تفسیر قرآن کریم
با عرض سلام و خسته نباشی
هدف از ایجاد این تاپیک تفسیر و ترجمه کوتاهی از ایات قرآن کریم می باشد
آيه شماره 50 از سوره مبارکه فصلت
متن آیه
وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ رَحْمَةً مِّنَّا مِن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هَذَا لِي وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّجِعْتُ إِلَى رَبِّي إِنَّ لِي عِندَهُ لَلْحُسْنَى فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِمَا عَمِلُوا وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ
ترجمه
و اگر بعد از سختىاى كه به انسان رسيده از طرف خود رحمتى به او بچشانيم حتماً مىگويد: «اين رحمت، حقّ من است» (و چنان مغرور مىشود كه مىگويد:) گمان نمىكنم قيامتى بر پا شود و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانده شوم حتماً براى من نزد او بهترين (منزلت) خواهد بود.» پس ما كسانى را كه كفر ورزيدند، حتماً به آن چه انجام دادهاند آگاه خواهيم كرد، و قطعاً از عذاب سخت به آنان خواهيم چشاند.
تفسیر
انسان منحرف كمظرفيّت و مغرور است و در اولين مرحله رسيدن به نعمت بد مستى مىكند. «لئن اذقناه رحمة... ليقولنّ هذا لى»
انسان، از خداوند طلبى ندارد و به هر نعمتى برسد از لطف اوست. «رحمةً منّا»
سرچشمهى رحمت از اوست «رحمة منّا» ولى سرچشمهى سختىها عملكرد و خصلتهاى خود انسان است. «ضراء مسّته» و نفرمود: «ضراءً منّا»
تلخ و شيرينى دنيا اندك است؛ در حدّ چشيدن و لمس كردن. «اذقنا - مسّته»
رفاه و نعمت، نشانهى لياقت و استحقاق و عاقبت به خيرى نيست. (قرآن در اين آيه از كسى كه خود را لايق مىداند انتقاد مىكند). «هذا لى»
در قيامت ابتدا جرم خلافكار به او فهمانده مىشود، سپس عذاب مىشود. «فلننبّئن... فلنذيقنّهم»
كسى كه پندار غلط خود را محكم و با قاطعيّت مىگويد، بايد پاسخ محكم و با قاطعيّت دريافت كند. پاسخِ «انّ لى عنده للحسنى» جملهى «فلننبّئن الّذين كفروا» و «فلنذيقنّهم من عذاب غليظ»
آيه شماره 43 از سوره مبارکه فصلت
متن ایه
مَا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٍ
ترجمه
اى پيامبر!) به تو گفته نمىشود جز آن چه به پيامبران قبل از تو نيز گفته شده، همانا پروردگار تو صاحب آمرزشى بزرگ و كيفرى دردناك است.
تفسیر
رهبران دينى بايد تحمّل ناسزاگويىهاى مخالفان را داشته باشند. «ما يقال لك الاّ قد قيل...»
راه توبه همواره باز است. «لذو مغفرة»
توجّه به رحمت و عقاب خداوند زمينهساز توبه انسان است. «لذو مغفرة و ذو عقاب»
هشدار و اميد بايد در كنار هم باشد. «ذو مغفرة... ذو عقاب»
رحمت خداوند بر غضبش پيشى دارد. (اول مغفرت مطرح شده بعد عقاب)
بخشش و تنبيه از شئون ربوبيّت است. «ان ربّك لذو مغفرة و ذو عقاب اليم»
آيه شماره 40 از سوره مبارکه فصلت
متن ایه
إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لَا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا أَفَمَن يُلْقَى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَم مَّن يَأْتِي آمِنًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
ترجمه
همانا كسانى كه در آيات ما به انحراف مىروند بر ما پوشيده نيستند، پس آيا كسى كه در آتش افكنده مىشود بهتر است يا كسى كه در روز قيامت در آرامش حاضر مىشود؟ شما هر چه مىخواهيد انجام دهيد، قطعاً خداوند به آن چه عمل مىكنيد، بينا است.
