باقر العلوم
آموزش اسم اعظم
از حضرت امام باقر (ع ) آمده است كه
:
اسم اعظم خدا، هفتاد و سه حرف است . كه هفتاد و دو حرف را به محمد (ص)
آموخته و يك حرف از آن را پنهان داشته است
اسم اعظم خدا
امام باقر عليه السلام نقل كرده است : اسم اعظم خدا هفتاد
و سه حرف است ، كه يم حرف آن نزد آصف بن برخيا، وزير حضرت سليمان بود؛ آن را به
زبان آورد و زمين ميان او و تخت بلقيس به هم رسيد؛ تا اين كه با دست خود تخت را
برداشت و زمين به حالت اول بازگشت . اين كار از يك چشم بر هم زدن هم سريع تر بود
.
هفتاد و دو حرف از اسم اعظم نزد ما موجود است و يك حرف آن نزد خداست كه آن را در
غيبش نگاه داشته است
.
امام محمد باقر (ع ) در مقام رضا
آورده اند كه
:
جابر بن عبدالله
انصارى كه يكى از اكابر صحابه بود، در آخر به ضعف پيرى و عجز مبتلا شده بود، محمد
بن على بن الحسين عليه السلام ، المعروف بالباقر به عيادت او رفت و او را از حال او
سوال فرمود، گفت : در حالتى ام كه پيرى از جوانى و بيمارى از تندرستى و مرگ از
زندگانى دوست تر دارم
.
محمد گفت كه
:
من با وى چنانم كه
اگر مرا پيرى دوست تر دارم و اگر جوان دارد، جوانى دوست تر دارم و اگر بيمار دارد،
بيمارى و اگر تندرست دارد، تندرستى و اگر مرگ دهد، مرگ و اگر زندگانى زندگانى ، را
دوست تر مى دارم
.
جابر چون اين سخن را شنيد، به روى محمد عليه السلام
بوسه داد و گفت : صدق رسول الله صلى الله عليه وآله كه مرا گفت مه يكى از فرزندان
مرا ببينى همنام من و هو يبقر العلم بقرا كما يبقر الثور الارض و به اين سبب او را
باقر علوم الاولين و الاخرين گفتند
.
و از معرفت اين مراتب معلوم شود كه جابر در
مرتبه اهل صبر بوده است و محمد عليه السلام در مرتبه رضا
.
اوصاف باقر آل محمد (ع
(
ابن الحجر در الصواعق المحرقه مى
گويد
:
ابو جعفر، محمد باقر، او را باقر خواندند، چون باقر
از بقر الارض است به معناى شكافتن زمين و آشكار ساختن پوشيدگيهاى و مكامن آن . از
اين رو، او چنان گنج هاى مخفى معارف و حقايق احكام و لطايف را ظاهر ساخت كه بر كسى
جز آن كه چشم بصيرتش كود است و يا باطن و نهادش فاسد، پوشيده نماند. از اين جهت است
كه گفته اند: آن بزرگوار، شكافنده و جامع علم است و صفاى قلبش ، او را رفعت داده و
علم و عملش را پاك ساخته و نفسش را طهارت و خلقتش را شرافت بخشيده و عمرش را در
طاعت خدا سپرى كرده است . او به مقاماتى عرفانى واصل بود كه زبان وصف كنندگان از
وصفش عاجزند و او را كلماتى است بسيار، در سلوك و معارف كه در اين مختصر نمى
گنجد
.
اهميت شير مادر
باقر علوم النبيين عليه السلام فرمود
:
به فرزندت ، از شير زنان نيكو و زيبا بنوشان و از نوشاندن شير زنان
زشت بپرهيز؛ زيرا شير، گاهى ويژگيهاى شيرده را سرايت مى دهد
.
و هم او
فرمود
:
عليكم بالوضاء من الظئوره ، فان اللبن يعدى
.
ترجمه
:
بر شما لازم است دايه هاى خوبروى براى
فرزندانتان برگزينيد؛ زيرا شير سرايت مى دهد
اى ابا نعمان ! فريبت ندهند
ابو نعمان گويد
:
شنيدم كه ابو جعفر عليه
السلام فرمود
:
اى ابا نعمان ! مردم تو را فريب ندهند و از نفست
غافل نكنند؛ هر چه به تو رسد، همراه تو خواهد بود نه همراه آنان . روزت را به
بيهودگى سپرى مكن ؛ چه همراه تو كسانى هستند كه عمل تو را ثبت مى نمايند. پس
نيكوكارى كن كه هيچ چيزى را به جستجو و طلب نمى بينم كه از عمل نيك ، كه گناه پيش
را از ميان مى برد، بهتر باشد
.
بسم الله در حمد
در كافى از يحيى بن ابى عمير هذلى نقل شده كه گويد: در
نامه اى به امام باقر عليه السلام نوشتم : فدايت گردم ! چه مى فرمايى در مورد شخصى
كه در نمازش فقط به قصد سوره حمد
بسم الله الرحمن الرحيم
را در ابتدا خوانده و وقتى حمد تمام شد و سوره ديگر را شروع كرده ، بسم الله
را نخوانده است و عياشى گفته اشكالى ندارد
.
