خداوندا!!!!
خداوندا
از تمامي داده هايت چشمانم را
و از تمامي نداده هايت آگاهيم را
چشمانم را بگشا
و آگاهيم را فراخ گردان
مگذار با چشماني بسته و قلبي آكنده از ندانستن ،سر بر بالين نبودن بگذارم
روزي ام را با دادن حكمتت افزون تر گردان نه با تمكين نعمتت
زندگي ام را در آغوش زمان حيران مگردان ،
مرا از براي بودن خودت در قلبم و احساسم
زنده نگه دار
مگذار با تنها بودنم با تنهايي انس بگيرم
سياهي ها،درونم را از ريشه خشكانده اند
كوچكي ام، وجودم را در دنيايت به حقارت كشيده اند
هرچند كه آلوده به نكرده هايت هستم
و سرشار از عدم حضورت در دنيايي كه از برايم به ارمغان گذاشته اي
مگذار دل در گرو سياهي ها سرگردان اين دنيا و آن دنيايت شود
آرامش وجودت را بگذار دريابم
بگذار همگان دريابند
بگذار گناهكاران دريابند
تا از اين زمان به بعد دل را در گرو هرآنچه پاكي است ،مشغول سازند