بغلش كردم و گفتم...
شش روز از جنگ گذشته بود كه شهید شد .
خوابش را دیدم . بغلش كردم و گفتم : سراغ ما رو نمی گیری ؟
چیزی نگفت .
گفتم :تانگی اون دنیا چه خبره رهات نمی كنم!
گفت : فقط یه مطلب میگم اونم اینكه ما شهدا شب های جمعه می ریم خدمت آقا اباعبدالله (ع)...
شهید محمد رضا فراهانی - فرمانده عملیات سپاه همدان
راوی : حاج علی اكبر مختاران
خوابش را دیدم . بغلش كردم و گفتم : سراغ ما رو نمی گیری ؟
چیزی نگفت .
گفتم :تانگی اون دنیا چه خبره رهات نمی كنم!
گفت : فقط یه مطلب میگم اونم اینكه ما شهدا شب های جمعه می ریم خدمت آقا اباعبدالله (ع)...
شهید محمد رضا فراهانی - فرمانده عملیات سپاه همدان
راوی : حاج علی اكبر مختاران