تصاویری دیدنی از تاریخ ایران
نقاشي صبح عاشورا٬ صف آرايي سپاه کفر در مقابل اهل بيت و اصحاب سيدالشهدا(ع) [اثر نقاشي پاکستاني در دوره قاجار]
|
نقاشي صبح عاشورا٬ صحنه شهادت حضرت علي اصغر (ع) [اثر نقاشي پاکستاني در دوره قاجار]
|
نقاشي ظهر عاشورا٬ وداع سيدالشهدا (ع) با اهل حرم [اثر نقاشي پاکستاني در دوره قاجار]
|
نقاشي شام غريبان خر ابه نشيني اهل بيت (ع) (آن شب که ماه گردون بر قتلگاه تابيد گويي که يک چمن گل در خاک آرميده( [اثر نقاشي پاکستاني در دوره قاجار]
|
سقاخانه اي در بازار بزرگ تهران به تاريخ ١٣٠٧ شمسي متعلق به خانواده جان نثار [از سمت راست ايستاده رديف جلو مأمور نظميه حسن جوانشير ٬ اسدالله جان نثار، نشسته بر روي نيمکت اصغر جان نثار ٬ نفر وسط حاج رضا جان نثار (مؤسس سقاخانه)٬ اکبر جان نثار ٬ عبدالله جان نثار] [ عکاس: ماشاءالله خان عکاس]
|
عزاداري روز عاشوراي ١٣١٠ قمري در آشتيان
|
هيئت اتفاقيون تهران٬ نفر وسط آقاي سدهي از روحانيون و وعاظ معروف تهران
|
تعدادي از اعضاي هيئت آل احمد به همراه فرزندان؛ رديف اول نفر وسط آيت الله سيد احمد طالقاني پدر جلال آل احمد
|
عزاداري مردم تهران در روز عاشورا
|
عزاداري مردم تهران در روز عاشورا
|
دسته زنجيرزن در شب عاشورا
|
سبزه ميدان تهران در روز عاشورا
|
عزاداري مردم تهران در روز عاشورا
|
عزاداري مردم تهران در روز عاشورا در دوره قاجاريه
|
صحنه اي از مراسم عزاداري و روضه خواني
|
سبزه ميدان تهران در روز عاشورا
|
مراسم روضه و عزاداري در تکيه دولت
|
مراسم عزاداري و روضه خواني زنانه
|
تکيه سلطنت آباد در سال ١٢٧٦ ق
|
بخشي از بناي تکيه دولت و طبقات آن
|
عمارت بادگير و تکيه دولت
|
تکيه دولت
|
پرده اي از وقايع روز عاشورا
|
گروه تعزيه خوان
|
يک صحنه از مراسم تعزيه خواني در روزگاران گذشته
|
مراسم تعزيه خواني
|
مراسم تعزيه خواني
|
شبيه خوانها در تکيه دولت(معين البکا) با در دست داشتن نسخه شبيه خواني
|
تعزيه خوان در تکيه دولت قاجار
|
تعزيه خوان در تکيه دولت قاجار
|
تصوير ديگري از شبيه خوانهاي تکيه دولت
|
سه تن از تعزيه خوانان
|
گروه تعزيه خوان هنگام اجراي تعزيه
|
گروه تعزيه خوان هنگام اجراي تعزيه
|
عزاداري مردم تهران در روز عاشورا
|
يکي از افراد تعزيه خوان
|
مهدي جنگروي
رضاشاه در فروردين سال 1256 هجري شمسي در آلاشت سوادكوه از توابع مازندران به دنيا آمد. عباسعلي خان پدر رضاخان از ابوابجمعي فوج سوادكوه بود و مرادعلي خان پدربزرگ وي هم قبلاً در جنگ هرات در سال 1856 ميلادي كشته شده بود. عباسعلي خان پدر رضاشاه داراي پنج همسر بود كه رضاشاه تنها فرزند پنجمين همسر پدرش، نوش آفرين (سكينه يا زهرا) محسوب ميشود.
نوش آفرين پس از مرگ شوهرش عباسعلي، در حالي كه فرزندش طفلي بيش نبود، به تهران نزد برادرش ميرود و چندين سال نزد وي زندگي ميكند. سپس با فردي به نام جعفر ازدواج ميکند که از همسر اولش پسري به نام حديکجان آتاباي داشت که بعدها اسم كوچك خود را به هادي تغيير داد.
در مورد ازدواج رضاخان نظرات مختلفي وجود دارد. اولين ازدواج وي با دختردايي خود مريم (صفيه، تاجماه) بود كه رضاخان 9 سال با اين زن زندگي كرد تا اينكه مريم هنگام نخستين زايمان خود درگذشت و از او دختري به نام همدم (فاطمه) كه بعد به همدمالسلطنه ملقب گرديد، باقي ماند. تاجالملوك پهلوي (دومين همسر رضاخان) در مورد اولين ازدواج همسرش (رضاخان) در كتاب خاطرات ملكه مادر ميگويد: ” البته اين موضوع را سالها نميدانستم، تا بعد از شاه شدن رضا. او آن را از من پنهان كرده بود. حالا تاريخش را به خاطر ندارم. ولي يادم هست كه يك روز دختري را همراه خودش به كاخ شهر آورد و گفت: ” اين دخترم است. بعد برايم مشروحاً تعريف كرد كه موقع خدمت در آترياد همدان با يك زن همداني به نام صفيه ازدواج موقت كرده و اين دختر حاصل آن ازدواج است. من اين زن (صفيه) را هرگز نديدم.“ بعدها همدمالسلطنه تنها فرزند اولين همسر رضاخان به ازدواج هادي (حديكجان) آتاباي (فرزند پدرخوانده رضاخان) درآمد و اين وصلت عاملي براي حضور مداوم خانواده آتاباي در دربار پهلوي شد.
همسر دوم رضاخان تاجالملوك فرزند ” ميرپنج تيمورخان آيرملو“ افسر مهاجر قفقاز بود. رضاخان هنگام ازدواج با تاجالملوك در سال 1294 شمسي درجه ياوري (سرگردي) داشت و از او داراي چهار فرزند به نامهاي شمس (1296ش)، محمدرضا و اشرف (1298ش) و عليرضا (1301ش) شد. تاجالملوك پس از فوت رضاشاه با غلامحسين صاحب ديواني ازدواج كرد.
صاحب ديواني در واقع هم سن و سال پسر تاجالملوك بود و عضو يكي از شاخههاي خانواده متنفذ قوامالملك شيرازي در استان فارس به شمار ميآمد. غلامحسين خان صاحب ديواني پس از اين وصلت مدارج ترقي را طي نمود و خيلي زود به نمايندگي مجلس شوراي ملي انتخاب گرديد.
تاجالملوك پس از وقايع شهريور سال 1320 به منظور كسب قدرت بيشتر گاه و بيگاه در سياست دخالت ميكرد و از هيچ نقشي براي مطرح كردن عليرضا كوچكترين فرزند خود در برابر محمدرضا پهلوي فروگذار نميكرد. ” ارنست آر. اوني“ عضو مؤثر سازمان سيا كه در سال 1976 ميلادي گزارشي پيرامون ” نخبگان و توزيع قدرت در ايران“ تهيه كرده است، مينويسد: ” تاجالملوك زماني درصدد اجراي توطئهاي عليه محمدرضا بوده تا فرزند ديگرش عليرضا را به جاي وي بر تخت سلطنت بنشاند.“ (عليرضا پهلوي تنها برادر تني محمدرضا شاه بود كه در سال 1333 شمسي در يك سانحه مشكوك هوايي كشته شد).
در سال 1300 شمسي رضاخان تصميم به ازدواج مجدد ميگيرد. اين بار همسر سوم وي ملكه توران (قمرالملوك) دختر عيسي خان مجدالسلطنه اميرسليماني و نوه مهديقلي خان مجدالدوله از رجال دربار قاجار بود. رضاخان در اين سال كه مسئوليت وزارت جنگ را به عهده داشت با اين ازدواج با خانواده قاجار پيوند خورد. رضاخان براي اينكه همسرانش از هم دور باشند و حسادتهاي زنانه باعث بروز مشكلات ويژهاي برايش نشود، خانهاي جديد در حوالي چهارراه پهلوي براي ملكه توران احداث نمود. تاجالملوك همسر دوم رضاخان و مادر محمدرضا در كتاب خاطرات ملكه مادر در مورد ملكه توران ميگويد: ” هيچ زني چشم ديدن هوو را ندارد. بنابر اين بنده را متهم به حسادت و اين جور حرفها نكنيد. من هم مثل همه زنها از هوو خوشم نميآيد. اما راه ديگري نداشتم و ناگزير بودم به خاطر رضايت شوهرم كوتاه بيايم و شرايط را تحمل كنم. اين دختر (توران) دماغي بسيار پرنخوت و سر پر بادي داشت. با آنكه در كمال خوشحالي و رضايت تن به ازدواج داده بود، پس از ازدواج و تولد غلامرضا (1302ش) بناي ناسازگاري را گذاشت و هنرش اين بود كه رضا را تحت تسلط خود درآورده و او را وادار كند تا مرا از قصر بيرون بيندازد و خودش ملكه ايران شود. رضا نتوانست اين زن خودپسند را تحمل كند و پس از تولد غلامرضا او را طلاق داد و فرستاد دنبال كارش.“ ملكه توران كه هنگام طلاق كمتر از بيست سال داشت از آن دوران چنين ياد ميكند: ” تمام دوران اقتدارش (رضاخان) براي من بيچارگي و نشستن و ديدن و ساختن با ناملايمات بود.“
ملكه توران پس از طلاق از رضاخان در سال 1302 شمسي، تا سال 1322 ازدواج نكرد. سپس با بازرگان ثروتمندي به نام ذبيحالله ملكپور وصلت نمود و تا هنگام مرگ رضاشاه به همراه تنها فرزندش غلامرضا پهلوي در يكي از عمارتهاي دربار زندگي ميكرد. وي پس از انقلاب اسلامي مدتي در آلمان به سر برد و در سال 1373 شمسي در پاريس در خانه سالمندان فوت كرد.
رضاخان درصدد بود تا پس از توران اميرسليماني همسر چهارمي برگزيند. براي اين منظور از طريق اميرلشكر خدايارخان خداياري با عصمتالملوك دولتشاهي دختر غلامعلي ميرزا مجللالدوله دولتشاهي كه بعدها از سوي رضاخان به سمت رياست تشريفات داخلي دربار پهلوي منصوب شد، آشنا گرديد و پس از چندي وي را به عقد خود درآورد. عصمتالملوك از سال 1302 كه وارد دربار شد تا تاجگذاري رضاخان در سال 1305، سه فرزند به نامهاي عبدالرضا (1303ش)، احمدرضا (1304ش) و محمودرضا (1305ش) و سالهاي بعد دو فرزند ديگر با نامهاي فاطمه (1307ش) و حميدرضا (1314ش) به دنيا آورد.
عصمتالملوك دولتشاهي به هنگام تبعيد رضاشاه، همراه وي به جزيره موريس رفت و پس از چند ماه به تهران بازگشت. وي از ابتدا وارد سياست نشد. اما از نفوذ خود در به كار گماردن اقوام خويش در پستهاي پر درآمد استفاده شاياني كرد. پس از مرگ رضاخان در ويلاي شخصي خود در شميران اقامت كرد. پس از انقلاب اسلامي در تهران ماند و در سال 1374 شمسي در سن 90 سالگي درگذشت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع و مآخذ:
1. كيوان پهلوان، رضاشاه از الشتر تا آلاشت تهران، آرون، 1383.
2. اسكندر دلدم، زندگي پر ماجراي رضاشاه، تهران، گلفام، 1370.
3. فرهاد رستمي، پهلويها، تهران مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، 1378. ج 1.
4. احمد پيراني، زندگي خصوصي محمدرضاشاه پهلوي، تهران، به آفرين، 1382.
210-354ح
فاطمه پهلوي (همدمالسلطنه) فرزند اولين همسر رضاشاه و دو تن از فرزندان همسران بعدي وي. از چپ: غلامرضا پهلوي (تنها فرزند توران اميرسليماني)، همدمالسلطنه (تنها فرزند صفيه) و محمودرضا پهلوي (فرزند عصمتالملوك دولتشاهي) |
5689-1ع
هادي آتاباي همسر همدمالسلطنه اولين فرزند رضاشاه |
1897-11ع
تاجالملوك پهلوي دومين همسر رضاشاه |
2762-1ع
فرزندان رضاخان و تاجالملوك به همراه دو نفر از گماشتههايشان از چپ: محمدرضا پهلوي، شمس پهلوي، اشرف پهلوي و عليرضا پهلوي |
1931-1ع
تاجالملوك پهلوي در كنار فرزندان خود در سويس (1314ش) از چپ: شمس پهلوي، محمدرضا پهلوي، تاجالملوك پهلوي، عليرضا پهلوي و اشرف پهلوي. |
42-141پ
محمدرضا پهلوي (وليعهد) و مادرش تاجالملوك پهلوي |
1251-4
عليرضا پهلوي تنها برادر تني محمدرضا پهلوي |
237-252م
غلامحسين صاحب ديواني شوهر دوم تاجالملوك پهلوي به همراه علي قوام، در محوطه آرامگاه حافظ در شيراز. از چپ: غلامحسين صاحب ديواني و علي قوام |
1896-11ع
توران اميرسليماني همسر سوم رضاشاه |
1650-11ع
غلامرضا پهلوي در پنج سالگي در كنار مادرش توران اميرسليماني و چند تن از بستگان خويش، در باغ مكتبخانه (1307ش) از چپ: توران اميرسليماني و غلامرضا پهلوي |
2377-11ع
توران اميرسليماني و همسر دومش ذبيحالله ملكپور |
6095-1ع
عصمتالملوك دولتشاهي همسر چهارم رضاشاه، در دوران اقامت در جزيره موريس در افريقاي جنوبي |
1669-11ع
فرزندان رضاشاه به همراه غلامرضا رشيدياسمي. در آستانه سفر به اروپا جهت تحصيل (1312ش). از چپ: محمودرضا پهلوي (فرزند عصمتالملوك)، غلامرضا پهلوي (فرزند توران اميرسليماني)، غلامرضا رشيدياسمي، احمدرضا پهلوي (فرزند عصمتالملوك) و عبدالرضا پهلوي (فرزند عصمتالملوك) |
3262-1ع
رضاشاه در اواخر عمر در ژوهانسبورگ |
5335-11ع
تاجالملوك پهلوي در اواخر سلطنت پسرش محمدرضا پهلوي |
ابراهيم حديدي
با اصلاحات عباس ميرزا نايبالسلطنه و ميرزا ابوالقاسم خان قائممقام فرهاني (صدراعظم) جهت ترويج فنون و صنايع جديد و همچنين تأسيس مدرسه درالفنون به وسيله ميرزاتقي خان اميركبير، كشور به مرحله جديدي گام نهاد و موجب آشنايي عدهاي با پيشرفتهاي علمي و فرهنگي و شيوه زندگي مردم در غرب شد. از سوي ديگر بازگشت دانشجويان و تحصيلكردههاي ايراني از اروپا و روشنگري آزاديخواهان، اصلاحطلبان و روشنفكران كه از عقبماندگي همه جانبه ايران آگاه بودند در ايجاد افكار اصلاحطلبي و مشروطهخواهي در كشور تأثير بسزايي داشته است.
