راسخون

:.¸¸.•`¯`•.¸ دلنوشته های زیبای مهدوی :.¸¸.•`¯`•.¸

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

ظهور مهدی زیباست؛ زیرا ظهور زیبایی‌هاست.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

ای پدر! که دل خسته در چاه غیبت نشسته‌ای، ظهور کن که «یا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ (یوسف:97)‌؛ ای پدر ما! آمرزش گناهانمان را برایمان بخواه، به راستی که ما خطاکار بودیم.»

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

جز او به هیچ واقعه‎ای دل نبسته‎ایم، موعود جمعه! چه زمان جمعه موعود می‎رسد؟

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

ظهور مهدی زیباست؛ زیرا ظهور زیبایی‌هاست.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

کدامین جمعه او مهمان خانه‌هایمان می‌شود و لبانمان، خندان به مژده ظهورش؟

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

به هوش باش که حسین علیه السلام را منتظرانش کشتند. ای منتظر تو چه خواهی کرد؟

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

کی می‎شود صبح ناشتای چشممان را به نگاه تو بگشاییم و شام تصویر تو را به قاب خواب‌هایمان ببریم و شب و روزمان در فضای ظهور تو بگذرد.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

آه! هجر تو ز درد و داغ دلگیرم کرد و اندوه و غم زمان زمین‌گیرم کرد. من پیر سال و ماه نیستم؛ اما این رفتن جمعه، جمعه ها پیرم کرد.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

در اضطراب، چه شب‌ها که صبح‌شان گم شد و چه روزها که گرفتار روز هفتم شد.

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

یا رب ظهور مهدی ما عن قریب کن 
بیرون دگر ز قلب جنابش شکیب کن 
تقدیر ما اگر نبود درک عهد وصل 
توفیق دیدن رخ ماهش نصیب کن 
تو هم یک گوشه چشمی به ما کن 
نگاهی هم به این بیچاره ها کن 
بلای هجر ما را مبتلا کرد 
عنایت کن ز ما دفع بلا کن

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

یار من یوسف نیا اینجا کسی یعقوب نیست 
لحظه ای چشمانشان از دوریت مرطوب نیست 
ای گل زیبای من از غربتت اشکی نریخت 
نازنین اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست 
نوبهارم در فراقت هیچ کس محزون نشد 
منجی انسانیت اینجا شرایط جور نیست 
گر چه در هر جمعه ای زیبا دعایت می‎کنند 
این دعاها بر زبان است جنسشان مرغوب نیست

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی؟ 
تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی 
عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت 
چه کودکانه دل سپردیم به بازی قسمت 
چه بی خیال نشستیم، نه کوششی نه تلاشی 
فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی 
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی 
خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن 
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی 
برای ما که دلشکسته ایم و خسته ایم نه 
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی 
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ها 
دوباره صبح، ظهر، نه، غروب شد نیامدی

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

هنوزم انتظار و انتظار است 
هنوزم دل به سینه بی قرار است 
هنوزم خواب می‎بینم به شب 
همان مردی که بر اسبی سوار است 
همان مردی که آید جمعه روزی 
و این پایان خوب انتظار است

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

شب از حضیض نهان سوی اوج می‎آیند 
چو وقت رسد، فوج فوج می‎آیند 
قسم به صبر و صفاشان به رأیشان سوگند 
به شیهه نفس اسب هایشان سوگند 
که گرد ظلمت شب به باره می‎شویند 
به خون تازه زمین را دوباره می‎شویند