خلاصه آن كه محيط خانواده و آموزشگاه و ساير اطرافيان كودك سازنده خلق و خوى اجتماعى وى هستند. آنان اند كه با روش هاى پسنديده يا ناپسند خود، به طور آگاه يا ناآگاه ، شخصیت طفل را پايه گذارى مى كنند و استعداد اجتماعى شدن كودك را به فعليت مى آورند. آنان اند كه در طول دوران كودكى ، طفل را براى زندگى اجتماعى آماده مى كنند و او را براى همكارى با مردم و سازش با محيط مجهز مى سازند.

تربيت خوب و بد

كسى كه از دوران شيرخوارگى تا پايان ايام بلوغ ، به خوبى تربيت يافته و استعداد اجتماعى اش با وضع شايسته اى به فعليت رسيده است ، كسى كه در محيط خانه و مدرسه و كوى و برزن به درستى بارآمده و به طور آگاه يا ناآگاه خلقيات پسنديده اى را از اطرافيان خود فراگرفته است ، وقتى به دوران جوانى مى رسد و وارد جامعه مى گردد، واجد شرايط لازم زندگى اجتماعى است . او قادر است با مردم به خوبى بياميزد و به آسانى عضو مفيد اجتماع گردد. او مى تواند خويشتن را با شرايط گوناگون محيط تطبيق دهد و خود را با تحولات سريع اجتماعى هم آهنگ سازد.

برعكس كسى كه از طفوليت بد تربيت شده و طبع اجتماعى اش شكل نامناسب به خود گرفته ، كسى كه از اطرافيان خود دانسته يا ندانسته صفات بد كسب كرده و با شخصیت ناپسند بارآمده است ، وقتى وارد جامعه مى شود، در سازش با محيط، ضعيف و ناتوان و احيانا وامانده و غيرقادر است . او در جوانى ، بر اثر عجز، از هم آهنگى با اجتماع و تطبيق دادن خود با محيط، همواره ناراحت و نگران است و مكرر با ناكامى و شكست مواجه مى شود و اين آشفتگى روحى ممكن است وى را به كارهاى ناروايى وادار كند و از خود عكس العمل هاى نامطلوبى بروز دهد.

محيط نيرومند اجتماع

گرچه خانواده و آموزشگاه و كوى و برزن سه عامل نيرومند در پايه گذارى شخصیت و ساختن خلق و خوى فرزندان بشر است و آدمى خواه ناخواه تحت تاءثير اين سه محيط مقتدر قرار دارد، ولى محيط اجتماعى ، كه آخرين كلاس ساختن اخلاق و شخصیت آدمى است ، به مراتب قوى تر از آن سه محيط است .

((گفته اند كه هر جامعه اى ارگانيسم اعضاى خود را تحت سازمان معينى درمى آورد و به اصطلاح ، افراد را واجد نوع معينى از شخصیت مى كند.

گفته اند با آن كه وجود اختلافاتى بين شخصیتهاى افراد يك جامعه جدايى مى افكند، اعضاى هر جامعه اى در زمينه شخصیت ، داراى هم مانندهايى هستند و از اين جاست كه انگليسى آرام به آسانى از فرانسوى پرشور متمايز است و آلمانى پرخاشگر با ايتاليايى خون گرم يكسان نيست و ژاپنى قانون شناس با كره اى گردن كش فرق دارد و همچنين كرارا از جنگ پرستى سرخ پوستان ماندان و آرامش دوستى سرخ ‌پوستان زونى و فزون جويى قبيله مانو و كناره گيرى و رخوت قوم بالى سخن رفته است . بايد ديد كه علت اين اخلافات چيست ؟)) (654)

((اين محيط اجتماعى است كه قسمتى از امكانات ارگانيسم را مورد استفاده قرار مى دهد و موافق مقتضيات خود آن را متعين و متشخص ‍ مى سازد. هركسى با امكانات ادراكى و عاطفى دامنه دار و متنوعى زاده مى شود، ولى اين امكانات اداركى و عاطفى ، چنان كه از معنى كلمه امكان برمى آيد، سرمايه اى بالقوه و به هيچ روى صورتى بالفعل و نظامى متحقق ندارند، بلكه به تدريج ، در برابر مطالبات محيط اجتماعى از قوه به فعل مى آيند و در قوالب معينى جارى مى شوند. پس جريان زندگى اجتماعى است كه به كسى ادراكات علمى مى دهد و خرافات را موضوع ادراكات كسى ديگر مى كند. جريان زندگى اجتماعى است كه يكى را اسير عاطفه عداوت مى گرداند و عاطفه محبت را بر ديگرى چيره مى سازد و باز همين جريان زندگى اجتماعى است كه عداوت يكى را متوجه ابناى نوع خود مى كند و عداوت ديگرى را به سوى موانع طبيعى و اجتماعى نوع انسان سوق مى دهد.

انسان از لحاظ خصايص اصلى ارگانيك در همه اعصار و اجتماعات تاريخى تقريبا يكسان بوده است ، ولى از لحاظ خصايص اجتماعى ، اقسام مختلفى يافته است . زن در همه جا ساختمان بدنى معينى دارد، ولى بنا بر تحقيقات دامنه دار مرگرت ميد، همه تيپ هاى شخصیت ، از تيپ فرمانبردار محض تا تيپ استقلال طلب و خودكام و پرخاشگر، در ميان زنان جامعه هاى گوناگون ديده مى شود.

خلاصه ، چنان كه فريس مى نويسد، ارگانيسم انسانى هرچه باشد در دست تواناى جامعه مى گردد و مطابق الزامات اجتماعى تشخص مى يابد.

جامعه به قدرى نيرومند است كه مى تواند از امكانات يك ارگانيسم ضعيف به حداكثر بهره بردارى كند و شخصیت توانايى بسازد، يا ارگانيسم نيرومندى را به صورتى درآورد كه با گوشه گيرى و رياضت و كشتن نفس ، امكانات عظيم طبيعى خود را عاطل و باطل گذارد و حتى با خودكشى به حيات خود پايان دهد.))(655)

كشش هاى اجتماعى به اندازه اى نيرومند و تواناست كه عموم مردم ، به استثناى افراد بزرگ و نوابغ ، از تمام مقرراتش پيروى مى كنند و بدون انديشه و فكر، خويشتن را با آداب و سنن منطبق مى سازند. محيط نيرومند اجتماع قادر است به آسانى جوانان را همرنگ خود نمايد و صفات و خلقيات خانوادگى آنان را كه هم آهنگ روش هاى اجتماعى نيست ، به دست فراموشى بسپارد.

جوان از نظر عقل و احساسات

نويسنده : محمد تقى فلسفى

منبع : islamicdoc