با به سلطنت رسيدن مظفرالدين شاه قاجار (1313-1324) كه شخصي بيمار و ناآگاه از وضع دنيا بود و روي كار آمدن نخستوزيران مستبد و ضد اصلاحات همچون علياصغر امينالسلطان (اتابك) و عبدالمجيد ميرزا عينالدوله و استقراض از كشورهاي انگليس و روسيه و گرو گذاردن منابع طبيعي و درآمدهاي مالياتي كشور نزد آنها، باعث نابودي اقتصاد كشور و فقر و فلاكت مردم و نفوذ بيشتر دولتهاي مزبور در ايران گرديد. همچنين در پي انتشار عكس مسيو ژوزف نوز بلژيكي (رئيس گمرك ايران) با لباس روحانيت در يك محفل بالماسكه، تجار و بازرگانان كه وضعيت كشور و سياستهاي نوز را مانع رشد و فعاليتهاي خود ميديدند دست به مخالفت با وي زدند و اخراج او از كشور، عزل احمد علاءالدوله از حكومت تهران و ايجاد عدالتخانه را درخواست نمودند. بي اعتنايي عبدالمجيد ميرزا عينالدوله (صدراعظم) به اين موضوع؛ مخالفت مردم، روحانيون و تجار تهران به رهبري آيات عظام طباطبايي و بهبهاني را بيشتر نمود و خواهان تدوين قانون اساسي و تشكيل مجلس قانونگذاري شدند.
اين كشمكش منجر به تحصن در مسجد شاه و سپس در حضرت عبدالعظيم گرديد. خشونت بي حد عينالدوله و دستگيري روشنفكران و آزاديخواهان سبب مهاجرت علما به قم و تحصن تجار و طلاب در سفارت انگليس در تهران گرديد. نهايتاً مظفرالدين شاه به نظر مردم و اصلاحطلبان گردن نهاد، عينالدوله را عزل و ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله را به جاي وي به صدارت برگزيد و فرمان تأسيس مجلس شوراي ملي در 14 جماديالثاني 1324 را صادر و در 14 ذيالقعده همان سال قانون اساسي مشروطه ايران به امضاي شاه و محمدعلي ميرزا وليعهد رسيد.
مظفرالدين شاه پس از چند روز درگذشت و فرزندش محمدعلي شاه به سلطنت رسيد (1327-1324) وي مخالفت خود با مشروطه را علني كرد و اصابت نارنجك دستي به اتومبيل خود در 25 محرم 1326 را از ناحيه مجلس دانست و در 23 جماديالاولي 1326 مجلس را به توپ بست و دست به توقيف آزاديخواهان و وكلاي مجلس زد. به اين ترتيب دوران مشروطيت اول به پايان رسيد و استبداد صغير شروع شد. سيدمحمد طباطبايي و سيدعبدالله بهبهاني از علماي طرفدار مشروطه تبعيد شدند و عدهاي از ناطقين، وعاظ و روزنامهنويسان از جمله سيدجمالالدين واعظ اصفهاني، ميرزانصرالله ملكالمتكلمين و ميرزا جهانگيرخان صوراسرافيل و ...به قتل رسيدند و گروهي نيز ناچار به مهاجرت شدند. در اين هنگام قيام تبريز به رهبري ستارخان و باقرخان در حمايت از مشروطه شروع شد. محمدعلي شاه براي سركوبي قيام سپاهي به فرماندهي عينالدوله به تبريز فرستاد و جنگ ده ماه طول كشيد. عينالدوله به كمك خوانين محلي طرفدار دولت شهر را محاصره كرد و باعث قحطي شديد در شهر شد. با طولاني شدن جنگ در تبريز، قيام به اصفهان، رشت و مشهد كشيده شد. در گيلان آزاديخواهان رشت را تصرف كردند و خانهاي بختياري حكومت اصفهان را به دست گرفتند و در نقاط ديگر نيز بسياري از شهرها به دست مشروطهخواهان افتاد. در نهايت قواي مجاهدين و مشروطهخواه از گيلان و مازندران به رهبري عبدالحسين سردار محي و محمدولي خان تنكابني ، و از اصفهان نيروهاي بختياري به فرماندهي عليقلي خان سردار اسعد بختياري به تهران حمله كردند. پس از سقوط پايتخت محمدشاه از سلطنت خلع و به سفارت روسيه پناهنده شد و سپس از آنجا به خارج از كشور تبعيد گرديد و فرزند وي احمدشاه در سن 12 سالگي به سلطنت رسيد.
بدين ترتيب مجدداً حكومت مشروطه روي كار آمد و مجلس شوراي ملي برقرار گرديد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع و مآخذ:
1. دايرهالمعارف دانش بشر، مترجمان عبدالحسين آذرنگ... [ديگران]. تهران، فرهنگ نشر نو، 1380.
2. مهدي بامداد، شرح حال رجال ايران، تهران، زوار، 1350. ج 2.
744-4 ع
آيتالله سيدمحمد طباطبايي از زعماي دوره مشروطيت |
30- 8 ع
اجتماع مردم كرمانشاه به حمايت از مشروطيت |
5873-1ع
مظفرالدين شاه و عبدالمجيد ميرزا عينالدوله (صدراعظم) |
157-4ع
ژوزف نوز بلژيكي (رئيس گمركات ايران) و همكارش پريم |
2476-1ع
قرائت متن افتتاحيه اولين دوره مجلس شوراي ملي در حضور مظفر الدين شاه قاجار در كاخ گلستان 1. مظفرالدين شاه قاجار 2. نصرالله مشيرالدوله (صدراعظم) 3. مهديقلي مجدالدوله 4. حسين پاشا اميربهادر جنگ |
4635-1ع
مشروطهخواهان در زندان باغ شاه |
6790-1ع
عليقلي سردار اسعد بختياري |
320-4ع
عبدالحسين معزالسلطان رشتي (سردار محي) و چند تن از مجاهدين ايراني و قفقازي 1. عبدالحسين معزالسلطان 2. عليمحمد تربيت 3. ميرپنج نظمالسلطنه |
4904-1ع
|
4903-1ع
باقرخان سالار ملي |
614- 8ع
مجاهدين مسلح دسته سادات محله تبريز در ايام مشروطيت |
4845-4ع
محاصره شهر تبريز به وسيله قواي محلي حامي دولت |
71-112ظ
|
ابراهيم حديدي
در سال 1283ش در پي اختلاف تجار و بازرگانان تهران با ژوزف نوز بلژيكي (رئيس گمرك ايران)، احمد علاءالدوله حاكم تهران به دستور عبدالمجيد ميرزا عينالدوله (صدراعظم) به بهانه گران شدن قند، عدهاي از تجار تهران را به اداره حكومتي فراخواند و پس از پرخاش و توهين زياد، آنان را به چوب بست. اين عمل باعث تعطيلي بازار و اجتماع مردم در مسجد شاه (امام خميني) شد. به طوري كه علما، روحانيون و وعاظ مشهور تهران به رهبري آيات عظام محمد طباطبايي و عبدالله بهبهاني به حمايت از تجار برخاسته و در مسجد شاه تجمع نمودند. مأمورين دولتي پس از هجوم به تجمعكنندگان آنها را متفرق ساختند. معترضين به علت نداشتن تأمين جاني و براي در امان ماندن از هر گونه تعرض، به حضرت عبدالعظيم پناه برده و در آنجا تحصن اختيار نمودند. فرداي آن روز شهابالدوله و مجدالدوله از طرف مظفرالدين شاه مأمور مذاكره با متحصنين شدند و پيام شاه را مبني بر تأسيس عدالتخانه به آنان ابلاغ كردند كه منجر به پايان تحصن و بازگشت متحصنين به تهران شد، ولي پس از گذشت 3 ماه آثاري از تأسيس عدالتخانه آشكار نگرديد.
علما و وعاظ مجدداً بر سر منابر و مجالس وعظ به بدگويي از شاه و صدراعظم وي عينالدوله پرداختند. در نتيجه مردم و بازاريان تهران به صلاحديد مراجع معترض به جانب سفارت انگليس رفتند و در آن مكان متحصن شدند و علما نيز به طرف قم عزيمت نموده و اعلام كردند تا صدور دستخط شاه براي تأسيس عدالتخانه، عزل عينالدوله از صدارت، تأسيس مجلس و ايجاد حكومت مشروطه دست از تحصن برنخواهند داشت.
پس از گذشت قريب به يك ماه سرانجام در روز 13 مرداد سال 1285ش مظفرالدين شاه با صدور دستخط به خواستههاي متحصنين تن در داد و اين واقعه منجر به بازگشت علما از قم، ترك سفارت انگليس توسط متحصنين و تأسيس حكومت مشروطه گرديد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع و مآخذ:
1. عباس خالصي، تاريخچه بست و بستنشيني، انتشارات علمي، تهران، 1366.
2. رسول جعفريان، بستنشيني مشروطهخواهان در سفارت انگليس، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، تهران، 1378.
3. باقر عاقلي، روزشمار تاريخ ايران، نشر گفتار، تهران، 1370.
1571-1ع
آيتالله عبدالله بهبهاني |
6773-1ع
آيتالله سيدمحمد طباطبايي |
770-4ع
آيتالله محمدكاظم خراساني، از علماي دوره مشروطيت |
742-4ع
سيدجمال واعظ اصفهاني از وعاظ دوره مشروطه |
6829-1ع
سه تن از علما و مراجع طرفدار مشروطه از راست: ملا عبدالله مازندراني، ميرزا حسين آقا نجل خليل، آخوند محمدكاظم خراساني |
47-8ع
آيتالله محمدكاظم خراساني، از مراجع طرفدار مشروطيت |
320-8ع
سيدجمال واعظ اصفهاني (جمالزاده) و ميرزا مصطفي آشتياني، از وعاظ و روحانيون مشروطهخواه |
4644-1ع
|
4645-1ع
مرتضي صنيعالدوله |
3265-1ع
مظفرالدين شاه قاجار |
600-1ع
سلطان عبدالمجيد ميرزا عينالدوله (صدراعظم) |
4573-1
عبدالمجيد ميرزا عينالدوله صدراعظم و اعضاي كابينه وي 1. خليل ثقفي 2. سلطان عليخان وزير افخم 3. اسماعيل ممتازالدوله 4. عبدالمجيد ميرزا عينالدوله 5. رضا ارفع 6. محمدميرزا شمسالملك |
5589-1ع
احمد علاءالدوله حاكم تهران |
4900-1ع
احمد علاءالدوله |
188-124ط
آزاديخواهان و مشروطهطلبان در زندان باغ شاه |
5645-1
ژوزف نوز بلژيكي و عدهاي از خارجيهاي مقيم ايران و اعضاي خانواده ايشان با لباس روحانيت و مليتهاي مختلف در يك محفل بالماسكه |
3796-4ع
استقبال از علما و روحانيون به هنگام بازگشت از قم |
4207-4ع
تحصن مشروطهخواهان در سفارت عثماني |
2061-124ط
تحصن مشروطهخواهان در سفارت عثماني |
4850-4 ع
تحصن مشروطهخواهان در سفارت عثماني |
4598-4ع
روحانيون مشروطهخواه در منزل ميرزا محسن صدرالعلما |
1494-115ز
|
6772-1ع
تحصن مشروطهخواهان در سفارت انگليس |
6771- 1ع
محمدتقي بنكدار و جماعت بزاز تهران به هنگام تحصن در سفارت انگليس |
3911-1ع
تحصن جماعت بزازهاي تهران در سفارت انگليس |
1285-1ع
محمدتقي بنكدار و متحصنين مشروطهخواه در كنار ديگهاي پلو در سفارت انگليس |
1286-1ع
محمدتقي بنكدار و متحصنين مشروطهخواه در كنار سينيهاي غذا در سفارت انگليس |
234-4ع
|
1287-1ع
تحصن مشروطهخواهان در سفارت انگليس |
539-4ع
مشروطهخواهان در كنار ديوار سفارت انگليس در ايام تحصن |
513-1ع
فرمان مشروطيت در دست نمايندگان تجار و كسبه 1. عليمحمد صراف اصفهاني 2. محمدتقي شاهرودي 3. محمود شركت متفقه 4. احمد زرگرباشي 5. باقر بقال 6. حسن شالچي 7. محمدباقر كاشاني 8. عبدالرحيم ارباب 9. ؟ 10. محمداسماعيل قزويني 11. محمد بوشهري (معينالتجار) 12. محمدعلي شالفروش 13. محمداسماعيل مغازه 14. حسين مهدوي (امينالضرب) 15. ؟ 16. ؟ 17. محمدحسين داماد 18. محمدصراف تهراني 19. احمد مرتضوي 20. عبدالمطلب كردستاني 21. محسن مهدوي |
ابراهيم حديدي
آيتالله سيد ابوالقاسم كاشاني فرزند آيتالله سيدمصطفي كاشاني (كه به دست انگليسيها كشته شده بود) يكي از مخالفان سرسخت انگلستان به شمار ميرفت. وي از فعالان دوران جهاد علماي نجف بر ضد انگليس بود، اما بارزترين ويژگي ايشان ضديت با استقرار حكومت صهيونيستي بود كه با حمايت همه جانبه انگلستان گسترش مييافت.
در آن سالها آنچه مردان بزرگ سياست را به هم ميپيوست مخالفت با سياستهاي سلطهجويانه انگلستان بود. مخالفت دكتر مصدق در رد اعتبارنامه سيدضياءالدين طباطبايي وي را بر سر زبانها انداخت. موج تازهاي كه به حركت درآمده بود در طول يك دهه به اوج رسيد.
مصدق از آن رو كه پايه و اساس مخالفت با انگلستان را در « سياست داخلي» با « تكيه بر مردم» و در « سياست خارجي» با « نزديك شدن به امريكا» رقم ميزد مورد نفرت تودهايها بود و كاشاني از آن رو كه « مذهبيترين» رهبر سياسي بود.
نگاه حزب توده به « مذهب» روشن بود و به « جنبش ملي»، شگفت : « عقل ملي ناقص، فكرش كوتاه، منطقش ضعيف، زبانش الكن، اشكش گشوده، مطبخش پر دود، بسترش راحت، قصرش رفيع، پولش بي حساب و نيرنگش بي پايان».
همصدايي مصدق و كاشاني آغاز جنبش را رقم زده بود و جدايي ايشان نقش انكارناپذيري در خاموشي آن داشت.
