راسخون

دلنوشته های محرم/

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

پیام خون خطابی آتشین است *** بقاءِ دیـن قرینِ اربعیـن است

کــه تــاریـخِ پُـر از خـون و شـهـادت *** سراسر اربعین در اربعین است

به دورانِ سیاهِ سلطه ی شب *** که میدوزند از افشاگران لب

جـهـادِ حـضـرت سـجـاد و زیـنـب *** بیانِ خطبه های آتشین است

زبـانِ زیـنـب٬این بـانـوی پُــر درد *** که هست آموزگارِ هر زن و مرد

چنـان در کـوفـه طـوفانـی به پـا کرد *** تو گویی خود٬امیر المؤمنین است

اسیران را چو بر محمل نشاندند *** تـو گویی تیر غم بر دل نشاندند

گُلی را چیده و در گِل نشاندند *** رقیه آن گل شادابِ دین است

 دیـار شـام با غـم ها قـریـن اسـت *** قلوب شیعیان زین غم حزین است

     مـزار زیـنـب و قـــبـــر رقـیــه *** تجلی گاه عشق عارفین است

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

تشنگان حرم عشق همه گوش کنید     آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

ناله واعطشا را همه خاموش کنید    آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

می رسد دم به دم از علقمه فریاد حسین    کیست این لحظه کند روی به امداد حسین

خیمه ها را همگی جمله سیه پوش کنید   آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

جسم عباس علمدار زمین افتاده    با لب تشنه نگهبان حرم جان داده

می ز جام غم و انده و الم نوش کنید  آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

کیست مردانه چو عباس علم برگیرد    رمق از پیکره ظلم و ستم برگیرد

علم اشک و عزا را همه بر دوش کنید    آب را از نظر خویش فراموش کنید

 

گل نثار تن صدپاره عباس کنید   با گل بوسه همه حرمت وی پاس کنید

جسم صدپاره عباس در آغوش کنید   آب را از نظر خویش فراموش کنید

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

ای زمین کربلا امشب منم با ساربان
قطع سازد ازبدن دست من وانگشترم
ای زمین ازخون یاران گشته ای چون گلسِتان
روی تو افتاده بی سرنوگلان ِپرپرم
غم ندارم ای زمین از زخم شمشیر و سنان
یادم آمد از گلوی خشک نازاصغرم
ای زمین کربلا دارم به هر جانب نظر
می کِشم من انتظار روی زهرا ،مادرم

چون به وقت مردنم بر سر ندارم هیچ کس
مادرم آید ببندد هردو چشمان ترم
ای زمین کربلا بودم تورامن میهمان
با لب تشنه بُرَد شمر لعین از تن سرم
ای زمین، جسم به خون غلتان بُوَد مهمان تورا
بر سر نی می رود تا شام رأس انورم

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

یا فاطمه رسیده محرم حسینت

بهار اشک و ناله در ماتم حسینت

ماهی که گردد از مین پرپر گل بهارت

ماهی که میهمان را لب تشنه سر بریدند

کبوتر حرم را با تشنه سر بریدند

شال عزا و بسته بانوی دل شکسته

ماهی که زینب تو صاحب عزای آن است

از داغ شش برادر دل خون و قد کمان است

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

بگویید عمه ش زینب بیایید. علی را بر در خیمه رساند

خدا داند که من طاقت ندارم.علی را بر در خیمه رسانم

علی جان چراغ شام تارم.فراقت برده آرام و قرارم

نچیدم حجلگاه شادی تو.ندیدم من شب دامادی تو

امیدم بود تو در هنگام پیری.عصای پیری مادر بگیری

به امیدی علی اکبر بیایید.در غم بر رخ لیلا گشاید

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

آمد محرم اهل عالم جمله اندر شور و شین - همچون خلیل الله سرکوی منا آمد حسین

باز از چه گردیده جهان پر از نوا یا بوالعجب - آمد بدشت کربلا شاهنشه عالی نسب

شد قلب های شیعیان خون از غم شاه عرب - در این زمین بیکس شود آن شهریار عالمین

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

اشک بریزازدیدگان طوفان غم برپا شده
چون بهردل های غمین گریه چو مرهم آمده
سوی عزیز فاطمه،آن مظهر لطف وصفا
با تیغ خشم وکینه ها آن ابن ملجم آمده
تا رأس او سازد جدا آن دشمن دین وخدا
شمرپلید بی حیا با عزم محکم آمده
آن زاده زهرا ببین شد رأس او ازتن جدا
خیل ِعظیم ِغصّه ها بر خلق عالم آمده
دریای خون جاری شده درسرزمین کربلا
از جورخیل اشقیا این بحر و این یم آمده
زینب به دشت کربلا دارد به صد شور ونوا
سوی دگر طفلان او همپایه ی غم آمده

yasbagheri کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6297
|
تاریخ عضویت : آذر 1390 

اگر دردی که داری بی علاج است
به هر دردی دوا دارد ابوالفضل

yasbagheri کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6297
|
تاریخ عضویت : آذر 1390 

گر چه بی دستم ولی من دستگیر دست هایم

نام من عباس و مفتاح در باب الشفایم

مادرم قنداقه ام را دور بیرق تاب داده

من ابوالفضلم دوای درد های بی دوایم

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

"آنها كه تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب كرده ‏اند - در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نكرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده ‏اند؟ دکتر علی شریعتی

 

ahmadfarm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7792
|
تاریخ عضویت : آبان 1390 

مقتدایان امام حسین‏ علیه السلام كسانى هستند كه از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏كنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق می كند. دکتر علی شریعتی

hoseinh1990 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2645
|
تاریخ عضویت : آذر 1391 

امسال محرم واسم خیلی فرق داشت

نمیدونم چه فرقی

ولی دلم گرفته بیشتر از هر سال

hoseinh1990 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2645
|
تاریخ عضویت : آذر 1391 

السلام علیک با با عبدالله

hessamnice کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 4099
|
تاریخ عضویت : خرداد 1392 

میگن هر جا دیدی کم آوردی بگو یا ابوالفضل ....

کم آوردم، دیگه دلی برام نمونده؛ هر چی بوده پاره پاره شده....دستمو بگیر یا ابوالفضل

hessamnice کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 4099
|
تاریخ عضویت : خرداد 1392 

یا حسیـــــن ...

کمی تربت می خواهم ... 

زیاد نیست ...

خاک چادر خواهرت زینب را می خواهم ... 


امـــــــان از دل زینـــــــب ...