راسخون

سند جهنم

pooryasobhani کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 49
|
تاریخ عضویت : دی 1392 

در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می‌کردند.

فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می‌برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد...

به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:قیمت جهنم چقدره؟
کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!
مرد دانا گفت: بله جهنم. 
کشیش بدون هیچ فکری گفت: ۳ سکه 

مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.
کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد.

مرد به میدان شهر رفت و فریاد زد: من تمام جهنم رو خریدم این هم سند آن است. دیگر لازم نیست
بهشت را بخرید چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمی‌دهم...!
آن مرد مارتین لوتر بود

taha197 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 126
|
تاریخ عضویت : دی 1392 

ما ز یاران چشم یاری داشتیم 

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم