كار عكسهاي آن روزها، تنها خبرنگاران ايراني دل به دريانسپرده بودند، عكاسان امريكايي و اروپايي نيز از نزديك دستي بر آتش داشتند. گابريلدوگال عكاس فرانسوي زخم گلوله برداشت، و جو الكس موريس روزنامه‌نگار امريكايي درآتش آن لحظه‌ها سوخت و...

زماني كه ژنرالها در پادگان لويزان براي كودتاجلسه اضطراري داشتند هيچ كس فكر نمي‌كرد يك روز ديگر تا پايانشان مانده باشد. سپهبدعبدالعلي بدره‌اي در كابوسهايش هم نمي‌ديد كه نه در ميدان نبرد، كه در همين شهرتهران در كمند مردم اسير شود؛ نه ياراي شليك گلوله‌اي داشته باشد نه ياراي گريز،ژنرال آن هم در تانك هرگز چنين تحقير نشده بود.

كابوس ژنرالها از آنجا شروعشد كه « صحنه نبرد» را با « گستره شهر» يكي دانستند و  « دشمن» را با « مردم»

عكسهاي آن روزها را كه نگاه مي‌كني بوي گل و گلوله مشامت را پر مي‌كند.
 



2845-7ع
عبور كاميونهاي حامل مأمورين حكومت نظامي از خيابان شاهرضا (انقلاب اسلامي) تهران

1197- 8ع
استقرار مأمورين حكومت نظامي در مقابل دانشگاه تهران در روز 13 آبان 1357 (روز دانش‌آموز)

2813- 7ع
به آتش كشيدن ماشين آب پاش شهرباني در ميدان توپخانه (امام خميني)


3146- 7ع
شادماني مردم تهران در روز فرار محمدرضا پهلوي از ايران

2836-7ع
اعلام همبستگي نظاميان با مردم در آستانه انقلاب

3145-7ع
سخنراني امام خميني در بهشت زهرا در روز بازگشت به ايران- 10/11/1357 از راست: محمد مفتح، امام خميني، علي‌اكبر ناطق نوري، محمدرضا طالقاني


2869-7ع
تصرف نفربر نظامي به وسيله مردم در يكي از روزهاي 22 و 21 بهمن سال 1357

3148-7ع
متوقف كردن تانك حامل عبدالعلي بدره‌اي (فرمانده گارد جاويدان) توسط مردم در روزهاي 22 و21 بهمن سال 1357 در ميدان فوزيه (امام حسين) تهران

2834-7ع
تصرف پادگان عشرت‌آباد (وليعصر) تهران در روز 22 بهمن سال 1357


186-141ق
ديدار امام خميني با مردم در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي در مدرسه رفاه واقع در خيابان ايران – تهران از راست :2. آيت‌الله عبدالرحيم رباني شيرازي 3. امام خميني 4. فضل‌الله محلاتي

2933-7ع
ديدار امام خميني با مردم در روزهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در قم

2870-7ع
سنگربندي خيابانهاي تهران در روزهاي انقلاب


3065-7ع
تنفيذ فرمان نخست‌وزيري مهندس مهدي بازرگان توسط امام خميني با حضور حجه‌الاسلام علي اكبر هاشمي رفسنجاني

61-418م
يكي از شعب اخذ رأي در روز 12 فروردين 1358 (روز رفراندم جمهوري اسلامي)

7-418م
محاكمه اميرعباس هويدا در دادگاه انقلاب اسلامي


22-418 م
محاكمه تهراني و ديگر عوامل مؤثر و شكنجه‌گر ساواك در دادگاه انقلاب اسلامي

2989- 7ع
پايين كشيدن مجسمه محمدرضا پهلوي در محوطه يكي از ادارات دولتي