گذشت

تجارتخانه من: "گذشت" یا "سرمایه گذاری"؟


حتما همه ما بارها درباره افراد بسیاری و در موارد گوناگون "گذشت" کرده ایم.


درباره برادرم، خواهرم، دوستم یا کشورم ...


ولی همه آنها "م" آخر دارند!. یعنی چون برای من هستند و برای حفظ روابطم با آنها در آینده، یا بهره برداری از قدرت یا کمک و پشنیبانی آنها، "سرمایه گذاری" می کنم.


حتی اگر برای خدا هم باشد. برای ترس از عقاب یا طمع در سود و پاداش آخرت "سرمایه گذاری" می کنیم و یا روی مدال انسانیت یا بندگی.


پس چرا باید منت آنرا سر دیگران بگذاریم؟! و مرتب به رخ بکشیم یا ادعای طلبکاری کنیم!


"گذشت" کردن پدر یا مادر در مورد فرزند، انتخاب بین سرافکندگی در آینده و لذت افتخار به فرزندشان است که پیرو آن از مضار یا سود آن بهره مند خواهند شد.


همچنین رئیس یا قدرتمند در مقابل مرئوس یا ضعیف و ...


زندگی انسان یک "تجارتخانه خرید و فروش" است. خریدن آبرو، خریدن لبخند، خریدن آرامش دیگران و فروش آن به مبلغ گزاف افتخار، پاداش الهی و رضایت خالق و معبود.


پس "من" هر چه بیشتر بخر"م" و بفروش"م"، تاجر موفق تری خواه"م" بود.