1095- 2
آيتالله ابوالقاسم كاشاني |
210-8-ع
آيتالله ابوالقاسم كاشاني |
754-4-ع
آيتالله ابوالقاسم كاشاني |
6843-1ع
مراسم تحليف (سوگند پادشاهي) رضا پهلوي در مجلس شوراي ملي. 1.سيدابوالقاسم كاشاني 2. عبدالحسين ميرزا فرمانفرما 3. محمود جم 4. جعفرقلي سردار اسعد بختياري |
208- 8ع
آيتالله ابوالقاسم كاشاني هنگام سخنراني |
1598-124ط
اقامه نماز عيد فطر به امامت آيتالله ابوالقاسم كاشاني در ورزشگاه امجديه 1329 |
218- 8ع
آيتالله كاشاني در مراسم حج. 1. شمس قناتآبادي 2. ابوالقاسم كاشاني 3. مصطفي كاشاني 4. محمود شروين |
221- 8 ع
ديدار آيتالله ابوالقاسم كاشاني با رشيد بيضون رهبر شيعيان لبنان در بيروت 1.رشيد بيضون 2. ابوالقاسم كاشاني 3. ابوالقاسم پوروالي (سفير ايران در لبنان) 4. شمسالدين قناتآبادي 5. آيتالله زاده اصفهاني 6. محمود شروين |
209- 8ع
آيتالله ابوالقاسم كاشاني در حال مذاكره با مجتبي نواب صفوي و عدهاي ديگر. از راست : 2. حميد خليلي 4. مجتبي نواب صفوي 5. آيتالله ابوالقاسم كاشاني 7. آيتالله خليلي |
212- 8 ع
آيتالله ابوالقاسم كاشاني در ديدار با سران ايلات و عشاير كشور. 1.آيتالله ابوالقاسم كاشاني 2. محمود شروين |
1452-4ع
ديدار باقر كاظمي (معاون نخستوزير) با آيتالله ابوالقاسم كاشاني |
1511-4ع
ديدار آيتالله ابوالقاسم كاشاني با محمد مصدق (نخستوزير) از راست : 1. محمد مصدق 2. ابوالقاسم كاشاني 3. احمد رضوي 4. حسين فاطمي |
3739-4ع
ملاقات لويي هندرسن (سفير امريكا در ايران) با آيتالله ابوالقاسم كاشاني |
2257-7ع
ديدار جردن آمريكايي (مؤسس مدرسه البرز) با آيتالله ابوالقاسم كاشاني |
124-4ع
كنت دولا زونكا (مديرعامل شركت ايتاليايي اپيم) در سفر به ايران براي خريد نفت، هنگام ديدار با آيتالله كاشاني. از راست: 1. ابوالقاسم كاشاني 2. دولا زونكا |
4482-4ع
1. عزيزالله كمال (رئيس شهرباني) 2. ابوالقاسم كاشاني 3. سرتيپ نخعي |
1496-4ع
مصاحبه مطبوعاتي آيتالله ابوالقاسم كاشاني با خبرنگاران داخلي و خارجي. 1.ابوالقاسم كاشاني 2. شمسالدين قناتآبادي 3. مصطفي كاشاني |
198- 8ع
مصاحبه مطبوعاتي آيتالله كاشاني با مديران جرايد داخلي و خارجي 28/3/1332 1.عباس خليلي 2. ابوالقاسم كاشاني 3. محمود شروين |
137-139ع
عيادت ابراهيم كاشاني (وزير بازرگاني) و جمعي از تجار و بازرگانان عضو جامعه كليميان ايران از آيتالله ابوالقاسم كاشاني 1335 1.ابراهيم كاشاني 2. حبيب القانيان 3. ابوالقاسم كاشاني 4. شمسالدين قناتآبادي 5. لطفالله حي |
رزيتا ميري
حاج شيخ فضلالله كجوري معروف به نوري از علماء مجتهدين و مراجع برجسته صدر مشروطيت در سال 1259ق متولد شد. پدرش مرحوم ملامعباس مازندراني كجوري معروف به پيشنماز بود. شيخ فضلالله پس از انجام تحصيلات مقدماتي و سطح عازم عراق شد و در محضر بزرگاني چون آيتالله ميرزاحسن شيرازي و آيتالله حبيب الله رشتي به فرا گرفتن علوم اسلامي پرداخت. پس از مراجعت از عتبات به ايران نفوذ و مرجعيت تام پيدا كرد، مقام علمي والاي او را حتي مخالفان و متنفذان سياسي منكر نشده و او را در مدارج علمي برتر از ديگران دانستهاند. وي علاوه بر دانش كلان از فهم و درك عميق سياسي بهرهمند بوده و فعاليتهاي سياسي و اجتماعي فراواني داشته، از جمله در واقعه تحريم تنباكو در كنار ميرزاحسن آشتياني قرار گرفت و از پرچمداران اين نهضت شد.
شيخ در طلوع مشروطيت و جنبش عدالتخواهي با دو زعيم مشروطه آيتالله سيدعبدالله بهبهاني و آيتالله سيدمحمد طباطبايي همراه و همگام بود. اما پس از مدتي از مشروطهطلبان جدا شد زيرا مشروطه را با شريعت سازگار ندانست و خواستار حكومت مشروطه مشروعه شد. از اين پس اختلاف بين مشروطهخواهان و شيخ فضلالله و طرفدارانش آغاز شد به طوري كه طرح ترور شيخ ريخته شد و در 16 ذي الحجه 1336ق شيخ فضلالله توسط كريم دواتگر مورد سوء قصد قرار گرفت و گلولهاي به پاي شيخ اصابت كرد، ضارب نيز هنگام دستگيري گلولهاي به گلوي خويش شليك كرد و مجروح شد ولي پس از مدتي كه در زندان به سر برد شيخ ضارب خود را بخشيد.
در اين ايام جنگ بين مشروطهخواهان و مستبدين با فتح تهران توسط قواي بختياري و مجاهدين گيلاني پايان يافت و محمدعلي شاه از سلطنت خلع شد و احمدميرزا وليعهد به تخت سلطنت جلوس نمود. سپس به شيخ فضلالله پيشنهاد شد جهت تأمين جاني و مالي خويش به سفارت روس پناه ببرد ولي او نپذيرفت و شهادت را بر توسل به اجنبي ترجيح داد.
جمعي از معاندان به منزل شيخ رفته او را دستگير نمودند و به ميدان توپخانه بردند، وي در محكمه انقلابي كه دادستانش شيخ ابراهيم زنجاني بود به اعدام محكوم شد و يپرم خان ارمني كه رياست نظميه را به عهده داشت حكم را به اجرا درآورد و شيخ به دار آويخته شد و پس از لحظاتي چراغ عمرش خاموش شد.
مرحوم شيخ فضلالله كه اعلم بر علماي آن روز بود صاحب تأليفات عديدهاي است از جمله: تذكره الغافل و ارشادالجاهل و صحيفه مهدويه و چندين اثر ديگر... وي شعر را نيز نيكو ميسرود و چندين قصيده در مدح امامان و اهل بيت (ع) به خط و انشاي وي موجود است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع و مآخذ:
1. مهدي بامداد، شرح حال رجال ايران، تهران، زوار، 1347. ج 3.
2. علي ابوالحسني، خانه بر دامنه آتشفشان! شهادت شيخ فضلالله نوري، تهران، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، 1382.
3. دائره المعارف دانش. ج 2. ص ز - 119
4. باقر عاقلي، شرح حال سياسي و نظامي معاصر ايران، تهران، نشر گفتار، 1380. ج 3.
[4827-4ع]
|
[1028-124ط]
آيتالله شيخ فضلالله نوري و آيتالله سيدعبدالله بهبهاني |
[432-1ع]
1. حاجي ميرزا علياكبر مجتهد بروجردي 2. حاجي ميرزا ابوالقاسم امام جمعه تهران 3. سيدمحمد طباطبايي 4. شيخ فضلالله نوري |
[539-4ع]
اجتماع گروه كثيري از مردم در كنار چادر شيخ فضلالله نوري و سيدعلي آقا يزدي در ميدان توپخانه در حمايت از ” مشروطه مشروعه“ |
[979-4ع]
آيتالله شيخ فضلالله نوري در كتابخانه شخصي خويش |
[475-4ع]
يپرم خان ارمني رئيس نظميه تهران |
[175-2ع]
شيخ ابراهيم زنجاني |
[779-2ع]
اعدام شيخ فضلالله نوري در ميدان توپخانه |
[1570-1ع]
آيتالله شيخ فضلالله نوري |
پس از افتتاح مجلس دوره هفدهم، دكتر مصدق در هفدهم تير ماه 1331 بنابر سنت پارلماني از سمت خود استعفا كرد. اين در حالي بود كه او به تازگي از مسافرت خود جهت شركت در دادگاه بينالمللي لاهه به وطن بازگشته بود. در اين مسافرت كه بيش از يك ماه به طول انجاميد، دكتر مصدق با شركت در جلسات دادگاه ضمن دفاع حقوقي از منافع ايران و رد صلاحيت ديوان لاهه براي رسيدگي به شكايت انگلستان و با استفاده از تريبون آزاد آن ديوان به افشاي سياستهاي استعماري انگلستان پرداخت. در چنين اوضاعي رأي اعتماد مجلس از نظر مصالح ملي با توجه به تأثيري كه ميتوانست در رأي ديوان لاهه داشته باشد حائز اهميت بود، چرا كه رأي عدم اعتماد مجلس به دولت به مفهوم بي اعتمادي مجلس از كاركرد دولت مصدق در ديوان لاهه را به همراه داشت. و در رأي صادره ديوان ميتوانست تأثيري منفي براي ايران داشته باشد. مجلس شوراي ملي در پي تظاهرات گسترده و اعتصابات مردم در حمايت از دولت در پانزدهم تير، تحت تأثير فشار افكار عمومي مجدداً به دكتر مصدق رأي داد، اما مجلس سنا رأي خود را به بعد از اظهارنظر شاه موكول كرد و به اين ترتيب نارضايتي خود را برملا ساخت. اين موضعگيري با مخالفت دكتر مصدق مبني بر اينكه تا پيش از ابراز تمايل مجلس مسئوليت نخستوزيري را نخواهد پذيرفت مواجه شد و نهايتاً مجلس سنا مجبور شد به دكتر مصدق رأي اعتماد بدهد. در نتيجه روز نوزده تير ماه شاه فرمان مجدد نخستوزيري دكتر مصدق را صادر كرد. اين بار دكتر مصدق ضمن اعلام برنامههاي خود، تقاضاي تصويب لايحه اختيارات را به مدت شش ماه از مجلس كرد. مخالفان او اعم از وابستگان دبار و حزب توده با به راه انداختن تبليغات وسيع، گرفتن اختيارات را به معني هموار كردن ديكتاتوري قلمداد كردند. در اين شرايط دكتر مصدق روز 25 تير 1331 براي مشورت و تبادل نظر در مورد وزيران جديد به ديدن شاه رفت. وي تفصيل اين ملاقات را در خاطرات خود آورده است. مصدق تصميم گرفته بود اختيار تعيين وزير جنگ را از شاه بگيرد «تا دخالت دربار در آن كم شود و كارها در جهت صلاح كشور پيشرفت كند....» واكنش شاه در برابر اين پيشنهاد چنين بود: «پس بگوييد من چمدان خود را ببندم و از اين مملكت بروم.» مصدق در پاسخ فوراً گفت كه در اين صورت استعفا خواهد داد.
در آن اوضاع و احوال جانشين مصدق كسي جز قوام يا سيدضياء نميتوانست باشد. مطابق اسناد منتشره شاه تا اين زمان به بركناري دكتر مصدق و نخستوزيري قوام يا سيد ضياء كه انگليسيها و آمريكاييها پيشنهاد ميكردند مايل نبود و ميخواست كار نفت به دست مصدق حل و فصل شود. اين سياست حمايت نسبي از مصدق نه از روي علاقه و موافقت با او بلكه به سبب آگاهي از محبوبيت او در نزد مردم بود، از سوي ديگر شاه به قوام و سيد ضياء اطمينان نداشت.
در جرايد داخلي و خارجي به طور همزمان زمزمه روي كار آمدن قوام بر سر زبانها افتاده بود. علاوه بر اينكه برخي از چهرههاي مشخص منتسب به دربار مانند تاجالملوك، اشرف و عليرضا (مادر، خواهر و برادر شاه) و سيدحسن امامي (رئيس مجلس شورا) از او حمايت ميكردند، رايزن سفارت انگلستان به نام ساموئل فال معتقد بود كه قوام تنها شخصي است كه ميتواند با اوضاع فعلي مقابله كند. سفير آمريكا هم قوام را بهترين جانشين مصدق ميدانست، اما شاه با توجه به سوابق قوام در دوران نخستوزيري قبلياش با صدارت او مخالف بود و او را قابل كنترل نميدانست. فشار سفارتخانههاي انگليس و آمريكا و همچنين مخالفان داخلي مصدق كه شاه را به بي تصميمي و انقياد در برابر جنجال و هياهوي جبهه ملي و مرعوب شدن و در افتادن در دام عوامفريبيهاي مصدق متهم ميكردند، از يك سو و تضمين قوام مبني بر اينكه در انتخاب وزيران با صلاحديد شاه اقدام خواهد كرد از سوي ديگر شاه را به اين تصميم تشويق كرد.
به هر حال مجلس شورا در 26 تير ماه 1331 به نخستوزيري قوام رأي داد. قوام موفقيت خود را در گرو انحلال مجلس ميدانست و هوادارانش هم اصرار داشتند پيش از گرفتن فرمان انحلال تن به قبول مسئوليت ندهد، اما ظاهراً شاه به هر زباني كه بود قوام را راضي كرده بود بدون اصرار در انحلال مجلس دولت خود را تشكيل دهد. طبق يادداشتهاي ارسنجاني، عباس اسكندري كه در جريان مذاكرات بود به ارسنجاني گفت: «هنوز اعليحضرت [با انحلال مجلس] موافقت نكردهاند ولي مآلاً موافقت خواهند كرد.»
جهت به تصوير كشيدن برخي از حوادث سي تير، شخصيتهاي سياسي و مذهبي آن دوره، صحنههايي از تظاهرات مردم و گروههاي سياسي آن دوره، چندين قطعه عكس از ميان عكسهاي موجود در آرشيو مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران انتخاب شده است كه در ذيل مقاله ارائه ميگردد.
__________________________
[2671-4]
دكتر مصدق نخست وزير به هنگام ملاقات با آيت الله ابوالقاسم كاشاني |
[959-48]
آيت الله كاشاني در منزل دكتر محمد مصدق |
[1517-44]
دكتر مصدق به اتفاق هانري رولن در جريان شركت در دادگاه لاهه |
[2569-44]
سرلشكر علوي مقدم فرماندار نظامي تهران و محمود افشارپور معاون وي |
[1914-1پ]
احمد قوام |
[2566-44]
مظفر بقائي كرماني نماينده مجلس شوراي ملي از راست: 1- كريم سنجابي 2- حسين فاطمي 3- علي شايگان |
[1519-4]
چند تن از نمايندگان مجلس شوراي ملي دوره هفدهم احمد زيرك زاده، كاظم حسيبي، كريم سنجابي، علي شايگان، يوسف مشار، ابوالحسن حائري زاده |
[977-8]
حسين فاطمي،باقر كاظمي و غلامحسين صديقي در يكي از جلسات رسمي مجلس شوراي ملي |
[3757-4]
تظاهرات مردم تهران در مقابل مجلس شوراي ملي در حمايت از دكتر محمد مصدق نخست وزير |
[1582-124ط]
تظاهرات مردم تهران در دوران نخست وزيري دكتر مصدق |
[1630-124ط]
تظاهرات مردم به طرفداري از دكتر محمد مصدق در يكي از خيابانهاي تهران |
[706-48]
دكتر محمد مصدق نخست وزير در ميان مردم در مقابل مجلس شوراي ملي |
[1585-124ط]
تظاهرات مردم تهران به حمايت از دكتر محمد مصدق |
[899-124ط]
نمونه اي از تظاهرات مردم و گروههاي سياسي در حمايت از دكتر مصدق |
[1855-124ط]
تظاهرات گروهي از مردم در خيابانهاي منتهي به مجلس شوراي ملي به طرفداري از نهضت ملي شدن صنعت نفت |
[3977-4]
محمدرضا پهلوي، حسن امامي (امام جمعه تهران) و مهديقلي علوي مقدم |
[1525-124ط]
از چپ به راست: مهندس كاظم حسيبي و عبدالله معظمي |
[3851-4]
نثار گل بر مزار شهداي قيام سي تير سال 1331 |
[3852-4]
نثار گل بر مزار شهداي قيام سي تير سال 1331 |
رزيتا ميري
ناصرالدين شاه چهارمين پادشاه سلسله قاجار نزديك نيم قرن از تاريخ 14 شوال 1264ق تا 17 ذيالقعده 1313ق در ايران سلطنت كرد، وي علاقه بسياري به شكار، گردش و سير وسياحت به نقاط مختلف كشور داشت، چندين سفر كوتاه و بلند به داخل و خارج كشور نمود. جمعاً سه بار به اروپا سفر كرد و در هر بار امتيازات بيشماري به بيگانگان ميداد، خصوصاً در سفر سوم خويش امتياز توتون و تنباكو و همچنين بانك شاهي را به دولت انگلستان داد. سفر سوم ناصرالدين شاه به اروپا در سال 1306ق بنابه دعوت رئيسجمهور فرانسه و به بهانه ديدن نمايشگاه بينالمللي پاريس انجام شد. شاه به اتفاق ميرزا علياصغرخان امينالسلطان صدراعظم و همراهان قبل از ورود به فرانسه رهسپار لندن شد و در آنجا مورد استقبال مقامات انگليسي قرار گرفت و در ميهمانيهاي رسمي كه به افتخار ورودش برگزار ميشد شركت ميكرد، در يكي از اين ميهانيها كه در شهر برايتون برگزار شد ناصرالدين شاه با يكي از دوستان لرد ساليسبوري نخستوزير انگليس به نام ” جرالد تالبوت“ آشنا شد.
