در سال 1345 در شهرستان بروجرد خیابان بحرالعلوم کوچه پارک شهید دریای کنونی در خانواده ای زحمت کش و مومن دیده به جهان گشود . نام وی را به رسم خانوادگی علی گذاشتند زیرا نام  پدر و برادرهای شهید با علی بود .

        پس از دوران کودکی در سال 1351 علی دوران دبستان را در مدرسه اقبال آ‌شتیانی واقع در خیابان سید مصطفی خمینی شروع کرد و  پنج سال ابتدایی را در همین مدرسه گذراند .پس از دوران دبستان به مدرسه راهنمایی مواهب رفت . کلاس اول راهنمایی را گذراند که با شروع سال تحصیلی جدید مردم از ظلم رژیم ستمشاهی خونشان به جوش آمده و به خیابانها ریختند و ایشان از ابتدای حرکتها درکنار بقیه دانش آ‌موزان تا آمدن امام (ره) لحظه ای آ‌رام و قرار نداشتند .

       در سال 1359 دوران راهنمایی را به پایان رسانید و در سال 1363 پس از پایان دوره دبیرستان موفق به ورود به دانشگاه اصفهان  در رشته علوم تربیتی شد . در مورد وضع زندگی خانوادگی شهید پدری کشاورز و مادری خانه دار داشت و در امر زراعت همدوش پدر به کار در مزرعه می پرداخت و زندگی را شهید در دامان طبیعت در کنار پدر و تحصیل دنبال می کرد و هیچ گاه در امر نماز غافل نبود زیرا سر لوحه ی خویش را پدر قرار داده بود پدری که در گرمای طاقت فرسای تابستان روزه می گرفت .

      در ارتباط با تحول در زندگی علی بعد از پیروزی انقلاب مستحکم تر شد به اعتقادات مذهبی و فرمایشات رهبر عظیم الشان حضرت امام و کناره جستن از افرادی که اهل نماز و روزه نبودند و حتی تنفر از گروهکهای ضد انقلاب و حتی در گیری در آن سن نوجوانی. و در زمانی که جنگ ناخواسته به ملت ایران تحمیل شد بارها قصد رفتن به جبهه کرد ولی متا سفانه به دلیل کمک به پدر مجبور شد نرود و نظرش هم درست در جهت پیروی از خط و گفته های حضرت امام بود .

       در هنگامیکه علی در ارتباط با انجمن اسلامی دانشگاه فعالیت های خود را انجام میداد و تصمیم گرفت به جبهه برود در آن موقع بروجرد مورد تاخت و تاز هواپیماهای دشمن قرار داشت و در تاریخ ٢/11/۶۵ هنگام سر کشی از خانواده در بروجرد موقع بمباران هوایی دشمن به درجه رفیع شهادت نائل شد . رابطه علی با پدر و مادر بسیار صمیمانه بود حتی پدرشان از بقیه بچه ها او را در امر کشاورزی بیشتر مورد مشورت قرار میداد و در مواقع فراقت وقت خود را بیشتر با قرآن هم آغوش می کرد . بعد از شهادت علی پدر وی هم سال بعد دار فانی را وداع گفت . شهادت علی برای پدر و مادرش چون همیشه زمزمه ی جبهه رفتن می کرد طبیعی بود.پدرشان می گفتند علی به آن چیزی که می خواست رسید و ما هیچ وقت علی را آن جور که بود  درک نکردیم

با دورود به روان پاک شهیدان گلگون کفن اسلام