راسخون

:.¸¸.•`¯`•.¸ دلنوشته های زیبای مهدوی :.¸¸.•`¯`•.¸

khodaeem1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 89277
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

khodaeem1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 89277
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

khodaeem1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 89277
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

khodaeem1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 89277
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

khodaeem1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 89277
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

khodaeem1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 89277
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

khodaeem1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 89277
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

تو آن دلیــل خدایی که حاضری امّا
بـرای آمـدنت نـدبه خوانده ام ؛ آقا

خدا کــند که بتـابی  به باور مـردم
و گل کنی به بلنــدی عشق در دلها

تو فصل آخر منظومه ی خدایی عشق
تمام ِ سوره ی یاسین ، طلیعه ی طاها

قــیامِ  حتمی عشقی ، قـعود در قلبم
ســرادقات جمـال ِ تو ، جنت المـأوا

بیاکه بی تو چه سرد است فصل ایمانم
و با تو سبــز و بهاری ، تمــام باورها

khodaeem1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 89277
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

دلم برای تو تنگ است ای سرا پاخوب

دلم برای تو تنگ است مثل تنگ غروب

چه لحظه های غریبی که بی تو میگذرند

چه روزگارعجیبی است بی تو ای محبوب

چقدربی تو به غربت شکست خاطرخاک

نیامدی وعطش درعطش زبانه کشید

نیامدی وزمین شعله شعله درتب شد

نشست خاطرآیینه هابه آه ملال

شکست خلوت آدینه ها به زمزم اشک

چقدر بی تو به حسرت دلم لبالب شد

نسیم نرگسی از گلشنی نمی خیزد

که تا به دامنش اندوه من بیامیزد

کسی کجاست غریب آشنا در این غربت؟

که از تبسم او روزگار تازه شود

و از شمیم نفس های اوغزل خیزد

تمام ثانیه ها بی تو میرود غمناک

ولحظه ها همه بی مهر تو غروب آلود

دلم هوای تو کرده است ای سخاوت محض

دلم هوای تو کرده است ای حلاوت وصل

دلم هوای تو کرده است باتمامت عشق

دلم هوای تو کرده است با تمام وجود

تودرکدام دیاری توبا کدام بهار؟

تودر کجای زمینی چه دیر شد دیدار

نشان کوی تو پرسیم از کدامین یار؟

زمین کویر تب آلوده ایست طوفان خیز

زمان خزان غم انگیز بی تو در تکرار !

بیا که مژده وصلت زمان به رقص آرد

بیاوداغ دل از خاطرزمین بردار !

 

khodaeem1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 89277
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

غروب جمعه دلم بوی یار می گیرد
افق افق دل من  را غبار می گیرد


نه با زیارت یاسین دلم شود آرام
نه با دعای سماتم قرار می گیرد


نوای ندبه صبحم هنوز ورد لب است
که نغمه عشراتم به بار می گیرد


دل صنوبریم زین هوای مه آلود
نه از فراق که از انتظار می گیرد


قسم به عصر که خسران قرین انسان است
مگر هر آنکه دانش خود را به کار می گیرد


بدان که دلبر ما جان برای یاری خویش
در این دیار هزاران هزار می گیرد


به گوش منتظران گو که صبح نزدیک است
اگر چه شب ز رفیقان دمار می گیرد


جمال یار چو خورشید عالم افروز است
حجاب نفس تو را زان نگار می گیرد


تمام دلخوشیم یک نگاه کوچک اوست
ز چیست یار من از من کنار می گیرد


اگر که یار نخواهد به جلوه غم ببرد
دل زهیر چو شبهای تار می گیرد

khodaeem1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 89277
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

پلک  بر هم زدی و شهر چراغانی شد
ماه ، دیوانه ی آن حالت عرفانی شد

قل هوالله احد گفتی و همپای ِاذان
خاک ، آکنده از آن لهجه ی قرآنی شد

ماهی ِ عشق ، در آرامش اقیانوست
دل به امواج زد و صخره ی مرجانی شد

دکمه ی پیرهنت بین کتابم جا ماند
نخ به نخ شعر شد و مایه ی حیرانی شد

یوسف ، آزاد شد از چاه ِ حسادت  ، اما
گوشه ی دهکده ای گمشده زندانی شد

مومیایی شده در مصر، خدایی دیگر
دل ِ یعقوب همان گونه که می دانی شد

حال هر کلبه ی برفی ، لب ِ کوهستانت
رقت انگیز تر از خواب ِ زمستانی شد.

