راسخون

یه تخته و یه گچ.....

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

نعره ی هیچ شیری خانه ی چوبی را خراب نمی کند؛

من از سکوت موریانه ها می ترسم ...!

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

 

اگر شما منتظر یک لحظه ی نابی باشید که همه چیز عالی و بر وفق مراد باشد ، چنین لحظه ای هرگز فرا نخواهد رسید. کوهستانها فتح نخواهند شد ، مسابقات برنده نخواهد داشت و شادمانی هیچگاه بدست نخواهد آمد.

- موریس شوالیه

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

بخـنــد

    هــرچـنــد

           غـمـگینــی

   بـبخــش

       هــرچـنـد

              مـسکینـــی

 فـرامـوش کــن

         هــرچـنــد

                دلــگیــــری

                 

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت   ...

 بخنـــد

     ببخــش

         و فرامـوش کـــن

  هــرچـنــد میدانم ...

  آســـان نــیســـت.

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

ای یار سفر کرده

بگو چه چاره کنیم که در این روزهای سرد،

ما را به یک نگاه مهربان و یک لبخند مهمان کنی ...

 

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

قوانین طلایی موفقیت



بسیاری این راه را پیموده اند شما  هم بپیمایید ضرر نمی کنید !
 

قانون1



 بیائید ذهنمان را پر از فکر آرامش، شجاعت، سلامتی و امید کنیم زیرا زندگی ما همان چیزی است که ذهنمان می سازد.
 

قانون 2



بیائید حتی با دشمنان حتیٌ الامکان درگیر نشویم ، زیرا این کار بیشتر از آن که آنها را آزرده خاطر کند، از ما نیرو می گیرد.بیائید حتی یک دقیقه را هم صرف فکر درباره کسانی که دوست نداریم نکنیم.
 

قانون 3



الف- به جای نگرانی درباره ناسپاسی،انتظار ناسپاسی داشته باشیم. یادمان باشد که حضرت مسیح فقط در یک روز ده آدم جذامی را شفا داد وفقط یک نفر از او تشکر کرد.

ب- یادمان باشد که تنها راه دست یافتن به خوشحالی وسعادت، انتظار تشکر از دیگران نیست، بلکه بخشش را باید به خاطر شادی بخشش دوست داشت.

د- یادمان باشد که سپاسگذاری را باید همچون بذری کاشت بنابراین اگردوست داریم، فرزندانمان آدمهای شکرگذاری بار بیایند، باید این صفت را به آنها بیاموزیم.
 

قانون4



همیشه چیزهایی را که باید شکرشان را به جا بیاورید بشمارید، نه مشکلاتتان را.
 

قانون 5



از دیگران تقلید نکنیم. خودمان را بشناسیم وخودمان باشیم زیرا حسادت یعنی جهل و تقلید یعنی خودکشی.
 

قانون 6



وقتی تقدیر به دستمان یک لیمو ترش میدهد، از آن شربت درست کنیم.
 

قانون 7



با اندکی شاد کردن دیگران، اندوه خود را از یاد ببریم. وقتی به دیگران نیکی می کنید به خود نیکی کرده اید.
 

- دیل کارنگی

 

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

هرگز چیزی که باعث لبخند تو میشود را فراموش نکن ...

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، دیگر
 
نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد
 
ماند!

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

با پول نمیشه خوشحالی خرید ولی میشه باهاش مقداری شیرینی خوشمزه خرید که، اونها تقریبن همون کار رو انجام میدن !!!

mansfa کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1216
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

دل به دریا بستن هنر نیست

حرمت قطره را نگه داشتن هنر بزرگی است.

fateme74 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3243
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

دلم لک زده واسه اینجا...واسه برگریزان امیدم!

جائی که گوشه گوشش لحظه های ناب تنهاییم رو به تصویر میکشه

جائی خط به خطش ،یک دنیا خاطراتم رو به دوش کشیده

دلم لک زده واسه نوشتن....واسه رقص قلم غریبم تو دل این برگریزان امید

مشغله های روزگار تازه و دغدغه های زیر یک سقف شدن.......چقدر دورم کرده از تنها کلبه تنهاییم!

بر می گردم..........برمی گردم.......خیلی زود

fateme74 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3243
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

گردبادی از واژه ها در سرم چرخ می خورد، یاخته های مغزم بی محابا به هم می کوبند.

 باران کلمات که باریدن بگیرد آرام می شوم.

تنها صدای کلاغی گرسنه ذهنم را به سمت خود می کشد، لاجوردی آسمان هم بغض کرده

گویی او هم دل باریدن دارد.

کوچه خالی از قدمی که روان گونه اش گردد.

شاخه ها چقدر سرد و ساکتند. حتی خاک باغچه هم می خواهد حرف بزند، اما رمقی برایش نمانده

وقتی پلک پنجره ای بالا نرفته است....

وقتی نسیمی از مهر، شمشادهای کوچه را به رقص نمی آورد و مضمون تازه ای زخمه بر تارهای باد نمی زند....

دیگر چرا بگویم؟........ همان سکوت آرام بخش تر است...

و چه بی صدا دلهای خسته و ناشکیب را تسلی می بخشد!...

شاید این نگفتن به نفع آسمان باشد؟.... نمی دانم....

باید صبر کرد. این را از نجوای همان کلاغ پیر فهمیدم . واژه های شعرم را برایش می ریزم تا گرسنه نماند.

راز این سوز همین است!!... باید صبر کرد و سکوت...

mohammadhoseinshokri کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 561
|
تاریخ عضویت : دی 1390 

fateme74 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 3243
|
تاریخ عضویت : تیر 1392 

با توام ای دشت بی پایان سوار ما چه شد
یکه تاز جاده های انتظار ما چه شد؟
آشنای" لا فتی الا علی" اینجا کجاست؟
صاحب" لا سیف الا ذوالفقار "ما چه شد؟
چهارده قرن است، چهل منزل عطش پیموده ایم
التیام زخم های بی شمار ما چه شد؟
چشم یوسف انتظاران را کسی بینا نکرد
روشنای دیده امیدوار ما چه شد؟
ذوالجناحا! عصر ما چون عصر عاشورا مباد
دشت را گشتی بزن، بنگر سوار ما چه شد؟
باز ای"موعود" بی تو جمعه ای دیگر گذشت
کُشت مارا بی قراری! پس قرار ما چه شد؟
می نشینیم تا ظهور سرخ مردی سبز پوش
آن زمان دیگر نمی پرسیم بهار ما چه شد؟

joojoosandy کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 112
|
تاریخ عضویت : فروردین 1393 

خدایا صبرم تموم شده پول پول پول