راسخون

شعر

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

یادم آید:تو بمن گفتی:

((از این عشق حذر کن!

لحظه ای چند بر این آب نظر کم

آب,ائینهء عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا,که دلت باد گران است!

تا فراموش کنی,چندی از این شهر سفر کن!))

با تو گفتم:

((حذر ار عشق؟

ندانم

سفر از پیش تو؟

هرگز نتوانم...))

 

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

يدانم پس از مرگم چه خواهد شدنميخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساختولي بسيار مشتاقمکه از خاک گلويم سوتکي سازدگلويم سوتکي باشدبدست کودکي گستاخ و بازيگوشو اويکريز و پي در پيدم خويش را بر گلويم سخت بفشاردو خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازدبدين سان بشکند در منسکوت مرگبارم را

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 
روزی که تو از جدا شم
روز مرگ خنده هامه
روز تنهایی دستام
فصل سرد گریه هامه
توی اون کوچه غمگین جای پاهای تو مونده
هنوزم اون بید مجنون عکس قلبت و پوشونده
بعد تو گریه رفیقم
غم تو داده فریبم
حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم    توی این شهر غریبم
تو با خوشحالی و امید     من و تنهایی و حسرت
تو تو باغ پر از گل من یکی ای تو   شهر غربت
روح من همسفر غم توی شهر غصه پوسید
قلب من همراه قلبت پاک و غمگینانه کوچید
بعد تو گریه رفیقم
غم تو داده فریبم
حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم    توی این شهر غریبم
روزی که از تو جدا شم
روز مرگ خنده هامه
روز تنهایی دستام
فصل سرد گریه هامه
توی اون کوچه غمگین جای پاهای تو مونده
هنوزم اون بید مجنون عکس قلبت و پوشونده
بعد تو گریه رفیقم
غم تو داده فریبم
حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم    توی این شهر غریبم
تو با خوشحالی و امید     من و تنهایی و حسرت
تو تو باغ پر از گل من یکی ای تو   شهر غربت
روح من همسفر غم توی شهر غصه پوسید
قلب من همراه قلبت پاک و غمگینانه کوچید
بعد تو گریه رفیقم
غم تو داده فریبم
حالا من تنها و خسته توی این شهر غریبم    توی این شهر غریبم
mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

شب آغاز هجرت تو ، شب در خود شکستنم بودم
شب بی رحم رفتن تو ، شب از پا نشستنم بود
شب بی تو شب بی من ، شب دل مرده های تنها بود
شب رفتن شب مردن ،‌شب دل کندن من از ما بود
واسه جشن دلتنگی ما ، گل گريه سبد سبد بود
با طلوع عشق من و تو ، هم زمين هم ستاره بد بود
از هجرت تو شکنجه ديدم ، کوچ تو اوج رياضتم بود
چه مومنانه از خود گذشتم ،‌کوچ من از من نهايتم بود
به دادم برس به دادم برس تو ای ناجی تبار من
به دادم برس به دادم برس تو ای قلب سوگوار من
سهم من جز شکستن من ، توهجوم شب زمين نيست
با پر و بال خاکی من ،‌شوق پرواز آخری نيست
بی تو بايد دوباره برگشت به شب بی پناهی
سنگر وحشت من از من ، مرحم زخم پير من کو ؟
واسه پيدا شدن تو آينه جاده سبز گم شدن کو؟
بی تو بايد دوباره گم شد تو غبار تباهی
با من نياز خاک زمين بود ، تو پل به فتح ستاره بستی
اگر شکستم از تو شکستم اگر شکستی از خود شکستی
به دادم برس به دادم برس تو ای ناجی تبار من
به دادم برس به دادم برس تو ای قلب سوگوار من
شب بی تو شب بی من ، شب دل مرده های تنها بود
شب رفتن شب مردن ،‌شب دل کندن من از ما بود

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

نان را از من بگیر،اگر می خواهی،

هوا را از من بگیر،اما

خنده ات را نه.

...

عشق من، خنده ی تو

در تاریک ترین لحظه ها می شکفد

و اگر دیدی ، به ناگاه

خون من بر سنگفرش خیابان جاری است،

بخند، زیرا خنده ی تو

برای دستان من

شمشیری است آخته.

...

بخند برشب

برروز،برماه،

بخند بر پیچاپیچ ِ

خیابان های جزیره،بر این پسر بچه ی کمرو

که دوستت دارد،

اما آنگاه که چشم می گشایم و می بندم،

آنگاه که پاهایم می روند و باز میگردند،

نان را ،هوا را،

روشنی را ، بهار را،

از من بگیر

اما خنده ات را هرگز

تا چشم از دنیا نبندم.

 

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

آیا فردا را خواهم دید ؟

تا غروب راهی نيست...

