دلنوشته های محرم/
یا حسین تو به یارانت چه گفتی
که اینگونه سر به پایت ریختند
آرام باشید...
صدایی می آید از دور...
گویی مادری صدا می زند :ولدی"ح س ی ن"
پایش امضا زدند خیلی زود/نامه را تا زدند خیلی زود/نامه را تا نکرده درواقع/کوفیان جا زدند خیلی زود
زینب عفیفه ایست که در راه عصمتش
عباس می دهد نخ معجر نمی دهد
بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد
دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد
به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید
همی بوسم خاکی را که بوی کربلا دارد...
حب الحسین رشته تحصیلى شماست، دانش سراى عشق وجنون، شهر کربلاست؛
دررشته حسین شناسى موفقید، موضوع بحث، سینه زدن پاى روضه هاست؛ تاروز حشر مدرکتان را نمیدهند، برگ قبولى همه درپوشه خداست؛ پایین کارنامه هرکس نوشته است،
این مهرسرخ مهرشهنشاه کربلاست
ع ش ق...
عشق یک سینه میخواهد و هفتاد و دو سر بچه بازی که نیست...!!!!!
کعبه یک زمزم اگر در همه عالم دارد
چشم عشاق تو نازم که دو زمزم دارد
نه محرم نه صفر بلکه همه دوره سال
کعبه با یاد غمت جامه ماتم دارد
یک دست صدا ندارد. ولی در کربلا بی دستها غوغا میکنند
دلِ ما مقیم عرش خداست خونه مادریمون کربلاست
تو روضه ها سرتا پا همه خدایی میشیم وقتی که اشک میریزیم کرببلایی میشیم
نوکر سینه زناتم حسین وقف مجلس عزاتم حسین
من الازل تا ابد اسیر عشقت منم برای تو تو دلم حسینیه میزنم
میخونه این دل احساسیم بدونید حضرت عباسیم
قیمتیه خدایی این دل ناقابلم تا وقتی که سائل دست ابوفاضلم
آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد
بر روی کفنم به وقت مردن بنویسید
که من خاک کف پای عزادار حسینم
کامل ترین ایمان پیروی از حق است .