راسخون

دلنوشته های پاییزی ...

amirali123 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 15244
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

 

 

 

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟

باغ بی برگی  ،خنده اش خونی ست اشک آمیز

جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن

پادشاه فصلها ، پاییز

 

از عمر همیشه حاصلم پاییز است

انگار که در آب و گلم پاییز است

در فصل غریبه ها مرا دفن نکن

تاریخ تولد دلم پاییز است !

 

yasbagheri کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6297
|
تاریخ عضویت : آذر 1390 





کسی که رنگ پریدگی پاییز را ادراک کرده باشد، به نیرنگ گلهای رنگ رنگ دل نخواهد سپرد.

maryamjoon کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1178
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

گذر زمان را در جان خشک شده ات می

بینم،روزهای سرسبزی کجایند؟فکرش را می

کردی چنین روزی انتظارت را بکشند؟ما آدما هم

روزی هم آغوش خاک می شویم،همان گونه که

تو ای برگ هم آغوش زمین شدی...

maryamjoon کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1178
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

بمان ای برگ پاییزی در دفتر خاطراتم به

یادگاری...

amirali123 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 15244
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

.
شاخه با ریشه خود حس غریبی دارد
باغ امسال چه پاییز عجیبی دارد
غنچه شوقی به شکوفا شدنش نیست
با خبر گشته که دنیا چه فریبی دارد . . .

amirali123 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 15244
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

آه...

چه سخت است و حزین

تنها عطر تو را

در برگهای پائیزی حس کردن.....

و چه زیباست نم نم باران چشمانم

بر پیکر ظریف برگهای پائیزی

 

amirali123 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 15244
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

من همان برگم که بر روی درخت / لرزم از برد چنین پاییز سخت

در نهایت باید افتاد و گریست / به درخت گفت خداحافظ و رفت . . .