تالبوت اطلاعاتي در زمينه توتون و تنباكوي ايران از اعتمادالسلطنه كسب نمود و با همكاري امينالسلطان موافقت شاه را نسبت به كسب امتياز توتون و تنباكو و صدور دخانيات ايران جلب كرد. از طرفي ملكه ويكتوريا براي جلب نظر همراهان شاه ازجمله امينالسلطان و اعتمادالسلطنه به هر كدام نشانها و هدايايي اهدا كرد و مقدمات كار جهت اخذ امتيازات اقتصادي آماده گرديد. پس از بازگشت ناصرالدين شاه و همراهان به ايران، تالبوت جهت تأسيس شركت (كمپاني رژي) براي انحصار امتياز توتون و تنباكو به تهران آمد.
امينالسلطان صدراعظم به شاه اظهار داشت كه بابت امضاي قرارداد بيست و پنج هزار ليره پاداش خواهد گرفت و نيز هر سال پانزده هزار ليره هم عايدش خواهد شد، در اين زمينه امينالسلطان و كامران ميرزا نايبالسلطنه رشوههاي كلاني دريافت نمودند.
بنابر اين در 28 رجب سال 1308هـ . ق. امتياز توتون و تنباكوي ايران به مدت 50 سال در اختيار تالبوت و شركاي او قرار گرفت. برطبق اين قرارداد: ” اجازهنامچهاي براي فروش و معامله و غيره توتون و تنباكو و سيگار ... حق خالص صاحبان اين امتياز است و احدي جز صاحبان اين امتيازنامه حق صدور اجازهنامهجات مزبور را ندارند.“
در آن زمان معيشت بسياري از مردم از طريق فروش توتون و تنباكو تأمين ميشد و زارع و تاجر هيچ نوع اختياري در توليد و فروش اين محصول نداشتند. بنابر اين رفته رفته موج اعتراضات در نقاط مختلف ايران خصوصاً شهرهاي تهران، اصفهان، شيراز، تبريز... آغاز شد.
و برخي از تجار از فروش محصول خود به شركت رژي خودداري كردند. در فارس كه گفته ميشود مرغوبترين تنباكوي ايران را داشت بعضي از تجار محصول خود را براي اينكه به دست بيگانه ندهند به آتش كشيدند. پس از اوج گرفتن مخالفت و درگيري، اقشار مختلف مردم به علماي ديني در شهرهاي مختلف رجوع كرده و كسب تكليف نمودند؛ به طور مثال در اصفهان به آيتالله نجفي اصفهاني، در شيراز به سيدعلياكبر فال اسيري، در تهران به شيخ فضلالله نوري و ميرزاحسن آشتياني، در تبريز به ميرزا جواد مجتهد تبريزي متوسل شدند.
ميرزا حسن آشتياني با آيتالله محمدحسن شيرازي مكاتبه و كسب تكليف نمود، آيتالله شيرازي ابتدا نامهاي به ناصرالدين شاه ارسال نمود و به شاه در مورد عدم سپردن سرمايه مملكت به دست بيگانه هشدار داد، ولي شاه به هشدارهاي وي ترتيب اثر نداد.
آيتالله شيرازي حكم به تحريم استعمال تنباكو را بدين شرح اعلام نمود:
”بسمالله الرحمن الرحيم اليوم استعمال تنباكو و توتون بِايِِ نحوه كان در حكم محاربه با امام زمان عجل الله تعالي فرجه است.“
با توجه به اعتقادات ديني و مذهبي مردم، همه اقشار مختلف از حكم نامبرده استقبال نمودند، حتي درباريان خصوصاً زنان حرمسراي ناصرالدين شاه اين حكم را لازمالاجرا دانستند.
در نتيجه شاه به رفع انحصار داخله پرداخت ولي مردم دست از مبارزات خود برنداشتند، تا اينكه شاه وادار به لغو قرارداد شد. اين خود پيروزي بزرگي براي مردم به پشتوانه روحانيت بود، و ناصرالدين شاه به اهميت جايگاه روحانيت در بين مردم پي برد و از آن پس مردم جرئت دخالت در تعيين سرنوشت خويش را پيدا نمودند. اين حركت زمينهساز حركتهاي بعدي به ويژه مشروطيت بود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع و مأخذ:
1. حسين آباديان، انديشه ديني و جنبش ضد رژي در ايران، تهران، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، 1376.
2. ابراهيم تيموري، عصر بي خبري يا تاريخ امتيازات در ايران، تهران، اقبال، 1332.
3. ابراهيم تيموري، قرارداد 1980 رژي تحريم تنباكو اولين مقاومت منفي در ايران، تهران، كتابهاي جيبي، 1361.
[6761-1]
ناصرالدين شاه قاجار |
[455-8]
ناصرالدين شاه قاجار در سفر سوم خويش به اروپا به همراه جمعي از مقامات ايراني و خارجي در لندن 1. ناظمالدوله (ميرزاملكم خان) 2. علياصغر امينالسلطان 3. ناصرالدين شاه قاجار 4. ابوالقاسم ناصرالملك 5. مهدي وزير همايون 6. مهدي مجدالدوله |
[108-124ط]
علياصغرخان امينالسلطان صدراعظم ناصرالدين شاه به همراه عدهاي از مقامات و رجال و خدمه 1. علياصغر امينالسلطان 2. غلامحسين غفاري (صاحب اختيار) |
[3874-1]
مركز انحصار توتون و تنباكوي ايران در تهران |
[3247-1]
ناصرالدين شاه قاجار به همراه عدهاي از رجال و خدمه خود در شكارگاه دوشان تپه در سال 1310ق 1. ابوالحسن اردلان 2. ناصرالدين شاه قاجار 3. غلامعلي عزيزالسلطان 4. اكبر سيفالسلطان |
[4344-1]
حسين امينالضرب اصفهاني |
[802-124ط]
كاركنان ايراني و انگليسي اداره شاهنشاهي انحصار دخانيات كل ممالك محروسه ايران در مشهد در سال 1309ق |
[792-2]
آيتالله آقانجفي و آيتالله شيخ نورالله نجفي |
[767-2]
آيتالله سيدمحمدحسن ميرزاي شيرازي صاحب فتواي تحريم تنباكو |
[785-2]
آيتالله حاج ميرزا حسن آشتياني |
[4605-4]
آيتالله آقانجفي اصفهاني |
[535-8]
آيتالله ميرزا محمدحسن شيرازي هنگام اقامه نماز جماعت در عراق |
[3462-4]
آيتالله شيخ فضلالله نوري |
موسی حقانی
سالهاي 1324ق تا 1330ق، دوره أي بس حساس و سرنوشت ساز در تاريخ معاصر ايران است كه از آن تحت عنوان دورة مشروطيت نام برده مي شود. موفقيت و پيروزي مبارزات عدالت طلبي و قانونخواهي ملت ايران در دوره أي تحقق يافت كه بخش اعظم مشرق زمين در چنبرة استبداد گرفتار بود. پر واضح است كه موفقيت اين نهضت مي توانست در شكوفايي كشور ما و ملل مشرق بسيار مؤثر واقع شود و با مستحكم نمودن بنيانهاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي ايران سد محكمي در مقابل مطامع و مداخلات بيگانگان به وجود آورد.
ضرورت مبارزه با استبداد قاجار و ظلم حكام كه امنيت را در تمامي شئون آن زايل كرده بود باعث شد كه مراحل اولية نهضت با صلابت و وحدتي مثال زدني طي شود و شاه قاجار با امضاي فرمان مشروطيت به حكومت مشروطه تن در دهد. در اين مرحله تحصن در سفارت انگلستان كه با دلايلي واهي و در غيبت رهبران نهضت صورت گرفت نقطه ضعفي محسوب مي شد كه تبعات ناخوشايندي در بر داشت. تشكيل مجلس و تدوين قانون اساسي حكايت از آغاز تغييرات ساختاري در حكومت قاجاري داشت كه خود به موضوع اختلاف بين حسابهاي مختلف تبديل شد.
افراط غربگرايان در فروگذاشتن و ناديده گرفتن سنتها و اعتقادات مردم و ارائة طرحهايي كه اساساً هيچ سنخيتي با شرايط ايران نداشت و شيطنتهاي دول بيگانه باعث شد كه وحدت استبدادشكن به اختلافاتي وحدت شكن تبديل مي شود و استعداد و قواي ملت را صرف درگيريهاي خانمان سوز نمايد. در چنين شرايطي ظهور انجمنهاي خلق الساعه، انتشار شبنامه ها و روزنامه هاي تندرو باعث شد كه دامنة اختلافات گسترده تر شود. مفاد برخي نشريات و شبنامه ها و نيز عملكرد برخي مشروطه خواهان و انجمنهاي مخفي و نيمه مخفي نشان ميداد كه هدف آنان از پيوستن و به عبارت بهتر نفوذ در صفوف نهضت، استقرار نظامي غربگرا در ايران و نهايتاً ادغام كشور در نظام سرمايه سالار جهاني بود. شاه جديد قاجار كه همه چيز را براي خود خاتمه يافته ميديد سعي كرد كه با ائتلاف با برخي مشروطه خواهان ميانه رو حداقلهايي را براي خود حفظ نمايد. وي براي تحقق اين امر به همراه صدراعظم خود ــ علي اصغرخان اتابك ــ حتي در جامع آدميت كه مجمعي شبه ماسوني بود حاضر شد و به دست عباسقلي خان آدميت “به شرف آدميت“ و به عبارت رساتر “ماسونيت“ نائل گشت.
ترور محمدعلي شاه توسط حيدر بمبي (عمو اوغلي) و اتباع او، و نيز هتاكيهاي برخي مطبوعات نسبت به شاه و خانوادة سلطنتي باعث شد كه شاه بهانة كافي براي جمع كردن بساط مشروطه خواهان را به دست آورد. تصادم اين دو نيرو منجر به تعطيلي مشروطيت، به توپ بسته شدن مجلس، حبس و شكنجه و قتل و تبعيد تعدادي از مشروطه طلبان اعم از افراطي و غيرافراطي شد. دورة سلطنت محمدعلي شاه پس از به توپ بسته شدن مجلس كه استبداد صغير ناميده شده است خيلي زود در مقابل ايستادگي مردم به رهبري علماي نجف به پايان رسيد. قيام تبريزيان به سرداري ستارخان را ميتوان آغاز فروپاشي استبداد صغير تلقي كرد. دخالت شتابزده روس و انگليس براي سرنگوني شاه و حركت ائتلاف مشكوك خوانين بختياري و گيلان و سوسيال دموكراتها به سمت تهران بيانگر وحشت آنان از افتادن زمام امور كشور به دست جريان مردمي به رهبري علماي نجف در دورة پس از محمدعلي شاه بود. دسته جات مسلح كه در مسير تهران با تجاوز به مال و جان و ناموس مردم افتضاحات فراواني بار آورده بودند در 25 تير 1282ش/27 جمادي الثاني 1327ق وارد تهران شدند.
شاه در سفارت روسيه پناه جست و ادارة شهر به دست فاتحان افتاد. شاديهاي اوليه و گرفتن عكس يادگاري در پاي دار و مراكز فتح شده با شركت عناصر مختلف العقيده و حتي مستبدين سابق!! خيلي زود رنگ باخت. به سرعت جناحبنديهاي جديدي در سطح جامعه نمودار شد و دعواي انقلابي و اعتدالي جاي نزاع مستبد و مشروطه طلب نشست. آشوب و ناامني سراسر كشور را فراگرفت. دسته جات قفقازي و ارامنه بيشترين سهم را در سلب امنيت مردم مسلمان برعهده داشتند. اين در حالي بود كه يپرم خان مسئوليت حفظ امنيت پايتخت را عهده دار بود و به همين بهانه ستارخان را در مذبح پارك اتابك سركوب نمود.
سرنگوني محمدعلي شاه، نبودن علماي مشروطه خواه در تهران، دوري علماي نجف از ايران و سركوب علماي مشروطه خواه در تهران، دوري علماي نجف از ايران و سركوب علماي مشروطه خواه خلائي ايجاد كرده بود كه بهترين فرصت را براي قبضه كردن امور در اختيار افراطيون و غربگرايان قرار داد. گروهگرايي و چپاول امكانات كشور، بيپروايي نشريات و شبنامه ها در تعرض نسبت به دين و شريعت اسلامي، تعرض به اموال و جان و نواميس مردم، ترورهاي سياسي، مخالفت با احكام علماي آزاديخواه نجف، مداخلات بيگانگان، اقدامات نظامي سالارالدوله و شاه مخلوع و شعاع السلطنه وضعيتي نگرانكننده ايجاد كرده بود و نهضت را از رسيدن به آرمانها و اهداف اوليه آن دور ميساخت. به اين ترتيب حركت شورانگيز و مترقي مردم مسلمان ايران در قريب يك قرن پيش با بنبست گروهگرايي و افراطيگري غربگرايان و مداخلات بيگانگان مواجه شد و از رسيدن به سرمنزل مقصود بازماند و حركتي كه مي توانست منجر به استقرار مردمسالاري ديني در ايران اسلامي گردد از استبداد رضاخاني سردرآورد.
نمايي از بستن بازار تهران كه نشان دهنده گوشه أي از مبارزات مردم براي دسترسي به عدالتخانه است آغازگر تصاوير اين شماره مي باشد، تحصن در سفارت انگلستان، صدور فرمان مشروطيت، ظهور محمدعلي شاه و به توپ بسته شدن مجلس و فتح تهران و اوضاع شهر پس از فتح و حركت اردوهاي دولتي براي مقابله با سالارالدوله مضامين ديگري است كه تصاوير انتخابي به آنها اشاره دارد. اميد كه موردپسند علاقمندان قرار بگيرد.
تعدادی از متحصنين در سفارت انگلستان
|
عده ای از مشروطه خواهان تبريز
|
تعدادی از مشروطه خواهان
|
تجمع تعدادی از مردم در مقابل سفارت انگلستان
|
تعدادی از مشروطه خواهان تهران
|
ورود متحصنين به سفارت انگلستان
|
جمعی از مشروطه خواهان به فرماندهی "حاجی ميرپنج"
|
تجمع تعدادی از مردم در مقابل سفارت انگلستان
|
جمعی از مشروطه خواهان به هنگام تصرف مرکز مخابرات نفر چهارم از سمت راست سيد ضياالدين طباطبايی
|
تعدادی از متحصنين در سفارت انگلستان
|
جمعی از مشروطه خواهان و سران و رجال مشروطيت پس از فتح تهران عليقلي خان سردار اسعد محمدولی خان و نظام الدوله در عکس ديده می شوند
|
محمدعلي شاه و جمعي از رجال و درباريان هنگام استقرار در باغشاه از راست به چپ : محمدولي آصفالسلطنه، محمود علاالملک (ديبا)، مهديقلي مجدالدوله، سيد علي موثقالدوله، احمد خان مشيرالسلطنه، شاهزاده مشدي (پسر کامران ميرزا)، حسينقلي ميرزا نصرتالسلطنه (برادر محمدعلي شاه)، محمدعلي شاه قاجار، حسنعلي ميرزا، اعتضادالسلطنه (پسر محمدعلي شاه)، احمد ميرزا قاجار (وليعهد)، پالکونيک لياخوف، حسين پاشاخان، امير بهادر، محمدعلي خان علاالسلطنه، محمدعلي خان سردار افخم (آقا بالاخان سردار)، مصطفي حاجبالدوله دولو
|
توپ های دولتی در شهر تبريز
|
جمعی از قوای دولتی به فرماندهی جعفرقلی خان سردار بهادر در ماموریتی نظامی
|
اعتصاب بازاريان تهران در آستانه مهاجرت علما به قم در اعتراض به اقدامات عين الدوله
|
پارک اتابک – 1328ق
|
استقبال مردم از ستارخان در دروازه دولت تهران 1328ق
|
عمارتی از عمارتهای باغ شاه – تهران 1328ق
|
استقبال مشروطه خواهان از ستارخان 1328
|
باغ فردوس شميران 1328 ق
|
عمارت فرح آباد – جمادی الاول 1328
|
صحنه دار زدن ميرهاشم دوره چی – تهران رجب 1327 ق
|
عمارت دوشان تپه- جمادی الثانی 1328ق
|
گروهی از تجار مشروطه خواه با فرمان مشروطيت در خانه حاج امين الضرب (فرمان مشروطيت در دست اوست)
|
جمعی از مشروطه خواهان هنگام ورود به مسجد سپهسالار
|
حديدي
سيدحسن تقيزاده فرزند سيدتقي اردوبادي در رمضان سال 1295ق (شهريور 1256ش) در شهر تبريز در يك خانواده روحاني و اهل علم به دنيا آمد. از چهار سالگي خواندن قرآن، نماز و آداب شرعي را ياد گرفت و تحصيلات متداول آن زمان يعني فارسي، ادبيات و صرف و نحو عربي را آموخت و به زبانهاي فرانسه و انگليسي به راحتي تكلم مينمود. همزمان با كسب علم و دانش به همراه محمدعلي تربيت (شوهر خواهر خود) كتابفروشي كوچكي در تبريز تأسيس نمود. در اين كتابفروشي كم كم با روشنفكران و آزاديخواهان آشنا گرديد و با مطالعه بعضي از جرايد غربي و فارسي چاپ قاهره و استانبول از تحولات سياسي و اجتماعي كشورهاي اروپايي مطلع گرديد و شيفته فرهنگ غرب شد و به تجددخواهي روي آورد. كتابفروشي مزبور به مرور رونق گرفت و به صورت يك قرائتخانه و محل ترويج افكار نو درآمد. سپس با همكاري تربيت، اعتصامالملك و شريفزاده مجله گنجينه فنون را در تبريز منتشر كرد.
