راسخون

نه سلامم نه علیکم

hadikousha کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1358
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 

مولوی
نه سلامم  نه علیکم
نه سپیدم   نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمائم  نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینم
نه سرابم
نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم
نه حقیرم
نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم نه بهشتم
چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم ...

گر به این نقطه رسیدی
به تو سر بسته و در پرده بگویــم
تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی
خودِ تو جان جهانی
گر نهانـی و عیانـی
تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی

تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خود اسرار نهانی

تو خود باغ بهشتی
تو بخود آمده از فلسفۀ چون و چرایی
به تو سوگند
که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی
نه که جُزئی
نه که چون آب در اندام سَبوئی
تو خود اویی  بخود آی
تا در خانه متروکۀ هرکس ننشـــینی و
بجز روشنــی شعشـعۀ پرتـو خود هیچ نبـینـی
و گلِ وصل بـچیـنی....

atena28 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 79
|
تاریخ عضویت : خرداد 1388 

سلام به عنوان يك مخاطب ساده خدمت دوستي كه اين شعر زيبا را مقرر كرده اند عرض مي كنم:

بعيد است اين شعر از مولوي باشد سياق گفتارِ شعر بحرطويل است و بحرطويل يكي از قوالب شعري است.

لكن تا كنون نديده و نشنيده ام كه مولوي بحرطويل سروده باشد!

جهت اطلاع بنده و ديگر دوستان علاقه مند مرحمت بفرماييد آدرس اين شعر زيبا را مقرر كنيد.

موفق و منصور باشيد همواره.