تفسیر
سنّت خداوند مهلت دادن است. با اين كه كار منحرفان بر خداوند پوشيده نيست ولى آنان را به حال خود رها كرده تا به انحراف خود ادامه دهند. «يلحدون... لا يخفون علينا»
منحرفان، به دوزخ پرتاب مىشوند. «يلقى فى النار»
بهشتيان در آرامش و شكوه به سوى بهشت مىآيند، ولى دوزخيان با اجبار به دوزخ پرتاب مىشوند. «يلقى فى النار - يأتى آمناً»
مهمترين هديهى الهى به مؤمنان، امنيّت است. «يأتى آمنا»
همه جا رها كردن و آزادى دادن به نفع انسان نيست. «اعملوا ما شئتم»
نظارت خداوند، بزرگترين تهديد براى منحرفان و مايهى دلدارى براى اهل ايمان است. در اين آيه دوبار به نظارت خداوند اشاره شده است. «لا يخفون علينا - انّه بما تعملون بصير»
آيه شماره 37 از سوره مبارکه فصلت
متن ایه
وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ
ترجمه
و از نشانههاى (قدرت) او شب و روز و خورشيد و ماه است، نه براى خورشيد سجده كنيد و نه براى ماه (بلكه) براى خداوندى كه آنها را آفريده سجده كنيد، اگر تنها او را مىپرستيد.
تفسیر
طبيعت بهترين كلاس خداشناسى است. «و من آياته الّيل و النّهار و...»
حتّى پر ثمرترين موجودات هستى قابل پرستش نيستند. «لا تسجدوا للشمس»
در تربيت افراد، ضمن اين كه از راههاى خطا جلوگيرى مىكنيد، راههاى صحيح را نيز با استدلال بيان كنيد. «لا تسجدوا للشمس... و اسجدوا للّه...»
اگر خورشيد با آن عظمت سزاوار پرستش نيست، تكليف اين بتهاى كوچك و بى اثر روشن است. «لا تسجدوا للشمس»
خالق هستى، سزاوار پرستش است. مخلوق نمىتواند معبود باشد. «خلقهنّ»
توحيد در خالقيّت، دليل توحيد در عبادت است. «خلقهنّ... ايّاه تعبدون»
آيه شماره 36 از سوره مبارکه فصلت
متن ایه
وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
ترجمه
و اگر انگيزه و وسوسهاى از طرف شيطان تو را تحريك كند (كه بدى را با بدى جواب دهيد) پس به خداوند پناه ببر كه او خود شنواى آگاه است.
تفسیر
برانگيختن حسّ انتقامجويى در انسان، از شگردهاى شيطانى است، ولى پاسخ دادن بدىها با نيكى، از سفارشات الهى است. «ادفع بالتى هى احسن... امّا ينزغنّك»
از وسوسهى شيطان، هيچ كس حتّى پيامبر در امان نيست. «و امّا ينزغنّك»
وسوسهى شيطان دائمى است. («ينزغنّك» فعل مضارع و رمز استمرار است).
هر عنصرى كه وسوسهگر باشد شيطانى است. «من الشيطان نزغ»
صبر نكنيد كه شيطان مسلط شود، با پيدا شدن كوچكترين وسوسه به خدا پناه ببريد. «من الشيطان نزغ»
داروى وسوسهى شيطان، پناهندگى به خدا و توبه است. «و امّا ينزغنّك فاستعذ باللّه»
استعاذه از ابزارهاى عصمت انبيا است. «فاستعذ...»
به كسى بايد پناه برد كه جامع همهى كمالات و شنوا و آگاه باشد. «فاستعذ باللّه» (كلمه «اللّه» به معناى ذات مقدّس است كه تمام كمالات را داشته باشد)
با اين كه خدا مىداند ولى ما بايد ضعف و پناهندگى خود را با زبان و دل اظهار كنيم. «فاستعذ... السميع العليم»
پناه خواستن از خداوند بى پاسخ نمىماند. «السميع العليم»
آيه شماره 34 از سوره مبارکه فصلت
متن ایه
وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ
ترجمه
و نيكى با بدى يكسان نيست؛ (بدى ديگران را) با شيوهى بهتر (كه نيكى است) دفع كن، كه اين هنگام آن كس كه ميان تو و او دشمنى است همچون دوست گرم مىشود (و عداوتش نسبت به تو تمام مىشود).
