ضمایر:

من = مو

تو = تو

او = او

ما = ما

شما = شما

آن‌ها = اونا

=========

برخی از افعال به شکل دیگری تبدیل می‌شوند٬ به عنوان نمونه «شدن» به «رفتن» تبدیل می‌شود٬ مثال: امشب چه زیبا شدی = امشب چه زیبا رفتی.

* البته شیوه تلفظ این فعل نیز متفاوت است٬ رَفتن ( با فتح ر )= رِفتن ( با کسر ر)

=========

«را» ی مفعولی به «ره» تبدیل می‌شود٬ مثال: هیچ کسی مثل من تو را دوست ندارد = هیچ کسی مثل مو تو ره دوست ندِره.

=========

احوال پرسی:

سلام = سلام (selam)

خوب هستید؟ = خوبن؟ (khooben)

حالتان خوب است؟ = حالتان خوبه؟ (haltan khoobe)

چکار می‌کنید؟ = چه کار مکنن؟ (che kar mokonen)

خوش می‌گذرد؟ = خوش مگذره؟ (khosh megzare)

=========

کلمات مشهدی

برخی کلمات و اصطلاحات مشهدی، به همراه معنی آن‌ها را در زیر مشاهده می‌کنید.

سَرکُن = تراش

لِمَشت = کثیف

خسور= پدر زن (پدر شوهر)

خوش = مادر زن (مادر شوهر)

اَلِفش = چسبناکی در اثر شیرینی

خِفتی = گردن‌بند

چوری = النگو

سِله به چُخت دِلنگونه = سبد به سقف آویزان است

چُوله غِزَک = مترسک داخل جالیز

توشله = تیله

چُخت = سقف

فَلَکه = میدان

میلان = کوچه

چُغُک = گنجشک

کاغذباد = بادبادک

یَره، یره‌گِه = یارو

ناسوس = تلمبه‌یِ دوچرخه

کُلاج = کسی که چشمش چپ است

مکُش مرگِ ما = اعیانی

کِلپسه = مارمولک

جُل جُل = تکان خوردن خفیف

مِس مِس = معطل کردن

سُرسُر = یواشکی (مخفی) حرف زدن

کُخ نریز = اذیت نکن

کله وَنگ = درگیر شدن

اُوشتولی = مال مفت٬ مجانی

ناخون جِله = نیشگون

بزنقره = جوجه تیغی

نارنجک = نان خامه‌ای

دُری = بشقاب

اِشکاف = کمد

یاد داشتن = بلد بودن

زِنج = چسبناک

لتِّه = تکه پارچه کهنه

لاخ (مو) = تار (مو)

لوخ = حصیر ( نی‌هایی که در بافت نوعی پرده حصیری به کار می‌روند)

خُردو = کوچک

شِرشِره = کاغذکشی

کچه سگ = توله سگ

چینگ = منقار

لوش = لجن

مورچه گازی = مورچه بیابونی

ناشور = نشسته

طاس = کاسه

دِلَنگون = آویزون

اُه یَره = آهای آقا!

پِندِری = گمان می‌کنی

همسِده = همسایه

پوز = دهان

خُسبیده = خوابیده

کَغ = میوه نارس

وَخِه = پاشو (بلندشو)

زلفی = گیره در

شور دادن (شله‌ها ر شور بده) = هم زدن (شله‌ها را هم بزن)

غوطّه خوردن = شنا کردن