راسخون

پاتوق شاعران راسخونی

loga13th کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 526
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

سلام به همه این پستو میخوام بذارم که انشالله بچه ها شعرای خودشونو توش بذارن و بقیه فیض ببرن که چه کاربرای فرهیخته ای داریم ما

اولم خودم شروع میکنم

loga13th کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 526
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

نشانی از نشانی نیست 

عجب سرد است،فغانی نیست

دلم شبگیر و تاریک است،در این دنیا زمانی نیست

رهم رویت

نگاهم بر زمین،جایی که پایت آسمانی نیست

نمازم را سبک خواندم،از آن دنیا امانی نیست

گرت یاری کنی آتش بر این آدم نشانی نیست

loga13th کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 526
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

خبری در راه است

شور و شین وسفری بر پا است

به کجا رو کردی؟که چراغ دل و جانت شود آنک روشن

سفری در راه است

از درون تا بیرون

دل من پاک شود،چه مبارک گردد

و سراغ از د ل غم دیده مردم گیرد

نفری در راه است

که اگر آید و لاصیف به دستش گیرد،همه را خوب کند

ذکر تکبیر اذان می آید

باید اینک همه برپا گردند

تا که زوتر آید

آنکه دردانه زهرا باشد

او که آید همه جا غوغا است

چشم غم دیده مظلوم پر از شیدا است

نظری در کار است

و سراغ از شب مردان حقایق دارد 

و چقدر شیرین است

صبح امید چقدر نزدیک است

loga13th کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 526
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

حذر کن ازاین عشق کابوس شو

حذر کن از این راه در نیست شو

حذر کن زغوغای بازندگی

از آتش ، از اوضاع شرمندگی

از این بدترین خواب بیدار شو

اگه بسته پایی سر آزاد شو

اگه واسه امروز دو پایت شکست

به از روز فردا که ناگه برفت

 برفت جان و ایمان و هم عافیت

بسوزد جهانت در آن عاقبت

تو زیبا ترین برگ بازنده شو 

بباز و نباز عاقبت،کنده شو

بکن ریشه از خاک مرداب شور

بپی راه عشاق جوینده نور

زکابوس مطلق تو بیدار شو

نگاه کن به بالا،سبک بال شو

بکن باز زنجیر از دست و پا

بشو چون پرستوی عاشق رها

سراب ار چه از دور دیدن خوش است

ولی چون رسی بر سرت آتش است

حذر کردن امروز باشد زهی

به غوغای فردا تو گردن نهی