 

عرق ِ شرم ِ پدر ... آب و کمی نان بیات
مشقِ هر روزه ی هر طفل دبستانی شد

آه ِ برخاسته از دودکش ِ همسایه
در سر ِ پنجره ها مایه ی ویرانی شد

بادها متفق القول ، شهادت دادند
گل سرخ از شب هجران تو قربانی شد

پشت هم می شکند شاخه ی زیتون و انار
باغبان ! باز هوا ابری و طوفانی شد

باد با خود نَبَرد لانه ی زنبوران را ؟!
گل ِ من ! وعده ی دیدار تو طولانی شد

شهد چشمان تو ، یک روز عسل خواهد شد
گرچه کندو پر از آهنگ پریشانی شد

زندگی نامه ی آیینه پر از ابهام است
نور ، آشفته ی آن تابش پنهانی شد

هیچ کس از دل و جان درد تو را درک نکرد
گرچه شعبان شد و هر کوچه چراغانی شد

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

اگر از ما راجع به امام رضا علیه السلام بپرسند چه خواهیم گفت؟
او مرد خوبی بود،او با سم کشته شد او در مشهد دفن شده است.
اگر راجع به امام زمان علیه السلام بپرسند؟
او زنده است روزی خواهد آمد .
راجع به امام باقر علیه السلام ؟...
امام نقی علیه السلام؟همون بود که یک خواننده به ایشون توهین کرد؟
کل اطلاعات خیلی از ما از ائمه حتی یک صفحه ام نمیشه.
پس ما چه جور شیعه ای هستیم؟!
خیلی از ما دین  را نفهمیدیم ائمه رو نشناختیم و درحق خدا بی انصافی کردیم. بیایید مقام شیعه رو بالا ببریم بیایید برای امام زمانمان یار باشیم
بفهمیم ...
هر روز از عمر ما میگذره و ما کجا سیر میکنیم؟!...

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

 

آقا سلام! ماه مبارک تمام شد
شب­های آخر من و ماه صیام شد
درهایی از ضیافت حق بسته شد ولی
پشت در نگاه شما ازدحام شد

