فک و فامیله داریم ؟!
میخواستیم بریم عروسی (2سال پیش) گفتم من نمیام امتحان دین و زندگی دارم یهو پدرم زد پشت گردنم گفت اخه پدرسوخته تو دین داری تا زندگی داشته باشی هیچی دیگه تو عمرم اینقدر قانع نشده بـودم رفتم عروسی پدر قانع کننده ای داریم ما چه فکر کردی!
سه روزه داریم یه غذارو میخوریم هر بارم که میخورم مامانم میپرسه خوب شده؟:|
مامان کد بانو داریم؟
فک و فامیله داریم؟
عاغا مادر بزرگ من رفته بود دکتر واسه ما تعریف میکرد رفتیم تو یه اتاق کوچیک زدنش تو برق یه جای دیگه در اومدیم! منظورش آسانسور بوده!^__^
فک و فامیله داریم عایا؟
عاقا من از همین تریبون به پدرم اعلام میکنم پدر عزیزم درسته که پیاز کلی فایده داره ولی دیگه کی با پیتزا پیاز میخوره؟
رفتيم تو اتوبوس!
جاي ايستگاه عوض كردن!
اين فاميل ما كه فكر كرد تو ايستگاه نگه نمي داره برگشته ميگه بيششششعور نگه دار!
فكو فاميله ما داريم!
کمدمو باز کردم میبینم چندتا از لباسای برادرم قاطی لباسامه
به مامانم میگم اینا چرا اینجاست؟
میگه برادرت گفته اینا رو نمیخواد بدمش به مستحق!
یه خاله دارم استاد سوتی ،همه پیشش سرتعظیم فرود میارن و به خدمت کمر میبندندی دوتا! ازجمله سوتیاش هم ایناس:نالونکس(نایلکس)، سانجویج(ساندویج)،سام سام(کیف سامسونت)و...
خلاصه این خاله ی ما چند سال پیش یه آقایی میاد خونشون براشون وسیله میاره،حالا نحوه تشکر خاله ام تو حلقتون عمودمنصف:D
:خیلی ممنون آقای "مجاجری" دست و لینگ(یعنی پا)شما درد نکنه،پدری مادری هرکی حق داره برسه
ما: :)) =))
آقای مهاجری بنده خدا:0_o
این خاله ام یه گودزیلا داره دیروز اومده بود خونمون براش درمورد فصل زمستون انشا بگم:
من:در فصل زمستان پرندگان مهاجرت میکنند و به سرزمین های گرمسیر میروند
گودزیلامون:درفصل زمستان پرندگان مجاجرت میکنند
من:0_o
مهاجرت:0_o
آقای مهاجری:0_o
پسرخاله راه مادر ادامه بده است ک ماداریم!!!!
عاغا ی روز با فک و فامیل مجردمون ی ماشین پیچوندیم ک بریم ی جای تفریحی بیرونه شهر...
حالا فک کنیدده یازده نفر آدم با ی ماشین!!!!!!
هیچی دیگه همه رو هم سوار شدیم درا را هم ب زور بستیم ک دیدیم پسر داییم داره بیرون بال بال میزنه..
وقتی دید دیگه چاره ای نیس پرید تو صندوق ...
خدا نصیبتون نکنه تو راه پلیس نگهمون داشت, عاغا ما را میگی زرد کرده بودیم.
گفت همتون پیاده شید ببینم .ما هم با هزار تا صلوات پیاده شدیم. گفت حالا اصن کمربند و صدای ضبط و سرعت غیر مجاز و سر نشین اضافی و ... هیچی شما چجوری 9 نفری سوار شدید ؟؟
عاغا دختر خالم ک خیلی جکه شروع کرد ب ننه من غریبم بازی ک همین الان خبر دادن عمم تو جاده تصادف کرده باید بیایم واسه تشخیص هویت ما هم واسه اینکه قشنگ تشخیصش بدیم و ی وقت خدایی نکرده اشتباه نشه عجله ای اومدیم...
پلیسه ک ی جوونی هم بود داشت میپکید از خنده ولی خودشو کنترل میکرد ک نخنده.
گفت حالا صندوقا بزنید بالا بعدن ب عمتون رسیدگی میکنیم.