تفسیر
يكى از راههاى دعوت الى اللّه آن است كه تنش زدايى نماييم و بدى ديگران را با نيكى دفع كنيم. «و من احسن قولاً ممّن دعا الى اللّه... ادفع بالتى هى احسن»
فكر نكنيد مرور زمان مسايل را كهنه مىكند و همه چيز فراموش مىشود. (برخوردهاى مثبت و منفى هرگز يكسان نيست، و آثار آن در عمق روح افراد باقى مىماند. «لا تستوى الحسنة و لا السيّئة»
يك نمونهى عملى دعوت به سوى خدا (كه در آيهى قبل آمده بود) دفع بدىهاى مردم با برخوردهاى خوب است. «ادفع بالتى هى احسن»
در برخورد با مخالفان، اخلاق نيك كافى نيست، تهاجم اخلاقى لازم است «ادفع بالتى هى احسن» (دفع بدىهاى دشمن با روش نيكو كافى نيست، بلكه به نيكوترين روشها و برترين رفتارهاى اخلاقى نياز است).
از محبت خارها گل مىشود
از محبت سركهها مُل مىشود
كيمياى واقعى، آن نيست كه مس را طلا كند، بلكه برخوردى است كه دشمنى را به محّبت تبديل نمايد. «ادفع بالتى هى احسن» (روز فتح مكّه شعار بعضى از مسلمانان «انتقام، انتقام» بود ولى پيامبر اكرم فرمود: امروز روز انتقام نيست بلكه روز رحمت و مرحمت است).
سعهى صدر شرط توفيق در تبليغ است. «ادفع بالتى هى احسن -... كانّه ولىّ حميم»
توجّه به نتيجهى كار، انگيزهى انسان را بالا مىبرد. (اگر بدانيم كه نتيجهى برخورد خوب، تبديل دشمن به دوست است، انگيزهى اين كار در ما زياد مىشود. «ادفع بالتى هى احسن -... كانّه ولىّ حميم»
در رفتارهاى شايسته، اگر دشمن دوست نشود لااقل حيا و شرمندگى در او به وجود مىآيد و او را به رفتار دوستانه وادار مىكند. «كانّه ولىّ حميم»
آيه شماره 34 از سوره مبارکه فصلت
متن ایه
وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ
ترجمه
و نيكى با بدى يكسان نيست؛ (بدى ديگران را) با شيوهى بهتر (كه نيكى است) دفع كن، كه اين هنگام آن كس كه ميان تو و او دشمنى است همچون دوست گرم مىشود (و عداوتش نسبت به تو تمام مىشود).
تفسیر
يكى از راههاى دعوت الى اللّه آن است كه تنش زدايى نماييم و بدى ديگران را با نيكى دفع كنيم. «و من احسن قولاً ممّن دعا الى اللّه... ادفع بالتى هى احسن»
فكر نكنيد مرور زمان مسايل را كهنه مىكند و همه چيز فراموش مىشود. (برخوردهاى مثبت و منفى هرگز يكسان نيست، و آثار آن در عمق روح افراد باقى مىماند. «لا تستوى الحسنة و لا السيّئة»
يك نمونهى عملى دعوت به سوى خدا (كه در آيهى قبل آمده بود) دفع بدىهاى مردم با برخوردهاى خوب است. «ادفع بالتى هى احسن»
در برخورد با مخالفان، اخلاق نيك كافى نيست، تهاجم اخلاقى لازم است «ادفع بالتى هى احسن» (دفع بدىهاى دشمن با روش نيكو كافى نيست، بلكه به نيكوترين روشها و برترين رفتارهاى اخلاقى نياز است).
از محبت خارها گل مىشود
از محبت سركهها مُل مىشود
كيمياى واقعى، آن نيست كه مس را طلا كند، بلكه برخوردى است كه دشمنى را به محّبت تبديل نمايد. «ادفع بالتى هى احسن» (روز فتح مكّه شعار بعضى از مسلمانان «انتقام، انتقام» بود ولى پيامبر اكرم فرمود: امروز روز انتقام نيست بلكه روز رحمت و مرحمت است).