تقيزاده در سال 1322ق به قفقاز، قاهره، بيروت، دمشق و ... مسافرت نمود. با شيخ محمد عبده و ديگر علما و آزادانديشان آن ديار ديدار كرد و از اوضاع سياسي و اجتماعي كشورهاي مزبور مطلع گرديد. پس از بازگشت به ايران كتابي تحت عنوان تحقيق احوال كنوني ايران يا محاكمات تاريخي در تبريز به چاپ رسانيد و به ايراد نطق و خطابههاي تند و آتشين پرداخت. به همين دليل از طرف صنف بازرگانان تبريز به نمايندگي دوره اول مجلس شوراي ملي برگزيده شد و به عضويت هيئت نه نفره تهيه متمم قانون اساسي انتخاب گرديد. وي در زمان تنظيم متمم قانون اساسي با مداخله روحانيون در مجلس براي نظارت و انطباق قوانين با موازين شرعي شديداً مخالفت ورزيد و از سوي مردم و روحانيون به بي ديني مشهور گرديد. او در نخستين روزهاي مجلس اول با ايراد چندين سخنراني نسبت به اخذ قرضه در خارج، ورود اتابك به ايران و زمامداري او به شدت مخالفت كرد و پيشنهاد نمود كميسيوني خرج و دخل كشور را تعديل كند. تقيزاده يكي از نمايندگان تندرو در مجلس بود و شايد همين تندرويهاي او و همفكرانش باعث شد كه محمدعلي شاه تصميم به انحلال مجلس گرفت و آن را در 23 جماديالاول 1326 به توپ بست و عده زيادي از نمايندگان مجلس و آزاديخواهان را در باغ شاه به زنجير كشيد و تعدادي را به قتل رساند. در اين هنگام تقيزاده به سفارت انگلستان پناه برد و تحت حمايت آن كشور قرار گرفت و در پناه پرچم انگليس با تشريفات خاص از طريق رشت و انزلي به لندن تبعيد گرديد.
پس از چندي مشروطهخواهي در ايران قوت گرفت. تقيزاده در اواخر 1326ق به صورت ناشناس از طريق قفقاز به تبريز بازگشت و با پيروزي مشروطهخواهان و خلع محمدعلي شاه از سلطنت به تهران آمد و به عضويت هيئت مديره اداره كشور تا قبل از تشكيل مجلس منصوب گرديد و همچنين در هيئتي كه مسئوليت تعيين وضعيت مالي محمدعلي شاه و اخراج او از ايران را به عهده داشت عضو بود.
تقيزاده در دوره دوم مجلس شوراي ملي از تهران و تبريز وكيل شد. لذا وكالت تبريز را پذيرفت و به مجلس رفت. در همين ايام آيتالله سيدعبدالله طباطبايي ترور شد و شايع گرديد كه در اين ترور دست داشته است. اجباراً از مجلس مرخصي گرفت ابتدا به استانبول و سپس به آمريكا و اروپا رفت. اين مسافرت 14 سال به طول انجاميد وي غالباً در برلن اقامت داشت و در آنجا مجله كاوه را به زبان فارسي منتشر ميكرد همچنين با خانمي از اهل آلمان ازدواج نمود و نام او را عطيه گذاشت. او در ايام اقامت در اروپا در سال 1300ش از طرف دولت ايران به مسكو رفت و با دولت اتحاد جماهير شوروي معاهده تجاري، كنسولي و پستي منعقد نمود و همچنين از طرف مردم تبريز به نمايندگي دوره سوم مجلس شوراي ملي انتخاب گرديد كه به ايران نيامد. وي نمايندگي مردم تهران در ادوار چهارم، پنجم و ششم مجلس را به عهده داشت و در دوره پنجم از مخالفين تغيير سلطنت از قاجاريه به پهلوي بود.
از مشاغل تقيزاده در دوران سلطنت رضاشاه پهلوي ميتوان وزارت امور خارجه (در سال 1305) استانداري خراسان (1307) وزيرمختاري ايران در لندن (1308) وزارت راه (1309) و وزارت دارايي (1312) را نام برد. او در دوران وزارت دارايي امتياز نفت را به مدت 60 سال ديگر به انگليسها واگذار نمود، اين امر وجهه او را متزلزل نمود به طوري كه مجبوراً به سمت وزيرمختاري به پاريس رفت و در آنجا اقامت گزيد. پس از چندي از طرف رضاشاه به ايران احضار شد اما از ترس جان خود در اروپا ماند و در دانشگاه كمبريج لندن به تدريس مشغول گرديد. تقيزاده در سال 1320 پس از استعفاي رضاشاه از سلطنت براي دومين بار سفير ايران در انگلستان شد و در سال 1321 از طرف قوام (نخستوزير) به وزارت دارايي منصوب گرديد كه مورد قبول وي واقع نشد و به ايران نيامد و در سال 1326 با حفظ سمت در لندن در رأس يك هيئت بلندپايه به سازمان ملل رفت و نسبت به عدم خروج نيروهاي شوروي از آذربايجان طرح دعوي نمود و براي استقلال ايران و خروج نيروهاي بيگانه تلاش بسياري به خرج داد.
در دوره پانزدهم مجلس شوراي ملي اعتبارنامه او با مخالفت و موافقت زيادي روبه رو شد كه نهايتاً به تصويب رسيد. تقيزاده در دفاع از خود در مجلس نسبت به واگذاري امتياز نفت به انگليس گفت: « من در اين قضيه آلت فعل بودم» از اين تاريخ به بعد در ميان عام و خاص به ” آلت فعل“ معروف گرديد.
با تشكيل مجلس سنا از سال 1328 تا سال 1346 نماينده آن مجلس بود و در اين مدت شش سال رياست سنا را به عهده داشت.
تقيزاده مردي باهوش، زيرك و قوي الحافظه بود. او در روز سهشنبه هفدهم بهمن ماه سال 1348 در 92 سالگي در تهران درگذشت.
767-1ع]
تقيزاده و عدهاي از نمايندگان دوره اول مجلس شوراي ملي. از راست: محمدقلي مخبرالملك (هدايت)، محمد مظاهر، ميرزاآقا فرشچي، ابراهيم آقا تبريزي، مرتضيقلي نائيني، حسن وثوق، رضا مهدوي، صادق صادق، حسنعلي كمال هدايت، حسن تقيزاده و حسن بانكي |
[585-8ع]
عمارت مجلس شوراي ملي پس از بمباران |
[586-8ع]
|
[6810-1ع]
تقيزاده در ايام اقامت در اروپا |
[5825-11ع]
تقيزاده و اعضاي هيئت اعزامي به سازمان ملل براي طرح دعوي تخليه قواي شوروي از آذربايجان (1326) 1- نصرالله انتظام 2-باقر كاظمي3- حسن تقيزاده4- علي سهيلي5- مصطفي عدل6- عباسعلي خلعتبري |
[2036-1ع]
تشييع جنازه رضاشاه پهلوي در ميدان راهآهن تهران (1329) 1. غلامحسين افخمي 2. حسن بقائي 3. احمد زنگنه 4. محمود خسرواني 5. محمدرضا پهلوي 6. جعفر شفقت 7. فضلالله زاهدي 8. محسن صدر 9. منوچهر اقبال 10. ابراهيم حكيمي 11. احمدرضا پهلوي 12. عبدالرضا پهلوي 13. غلامرضا پهلوي 14. عليرضا پهلوي 15. حميدرضا پهلوي 16. رجبعلي منصور 17. حسن تقيزاده 18. ابوالفتح والاتبار 19. مرتضي يزدانپناه 20. عبدالله معظمي 21. انوشيروان سپهبدي 22. يوسف شكرايي 23. امانالله اردلان 24. علي ايزدي 25. علياصغر نفيسي 26. احمد دهقان 27. محمد شاهبختي 28. عباسقلي گلشائيان 29. آقاخان اشرفي |
[2767-11ع]
اورل هريمن (فرستاده ويژه رئيسجمهور آمريكا به ايران) به اتفاق سيدحسن تقيزاده و چند تن از نمايندگان دوره اول مجلس سنا (1330) 1. علي آبتين 2. امير اعلم 3. اورال هريمن 4. حسن تقيزاده 5. جواد بوشهري 6. حسين دادگر 7. محمود حسابي |
[2241-115ز]
استقبال فضلالله زاهدي (نخستوزير) از ريچارد نيكسون (معاون رئيسجمهور آمريكا) و همسرش در فرودگاه مهرآباد (آذر 1332) 1. عبدالله انتظام 2. يدالله عضدي 3. فضلالله زاهدي 4. ريچارد نيكسون 5. حسن تقيزاده 6. لويي هندرسن |
[6-161ن]
ريچارد نيكسون (معاون رئيسجمهور آمريكا) و حسن تقيزاده (نماينده مجلس سنا) |
[6098-11ع]
ريچارد استوكس (نماينده ويژه دولت انگليس در امور نفت) و چند تن از نمايندگاه دوره اول مجلس سنا در يك مهماني (1330) 1. ابراهيم خواجهنوري 2. صادق رضازاده شفق 3. ريچارد استوكس 4. علي آبتين 5. احمد متيندفتري 6. حسن تقيزاده |
[1394-1ع]
اعضاي انجمن آثار ملي ايران در منزل ييلاقي حكيمالملك در نياوران 1. اللهيار صالح 2. عيسي صديق علم 3. علي هيئت 4. حسن تقيزاده 5. حسين علاء 6. علي مؤيدثابتي 7. فرجالله آق اولي 8. غلامحسين صديقي 9. هوشنگ سيحون 10. محمود مهران 11. ابراهيم حكيمي 12. ابوالحسن صديقي |
[3708-4ع]
يكي از جلسات رسمي كميسيون مجلس سنا در دوره اول 1. ابراهيم خواجهنوري 2. حسن تقيزاده 3. ابوالقاسم نجم 4. حسنعلي كمال هدايت 5. سعيد مالك 6. مهدي فرخ 7. علي مؤيدثابتي 8. محمدحسن فروزانفر |
[2935-11ع]
نمايندگان دوره اول مجلس سنا در مقابل عمارت مجلس شوراي ملي ـ ارديبهشت 1331 1. علي مؤيدثابتي 2. محمدعلي نظام مافي 3. نصرالله خلعتبري 4. حسنعلي كمال هدايت 5. صادق صادق 6. مهدي ملكزاده 7. حسن تقيزاده 8. حسين سميعي 9. حسين دادگر 10. محمد نخجوان 11. احمد اميراحمدي 12. محمدعلي مقدم 13. عليرضا صبا 14. كاظم جليلي 15. مهدي مشيرفاطمي 16. محمدناصر قشقايي 17. قاسم قاسمزاده 18. اسماعيل سنگ 19. صادق رضازاده شفق 20. اسدالله يمين اسفندياري 21. عطاالله روحي 22. مهدي فرخ 23. حسين نقوي 24. عزيزالله ضرغام 25. جواد امامي خويي 26. محمدمهدي محوي 27. عبدالمهدي طباطبايي 28. رضاقلي ديوان بيگي 29. امانالله چهانيا ني 30. محمدحسن فروزانفر 31. ابراهيم حكيمي 32. عيسي سروش 33. عباس مسعودي 34. عيسي صديق |
[4677-11ع]
نمايندگان دوره چهارم مجلس سنا در محل تالار كتابخانه مجلس (4/2/1346) به ترتيب از پايين و از راست به چپ : باقر شاهرودي، محمدعلي علامه وحيدي، محسن رئيس، سعيد مالك، احمد متين دفتري، جعفر شريف امامي، حسن تقيزاده، محمود جم، محمد ساعد، رضا بوشهري، عيسي صديق، علياكبر سيفافشار، علي دشتي، شمسالملوك مصاحب، مرتضي يزدانپناه، مهرانگيز منوچهريان، محمد عباسي، جواد آشتياني، عماد تربتي، محمدعلي بوذري، محمد سعيدي، مهدي نمازي، علي اشرفاحمدي، ايرج مطبوعي، مصطفيقلي رام، عليقلي هدايت، امانالله جهانباني، محمد ساعد، محمد حجازي، ابراهيم نبيل سميعي، محسن حجازي، رضا جعفري، پرويز يارافشار، شكرالله صفوي، عباس مسعودي، علي اميرحكمت، محمود ميرجلالي، حسن بقائي، رستم گيو، حسن اكبر، فتحالله فرود، يحيي عدل، پرويز كاظمي، جمشيد اعلم، محمود جليلي، كريم ورهرام، غلامعلي رعدي آذرخشي، عباس نفيسي، جهانشاه صمصام بختياري، محمدعلي ممتاز، مصطفي تجدد |
[1415-1ع]
افراد شركتكننده در مراسم افتتاح مدرسه امينالدوله 1. عبدالحسين شيباني 2. عبدالله معظمي 3. منوچهر اقبال 4. محمد ساعدمراغهاي (نخستوزير) 5. اشرف فخرالدوله (مادر علي اميني) 6. حسن تقيزاده 7. صادق رضازاده شفق 8. هاشم ملك مدني 9. محمدابراهيم اميرتيمور كلالي 10. نادر آراسته 11. رضا حكمت 12. عبدالحميد زنگنه 13. جواد گنجهاي 14. عباسقلي گلشائيان 15. علياصغر حكمت 16. احمد متين دفتري 17. جواد آشتياني 18. علي اميني 19. احمد مقبل 20. عباس نفيسي 21. علي وكيلي 22. محمود اميني 23. جواد عامري |
[5385-11ع]
محمدرضا پهلوي در يك مراسم رسمي با حضور نخستوزير و رؤساي مجلسين سنا و شوراي ملي (1332) از راست: حاجعلي رزمآرا، محمدعلي وارسته. عبدالله معظمي، حسن تقيزاده، رجبعلي منصور، مهرداد پهلبد، محمدرضا پهلوي و احمدرضا پهلوي |
[2788-11ع]
ثريا اسفندياري و همراهان در يك بازديد. از راست: محمدجعفر بهبهانيان، حسن تقيزاده، ثريا اسفندياري و اسدالله علم |
[1350-11ع]
سيدحسن تقيزاده و اشرف پهلوي در مراسم افتتاح يكي از سينماهاي اسدالله رشيديان 1. اشرف پهلوي 2. اسدالله رشيديان 3. حسن تقيزاده |
[960-11ع]
محمدرضا و فرح پهلوي در بازديد از دانشگاه تهران 1. محمدجعفر بهبهانيان 2. اسدالله علم 3. حسن تقيزاده 4. فرح پهلوي 5. محمدرضا پهلوي 6. منصور افخم ابراهيمي |
[1484-4ع]
|
[491-11ع]
ديدار محمدرضا پهلوي و هيئت همراه وي با ملك سعود (پادشاه عربستان سعودي) در حاشيه يك ضيافت در اين كشور. از راست : منوچهر اقبال، حسن تقيزاده، ملك سعود (پادشاه عربستان سعودي)، محمدرضا پهلوي و محسن صدر |
[2766-11ع]
سيدحسن تقيزاده در سفر حج |
[389-118ص]
ملاقات رجال سالخورده با محمدرضا پهلوي. از راست: محمدرضا پهلوي، حسن تقيزاده، علياصغر حكمت، عيسي صديق و علياكبر سياسي |
[15-۱۲۵ف]
حسن تقيزاده |
[2944-11ع]
تقيزاده در جشن سالروز تولد خود در آخرين سال عمر (1348) |
[4548-11ع]
تشييع جنازه سيدحسن تقيزاده در مقابل مسجد سپهسالار 1. عيسي صديق 2. علي اشرفاحمدي 3. سعيد مالك 4. محسن رئيس 5. عبدالله رياضي 6. جعفر شريف امامي 7. فريدون جم 8. مرتضي يزدانپناه 9. محمد نخجوان |
ابراهيم حديدي
ستارخان سردار ملي (1284-1332ق) فرزند حاج حسن قراجه داغي در منطقه قراجه داغ (ارسباران) به دنيا آمد. سوابق زندگي او در دوران كودكي و نوجواني تا درگيريهاي جنبش مشروطه چندان معلوم نيست. از اطلاعات جسته و گريختهاي كه از وي به دست آمده، درمييابيم كه او با پدر خود در روستاهاي اطراف ارسباران به شغل پارچهفروشي مشغول بوده است.