حضرت به خط مبارك خود مرقوم
فرمود
:
براى به خاك مالين بينى او و ناپسند داشتن او - يعنى
عياشى - آن نماز را دوباره اعاده كند
.
تعليم وضو
از قيس بن ربيع روايت شده است : ابو اسحاق سبيعى را دوباره مسح
از روى كفش پرسيدم ، كه آيا جايز است يا نه ؟
او پاسخ داد: من ديده بودم كه مردم
از روى كفش مسح مى كنند؛ تا آن كه مردى از بنى هاشم را ديدم كه تا آن زمان كسى چون
او را نديده بودم و او محمد بن على بن الحسين عليه السلام بود، مساءله را از او
پرسيدم ، ايشان مرا از اين كار نهى فرمود و گفت
:
اميرالمؤمنين
عليه السلام ، چنين مسح نمى كرد
.
و فرمود
:
مسح بر
كفش جايز نيست
!
وقتى اين را از ابو اسحاق شنيدم ، ديگر هيچ گاه از روى
كفش ، پاى را مسح نكردم
.
تفسير
قل هو الله احد
مرحوم صدوق در كتاب
توحيد در تفسير
قل هو الله احد
از امام باقر عليه
السلام نقل مى كند كه فرمود
:
قل ، يعنى آنچه را كه با اين حرف
به او وحى كرديم و خبر داديم ، ظاهر ساز! تا كسى كه در او اطاعت و شنوايى است و
گواه بر توست ، با آن هدايت شود
.
هو، اسم كنايه اى است ؛ كه بر غايب
اشاره دارد. ها، تنبيه است بر معنايى ثابت ، و واو، اشاره به آن چيزى است كه ، غايب
از حواس است . چنان كه هذا، اشاره به آن چيزى است كه نزد حواس حاضر است . كفار به
بتهاى شان به هذا كه براى حاضر است اشاره مى كرده و مى گفته اند
:
اين ها (هذه
)
خدايان محسوس و قابل درك با چشم ما هستند؛ تو نيز اى محمد! به خداى خود كه مردم را
به او مى خوانى ، اشاره كن ! تا او ببينيم و درك كنيم و خدايى را جز او به خدايى
نگيريم
.
پس در اين هنگام ، خداوند متعال سوره
قل هو الله
احد
را نازل كرد
.
لذا ها، براى تثبيت ثابت ، و واو اشاره است به كسى كه
از ديدگان و حواس غايب است ؛ چه خداوند بالاتر از اين است ؛ چون او مدرك ابصار و
مبداء حواس است
.
توصيف بهشت
امام باقر عليه السلام روايت شده است كه فرمود
:
احسنوا الظن بالله ، واعلموا ان للجنه ثمانيه ابواب عرض كل باب منها
مسير اربعهماه سنه
؛ گمان خود را به خداى ، نيكو نماييد و بدانيد كه بهشت
هشت در دارد، پهناى هر درى چهارصد سال راه است
.
توصيف درخت نيكوى نبوى
در مجمع البحرين از امام باقر عليه السلام نقل
كرده كه آن حضرت فرمود
:
الشجره الطيبه رسول الله و فرعها على و
عنصر الشجره فاطمه ، و ثمرتها اولادها و اغسانها و اوراقها شيعتها
يعنى
:
درخت نيكو، رسول خدا و تنه آن على و عنصر درخت ، فاطمه و ميوه
اش ، اولاد فاطمه و شاخه ها و برگ هاى آن پيروان فاطمه اند
ثبات حكمت در دل
ثقه الاسلام كلينى - رضوان الله تعالى عليه - در جامع
كافى از ابى جعفر امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه
:
ما اخلص عبدالايمان بالله اربعين يوما او قال ما اجمل عبد ذكر الله
اربعين يوما الا زهده الله فى الدنيا و بصره دائها و دوائها و اثبت الحكمه فى قلبه
وانطق بها لسانه
.
يعنى امام عليه السلام فرمود
:
هيچ
بنده اى ذكر خدا را در چهل روز نيكو نگردانيده است ، مگر اين كه خداوند وى را از
دنيا بيزارى دهد و به درد و دوايش بينايى ؛ و حكمت را در دلش ثابت گرداند و زبانش
را بدان ناطق
.
جاودانگى معروف
امام باقر عليه السلام فرمود
:
خداوند عز و جل ربا را حرام فرمود تا معروف از ميان نرود
.
جايگاه توبه نادان
در كتاب شريف اصول كافى ، زراره از امام باقر عليه
السلام نقل مى كند كه فرمود
:
چون بدين جا رسد - و اشاره به
گلوى خود فرمود - عالم را توبه نباشد، و نادان را توبه هست
.