راسخون

:.¸¸.•`¯`•.¸ دلنوشته های زیبای مهدوی :.¸¸.•`¯`•.¸

farashbandzare کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3535
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

به بارگاه نگاهت بهار میِ‌بینم

بهار را بدرت جان نثار می‌بینم


به بال عشق تو بتوان بر اوج‌ها پر زد

فـلـک بـه نـام تـو انـدر مـدار می‌بینم

 

 


نوای نای دل کعبه جز ولای تو نیست

ط‌ـواف کـوی تو را افـتـخار می‌بـیـنـم

 

 

 


جـمـال کعبه ز خـال تو آبرومند است

وگرنه سنگ و گل بی‌عیار می‌بینم


چو سعی بی تو یکی پسته ایست دور از مغز

نـمـاز بـی تـو بـسی شـرمـســار می‌بـیـنـم


محمد و علی و فاطمه، حسن و حسین

ز چـهـر پـاک تـو مـهـدی، نـگار می‌بینم

 


مقام و حجر و حجرناودان و زمزم مهر

چو مستجار درت، خاکسار می‌بینم


به عشق روی تو بوسند حاجیان عرفات

تـو را فــروغ سـمـاوات یـار می‌بـیـنـم


به‌دور شمع گرانت وقوف و بیتوته است

به سوی خصم تو رمی جـمار می‌بینم

 


رخ تو چشمه خورشید و دیده ام خفاش

ز گرد و خاک معاصی است تار میبینم


تـو آفتاب گـران سـنـگ عـرصـه امـیـد

جهـان به‌راه تو چشم انتظار می‌بینم


رخ کریم تو از کعبه می دمد فردای

ازیـن سـرای گـل روزگار می‌بـینم


بتاب شمس پس ابر غیب، ای موعود

زمـانه در کـف قـوم شـرار می‌بـینــم

استاد شهریار

 

 

 

farashbandzare کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3535
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

ایّها العزیز؟!

کنعان دل، بدون تو شادی پذیر نیست
یوسف! ظهور کن که پریشان شدن بس است

گریه ... فراق ... گریه ... فراق ... این چه رسمی است؟!
دیگر بس است این همه گریان شدن بس است


تا کی گناه پشت گناه ایّها العزیز؟!
تا کی اسیر لذّت عصیان شدن؟! بس است

خسته شدم از این همه بازی روزگار
مغلوب نفس خاطی و شیطان شدن بس است

سرگرم زندگی شدنم را نگاه کن
بر سفره های غیر تو مهمان شدن بس است
-----

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

fatemeh_75 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10557
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 

مهدی جان !

اگر ما را به خیمه گاهت راهی نیست ، حرفی نیست ...  ، تنها پیراهنت را که  با عطر وجودت در آمیخته است .  بر صورتمان افکنند ،  باشد تا بیناییمان را به دست آوریم ، و به مسرت درآییم ، و در امن و امانت پناه گیریم.

 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

 

ali_81 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10633
|
تاریخ عضویت : دی 1388 

گفته های آیت الله بهجت درمورد امام زمان

 

*ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.


* دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.


* با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظره است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!

 

 

siyasi کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1011
|
تاریخ عضویت : مرداد 1394 

یا صاحب الزمان رمز ظهور تو ترک گناه و یکدلی و دعای ماست .. سلام مولای من، سلام معشوق عالمیان، سلام انتظار منتظران  ..

می‌خواهم از جور زمانه بگویم ، می‌خواهم بگویم و بنویسم از فسادی که جهان را چون پرده‌ای فراگرفته اما زمان فرصتی است اندک و انسان آدمی است ناتوان. پس ذره‌ای از درد دلم را به زبان می آورم تا بدانی چقدر دلگیر و خسته‌ام.

مولای من می‌دانی چند سال است انتظار می‌کشم. از وقتی سخن گفته‌ام و معنای سخن خود را فهمیده‌ام انتظارت را می‌کشم. بیا و این انتظار مرا پایان بده.