ستارخان پس از قتل برادرش اسماعيل به دست نيروهاي دولتي به همراه خانواده خود به تبريز مهاجرت كرد و در محله اميرخيز اقامت گزيد و از داشها و لوطيهاي آن محله شد.
وي مدتي جزء سواران حاكم خراسان بود، از آنجا به عتبات عاليات سفر كرد، پس از چندي به تبريز بازگشت و به مباشري املاك محمدتقي صراف مشغول گرديد. سپس به توصيه رضاقلي خان سرتيپ وارد خدمت قراسوران (ژاندارمري) شد و حفاظت راه مرند و خوي به او محول گرديد. چندي بعد مورد توجه مظفرالدين ميرزا (وليعهد) قرار گرفت، ضمن دريافت لقب خاني، از تفنگداران وليعهد در تبريز محسوب گرديد. ستارخان بنابر عادت لوطيگري در يكي از درگيريهاي خود با مأمورين محمدعلي ميرزا (وليعهد) در تبريز، مورد تعقيب قرار گرفت، از شهر گريخت و مدتي به راهزني پرداخت. سپس با وساطت بزرگان و معتمدين محل به شهر بازگشت و دلالي اسب را پيشه خود كرد.
در سال 1325ق انجمن ايالتي آذربايجان به واسطه رشادتهاي ستارخان و باقرخان به آنان لقب سردار ملي و سالار ملي اعطاء نمود.
با شروع انقلاب مشروطه در تهران و گسترش آن در سراسر كشور، مجاهدين و آزاديخواهان آذربايجاني و قفقازي به فرماندهي ستارخان و باقرخان به حمايت از مشروطيت قيام نمودند و در مقابل قواي 35 تا 40 هزار نفري اعزامي از مركز و خوانين محلي به فرماندهي عبدالمجيد ميرزا عينالدوله كه براي سركوبي قيام تبريز اعزام شده بودند به شدت مقاومت كردند و از تسلط آنها به شهر ممانعت نمودند. تبريز به مدت 11 ماه توسط قشون دولتي محاصره شد و از ورود آذوقه به شهر جلوگيري به عمل آمد. زندگي بر مردم بسيار سخت و طاقت فرسا گرديد. نهايتاً با وساطت قنسولهاي روس و انگليس و موافقت دولتهاي طرفين عدهاي از قواي روسيه به تبريز وارد شدند و راه جلفا را براي ورود آذوقه باز كردند. در نتيجه محاصره شهر به پايان رسيد و سربازان دولتي و خوانين محلي مخالف مشروطيت از اطراف تبريز دور شدند. بدين ترتيب نقشي كه ستارخان و باقرخان در دفاع از مشروطه و تبريز داشتند به پايان رسيد.
با حضور سربازان روسي در تبريز موقعيت براي ستارخان و باقرخان سخت و خطرناك گرديد. آنها به اتفاق جمعي ديگر از سران آزاديخواه به قنسولگري عثماني پناهنده شدند. سپس تحت فشار روسها و بنابر دعوت آيتالله محمدكاظم خراساني به همراه جمعي از مجاهدين در روز هشتم ربيعالاول 1328ق به تهران مهاجرت كردند. در تهران استقبال شاياني از آنان به عمل آمد و از طرف مجلس شوراي ملي مورد تجليل قرار گرفتند و دو لوح نقرهاي طلاكوب به ستارخان و باقرخان اهدا گرديد و براي هر كدام ماهيانه مبلغ هزار تومان مقرري از طرف مجلس تعيين شد و در پارك اتابك (محل فعلي سفارت شوروي) اسكان يافتند.
در جريان ترور آيتالله سيدعبدالله بهبهاني دولت مشروطه تصميم به خلع سلاح گروههاي مسلح گرفت، ستارخان با اين امر مخالفت نمود و با قواي دولتي به جنگ پرداخت در اين جنگ پاي او تير خورد و تسليم شد و 30 تن از نيروهاي وي كشته و 300 تن اسير شدند.
وي چهار سال پس از اين واقعه در تاريخ 28 ذي الحجه 1332 درگذشت و در باغ طوطي در جوار حضرت عبدالعظيم به خاك سپرده شد.
------------------------------------
منابع و مأخذ:
1. رئيسنيا، رحيم؛ ناهيد، عبدالحسين. دو مبارز جنبش مشروطه. تهران، آگاه، بي تا.
2. بامداد، مهدي. شرح حال رجال ايران. تهران، زوار، 1347، ج 2.
3. معين، محمد. فرهنگ فارسي. تهران، اميركبير، 1364، ج 5.
4. اطلاعات عمومي جاويدان (تاريخ معاصر). مترجم فريدون سبحاني. تهران، دنياي دانش، 1376.
3903-4ع
ستارخان سردار ملي |
4345-4ع
سلطان ستاري، دختر ستارخان |
4843-4ع
گروهي از مجاهدين مسلح مشروطهخواه محله ليلآباد تبريز |
3063-4ع
۱. ستارخان، و عدهاي از مجاهدين مسلح تبريز |
4-8ع
1. ستارخان 2. باقرخان، و عده اي از مجاهدين مسلح مشروطه خواه در تبريز |
4365-7ع
1. ستارخان 2. باقرخان، و جمعي از مجاهدين مشروطه خواه در تبريز |
1486-124ط
|
4842-4ع
ضرغام (از خوانين منطقه آذربايجان) و افراد تحت فرمان وي به هنگام محاصره شهر تبريز در دوره مشروطه |
4844-4ع
شكراله خان شجاع نظام و عدهاي از خوانين آذربايجان طرفدار محمدعلي شاه |
3478-1ع
باسكرويل (معلم آمريكايي مدرسه جمهوريان پروتستانت) از طرفداران و كشتهشدگان انقلاب مشروطه در تبريز |
4378-7
ستارخان و فرزند خردسال وي يدالله ستاري "وقتي پاختيانوف، كنسول روس به ستارخان پيشنهاد كرد كه بيرقِ كنسولخانه را به سردرِ خانه اش بزند تا در امانِ دولت روس باشد و از آن گذشته نويدِ سمت قراسوراني آذربايجان را به او داد: ستار جمله اي گفت كه در تاريخ ماند: « ژنرال كنسول، من مي خواهم كه هفت دولت به زير بيرقِ دولت ايران بيايند، من زير بيرقِ بيگانه نرم»." |
4634-1ع
ستارخان و باقرخان به هنگام اقامت در عمارت وزير مخصوص در تهران |
3803-1ع
ورود ستارخان و باقرخان به تهران از دروازه گمرك |
ابراهيم حديدي
در اسفند سال 1256 (1295ق) همزمان با سفر دوم ناصرالدين شاه قاجار به اروپا و زمزمه تشكيل قزاقخانه توسط روسها در ايران، در روستاي آلاشت از توابع سوادكوه مازندران كودكي به دنيا آمد كه رضا نام گرفت (بعدها انقراض سلسله قاجاريه و تأسيس حكومت پهلوي به دست وي به وقوع پيوست).
نام پدر رضا، عباسعلي (سرهنگ فوج سوادكوه) و مادرش زهرا (نوش آفرين) از مهاجرين قفقاز ميباشد. نوشآفرين همزمان با تولد رضا، همسرخود را كه در مأموريت تهران بود از دست داد. مرگ عباسعلي و ناسازگاري اعضاي خانواده همسرش كه تولد اين فرزند را بد يًُمن ميدانستند موجب شد به همراه كودك نوزاد خود از آلاشت به تهران نزد برادر و ديگر اقوام خود مهاجرت نمايد. در بين راه در منطقه سرگدوك فيروزكوه به خيال اينكه فرزند نوزاد وي بر اثر سرما و برف شديد فوت نموده است به كاروانسرادار محل تحويل ميدهد تا پس از فروكش كردن برف او را دفن كند. كودك پس از مدتي مداوا به وسيله يك كاروان ديگر به مادرش برگردانده ميشود. در نهايت رضا به همراه مادر به تهران بازميگردد و در محله سنگلج در كمال فقر و تهيدستي زندگي ميكند و بزرگ ميشود و به يك نوجوان شرور و سركش تبديل ميگردد. براي تهيه نان و گردش زندگي به كارهاي مختلف از جمله شاگردي مغازه آهنگري و كارگري در اصطبل خانه سفارت انگليس گمارده ميشود و سرانجام در سن 12 سالگي توسط ابوالحسن خان سرتيپ (صمصام) از بستگان خود وارد فوج سوادكوه (از ابوالجمعي علياصغرخان امينالسلطان صدراعظم) شده و با درجه تابيني (سربازي) شروع به خدمت ميكند. در سال 1313ق پس از قتل ناصرالدين شاه قاجار فوج سوادكوه براي حفاظت از سفارتخانه و مراكز دولتي به تهران فراخوانده ميشود. وي در دوران خدمت در قزاقخانه به سرعت رشد نموده و در سال 1318ق، به سرگروهباني محافظين بانك استقراضي روسيه در مشهد و پس از چندي به وكيلباشي گروهان شصت تير منصوب ميگردد. نام رضا شصت تير با وجود درجه گروهباني در قزاقخانه و در محافل تهران مخصوصاً بين لوطيها معروف ميگردد. سپس در سال 1324ق به همراه گروه محافظين عينالدوله هنگام تبعيد ، به فريمان اعزام ميشود. رضاخان در نزد عينالدوله تقرب مييابد و به آموختن درس و خواندن و نوشتن ميپردازد. در سال 1288ش، همراه با سواران بختياري و ارامنه براي خواباندن شورشها و قيامهاي محلي به زنجان، اردبيل و... اعزام ميشود و در جنگ با قواي ارشدالدوله از خود رشادتها نشان ميدهد. سپس با درجه ياوري به فرماندهي دسته تيرانداز و نهايتاً در سال 1297ش به فرماندهي آترياد همدان منصوب ميگردد. وي در سال 1299 براي سركوبي قيام ميرزا كوچك خان جنگلي به گيلان اعزام ميگردد.
با خروج قواي روسيه از ايران دولت انگليس براي كنترل اوضاع و جامه عمل پوشاندن به مطامع خود اقدام به پيريزي كودتاي نظامي مينمايد و براي اجراي اين طرح هماهنگيهاي لازم را ميان ژنرال ادموند آيرونسايد (فرمانده قواي انگليسي در ايران)، اردشير جي (جاسوس دولت انگليس در ايران)، رضاخان فرمانده آترياد (تيپ) همدان و سيدضياءالدين طباطبايي مدير روزنامه رعد ايجاد ميكند. در نتيجه مذاكرات و هماهنگيهاي به عمل آمده بين سيد ضياء و رضاخان، كودتا در روز سوم اسفند سال 1299ش به وقوع ميپيوندد و قواي آترياد همدان بدون كمترين مقاومتي وارد تهران شده و كليه ادارات دولتي و مراكز نظامي را اشغال ميكنند و قريب به يكصد تن از رجال، معاريف و روحانيون را بازداشت و زنداني مينمايند. احمدشاه، محمدحسن ميرزا (وليعهد) به كاخ فرحآباد ميگريزند و فتحالله خان سپهدار رشتي (نخستوزير) به سفارت انگليس پناهنده ميشود. سرانجام رضاخان با صدور فرمان احمدشاه به فرماندهي ديويزيون قزاق و وزارت جنگ و سيدضياءالدين طباطبايي به نخستوزيري منصوب ميگردد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع و مآخذ:
1. دايرهالمعارف تشيع، جلد سوم. بنياد خيريه فرهنگي شط، تهران، 1371.
2. كيوان پهلوان، رضاشاه از الشتر تا الاشت، تهران، انتشارات آرون، 1383.
3. نجفقلي پسيان؛ خسرو معتضد، از سوادكوه تا ژوهانسبورگ (رضاخان)، تهران، نشر ثالث، 1377.
4. باقر عاقلي، شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران، تهران، نشر گفتار با همكاري نشر علم، 1380.
1956-1ع
رضاخان پهلوي نگهبان سفارت هلند در تهران از چپ: رضاخان پهلوي و كنوبل (وزيرمختار هلند در ايران) |
82-1ع
ياور رضاخان پهلوي محافظ منزل عبدالحسين ميرزا فرمانفرما به همراه عدهاي ديگر در كرمانشاه (شخصِ غيرنظامي كنارِ رضاخان؛ محمدولي ميرزا فرمانفرمائيان |
1805-1ع
سرهنگ رضاخان پهلوي و جمعي از افسران روسي و ايراني آترياد همدان 1. محمود آيرم 2. عبدالله اميرطهماسبي 3. رضاخان پهلوي |
1791-1ع
رضاخان پهلوي (پشتِ مسلسل) فرمانده يگان مسلسل قزاقخانه در كرمانشاه (1293) |
1793-1ع
رضاخان پهلوي فرمانده تيپ مختلط همدان در ميان عدهاي از افسران ايراني و روسي قزاقخانه، در روز قبل از كودتا 1. رضاخان پهلوي 2. مرتضي يزدانپناه 3. ايرج مطبوعي |
1820-1ع
بازديد رضاخان پهلوي (فرمانده آترياد تهران) از نحوه آموزش مسلسل افراد تحت فرمان خود 1. رضاخان پهلوي 2. مرتضي يزدانپناه |
318-124ط
رضاخان پهلوي سردار سپه و وزير جنگ |
3701-1ع
اردشير جي (1908) |
127-1ع
ژنرال آيرونسايد، ژنرال اسميت و دو تن از فرزندان عبدالحسين ميرزا فرمانفرما از راست: محمدولي ميرزا فرمانفرمائيان، ادموند آيرونسايد، ژنرال اسميت و نصرتالدوله فيروز |
1790-1ع
رضاخان پهلوي در بامداد روز سوم اسفند سال 1299 چند ساعت پس از كودتا، در كنار اتومبيل مصادره شده نصرتالدوله فيروز |
1826-1ع
بازديد رضاخان پهلوي وزير جنگ از يك مانور نظامي 1. رضاخان پهلوي 2. محمدصادق كوپال |
530-1ع
رضاخان پهلوي (وزير جنگ) و دو تن از اعضاي كابينه كودتا از راست: رضاخان پهلوي، عيسي خان فيض و مصطفي عدل (منصورالسلطنه) |
1476-124ط
سيدضياءالدين طباطبايي و رضاخان پهلوي (نخستوزير و فرمانده كودتا) و عدهاي از همكارانش |
1947-1ع
سيدضياءالدين طباطبايي |
4898-1ع
احمدشاه قاجار، رضاخان پهلوي (وزير جنگ) و محمدخان اميرعلايي (آجودان احمدشاه) |
495-4ع
نايب رضاخان پهلوي و عدهاي از فرماندهان ارشد قزاقخانه 1. مير پنج حسن خان 2. ميرپنج محمدخان (بعدها مطبوعي) 3. سرهنگ حسين قلي خان بيگدلي 4. نايب رضاخان ۵. ميرپنج اسکندر خان ارمني |
مهدی جنگروي
احمد آقاخان (اميراحمدي) فرزند ” سرتيپ تقي آقا“ در سال 1267 خورشيدي در تهران متولد شد و در سن شش سالگي به مدرسه ”افتتاحيه“ واقع در محله سنگلج تهران و سپس به مدرسه ” تربيت“ رفت. چون فرزند افسر قزاقخانه بود در مدرسه قزاقخانه كه در آن موقع به دست روسها اداره ميشد، به ادامه تحصيل پرداخت.
