راسخون

جوک

rajaee2008 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 78
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 

مادر پسره براش می ره خواستگاری، پدر دختر می پرسه: خوب پسرتون چه کاره هست؟
مادره می گه: پسرم دیپلماته.
پدر دختر می گه: اوه چه عالی! یعنی چه کار می کنه؟
مادره می گه: یعنی از وقتی پسرم دیپلمش رو گرفته، همین طوری ماته!

rajaee2008 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 78
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 

چک نوشتن حیف نون:
231000 ریال
معادل دو سه هزار تومان.

rajaee2008 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 78
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 

حیف نون می ره عیادت یکی از دوستانش، وقتی می خواد بره به اقوام دوستش که اونجا بودن می گه: این دفعه مثل دفعه قبل نکنید که مریضتون مُرد و منو خبر نکردیدها!

rajaee2008 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 78
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 


حیف نون پاش درد می کرده، استامینوفن می اندازه تو جورابش محکم می بنده!

rajaee2008 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 78
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 


حیف نون پاش درد می کرده، استامینوفن می اندازه تو جورابش محکم می بنده!

rajaee2008 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 78
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 

ملا نصر‌الدین با دوستی صحبت می‌کرد.
- `خوب ملا، هیچ وقت به فکر ازدواج افتاده‌ای؟`
ملا نصر‌الدین پاسخ داد: ` فکر کرده‌ام. جوان که بودم، تصمیم گرفتم زن کاملی پیدا کنم. از صحرا گذشتم و به دمشق رفتم و با زن پر حرارت و زیبایی آشنا شدم اما او از دنیا بی‌خبر بود. بعد به قاهره رفتم؛ آن جا هم با زنی آشنا شدم که معلومات زیادی درباره‌ی آسمان داشت، اما زیبا نبود. بعد به اصفهان رفتم و نزدیک بود با دختر زیبا با ایمان و تحصیل کرده‌ای ازدواج کنم.`
- `پس چرا با او ازدواج نکردی؟`
- `آه، رفیق! متاسفانه او هم دنبال مرد کاملی می‌گشت!`

rajaee2008 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 78
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 

به حیف نون می گن: اسم دکترت چیه؟ می گه: ترابی.
می گن: اسم کوچیکش چیه؟ می گه: فیزیو!

sayyed208005 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 1130
|
تاریخ عضویت : آذر 1389 

 

حیف نون ساعت نه شب که می شه سطل آشغال ویندوزش رو خالی می کنه!
---------------------------------------
به حیف نون می گن: اسم دکترت چیه؟ می گه: ترابی.
می گن: اسم کوچیکش چیه؟ می گه: فیزیو!
------------------------------------------------
مادر پسره براش می ره خواستگاری، پدر دختر می پرسه: خوب پسرتون چه کاره هست؟
مادره می گه: پسرم دیپلماته.
پدر دختر می گه: اوه چه عالی! یعنی چه کار می کنه؟
مادره می گه: یعنی از وقتی پسرم دیپلمش رو گرفته، همین طوری ماته!
-----------------------------------------------
حیف نون تراکتور می خره، بلد نیست خاموشش کنه، می بنددش به درخت!
-------------------------------------
چک نوشتن حیف نون:
231000 ریال
معادل دو سه هزار تومان.
------------------------------------
حیف نون یتیم خونه افتتاح می کنه، روز اول، جلسه اولیا و مربیان می ذاره!
------------------------------------
حیف نون می ره عیادت یکی از دوستانش، وقتی می خواد بره به اقوام دوستش که اونجا بودن می گه: این دفعه مثل دفعه قبل نکنید که مریضتون مُرد و منو خبر نکردیدها!
---------------------------------------------
آبادانیه یه پنجاه تومانی تقلبی چاپ می كنه، لو میره، می گیرندش...
آبادانیه می گه از کجا فهمیدین کار منه؟
می گن: آخه کنار در دانشگاه تهران سمبوسه فروشی کجا بوده؟!
---------------------------------------------
حیف نون باباش می میره. بهش می گن مراسم نمی گیری؟ می گه: نه، به جاش می ریم مشهد!
-----------------------------------
حیف نون می ره خارج، یه موتور می دزده.
صاحبش داد می زنه !
No !No
حیف نون می گه: نو یا کهنه، من بردمش!
-----------------------------------
حیف نون می خواسته بره شهرک آزمایش برای امتحان رانندگی، صبح ناشتا می ره!
-----------------------------------
حیف نون پاش درد می کرده، استامینوفن می اندازه تو جورابش محکم می بنده!
--------------------------------------------
یه روز حیف نون با نیسانش می ره تو یه مغازه! وقتی افسر میاد تا کروکی تصادف رو بکشه، اونو می کشه یه گوشه و بهش می گه: 25000تومن می دم، توی کروکی بنویس مقصر مغازه بوده!
----------------------------------
حیف نون آشغال میره تو چشماش سر ساعت 9 می نشینه دم در!
----------------------------------