سعهى صدر شرط توفيق در تبليغ است. «ادفع بالتى هى احسن -... كانّه ولىّ حميم»
توجّه به نتيجهى كار، انگيزهى انسان را بالا مىبرد. (اگر بدانيم كه نتيجهى برخورد خوب، تبديل دشمن به دوست است، انگيزهى اين كار در ما زياد مىشود. «ادفع بالتى هى احسن -... كانّه ولىّ حميم»
در رفتارهاى شايسته، اگر دشمن دوست نشود لااقل حيا و شرمندگى در او به وجود مىآيد و او را به رفتار دوستانه وادار مىكند. «كانّه ولىّ حميم»
آيه شماره 30 از سوره مبارکه فصلت
متن ایه
إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ
ترجمه
همانا كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداست، پس (بر اين عقيده) مقاومت نمودند، فرشتگان بر آنان نازل مىشوند (و مىگويند:) نترسيد و غمگين مباشيد و بشارت باد بر شما به بهشتى كه پى در پى وعده داده مىشديد.
آن چه ايمان را بارور مىكند و به نتيجه مىرساند، مقاومت است وگرنه چه بسيار مؤمنانى كه بد عاقبت شدند. «قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقاموا»
تفسیر
استقامت، در كنار ايمان ارزش است وگرنه كفّار نيز بر باطل خود استقامت دارند. «قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقاموا»
خالق بودن خدا را بسيارى قبول دارند ولى در تدبير امور پاى ديگران را به ميان مىآورند؛ مهم آن است كه انسان در ربوبيّت خداوند مقاومت كند يعنى هيچ قانون و برنامهاى را از غير خدا نپذيرد. «ربّنا اللّه ثمّ استقاموا»
استقامتى ارزشمند است كه طولانى باشد. «ثمّ استقاموا» (كلمه «ثمّ» براى زمان و فاصلههاى دور است)
انسان در اثر ايمان و مقاومت، فرشتگان را به خود جلب مىكند. «تتنزّل عليهم الملائكة»
فرشتگان بر غير پيامبران نيز نازل مىشوند. «تتنزّل عليهم الملائكة»
بر مؤمنان مقاوم فرشتگان نازل مىشوند. «تتنزّل عليهم الملائكة» و بر گناهكاران، شياطين. «هل انبّئكم على من تنزل الشياطين تنزّل على كل افّاك اثيم»
مقاومتِ در راه حقّ، هم خوف از آينده را برطرف مىكند. «لا تخافوا» و هم حزن و اندوه نسبت به گذشته را. «لا تحزنوا»
بالاترين هديهى آسمانى كه فرشتگان براى مؤمنان مقاوم مىآورند، آرامش روحى و روانى است. «لا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا»
متن ایه
ترجمه
تفسیر
آيه شماره 25 از سوره مبارکه شوري
متن ایه
وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ
ترجمه
و اوست كه توبه را از بندگانش مىپذيرد و از گناهان در مىگذرد و هر چه را انجام مىدهيد مىداند.
تفسیر
پذيرش توبه گناهكاران و عفو آنان تنها در اختيار خداوند است. «و هو الّذى»
در اسلام بن بست وجود ندارد و راه بازگشت همواره باز است. «يقبل التوبة»
خداوند تمام گناهان را مىبخشد. «يعفوا عن السيّئات» (كلمه «سيّئات» جمع همراه الف و لام است يعنى همه گناهان)
خداوند با وعده عفو، منحرفان را به توبه تشويق مىكند. «يقبل التوبة... يعفوا عن السيّئات»
توبه بايد همراه تغيير در رفتار و گفتار باشد و گرنه نوعى تظاهر و رياكارى است كه خدا مىداند. «و يعلم ما تفعلون»
آيه شماره 33 از سوره مبارکه فصلت
متن ایه
وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ
ترجمه
و كيست خوش سخنتر از كسى كه (مردم را) به سوى خداوند دعوت كند و (خود نيز) عمل شايسته انجام دهد و بگويد: «من از مسلمانان هستم»؟
تفسیر
تبليغ دين، بهترين سخن است و بهترين سخنگوى هستى انبيا هستند. «و من احسن قولاً...»
بهترين سخن آن نيست كه علمىتر و خوش آهنگتر باشد بلكه آن است كه مردم را به خدا دعوت كند و با هدف باشد. «دعا الى اللّه»
سخنى ارزش دارد كه گويندهى آن اهل عمل باشد. «دعا الى اللّه و عمل صالحا» (گويندگان بى عمل به شدّت توبيخ مىشوند. «لم تقولون مالا تفعلون»، «اتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسكم»
دعوتى ارزش دارد كه علاوه بر عمل، نشاط تسليم و رضا را به همراه داشته باشد. «انّنى من المسلمين»
آيه شماره 60 از سوره مبارکه غافر
متن ایه
وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ
ترجمه
و پروردگارتان گفت: «مرا بخوانيد تا براى شما اجابت كنم. همانا كسانى كه از عبادت من سر باز زده و تكبّر مىورزند به زودى با سرافكندگى به جهنّم وارد مىشوند».