خسته‌ام از دست زمانه ، چقدر جور زمانه را تحمل کنم. چقدر ناله مظلومانه کودکان و معصومانی را که زیر ستم اند بشنوم و سکوت کنم. خودت بیا و این جهان سیاه را پایان بده. بیا و جهان را آباد کن. بیا و از آمدنت جهان را شاد کن. می‌دانی چند نوجوان هم سن و سال من آواره‌اند؟ چندین هزار کودک بی پناهند، خودت بیا و پناه بی پناهان باش

fatemeh_75 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10557
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 

 

 

lotfi64431 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 1527
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 

مولای من!
ای ناگهان تراز همه ی اتفاق ها
پایان خوبِ قصه ی تلخِ فراق ها
ای وارثِ شکوه اساطیر،جلوه کن
تاگم شود ابهت این ادعاها...
‏ " اللهم عجل لولیک الفرج ، وجعلنا من خیر أعوانه و أنصاره "
‏ " اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم "

mr_nariiman کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1160
|
تاریخ عضویت : مهر 1387 

فروغی بی بدل مهتـــاب دارد

 

و انگشتر عقیقی نـــــاب دارد

بیــــــا زاهد به گلـــــزار ولایت

که شیعه یک گل شاداب دارد

شنیدم هاتف غیبی چنین گفت:

عجب تاجی به سر ارباب دارد

 

lotfi64431 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 1527
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 

«بسم الله الرحمن الرحيم»

 السلام علیک یا مولانا یا صاحب الزمان (عج)

آقای مهربانم سلام...!

مدتی می‌شود که بهانه‌های مختلف، پنجره ی روشنی را بر من بسته است...
مثل همه ی اهل زمانه‌ام!
آخر مردمان زمانه ی ما،
به بهانه ی زندگی پر ز نور، در تاریکی سر می‌کنند...
به بهانه ی چیدن گلی، به بوستان نقاشی شده ی تابلوی کاغذی چشم می‌دوزند...
به بهانه ی سیرابی، سراب‌ها از پس هم می‌گذرانند...
و به بهانه ی انتظارت، بر پشت دیوار غیبت تکیه می‌زنند...
و...
بهانه پشت بهانه...

گویی کسی نیست تا برخیزد و بی‌بهانه، سنگی از این دیوار غیبت برچیند...!

آری...
حالا من هم از همان اهالی‌ام...
از اهالی کوی غافلان...
از اهالی سطرهای نقطه ‌نقطه...!

اما با همه ی نداشته‌هایم،
با همه ی نقطه ‌چین ‌هایم...!
هر از گاهی،
گرمی آفتاب مهربانی را، از پشت پنجره ی نیمه بسته ی دلم، احساس می‌کنم.
خورشیدی که به آهستگی،
با قدومی آرام و بی‌صدا...
بر داخل کلبه ی سرما زده‌ام، گرمی می‌چکاند...

باز هم مثل مردم زمانه‌ام...!

اما نمی‌دانم چه می‌شود که در جستجوی تابش بیشتر،
و آن‌همه حرص و ولع بیش از پیش، داشته‌هایمان را هم پشت گوش می‌اندازیم...
بیش خواستن کجا و اندک را هم ز کف دادن کجا؟

آقاجان...
چه می‌کنی با ما نامردمان؟
چه می‌کنی با این‌همه پنجره ی بسته و مهر و موم شده؟
چگونه از روزنه ی پنجره‌های سنگی، بر ما نااهلان می‌تابی و گرمیت را دریغ نمی‌کنی؟

مولاجان دلم برایت تنگ است...
تنگ‌تر از پیش...
بر من بتاب ای خورشید...
بر کلبه ی محقّر دلم باز هم بتاب...
باز هم بر همه ی مردمان زمانه‌ام بتاب...!

تا شاید گرمی نگاهت، خواب زمستانی را از چشمهای خواب‌زده ی مان بزداید...
بر ما بتاب...

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

 

lotfi64431 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 1527
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
 

آقای من، بر منابر و معابرمان فریادت می ‌زنیم تا بازگردی!

اما غافلیم از این که، آن که باید باز گردد شما نیستید! آن ما هستیم که باید به خودمان بازگردیم...!

مولا جان، از شما می‌ خواهیم تا صدایمان را بشنوی و نظری با گوشه ی چشمت بر ما افکنی!

امّا از یاد برده ‌ایم که شاهد و ناظر اعمالمانی و هفته ‌ای دو بار پرونده ی کارهایمان را برابر چشمات داری....

ضجّه می ‌زنیم و عاجزانه می ‌خواهیم، بلکه نشانی خیمه‌ ات را بگویی و ما سراسیمه خود را فدای قدومت کنیم!

امّا نمی ‌دانم، چرا نمی‌ توانیم امیال و خواسته ‌هایمان را فدای آمدنت کنیم....! مگر محبوب ما نیستی؟ مگر دائم آمدنت را نمی‌ خواهیم؟ پس چرا آن چه تو می ‌خواهی بر ما گران و سنگین و ناشدنی است؟؟........