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

عاقبت چشم گدا لايقِ ديدار نشد
جز غم دوریِ تان حاصلِ  بيمار نشد

سحری از طرفِ  کوچه ی ما بگذشتی
حيف اين ديده ی ماتم زده بيدار نشد

باز هم بغض من و جمعه ی دلگير شما
باز هم جمعه و قلبی که خريدار نشد

سالها منتظر سيصد و اندی مردی
من بميرم که دگر بار کسی يار نشد

بی سبب نيست که تنها شده ای آقا جان
چون بشر در رهتان  بنده ی دادار نشد

من نخواهم دگر اين چشمِ گنه کارم  را
به چه کارم  که دمی لايقِ رخسار نشد

همه دم خونِ  دل از اين دل غمديده خورم
بشکند دل که  دمی محرم اسرار نشد

نيست تقصير تو گر اين دل من را نخری
بر سر کوی تو چون زار و گرفتار نشد

خواب ديدم که به گوشم همه دم ميگفتی
هر چه گشتيم... يکي يارِ وفادار نشد

اين همه مدعیِ عشق من و مادر من
در عمل هيچ کسی مونس و غمخوار نشد

نيست از دين نبی بين شما جز سخنی
هيچ کس رهروِ آن احمد مختار نشد

او که دم می زند از بابِ غريبم همه دم
محرمِ رازِ علی حيدر کرار نشد

بهتر از يوسفم و راهیِ  بازار شدم
احدی  بهر رُخم  راهی بازار نشد

سالها بابت اين حجمِ گناهانِ  شما
جاده ی غيبت اين غمزده هموار نشد

گفته بودم که دعا بهرِ فرج بنماييد
بر دعاهای فرج بهرِ من اصرار نشد

گفته بودم نشويد از منِ دلداده جدا
حاصل دوریِ تان جز غم و زنگار نشد

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

‌ای آفتاب عشق و عدالت شتاب کن
باز آ قنوت باغچه را مستجاب کن
 
این خاک تشنه بی‌تو به باران نمی‌رسد
باغ خزان زده به بهاران نمی‌رسد
 
خورشیدی و زمین و زمان در مدار توست
مولای من بیا که جهان بی‌قرار توست
 
تنها تو منجی بشر و آدمیتی
اصلاً تویی که فلسفه‌ی خاتمیتی
 
تو سِرّ سجده‌های ملائک بر آدمی
تو رازِ سر به مُهرِ سحرهای عالمی
 
ماتمکده‌ست کعبه‌ی بی‌تو، خلیل عشق
چشمان توست کعبه، بیا ای دلیل عشق
 
با صد هزار جلوه‌ی مشهود می‌رسی
با نغمه‌ی الهی داوود می‌رسی
 
موسی شدی و طور به سویت شتافته‌ست
نیل است که به شوق تو سینه شکافته‌ست
 
سیمای تو ز یوسف مصری ملیح‌تر
همراه تو مسیح و تو از او مسیح‌تر
 
آیات حسن و فضل و کمال تو بی‌حد است
خوی و خصال تو همه عین محمد است
 
همراه توست معجزه‌های محمدی
داری به روی شانه عبای محمدی
 
مولا بیا به دین بده روح دوباره‌ای
با ذوالفقار فتح، شکوه دوباره‌ای
 
برپاست نهروان و جمل‌های دیگری
بیت الحرام و لات و هُبَل‌های دیگری
 
هر سنگ را نگاه تو سجّیل می‌کند
یا هر پرنده را چو ابابیل می‌کند
 
باز آ که دست ظلم و ستم را قلم کنی
باز آ که باز عدل علی را علم کنی
 
باز آ که در مدینه قیامت به‌پا شود
صحن و سرای حضرت زهرا بنا شود
 
در چشم تو شکوه الهی خلاصه است
صلح و جهاد تو همه عین حماسه است
 
در هر نگات نور خدا موج می‌زند
امید سیدالشهدا موج می‌زند
 
آمیزه‌ی صلابت و احساس دیدنی‌ست
در قامتت رشادت عباس دیدنی‌ست
 
سمت تو آب‌های روان سجده می‌کنند
بر خاک پات مُلک و مکان سجده می‌کنند
 
بی‌انتهاست نامتناهی‌ست علم تو
آئینه‌ی علوم الهی‌ست علم تو
 
تا واژه واژه‌ات ملکوت حقایق است
در هر نگات جلوه‌ی صد صبح صادق است
 
داری به دوش پرچم باب الحوائجی
در دست توست خاتم باب الحوائجی
 
چشم رئوف توست بهشت برین ما
نور ولایتت شده حصن حصین ما
 
دلبستگی به رحمت تو در نهاد ماست
پلکی بزن، نگاه تو باب المراد ماست
 
شوق تو در هدایت ما بی‌نهایت است
چشمان روشن تو چراغ هدایت است
 
برپا شده‌ست در دل عالم چه محشری
دیگر بتاب ماه خدا! یابن العسکری
 
من تشنه‌ی نگاه توام ایها العزیز
دلتنگ روی ماه توام ایها العزیز
 
تا کی نصیب ماست «اَرَی الخَلق» و «لا تُری»
کی می‌شود نوای «اَنا المَهدی» تو را ...
 
از سمت کعبه بشنوم ای جانِ جانِ جان
«عَجّل عَلی ظُهُورِکَ یا صاحِبَ الزّمان»

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

هستی پر از سنگ است، وقتی که دل تنگ است
این آسمان هر روز، در فکر نیرنگ است

وقت ظهورت را همواره می‌جوییم
با اینکه بخت ما، همواره پر ننگ است


دستم بگیر آقا از دست این دوران
از پای تا بر سر، این پایه‌ها لنگ است

با روح سبز تو این زندگی سبز است
بی تو جهان ما بی‌رنگ بی‌رنگ است

پای حضور تو بی وقفه می مانیم
امّا نفسهامان با ما سر جنگ است

با ساز این دنیا، جانانه رقصیدیم
سازی که بنیادش بر سینه و چنگ است


ملیحه سرکرده