:.¸¸.•`¯`•.¸ دلنوشته های زیبای مهدوی :.¸¸.•`¯`•.¸
صبحی دگر می آید ای شب زنده داران
از قله های پر غبار روزگاران
از بیکران سبز اقیانوس غیبت
می آید او تا ساحل چشم انتظاران
آید به گوش از آسمان اینست مهدی!
خیزد خروش از تشنگان اینست باران!
از بیشه زارِ عطرهای تازه آید
چون سرخ گل بر اسب رهوار بهاران
آیینه آیین حق ای صبح موعود!
ماییم سیمای تو را آیینه داران
دیگر قرار بی تو ماندن نیست در دل
کی می شود روشن به رویت چشم یاران
خون پاک شهدا منتظر توست بيا
سر مصباح هدا منتظر توست بيا
وارث خون خدا و پسر خون خدا
به خدا خون خدا منتظر توست بيا
صبح هم منتظر صبح ظهور تو بوَد
روز ما و شب ما منتظر توست بيا
بر سر گنبد زرّين حسين بن علی
پرچم کرب و بلا منتظر توست بيا
عَلَم و مشک و لب خشک جگر سوختگان
دستِ افتاده جدا منتظر توست بيا
فرق بشکسته ی زينب، سر خونين حسين
که جدا شد ز قفا منتظر توست بيا
بر سر نی سر جدّت به عقب برگشته
طفل افتاده ز پا منتظر توست بيا
آفتابی که چهل جا به سر نی تابيد
در دل طشت طلا منتظر توست بيا
آن يتيمی که سر پاک پدر را بوسيد
ناله زد «يا ابتا» منتظر توست بيا
بر ظهور تو دعا بر لب «ميثم» تا کی؟
تو دعا کن که دعا منتظر توست بيا
تا جمعه ظهور، دلم را صبور کن
پلکی بزن تمام مرا غرق نور کن
این من، مَنِ سیاهِ دلم را بلور کن
این لحظه های گمشده در اضطراب را
همسایه سلام و سرود و سرور کن
یا رنگ صبر بر شبِ تنهایی ام بپاش
یا غیبت همیشگی ات را حضور کن
هی انتظار پشت دلم صف کشیده است
تا جمعه ظهور، دلم را صبور کن
خطی بزن به دفتر شب های انتظار
ای آخرین ستاره روشن! ظهور کن