همه‌ مان به دنبال آنانی می ‌گردیم که تشرّف حضورت را داشته‌ اند، امّا فراموش کرده‌ایم که هر دم، ممکن است از کنارمان بگذری......

یا صاحب الزمان... همه‌ مان آرزو می ‌کنیم، کاش شما را می‌ دیدیم و سلامی می‌ گفتیم. ولی فراموش کرده‌ایم که هر کجا سلامت بگوییم، پاسخ‌ مان می ‌دهی...
حتّی یادمان می ‌رود، در کوی و برزن ‌ها، بر هم سلام کنیم! شاید آن که از کنارش به آرامی گذشتیم..............

گل نرگس.... نمی ‌دانم چه شد، این همه عطر نرگس را از یاد بردیم.......
شما دعایی کن... شاید به حرمت دعایت، ما نیز بازگشتیم.......

 

mr_nariiman کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1160
|
تاریخ عضویت : مهر 1387 

ماما سلام!

مهدی‌ جان سلام!

گل نرگسم سلام!

آقا جان...!

می ‌دانم که دیر کردیم...
می ‌دانم که هنوزم که هنوز است، در انتظار آمدن‌ مان صبر می‌ کنی...!

می ‌دانم که با این همه انتظار و انتظار کردن‌ مان، هنوز هم الفبای انتظار را نیاموخته ‌ایم...!

امّا شما... امّا شما هنوز هم چشم امیدتان به ما مردم زمانه است...!

مولا جان...!

سال‌ هاست کنارمان بوده ‌ای!
سال‌ هاست که در کوچه ‌ها و خیابان‌ هایمان، از کنارمان به آرامی گذشته ‌ای....

سال‌ هاست برایمان دعا می ‌کنی و واسطه ی فیض ما با آسمانی...!

یا صاحب الزمان...

امّا ما زمینیان، با صاحب و امام‌ مان چه کردیم!؟

آیا این ما نبودیم که با گناهان‌ مان، شما را آزردیم و هر چه بیشتر بر دوران غیبت‌ تان افزودیم...!؟

یا بقیة الله...

ما همان‌ هایی هستیم که اَمان خویش را گم کردیم، امّا حقیقتاً به جستجویش برنخاستیم...!
ما همان ‌هایی هستیم که در سایه ی نام شما، روزگار گذراندیم، امّا قدمی برای زدودن نقاب غیبت از روی دلنشین شما برنداشتیم...

آقا جان...
می‌ دانم که همه ی حرف‌ هایمان ادّعایی بیش نبوده است...

امّا...

ای گل نرگسم...
با همه ی نبودن‌ ها و ادّعاهایمان...!
با همه ی بی‌ مهری ‌ها و ظلم‌ هایی که در حق شما روا داشتیم...!
باز هم بر ما گران است که شما را ببینیم امّا شما را نشناسیم...!

بر ما گران است که صدای همگان را بشنویم، امّا صدای دلنشین شما را نشنویم...!

مهدی جان...

بر ما گران است که الطاف شما را به عینه در زمین ببینیم، ولی دشمن بر ما طعنه زند و حقایق بودن ‌تان را انکار کند...

ای اَمان آسمان و زمینیان....
بر ما بتاب ای خورشید امامت...

یا صاحب الزمان، عجل علی ظهورک...

العجل العجل یا مولای یا صاحب العصر و الزمان

mr_nariiman کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1160
|
تاریخ عضویت : مهر 1387 
 

حقارت قلمم در نگاشتن برای تو چه افروخته هویدا می شود!

و بند بند واژه هایم در وصف تو چه عاجزانه منفک می شوند!

مولای مهربانی!

ساده و بی پیرایه گویمت ;

«««    مرا دریاب    »»»

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

khodaeem1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 89277
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

تا نیایی گره از کار بشر و ا نَشَوَد


درد ما جز به ظهور تو مداوا نَشَوَد...

 

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان..

khodaeem1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 89277
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

⚜️ای کاش کسی برای آقا تب داشت
⚜️یادی ز امام منتظر بر لب داشت


⚜️قربان غریبی ات شوم مهدی(عج) جان
⚜️ای کاش که صاحب الزمان، زینب داشت

 

🌺اللّٰھـُـم عجِّل لِوَلیڪَ الفَرَج🌺