برای ثابت شدن اسلام فرد سه راه ذکر شده است:


کسی که شهادتین (أشهد أن لا اله الا اللّه و أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه) یا ترجمه آن دو را به هر لغتی بر زبان آورد، به اسلام او حکم می‌شود.
در صورت لال بودن، اشاره‌ای که بیانگر آن باشد، کفایت می‌کند.


حکم یاد شده، اختصاص به کافر اصلی دارد، امّا کیفیّت تحقّق اسلام در مرتدّ به نوع ارتداد و منشأ آن بستگی دارد.


اگر منشأ ارتداد، انکار توحید و رسالت بوده، گفتن شهادتین کفایت می‌کند و چنانچه منشأ آن، انکار برخی ضروریات مانند وجوب نماز و حرمت زنا بوده است، علاوه بر شهادتین، اقرار به آنچه انکار کرده نیز لازم است؛ هر چند برخی، گفتن شهادتین را در این فرض لازم ندانسته‌اند.


به جا آوردن اعمالی مانند نمازهای یومیه، روزۀ ماه رمضان و حج که ویژۀ مسلمانان است، بر مسلمانی انجام دهندۀ آن‌ها دلالت می‌کند، البته به‌ شرطی که پیشینۀ کفر نداشته باشد.
در صورت داشتن پیشینه، در دلالت انجام اعمال یاد شده بر اسلام وی اختلاف است. قول به عدم
دلالت، به مشهور نسبت داده شده است.


تبعیّت بر سه گونه است:


فرزند نابالغ، تابع پدر و مادر خویش است.
بنابراین، اگر
والدین یا یکی از آنان مسلمان باشند، فرزندان نابالغ ایشان نیز محکوم به اسلام هستند.


کودکی که جدای از پدر و مادر به اسیری مسلمانی در آمده است، در این که به تبع اسلام اسیر کننده‌اش محکوم به اسلام است یا نه و یا تنها در طهارت بدن تابع او است، نه سایر احکام، اختلاف است.

 


کودکی که در سرزمین اسلامی یا سرزمین کفر که مسلمانان نیز در آن‌جا زندگی می‌کنند، پیدا شده است، به اسلام او حکم می‌شود.