در سن چهارده سالگي به فوج گارد سوار قزاق انتقال يافت و با درجه گروهبان دومي، وكيلباشي (قائممقام) فوج گارد سوار شد. اميراحمدي در چند زد و خورد داخلي شركت كرد و چون رشادت، تهور و قساوت وي مورد توجه فرماندهان قرار گرفت، تا درجه سرهنگي ارتقا مقام يافت.
پس از كودتاي سوم اسفند 1299، احمد آقاخان به درجه ميرپنجي دست يافت و اولين مأموريت وي بعد از كودتا، سركوبي شورش اسماعيل خان اميرمؤيد سوادكوهي در مازندران بود كه منجر به متواري شدن اميرمؤيد و فرزندان وي گرديد.
در سال 1301 خورشيدي كه مقدمات تشكيل پنج لشكر در ايران فراهم شد، با درجه اميرلشكري (سرلشكر) به فرماندهي لشكر غرب كه مركز آن در همدان بود، منصوب گرديد و براي اعاده امنيت در آن منطقه، دست به اقدامات شديدي زد. به ويژه براي سركوب الوار از هيچ نوع اقدام حاد و تندي خودداري ننمود و سرانجام در مأموريت لرستان به دريافت عاليترين نشان نظامي آن زمان يعني نشان ذوالفقار نايل آمد.
سرلشكر اميراحمدي كمي قبل از به سلطنت رسيدن رضاخان، در شهريور ماه 1304 به سمت رئيس كل امنيه مملكتي (ژاندارمري) برگزيده شد و قريب چهار سال در اين سمت باقي ماند و مأموريتهاي جنگي زيادي از جمله مأموريت آذربايجان انجام داد و فرماندهي لشكر آذربايجان را نيز به عهده داشت.
در سال 1308 شمسي او نخستين كسي بود كه به دستور رضاشاه در ايران به درجه سپهبدي رسيد. در شهريور 1320 هنگامي كه نيروهاي متجاوز انگلستان و شوروي وارد خاك ايران شدند رضاشاه قبل از ترك كشور، سپهبد اميراحمدي را به سمت فرماندار نظامي تهران منصوب مينمايد تا وي از بروز و گسترش هرج و مرج و آشوب در پايتخت جلوگيري كند. اميراحمدي در شانزدهم آذر 1320 براي اولين بار در ترميم كابينه فروغي به عنوان وزير كشور شركت كرد و پس از آن نيز در كابينه قواملسلطنه (18 مرداد 1321) به وزارت جنگ برگزيده شد و در ماجراي 17 آذر ماه همان سال كه منجر به آتش زدن خانه قوامالسلطنه و غارت دكاكين و مغازهها شد، به عنوان فرماندار نظامي تهران وارد ساختمان شهرباني كل كشور گرديد و ظرف چند ساعت تظاهرات خونين مخالفين دولت را متوقف كرد.
پس از سقوط قوام و روي كار آمدن علياصغر سهيلي در تاريخ 28/11/1321، پست وزارت جنگ مجدداً به اميراحمدي واگذار شد و در تمام مدت نخستوزيري سهيلي، در اين سمت باقي ماند. اميراحمدي در كابينههاي كوتاه مدت ساعد، بيات، صدر و حكيمي سمتي نداشت و فقط مسئوليت بازرسي نواحي ارتش به عهده وي بود.
سپهبد اميراحمدي در 25 بهمن 1324 بر اثر پافشاري شاه وارد كابينه قوام شد و در چهار كابينه او پست وزارت جنگ را عهدهدار بود ولي به علت ناسازگاري با سياستها و خواستههاي قوامالسلطنه، از كابينه وي خارج شد.
اميراحمدي در ششم دي ماه 1326 نيز جايي براي خود باز كرد و در كابينه ابراهيم حكيمي بر مسند وزارت كشور نشست. وي همچنين در 23 خرداد ماه 1327 در كابينه عبدالحسين هژير و در 30 آبان ماه 1327 در كابينه محمد ساعد به وزارت جنگ منصوب شد.
اولين سپهبد ايران در سال 1328 پس از بازنشستگي و تأسيس مجلس سنا، از سوي شاه مقام سناتور انتصابي تهران را گرفت و تا زمان مرگ به مدت 16 سال اين مقام تشريفاتي را عهدهدار بود. وي در طول حيات خود هشت بار وزير جنگ، دو مرتبه وزير كشور، پنج نوبت فرماندار نظامي تهران، دو بار فرمانده كل ژاندارمري و سالها فرمانده لشكرهاي لرستان و آذربايجان بوده است.
اميراحمدي در روز پنجم آذر ماه سال 1344 در سن 77 سالگي بر اثر ابتلاء به بيماري سرطان خون در تهران درگذشت. او يكي از متمولين درجه اول ايران بود و مستغلات زيادي در تهران داشت. مردي بود جسور، بي رحم، قلدر، جدي، وظيفهشناس و حريص نسبت به جمعآوري مال و مكنت. با زيردستان خود به خشونت رفتار ميكرد و شخصاً در مقام تعزير و تنبيه افراد برميآمد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع و مآخذ:
1. حسن مرسلوند، زندگينامه رجال و مشاهير ايران، تهران، الهام، 1369. ج 1.
2. باقر عاقلي، روزشمار تاريخ ايران، تهران، گفتار، 1372. ج 1 و 2.
3. باقر عاقلي، شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران، تهران، گفتار، علم، 1380. ج 1.
4. غلامحسين زرگرينژاد، خاطرات نخستين سپهبد ايران احمد اميراحمدي، تهران، مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگي، 1372. ج 1.
577-1
احمد اميراحمدي در جواني، در لباس رزم مردان لر |
556-1ع
اميرلشكر (سرلشكر) احمد اميراحمدي پس از دريافت نشان تمثال |
539-1ع
اميرلشكر احمد اميراحمدي فرمانده لشكر غرب با نشان ذوالفقار |
547-1ع
احمد اميراحمدي فرمانده لشكر غرب، سوار بر اسب مخصوص خود در منطقه لرستان |
3761-1ع
سرلشكر احمد اميراحمدي رئيس كل امنيه مملكتي (فرمانده ژاندارمري كل كشور) در ميان افسران تحت امر خود (1304-1308هـ .ش.) 1. فرجاله آق اولي 2. احمد اميراحمدي 3. محمدحسين جهانباني |
3763-1ع
اميرلشكر احمد اميراحمدي فرمانده لشكر غرب، در حال بازديد از اردوگاه خوانين لُر پس از تسليم شدن آنها (22/7/1307هـ .ش.) |
541-1ع
احمد اميراحمدي در سفر به اروپا |
471-4ع
جمعي از رجال، معاريف و امراي ارتش به همراه همسرانشان در يك مراسم رسمي به مناسبت سالگرد واقعه كشف حجاب (1314-1316هـ .ش) 1. واسلي كارگار (همسر يزدانپناه) 2. مرتضي يزدانپناه 3. صادق صادق (مستشارالدوله) 4. عيسي صديق 5. حاجيعلي رزمآرا 6. صفيه نمازي (فيروز) 7. حسن ميمند 8. سپهبد احمد اميراحمدي 9. كريم آقا بوذرجمهري 10. سرلشكر اسماعيل اميرفضلي (وزير جنگ) 11. محمود جم (نخستوزير) 12. حسن اسفندياري (رئيس مجلس شوراي ملي) 13. عليقلي انصاري |
5661-1ع
اميرلشكر احمد اميراحمدي فرمانده لشكر غرب در حال بازديد از جاده و تونل در دست احداث در منطقه لرستان |
1813-1ع
اميرلشكر احمد اميراحمدي فرمانده لشكر غرب، به همراه رضاشاه در منطقه لرستان (1307هـ .ش.) |
3172-1ع
محمدرضا پهلوي (وليعهد) و همسرش فوزيه در يك مراسم رسمي (1319هـ .ش) 1. محمدرضا پهلوي 2. فوزيه 3. مظفراعلم 4. محمود جم 5. علي سهيلي 6. سپهبد احمد اميراحمدي 7. سرلشكر كريم آقا بوذرجمهري 8. سرلشكر عزيزالله ضرغامي |
4863-1
رضاشاه در حال توزيع گواهينامه پايان دوره فارغالتحصيلان دانشگاه جنگ 1. محمدرضا پهلوي 2. رضاشاه پهلوي 3. احمد اميراحمدي 4. محمد نخجوان 5. مرتضي يزدانپناه 6. محمد شاه بختي 7. محمد محتشمي 8. ايرج مطبوعي 9. هادي آتاباي 10. عزيزالله ضرغامي 11. فرجالله آق اولي 12. اسماعيل شفايي |
546- 8ع
امراي ارتش و مقامات كشور به همراه همسرانشان، هنگام حضور در محل سفارت انگلستان در تهران (1320-1324هـ .ش) 1. سپهبد احمد اميراحمدي 2. مرتضي يزدانپناه 3. علي رياضي 4. حسن ارفع 5. سرتيپ غلامعلي انصاري 6. محمدحسين فيروز 7. كريم هدايت 8. احمد نخجوان 9. ريدر ويليام بولارد (وزيرمختار انگليس در ايران) 10. واسيلي كارگار (همسر يزدانپناه) 11. اميرحسين عطاپور |
1857-124ط
محمدرضا پهلوي به همراه علي سهيلي نخستوزير و برخي از اعضاي كابينه وي، در دانشكده افسري (1321-1323هـ .ش) 1. امانالله اردلان 2. علي سهيلي 3. محمد دفتري 4. جواد ظهيرالاسلام 5. محمدرضا پهلوي 6. احمد اميراحمدي (وزير جنگ) 7. مرتضي يزدانپناه |
3494-1ع
سپهبد احمد اميراحمدي وزير جنگ كابينه دوم ائتلافي قوامالسلطنه (1325هـ .ش) 1. محمدحسين فيروز 2. احمد اميراحمدي 3. مظفر فيروز 4. انوشيروان سپهبدي 5. احمد قوام 6. فريدون كشاورز 7. اللهيار صالح 8. ايرج اسكندري 9. عبدالحسين هژير 10. منوچهر اقبال 11. مرتضي يزدي 12. شمسالدين اميرعلايي |
3325-1ع
كابينه سوم احمد قوام در محوطه كاخ سعدآباد (پس از خروج وزراي تودهاي) (1325هـ .ش) از چپ: ابوالحسن صادقي، محمدولي ميرزا فرمانفرمائيان، علياكبر موسويزاده، عزيزالله اعزاز نيك پي، احمد اميراحمدي (وزير جنگ)، احمد قوام، حميد سياح، عبدالحسين هژير، منوچهر اقبال، شمسالدين اميرعلايي، علي شايگان |
3326-1ع
سپهبد احمد اميراحمدي وزير جنگ كابينه چهارم قوامالسلطنه (1325-1326هـ .ش) از چپ : علياكبر موسويزاده، ابوالحسن صادقي، فرجالله آق اولي، منوچهر اقبال، احمد اميراحمدي، محمدعلي همايون جاه، احمد قوام، عبدالحسين هژير، مصطفي عدل، غلامحسين فروهر، علياصغر حكمت، احمدحسين عدل، علي نصر، سلمان اسدي |
1393-4ع
كابينه عبدالحسين هژير در يك جلسه كاري (1327هـ .ش) از چپ: محمدعلي نظام مافي، عباس ادهم، فخرالدين شادمان، جواد بوشهري، موسي نوري اسفندياري، سپهبد احمد اميراحمدي (وزير جنگ)، عبدالحسين هژير، مصطفي عدل، جمال امامي، نادر آراسته، منوچهر اقبال |
4915-4ع
خيرمقدمگويي حسامالدين دولتآبادي شهردار تهران به ملك عبدالله پادشاه اردن (6/5/1328هـ .ش) 1. ملك عبدالله پادشاه اردن 2. محمد ساعد (نخستوزير) 3. احمد اميراحمدي (وزير جنگ) 4. زينالعابدين رهنما 5. حميد سياح 6. غضنفرعلي خان (سفير پاكستان در ايران) 7. علي هيئت 8. حسامالدين دولتآبادي |
2333-11ع
كابينه محمد ساعد با حضور سهپبد اميراحمدي وزير جنگ و ساير اعضا (1327-1329هـ .ش) از چپ: هادي طاهري، آقاخان اشرفي، منوچهر اقبال، علياصغر حكمت، محمد سجادي، اميراعلم، نادر آراسته، محمد ساعد، جمال امامي، احمد اميراحمدي، عباسقلي گلشائيان و احمد مقبل |
554- 1ع
سپهبد احمد اميراحمدي، در لباس رسمي نظامي |
2935-11ع
سناتور احمد اميراحمدي (نشسته صف اول نفر سوم از چپ) در ميان ساير نمايندگان دوره اول مجلس سنا، در محوطه مجلس شوراي ملي (ارديبهشت 1331هـ .ش) تذكر: توضيحات كامل اين عكس در نمايشگاه عكس رجال تقيزاده آورده شده است |
3732-11ع
سپهبد احمد اميراحمدي و همسرش توران هاجر اسلامي به اتفاق فرزندان، عروسها و دامادهاي خودشان |
3435-4ع
احمد اميراحمدي |
153-132الف
تشييع جنازه سهپبد احمد اميراحمدي در حياط مسجد سپهسالار تهران (آذر 1344هـ .ش) |
ابراهيم حديدي
محمدحسين امينالضرب فرزند محمدحسن اصفهاني (امينالضرب اول) و ماه بيگم خانم (دختر محمدحسين صراف اصفهاني) در شب ششم محرمالحرام سال 1289ق در تهران به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي را نزد معلمين خصوصي آغاز كرد. پس از آموزش زبان فارسي، عربي و فرانسه، دروس حوزهاي را به طور كامل فراگرفت. فقه، اصول و فلسفه را در حد سطح تحصيل كرد و رياضيات، تاريخ و جغرافيا را نيز آموخت. زبان عربي را نزد سيدجمالالدين اسدآبادي كه در ايام اقامت در تهران در منزل آنها سكونت داشت در حد كامل ياد گرفت و با آن تكلم مينمود.