ما اصن حواسمون ب پسر داییم(جوجه تیغی) نبود با چ اعتماد ب سقفی پسر خالم صندوقو زد :
عاغا چشمتون روز بد نبینه تا در باز شد و پسر داییم پلیسه را دید زرد کرد و شروع کرد ب چرت و پرت گفتن ک ب خدا اینا زورکی منا آوردند و...
دیگه خودتون اون لحظه را تصور کنید ک پلیسه از شدت خنده نمیتونست حرف بزنه و با دست اشاره میکرد ک بریم....!!!!!
آخا كل فک و فايمل خونه مادربزرگ گرام دعوت بوديم
منم از قضا ی شلوار فاق بلند پوشيده بودم(ببين فاق بلندا)
خلاصه همه گرم گفتگو بودن,ک ب یكباره مادربزرگم صدام كرد بهنام جان بيا كارت دارم
حالا مكالمه مارو داشته باش:
من:بله مادر جون؟:
مادربزرگم:قربونت برم ميخوای كمربند بابابزرگو بهت بدم؟:
من:خدا نكنه مادر جون,كمربند واس چی؟:
مادربزرگم:خشکت چسبيده ب زمين,شلوارت ميوفته جلو همه آبروت ميره ها
من: :(
فقط من ديگه: :((
مادربزرگ ب فكر من دارم عايا؟؟؟
یه روز خانوادگی رفته بودیم پیک نیک. موقع برگشتن مامانم یه دسته گل بزرگ درست کرد و با خودش آورد و گذاشت تو گلدون. فرداش دیدیم یه عنکبوته خوشگل لای گلها بوده و با ما اومده تو خونه.
از یه طرف میترسیدیم بهش دست بزنیم، از یه طرف هم دلمون نمیومد بکشیمش. خلاصه طی یه عملیات نفسگیر با یه تیکه کاغذ برش داشتیم و از در پرتش کردیم سمت باغچه و نجاتش دادیم.
چند دقیقه بعد مادربزرگم از راه رسید. همگی برای خوشامدگویی جلوی در جمع شده بودیم. مادربزرگم تو حیاط ایستاد و همینطور که زیر لب میگفت: پدرسوخته، چند تا لگد به زمین زد. بعد با غرور اومد جلو و گفت: مادرجون یه عنکبوت تو حیاط بود گفتم الان میاد تو خونه تون زدم لهش کردم!!!!
من |:
خانواده من |:
مادربزرگم D:
عنکبوته C:
یعنی می خواستم به مامانم با دوستش کامپیوتر یاد بدم اگه میرفتم اون وقتی که برای اونا تلف کردم درس میخوندم الان ۲ تا دکترا داشتم <به خدا >
رفتم شیییییش ساعت تو اتاق آرایش کردم اومدم بیرون میگم نظرتون چیه؟
گودزیلای هفت ساله ی عمم میگه ممنونم که موجبات خنده ی مارو فراهم میکنی :|
سوالهای رایج فامیل ها:
بچگی :مامانو بیشتر دوس داری یا بابارو؟
دوره مدرسه :معدلت چند شد؟
دوره دانشگاه :درست کی تموم میشه
بعد دانشگاه :پس کی میخوای ازدواج کنی؟
بعد ازدواج :پس کی میخوای بچه دار شی؟
بعد تولد بچه :این بچه قیافش به کی رفته؟
برادرم اومده میگه :روزه ای؟
من :چرا نباید نباشم؟
برادرم :آخه الان تو رساله خوندم روزه به معلول های ذهنی واجب نیست!!!
آخه این همه لطف و عشق و محبتو چطوری من هضم کنم؟ :-!
بابام تو یه برهه نامعلومی از تاریخ زندگی کرده که قیمت همه چیز... از پسته و گردو و گوشت گرفته تا سلمونی و کافه و قیمت زمین و و و یه شاهی بوده:))))
کاملا واقعی
یکی از فامیلامون میگه ۱کیلو گردو خریدم ۲ کیلو مغز داده بغلیشم میگه از کجا خریدی؟
من-:)
فامیلون :-)
گردوها :-#
فامیله ما داریم؟
امشب رفتیم روضه خونه یکی ازاقوام, گودزیلامون۴سالشه, رفته توی اشپزخونه, میگه پس چراشامونمیارید?
مارومیگی? بخارشدیم ازخجالت!
اسن ی وظی