غضنفر بعد از عمليات داشته شهدا رو جمع و توي پلاستيک مي کرده بين شهدا يه زخمي بوده که به زحمت ميگه من زخمي هستم شهيد نشدم غضنفر ميگه بيا برو توي پلاستيک شهيد شدي بدبخت داغي نميفهمي