تفسیر
گفتگو با خداوند، كليد رشد و تربيت انسان است. «قال ربّكم اُدعونى»
ميان دعاى انسان و ربوبيّت خداوند، رابطهاى تنگاتنگ است. (اكثر دعاهاى قرآن همراه «ربّنا» آمده است). «ربّكم اُدعونى»
خداوند، از ما خواسته كه به درگاه او دعا كنيم. «قال ربّكم اُدعونى»
در دعا فقط خدا را بخوانيم، نه خدا و ديگران را در كنار هم. «اُدعونى»
خداوند نيازهاى ما را مىداند، ولى دستور دعا نشانهى آن است كه درخواست ما آثارى دارد. «ادعونى»
بين دعا و استجابت هيچ فاصلهاى نيست. «ادعونى استجب» (حتّى حرف «فاء» يا «ثمّ» نيامده است. اگر مىفرمود: «فاستجب» يعنى بعد از مدّت كمى مستجاب مىكنم و اگر مىفرمود: «ثم استجب» يعنى بعد از مدّت طولانى.)
در دعا و اجابت واسطهاى در كار نيست. «اُدعونى استجب»
استجابت دعا وعده الهى است. «اُدعونى استجب لكم»
اگر دعايى مستجاب نشد لابد به سود ما نبوده است، چون فرمود: «استجب لكم» آنچه را به نفع شما باشد مستجاب مىكنم.
دعا نكردن، نشانهى تكبّر است. «يستكبرون»
دعا، درمان تكبّر است. «يستكبرون عن عبادتى»
دعا، خود عبادت است. «يستكبرون عن عبادتى»
دعا عبادتى مخصوص و الهى است. «عبادتى»
مجازات خداوند عادلانه و متناسب با نوع رفتار و كردار آدمى است. استكبار امروز، سرافكندگى فردا را به دنبال دارد. «يستكبرون - داخرين»
آيه شماره 19 از سوره مبارکه غافر
متن ایه
يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ
ترجمه
خداوند از خيانت چشمها و آن چه دلها مخفى مىكنند، آگاه است.
تفسیر
ايمان به اينكه خداوند باطن همه چيز را مىداند انسان را از ظلم باز مىدارد. «ما للظالمين من حميم... يعلم خائنة الاعين»
علم خداوند تنها به ظاهر نيست، او باطن را هم مىداند. «خائنة الاعين و ما تخفى الصّدور»
آيه شماره 53 از سوره مبارکه زمر
متن ایه
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
ترجمه
بگو: «اى بندگان من كه بر نفس خويش اسراف (و ستم) كردهايد! از رحمت خداوند مأيوس نشويد، همانا خداوند همهى گناهان را مىبخشد، زيرا كه او بسيار آمرزنده و مهربان است.»
تفسیر
در تمام كلمات اين آيه لطف و مهر الهى نهفته است:
1. پيام بشارت را رسول خدا صريحاً اعلام كند. «قل»
2. خداوند انسان را مخاطب قرار داده است. «يا»
3. خداوند همه را بندهى خود و لايق دريافت رحمتش دانسته است. «عبادى»
4. گناهكاران بر خود ستم كردهاند و به خدا ضررى نرساندهاند. «اسرفوا على انفسهم»
5. يأس از رحمت، حرام است. «لا تقنطوا»
6. رحمت او محدود نيست. «رحمة اللّه» («رحمة اللّه» به جاى «رحمتى» رمز جامعيّت رحمت است، چون لفظ «اللّه» جامعترين اسم اوست).
7. وعدهى رحمت قطعى است. «انّ اللّه»
8. كار خداوند بخشش دائمى است. «يغفر»
9. خداوند همهى گناهان را مىبخشد. «الذنوب»
10. خداوند بر بخشش همهى گناهان تأكيد دارد. «جميعاً»
11. خدا بسيار بخشنده و رحيم است. «انّه هو الغفور الرحيم»