دلتنگم ، باید ساعتی بروم .

جمله ای بايد بگويم و شايد بايد کمی ببارم !

نميدانم امروز ، چرا کوچه ها کج شده اند رو به پايان زمان !

يکی از من پرسيد :

تا سلام فردا چند ساعت راه است ؟!

نميد ا نم...

آيا فردا را خواهم ديد ؟

و در فردا تو را... ؟!

نميدانم ....

 

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

بگذار که در حسرت ديدار بميرم... در حسرت ديدار" تو" بگذار بميرم...دشوار بود مردن و

روی تو نديدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم... بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ...

دروحشت و انده شب تار بميرم... بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب.... دربستر اشک افتم

و ناچار بميرم... ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست... تا از غم عشق تو دگر بار بميرم...

تا بوده ام ای دوست وفادار تو هستم.....بگذار اگر میمیرم هم نیز وفادار "تو" باشم.............

 

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

دلم برات تنگ شده جونم،

میخوام ببینمت نمیتونم،

بین ما دیوارای سنگی،

فاصله یک عمر میدونم،

بغض ترانمو شکستم،

میخوام بگم عاشقت هستم،

تو عین نا باوری یک شب،

خالی گذاشتی هر دو دستم،

تو بودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه من،

تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهای بسته ی من،

نیمه شب،   از خوابم پا میشم،   نیستی پیشم،   باز دیوونه میشم،   دوریه تو،

تیشه زد به ریشه ام، نیستی پیشم،

بی صدا،   از من خالی میشم،   همصدا،   با بیداری میشم،   گونه هام،

خیس از شبنم غم،  نیستی پیشم،

تو بودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه من،

تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهای بسته ی من

 

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

عشق کدوم غریبه، یهو به جونت افتاد،

چی شد که خیلی ساده، عشقمو بردی از یاد؟

قلبمو بی تفاوت، ول کردی زیر بارون،

گول نگاتو خردم یاکه فریب حرفات؟

آهای خبر نداری، دلم داره میمیره؟

همدم بی کسیهات، تو بی کسی اسیره،

بهش بگین هنوزم، جاش خالیه تو جونم،(خونم)

بگین هنوز داد میزنم، برگرد دردت به حونم،بیا بلات به جونم؛

 

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

در جان عشقه من شوقه جدا شدن نيست

قفس را ميل رها شدن نيست

من با تمام جانم پر بسته واسيرم

بايد كه باتو باشم در پاي تو بميرم

عهدي كه با تو بستم هرگز شكستني نيست

اين رشته تا دمه مرگ هرگز گسستني نيست

 

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

تو نمی دونستی میمیرم بی تو، بدون چشات،

رفتی از برم، تو نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات،

آرزوم که می دونستی، که من میمیرم برات،

عاشقم مکن، نمیخواستی بمونی و بسوزی به ساز دلم،

گفتی من میرم ، نمیخواستی بری تا فرداها، یار خوشگلم،

برو راهی نیست تا فرداها، از آب و گلم،

سفرت بخیر، اگه میری از اینجا تک و تنها تا یه شهردور،

برو که رفتن، برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا دور،

سفرت بخیر،برو گر شکستی ز من میتونی دوباره بساز،

از دلی شکسته نا امید و خسته تو باز هم برون،

نمی خوام بیای، نمیخوام میون تاریکی های من،

تو حروم بشی، نمی خوام ازم،

نمی خوام مثل یک شمع بسوزی برام تا خاموش بشی،

برو تا بزرگی میخوامت که فقط آرزوم بشی، آرزوم بشی؛

 

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

قسم به حرمت شبهای دوستت دارم 
که پا نمی کشم از پای دوستت دارم
شکسته قایق خود را به پیش می رانم
بروی آبی دریای دوستت دارم
بیا که نام تو را عاشقانه بگذارم
کنار جملهء زیبای دوستت دارم

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خسته ام

یادت نمیاد اون همه قول و قرارهایی که با تو بستم

با این همه ظلم ، تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشستم

نشکن دلمو ، به خدا آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز

نگو بی خبری ، نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز

نگو بی خبری ، نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز

دیوونه نکن دلمو ، آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز

نگو بی خبری ، نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز

نگو بی خبری ، نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز...

 

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 
توي ساحل روي شن ها قايقي به گل نشسته                     يكي با چشمون گر يون گوشه اي تنها نشسته
نگاه بي اضطرابش به افق به بي نهايت                         ساكته اما تو قلبش داره يك دنيا شكايت
تو چشاش حلقه اشكه توي قلبش همه دنيا                      منتظر به راه ياره تا بياد امروز و فردا
باورش نميشه عشقو همه دنياش زير آبه                        تنها مونده توي ساحل زندگي براش عذابه