دلنوشته های پاییزی ...
دلنوشته های پاییزی ...
کسی که رنگ پریدگی پاییز را ادراک کرده باشد، به نیرنگ گلهای رنگ رنگ دل نخواهد سپرد.
از ازل بوده و تا ابد نیز خواهد ماند....
خدا پاییز را آفرید تا نشان دهد
درراه عشق هر اتفاق ساده ای معجزه میکند
حتی افتادن برگی از درخت.....
ولی افسوس انسان هیچ گاه این معجزه را ندید
وآن را زیر پا له کرد.....!!!!!!!!!
برگ از درخت می افتد بی آنکه من و تو بدانیم شاید در همین حوالی جایی میان فاصله همین رها شدن و افتادن دلی لرزیده است......
برگ زیر پای عابرانی که گویا خسته اند از این همه رها شدن و افتادن می شکند بی آنکه من و تو بدانیم شاید در پس این همه بی خیالی نگاهی به نگاهی گره خورده است و چیزی به نام مهر زاده شده است..
و این است معجزه عشق............
سپیده که سر بزند
در این بیشه زار خزان زده
شاید گلی بروید
مانند گلی که در بهار روییده
پس به نام زندگی
هرگز مگو هرگز
باد پاییزی اگر برگ خزان را می برد
مهر زهرا هم گناه شیعیان را می برد.
یا زهرا سلام الله علیه
نمیدانم چرا در قلب من پاییز طولانی است
هوای پاییز هوای دو نفره هاس
اما هر سال پاییز من تنها ترم
پاییز و صدای بارانش
صدایی واقعا شنیدنی و شمیمی بیاد ماندنی
آسمان دلتنگ است و می بارد، باران، اشکی است همراه با رحمت، رحمت خالقی بزرگ بر خاکیانی کوچک...
پاییز شاید غم انگیز باشد، اما زیباست، بیاییم حزن و اندوه افتادن ها و زیر پا له شدن ها را با چشم نوازی رنگ ها و صدا و عطر باران پاییز عوض کنیم
پاییز سرآغاز رویشی نو است
پاییــــــــــز مــرا عاشق میکند و بارانش مرا شیفته ،تو بگو با این دل پاییزی چـهـ کنمــ؟
کوچه به کوچه
رویا به رویا
در انتهای کوچه باغ به جای خالیت میرسم …
چه سخت است حضور عطر تو میان برگ های پاییز زده !
حرف تازه ای ندارم …
فقط خزان در راه است …
کلاه بگذار سر خاطراتی که یخ زده اند ،
اگر برگ درخت در پاییز نمی افتاد ، جایی برای روئیدن برگ های بهاری پیدا نمی شد.
هی پاییز
ابرهایت را زود بفرست
شستن این گرد غم از دل من چندین پاییز باران میخواهد...
اییز
فصل رسیدن انارهای سرخ است
و انار
چه دل خونی دارد
از رسیدن!
پاییز زیبا و عروس فصل هاست
برگ ریزان درخت و خواب ناز غنچه هاست
خش خش برگ و نسیم باد را بی انتهاست
هرچه خواهی آرزو کن فصل فصل قصه هاست . . .