دنباله شعرروتوبگو
عمری گذشت و عشق تو از یاد من نرفت دل همزبانی از غم تو خوب تر نداشت
ای تو با روح من از روز ازل یارترین.............
ای تو با روح من از روز ازل یارترین............. کودک شعر مرا مهر تو غمخوارترین
تو را دارم ای گل جهان با من است .....
تو را دارم ای گل جهان با من است
تو تا با منی جان جان با من است
چشم غمگینش به رویم خیره ماند .........................
چشم غمگینش به رویم خیره ماند قطره قطره اشکش از مژگان چکید
سرگشته در کشاکش طوفان روزگار ؛ .................................
سرگشته در کشاکش طوفان روزگار گم کرده همچو آدم و حوا بهشت خویش.
دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را.....
دل میرود زدستم صاحبدلان خدا را *********دردا که راز پنهان خواهد شد آشکار
عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم .........................
| دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند | گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند |
هرچه کردم به ره عشق ، وفا بود وفا..................
هر چه کردم به ره عشق وفا بود، وفا وانچه دیدم به مکافات جفا بود ، جفا
در کجای این فضای تنگ بی آواز ..............
در کجای این فضای تنگ بی آواز من کبوترهای شعرم را دهم پرواز
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم......
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال توگشتم
یاد باد آن که زما وقت سفر یاد نکرد.......................
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
کردهام از کوی یار بیهده عزم سفر.................
کرده ام از کوی یار بیهده عزم سفر خار ملامت به پا خاک ندامت به سر
تو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دم
در کارگه کوزه گری رفتم دوش.....
در کارگه کوزه گری رفتم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
عشقت که به صد هزار جان ارزانی است..................................