امينالضرب دوم از 16 سالگي كار خود را در تجارتخانه پدرش آغاز نمود. تدريجاً به فنون تجارت و ملكداري آشنا گرديد و در 20 سالگي اداره امور تجارتخانه و املاك با او بود.
در اوايل سلطنت مظفرالدين شاه قاجار (سال 1315ق) محمدحسن امينالضرب را به علت تقلب در عيار پول ضربخانه توقيف و زنداني كردند. محمدحسين امينالضرب براي رهايي پدر به مرتضيقلي خان صنيعالدوله وزير خزانه و داماد شاه مراجعه كرد و صادقانه براي تصفيه حساب آمادگي خود را اعلام نمود. در نهايت با پرداخت 760 هزار تومان به دولت و 40 هزار تومان به صنيعالدوله، موجب آزادي پدرش از زندان گرديد.
حاج محمدحسين امينالضرب به علت مسافرتهاي مكرر به اروپا و حشر و نشر با خارجيان، حكومت قانون و تأسيس عدالتخانه براي كشور را ضروري دانست و براي پيشبرد اهداف خود عدهاي از تجار و كسبه بازار تهران را با خود همراه ساخت و براي استقرار مشروطيت زحمات زيادي كشيد. او بود كه فرمان مشروطيت را به متحصنين سفارت انگليس ارائه داد و و به پاس همين خدمات بود كه از طرف تجار و كسبه تهرا ن به وكالت مجلس شوراي ملي انتخاب و نايب رئيس دوره اول مجلس شد و به عضويت كميته تدوين قانون اساسي درآمد.
امينالضرب ثاني پس از به توپ بستن مجلس شوراي ملي توسط محمدعلي شاه قاجار مدتي مخفي بود، ولي تدريجاً در دفتر كار خود حضور يافت و به فعاليتهاي اقتصادي پرداخت و از دخالت در امور سياسي دوري جست. در كودتاي سوم اسفند 1299 به دستور سيدضياءالدين طباطبايي نخستوزير دستگير و زنداني گرديد. پس از صد روز از زندان آزاد شد و در دوره هفتم و هشتم مجلس شوراي ملي و دوره اول مجلس مؤسسان به نمايندگي برگزيده شد.
امينالضرب از تجار معتبر، سرمايهداران و ملاّكان بزرگ ايران بود. قسمت اعظم صادرات ايران در اختيار او بود. پس از مرگ پدرش دامنه فعاليتهاي اقتصادي خود را در داخل و خارج از كشور گسترش داد و در برخي از شهرهاي اروپايي چون مسكو، لندن، پاريس و مارسي دفاتر تجاري داير كرد. از ديگر فعاليتهاي وي تشكيل اتاق تجارت بود كه خود رياست آن را به عهده داشت. همچنين در ايام جنگ بينالملل اول كميتهاي با عنوان ” اتحاد تجار“ به رياست خود تشكيل داد. وي اولين كسي بود كه كارخانه برق در ايران داير نمود.
محمدحسين امينالضرب در 25 آذر 1311 در سن 62 سالگي در تهران درگذشت. فرزندانش عبارتند از: حسن، محسن، دكتر يحيي و دكتر علياصغر مهدوي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع و مأخذ:
1. شيرين مهدوي، زندگي نامه حاج محمدحسن كمپاني امينالضرب / شيرين مهدوي. ترجمه منصوره اتحاديه، فرحناز اميرخاني. تهران، نشر تاريخ ايران، 1374.
2. باقر عاقلي، شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران، تهران، نشر گفتار با همكاري نشر علم، 1380.
3. مهدي بامداد، شرح حال رجال ايران، تهران، زوار، 1347، ج 3، ص 348.
4344-1
محمدحسين امينالضرب با لباس شير و شكري |
1316-1
نشسته از راست: 2. محمدحسن امينالضرب اصفهاني 3. سيدجمالالدين اسدآبادي 4. محمدحسين محلاتي (برادر حاج سياح) |
1309-1ع
هيئت امناي دولت در حال نظارت بر تعيين عيار وزن مسكوكات ضرابخانه در تكيه دولت. سال 1311ق. 1.محمدحسن امينالضرب اصفهاني 2. اسماعيل امينالملك 3. غلامحسين غفاري (صاحب اختيار) 4. احمد مشيرالسلطنه 5. محمدعلي قوامالدوله 6. عليرضا عضدالملك 7. ميرزا فتحعلي خان صاحبديوان 8. محسن مشيرالدوله 9. عبدالوهاب نظامالملك |
4888-1ع
از راست: محمدحسين امينالضرب، غلامرضا نوزاد، حسين پيرنيا و محمدعلي سياح در مسكو. سال 1896م |
1299-1ع
در وسط محمدحسين امينالضرب نايب رئيس دوره اول مجلس شوراي ملي و رئيس اتاق تجارت تهران |
488-1ع
نشسته : حاج محمدحسين امينالضرب، و چند تن از كاركنان تجارتخانه وي |
513-1ع
فرمان مشروطيت در دست نمايندگان تجار و كسبه از بالا و راست: 1. عليمحمد صراف اصفهاني 2. محمدتقي شاهرودي 3. محمود شركت 4. احمد زرگرباشي 5. باقر بقال 6. حسن شالچي 7. محمدباقر كاشاني 8. عبدالرحيم ارباب 10. محمداسماعيل قزويني 11. محمد بوشهري (معينالتجار) 12. محمدعلي شالفروش 13. محمداسماعيل مفازه 14. حسين مهدوي (امينالضرب) 17. محمدحسين داماد 18. محمدصراف تهراني 19. احمد مرتضوي 20. عبدالمطلب كردستاني 21. محسن مهدوي |
2145-4ع
محمدحسين امينالضرب و عدهاي از نمايندگان دوره اول مجلس شوراي ملي 1. محمدتقي بنكدار 2. ارباب جمشيد 3. [سيداحمد مرتضوي] 4. محمد بوشهري (معينالتجار) 5. اسدالله ميرزا شهابالدوله 6. محمدعلي شالفروش 7. مشهدي باقر بقال 8. شيخ حسين سقط فروش 9. حسينعلي كفاش 10. حسينقلي سيگاري 11. محمدابراهيم وارث 12. محمدحسين امينالضرب 13. ميرزا طاهر تنكابني 14. حسن وثوقالدوله 15. ميرزا محسن (پسر صدرالعلماء) 16. مرتضي قليخان صنيعالدوله (رئيس مجلس) 17. محمدقلي مخبرالملك هدايت 18. وليالله نصر 19. محمدصديق حضرت 20. محمدتقي شاهرودي |
1269-1ع
حاج محمدحسين امينالضرب |
2554-4ع
حاج محمدحسين امينالضرب |
1307-1ع
حاج محمدحسين امينالضرب |
6746-1ع
حاج محمدحسين امينالضرب |
پس از انعقاد قرارداد كنسرسيوم در سال 1333 و بركناري دولت كودتا، دوباره دربار رونق گرفت و شاه كه گمان ميكرد تنها راه غلبه بر مشكلات داخلي و بحرانهاي منطقهاي نظاميگري است اقتصاد نفتي ايران را معطوف به گسترش و توسعه تشكيلات نظامي و خريد تسليحات كرد.
حسين علاء، اين آخرين حلقه از رجال استخواندار قاجار براي چنين روزي برگزيده شده بود. كسي كه به رغم گرايش آشكار به سياستهاي انگلستان، چندي در همراهي با قوام به امريكا نزديك شده بود. علاء به سبب نرمش در موضعگيريها، براي چنين روزي مناسب مينمود.
در آن سالها بيش از آنكه امريكا از نفوذ شوروي در خاورميانه نگران بوده باشد، جمال عبدالناصر زبان مشترك اعراب، انگلستان را به وحشت انداخته بود. براي پيشگيري از نفوذ و گسترش نهضت مصر، ايران ميبايست در رأس پيمان نظامي باشد؛ « پيمان بغداد» (كه بعدها با خروج بغداد از آن به « پيمان سنتو» شهرت يافت). كشورهاي ايران، عراق، تركيه و پاكستان زيرنظر انگلستان اعضاي پيمان بغداد بودند.
فرياد مظفرعلي ذوالقدر در شبستان مسجد سپهسالار، پژواك نفرت عمومي مردم از انگلستان بود. از بداقبالي ذوالقدر گلوله در لوله گير كرد و مجلس ختم سيدمصطفي كاشاني مصادف با فوت علاء نشد. ذوالقدر كه خشت را از جاي رفته ديد سراسيمه بر سر و روي علاء يورش آورد. با اين ترور نافرجام پرونده 10 ساله يك گروه مسلح اسلامي بسته شد. سرانجام علاء با سر و روي باندپيچي شده كه نشانِ اعتراض مردم به عضويت ايران در پيمان بغداد بود براي شركت در كنفرانس به بغداد رفت.
دو سال پس از انعقاد پيمان بغداد، در سال 1336 حسين علاء (وزير دربار) خطاب به جان فاستر دالس (وزير امور خارجه امريكا) ميگويد: « همان طور كه احتمالاً اطلاع داريد، بيشترين رقم هزينه كشور به تسليحات نظامي اختصاص دارد. ما به عنوان عضو پيمان بغداد، اين ضرورت را نه فقط در مورد امنيت خود بلكه امنيت متحدان و دوستانمان قلمداد ميكنيم. در نتيجه از دوستان و همپيمانان خود ميخواهيم كه مسائل ما را درك كنند».
درك مسائل ايران بيش از هر چيز به مفهوم اعطاي وامهاي گوناگون به ايران بود.
---------------------------------------
1882-124ط
حسين علاء نخستوزير در سفر به عراق جهت شركت در كنفرانس پيمان بغداد (28/8/1334) 1. حسين علاء 2. عبدالحسين حمزاوي 3. نوري سعيد (نخستوزير عراق) 4. حسين قدس نخعي (سفير ايران در عراق) |
3465-4ع
مظفرعلي ذوالقدر ضارب حسين علاء در دادگاه. از راست: مجتبي نواب صفوي، محمد واحدي و مظفرعلي ذوالقدر |
126-4ع
حسين علاء نخستوزير ايران در حال گفت وگو با ملك فيصل دوم پادشاه عراق، در جريان شركت در كنفرانس پيمان بغداد (آبان ماه 1334) |
941-124ط
نشست سران كشورهاي عضو پيمان بغداد در تهران (1335) 1.عليقلي اردلان 2. محمدرضا پهلوي 3. عبدالله انتظام 4. اسكندر ميرزا (رئيس جمهور پاكستان) 5. عدنان مندرس (نخستوزير تركيه) |
2123-1ع
منوچهر اقبال نخستوزير و ديگر اعضاي هيئت ايراني شركتكننده در اجلاسيه پيمان سنتو در پاكستان 1. منوچهر اقبال 2. عليقلي اردلان 3. عبدالله هدايت 4. نادر باتمانقليچ 5. عبدالحسين حجازي 6. منصور افخم ابراهيمي 7. علي نوكياني 8. جمشيد آموزگار 9. غلامعباس آرام 10. حسن پاكروان |
846-124ط
فرماندهان نظامي كشورهاي ناظر و عضو پيمان سنتو، در حاشيه برگزاري اجلاسيه سازمان پيمان مركزي (سنتو) در لندن. از چپ: عبدالله هدايت، نماينده پاكستان، نماينده تركيه، نماينده انگلستان و نماينده آمريكا (عضو ناظر) |
1541-4ع
عباسعلي خلعتبري رئيس سازمان پيمان مركزي (سنتو) |
4062-11ع
اميرعباس هويدا نخستوزير در جمع وزراي امور خارجه شركتكننده در اجلاسيه پيمان سنتو در تهران از چپ: 2. غلامعباس آرام 3. عباسعلي خلعتبري 4. حسين قدس نخعي 5. اميرعباس هويدا 6. مايكل استوارت (وزير خارجه انگلستان) 7. دين راسك (وزير خارجه آمريكا) |
2578-115ز
سخنراني اردشير زاهدي وزير امور خارجه ايران در مراسم گشايش نخستين اجلاسيه شوراي وزيران پيمان سنتو در اسلامآباد پاكستان (10/8/1967 ميلادي) از راست: فؤاد روحاني، احسان صبري (وزير خارجه تركيه)، محمد ايوب خان (رئيس جمهور پاكستان) و اردشير زاهدي |
1095-11ع
سران كشورهاي ايران، پاكستان و تركيه در حاشيه برگزاري كنفرانس پيمان سنتو در كراچي (5/10/1347) 1.اردشير زاهدي 2. سليمان دميرل (نخستوزير تركيه) 3. احسان صبري (وزير خارجه تركيه) 4. محمدرضا پهلوي 5. محمد ايوب خان (رئيس جمهور پاكستان) |
4449-115ز
ورود محمدرضا پهلوي و همراهان وي به فرودگاه كراچي جهت شركت در كنفرانس سران كشورهاي عضو پيمان سنتو در پاكستان (25/12/1968) 1.محمدرضا پهلوي 2. اردشير زاهدي 3. اميرعباس هويدا 4. محمد ايوب خان (رئيس جمهور پاكستان) |
1796-115ز
سخنراني اردشير زاهدي وزير امور خارجه ايران در مراسم گشايش اجلاسيه سازمان پيمان مركزي (سنتو) در تركيه |
3319-4ع
نصير عصار دبيركل سازمان پيمان مركزي (سنتو) |
2269-11ع
نمايندگان پنج كشور عضو پيمان سنتو در حاشيه برگزاري بيستمين اجلاسيه كميته نظامي در واشنگتن از چپ: ژنرال اختر حسين ملك (نماينده پاكستان)، سپهبد امين آلپ كايا (نماينده تركيه)، ارتشبد بهرام آريانا (نماينده ايران)، ارتشبد ايرل ويلر (رئيس جلسه)، مارشان چارلز الورثي (نماينده انگلستان) و ارتشبد تئودور كانوي (نماينده آمريكا) |
2272-11ع
نمايندگان ايران و تركيه در بيستمين اجلاسيه كميته نظامي پيمان سنتو در واشنگتن، هنگام ملاقات با ريچارد نيكسون رئيس جمهور آمريكا از چپ : ريچارد نيكسون، بهرام آريانا و سپهبد امين آلپ كايا |
2412-288م
مصاحبه مشترك عباسعلي خلعتبري وزير امور خارجه و نصير عصار دبيركل پيمان سنتو با خبرنگاران داخلي و خارجي 1. نصير عصار 2. عباسعلي خلعتبري |
999-115ز
اردشير زاهدي وزير امور خارجه در يكي از جلسات سازمان پيمان مركزي (سنتو) 1- فريدون موثقي 2- اردشير زاهدي |
2757-115ز
ملاقات وزراي امور خارجه كشورهاي عضو پيمان سنتو با محمدرضا پهلوي از راست: اردشير زاهدي، وزير امور خارجه پاكستان، محمدرضا پهلوي، احسان صبري وزير امور خارجه تركيه و نمايندگان آمريكا و انگلستان |
-6229ع
ملاقات نمايندگان نظامي كشورهاي عضو پيمان سنتو با ارتشبد غلامرضا ازهاري رئيس ستاد ارتش ايران از راست: 2. نصير عصار (دبيركل پيمان سنتو) 3. غلامرضا ازهاري 5. سپهبد منصور افخم ابراهيمي (11/9/1973) |
844-124ط
محمدرضا پهلوي در ميان اعضاي هيئت تركيهاي شركت كننده در نشست پيمان سنتو در تهران 1.سليمان دميرل (نخستوزير تركيه) 2. عباسعلي خلعتبري 3. جمشيد قريب 4. هرمز قريب 5. محمدرضا پهلوي 6. رئيس جمهور تركيه |
2752-115ز
سخنراني اميرعباس هويدا نخستوزير در اجلاسيه وزراي امور خارجه كشورهاي عضو سازمان پيمان سران منطقهاي (RCD) 1.اميرعباس هويدا 2. وزير امور خارجه پاكستان 3. اردشير زاهدي 4. احسان صبري (وزير امور خارجه تركيه) |